آداب سفر در اسلام

 اسلام برای هر چیزی نظر و حکمی دارد. به‌طور طبیعی یکی از افعال مکلفین، سفر است که به‌طور طبیعی در حوزه فقه، احکامی برای آن بیان می‌شود، ولی آنچه بیشتر در این‌جا مدنظر است توجه به حوزه‌های شناختی، روان‌شناختی و اخلاقی سفر است که در کتابهایی چون حلیه‌المتقین علامه مجلسی به آنها پرداخته شده است.


سفر که در مقابل حضر به معنای خارج شدن از شهر و آشکار شدن در منطقه باز و خارج از منزل است، در قالب سیر آفاق تأثیرات شناختی و روان‌شناختی به‌جا می‌گذارد و همان اندازه که شناخت انسان را نسبت به حقایق هستی و قدرت و جمال و جلال خداوندی آشکار می‌کند، موجب عبرت‌گیری، درس‌گیری از سبک زندگی دیگران، تغییر در رفتار و اخلاق، تقویت پایه‌های ارتباط اجتماعی فرد، تعامل و تبادل فرهنگی و مانند آن می‌شود که به حوزه روان‌شناختی فردی و روان‌شناختی اجتماعی باز می‌گردد.
خداوند در آیاتی از جمله ۴۵ سوره حج و ۲۱ و ۸۲ سوره غافر مسلمانان را تشویق به سیر و سفر در آفاق جهان می‌کند و در آیه ۶۲ سوره نمل فرمان می‌دهد که این کار برای مقاصد و اهداف مهمی باید انجام گیرد که برخی از آنها در قالب فلسفه سفر و اهداف آن بیان شده است.
لزوم سفر  به هدف کسب دانش و عبرت‌گیری
البته جنبه‌های اقتصادی و تجاری سفر را نمی‌توان نادیده گرفت ولی این جنبه در کنار جنبه‌های شناختی، روان‌شناختی و فرهنگی آن شاید آنچنان مهم نباشد؛ زیرا ماهیت و هویت انسان تحت تأثیر عوامل اخیر است که سعادت و شقاوت را معنا می‌کند.
از همین‌رو خداوند در بیان آداب سفر، شرط اصلی و اساسی را توجه‌یابی مسافر به حوزه شناختی و نعمت‌های خدادادی بیان می‌کند و در آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره زخرف بر لزوم یادآوری نعمت‌های الهی و توجه به سفر آخرت، هنگام سفر و سوار شدن بر وسیله نقلیه و تسبیح‌گویی تأکید می‌کند.
بنابراین، شخص می‌بایست در هنگام سفر نیت خیر داشته باشد و از خداوند بخواهد تا سفرش را به عنوان منبع شناختی و آگاهی و کسب دانش و عبرت قرار دهد و زمینه برای تغییرات اصلاحی در جان و جامعه و جهان را فراهم آورد. پس هنگامی که سوار وسیله نقلیه می‌شود نام خدا را بر زبان و قلبش جاری کند و یادآور نعمت‌های خداوند بر خود و دیگران شود و این دعا را بخواند که در آیات ۱‍۳ و ۱۴ سوره زخرف آمده است: سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین و انا الی ربنا لمنقلبون؛ یعنی پاک و منزه آن خدایی است که این وسیله را رام و مسخر من ساخت و اگر اراده خداوند نبود برایمان چنین تسلطی بر این وسیله ممکن نبود و ما هر آینه به سوی پروردگارمان برمی‌گردیم. و برای اینکه سلامت به مقصد برسد این جمله را در قالب دعا بخواند که حضرت نوح(ع) در هنگام سوار شدن بر کشتی و عبور از دریای توفان بلا و عذاب گفت: بسم‌الله مجریها و مرساها ان ربی لغفور رحیم (هود، آیه۴۱)
برخی آداب سفر
در سنت و سیره پیشوایان دین یعنی هم در مقام گفتار و هم در مقام عمل، روایات و احادیثی آمده است که بیانگر سبک زندگی آنان و آداب مسلمانی در سفر است. به عنوان نمونه امام‌ صادق(ع) در بیان اهداف سفر به نیت خیر این‌گونه توجه می‌دهد و می‌فرماید: مسافرت باید برای یکی از این سه امر باشد: ۱- تهیه توشه آخرت ۲- تأمین معاش و زندگی ۳- لذت مباح و تفریح غیر حرام.
از دیگر آداب سفر این است که تنها سفر نکند  و گروهی باشد و بهترین گروه سه تا هفت نفره است که یکی را به عنوان رهبر انتخاب کنند تا دچار هرج و مرج نشوند و نظام اجتماعی آنان به وسیله این رهبر حفظ شود.
دعا کردن برای حفظ خانواده از هرگزند، خواندن دو رکعت نماز در رکعت اول سوره توحید و در رکعت دوم سوره قدر و سپس خواندن این دعا توصیه شده است: «اللهم انی استودعک نفسی و مالی و ذریتی و دنیای و آخرتی و امانتی و خاتمه عملی»
در آیات قرآنی از جمله آیه ۸۰ سوره نحل به این نکته توجه داده شده که برای سفر بار سنگین برندارید بلکه ره ‌توشه‌ای که برمی‌دارید سبک باشد تا حمل و نقل آن آسان شود.
سفر حتی اگر تفریحی باشد تا شخص از نظر روانی به آرامش دست یابد می‌تواند موجب آسایش هم شود و شخص با خرید و فروش کالایی می‌تواند از سفرش سود مادی نیز برگیرد و این کار مستحب و خوب است و آیه ۲۰ سوره مزمل به نوعی این بهره‌ بردن از فضل الهی را مورد توجه قرار می‌دهد.
تأمین امنیت خود و دیگر همسفران از دیگر آداب سفر است که در آیات قرآنی چون آیه ۴۱ سوره هود و آیات سوره قریش و ۱۵ سوره سباء به آن توجه داده شده است. پس رعایت اموری چون بستن کمربند ایمنی، سرویس اتومبیل پیش از سفر، تأمین وسایل آسایش از مواد غذایی و بهداشتی و مانند آنها می‌بایست در برنامه سفر قرار گیرد.
کمک به درماندگان و در راه‌ماندگان از دیگر آداب سفر است که در آیه ۲۱۵ سوره بقره به آن توجه داده شده است. بنابراین، اگر در راه کسی را دیدیم که نیاز به کمک دارد و اتومبیل و وسیله نقلیه‌اش مشکل پیدا کرده و یا به سوخت نیاز دارد به او کمک کنیم.
از دیگر آداب سفر که در قرآن به آن اشاره شده دعوت دیگران از خویشان و دوستان به همراهی در سفر است. این مطلب را می‌توان از آیات ۵۸ و ۵۹ سوره یوسف به دست آورد.
سفر تنها نباید تفریحی و برای سرگرمی باشد بلکه از سفر باید به عنوان یک کلاس درس بهره گرفت. مؤمنان صدر اسلام حتی از سفرهای جهادی برای آموزش دین و شناخت هستی، فلسفه زندگی، فلسفه احکام، شناخت احکام و راه به کارگیری آن سود می‌جستند و آن سفرها را به کارگاه عملی تبدیل می‌کردند. در حقیقت سفرها در حکم دانشگاه‌های علمی کاربردی بود. از همین‌رو خداوند سفر را با چنین عنوانی در آیه ۱۲۲ سوره توبه معرفی کرده است.
در سفر تبلیغی باید تنها به آموختن اکتفا نکرد بلکه به تبلیغ دین و مذهب نیز پرداخت و با رفتار خوب و اخلاق خوش، دیگران را به حقیقت اسلام آگاه کرد؛ چنانکه بسیاری از ملت‌ها به سبب همین سفرها به اسلام گرویدند.
همچنین بهتر آن است که سفر در روز انجام گیرد تا انسان بتواند از مسیر لذت برد و عبرت گیرد، خداوند این مطلب را در آیات ۱۳۳ تا ۱۳۸ سوره صافات بیان کرده است. در آیات و روایات آداب بسیاری برای سفر بیان شده که توجه به هر یک از آنها موجب می‌شود سفری دلپذیر، شاد، مفید و به یادماندنی داشته باشیم.