آداب خانه و خانواده

samamosبی گمان خانواده از مهم ترین نهادهای اجتماعی انسان است. شناخت مسایل آن به معنا و مفهوم شناخت مسایل اجتماع است، زیرا هر خانه و خانواده ای در حکم سلول های هستند که اجتماع از مجموعه آن ها با کارکردها و نقش های متمایز هر یک ساخته می شود. نویسنده در این مطلب با بررسی آیات قرانی بر آن است تا نقش آداب در تکوین و حفظ و سلامت خانه و خانواده را بازگو نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

جایگاه خانه و خانواده در ا سلام

انسان به عنوان اشرف آفریده ها ، دارای ویژگی ها و روابط خاص میان خود و دیگری است. از این روست که مجموعه ای از قوانین و حقوق در کنار اصول اخلاقی ، برای تعیین مرزها و حدود و خطوط روابط از سوی خداوند به نام دین فرو فرستاده شده است.

آن چه پیامبر گرامی (ص) درباره ماموریت و مسئولیت خویش بیان می کند، اتمام و تکمیل مکارم اخلاق می باشد که به نظر می رسد ، مجموعه ای خاص و ویژه ای از تعیین حدود رفتاری آدمی باشد که ما از آن به آداب تعبیر می کنیم. در حقیقت اسلام برای تعیین حقوق عقلانی و عقلایی و یا شرعی و تبیین محدودیت های حقوقی و یا تکمیل اصول و قوانین اخلاقی که بر اساس خرد شکل گرفته نیامده است ، بلکه برای این منظور آمده است تا افزون بر حقوق و اصول اخلاقی ، مجموعه ای نکات و لطائف زندگی را بازگو نماید که شرافت انسانی در خارج و رسیدن به خلافت الهی در گرو آن می باشد.

به سخن دیگر، تبیین و تعیین اموری که از آن به آداب یاد می شود، مهم ترین دغدغه ماموریتی پیامبر گرامی (ص) می باشد؛ زیرا بسیاری از قوانین حقوقی و اصول اخلاقی از طرق مختلف و گوناگون بارها و بارها در طول تاریخ بشریت از سوی خداوند گفته شده و عقل و خرد انسانی آن را شناخته و توصیه نموده و یا خرد جمعی و سیره عملی خردمندان آن را بازتاب داده است.

یکی از مهم ترین آداب در زندگی انسانی ، آداب خانه وخانواده است؛ زیرا خانواده بنیاد اجتماع و خانه محل شکل گیری مهم ترین و اساسی ترین اجتماع بشری است. هر چند که درباره خانواده گفته اند که کوچک ترین واحد اجتماعی است ولی می بایست اذعان کرد که این کوچک ترین واحد اجتماعی بنیاد و پایه هر اجتماعی است؛ زیرا بی خانواده سالم و کامل هرگز اجتماع سالم و کاملی تحقق نمی یابد و در حقیقت خانواده در حکم سلول های اساسی شکل گیری مجموعه ای است که ما آن را اجتماع می نامیم.

هر آسیبی به این سلول های اجتماعی می تواند، آسیب جدی به نظام وساختار اجتماع وارد سازد و آن را دچار بحران، تهدید و فروپاشی کند. این گونه است که مساله خانه و خانواده در اسلام به عنوان یکی از مهم ترین نهادها بلکه مهم ترین نهاد اجتماعی مطرح شده و برنامه ها ، آموزه ها و توصیه های بسیاری برای ایجاد، شکل گیری، حفظ ، بقا، سلامت و مدیریت آن تبیین و توصیه گردیده است.

خانه هر چند که به ظاهر اتاق ، جا و یا چاردیواری با سقفی است که انسان در آن زیست می کند و به عنوان آشیانه آسایش و ارامش خویش بر می گزیند ولی در حقیقت یکی از اساسی ترین مراکزی است که می توان گفت که اجتماع در آن شکل می گیرد. آدمی در خانه است که می آموزد تا حقوق دیگران را مراعات نماید و نسبت به بسیاری از امور گذشت کرده و کوتاه آید و نسبت به بسیاری دیگر حساس بوده و واکنش های تند و سختی بروز دهد. در حقیقت جاذبه و دافعه را در آن جا می اموزد و حقوق دیگری و مراعات آن را در آن جا تجربه می کند ؛ چنان که نخستین تجربه همکاری ، همدلی و همراهی با دیگری و هم چنین تحمل دیگری را در آن جا می چشد.

درخانه و خانواده است که آدمی ، نخستین شیوه رفتارهای اجتماعی را می آموزد و روابط اجتماعی به شکل ساده و سالمی در آن تعیین می شود و در عمل نیز می آموزد که چگونه می توان در کنار هم بودن و بهره مندی درست را در شکل نقش های اجتماعی ، تجربه کرد.

اصولا در اهمیت و ارزش خانه و خانواده همین بس که مهم ترین هدف و فلسفه زندگی بشر یعنی خوشبختی را انسان می تواند در آن تجربه کند و بچشد ؛ از این روست که خداوند در قرآن خانه وخانواده را مهم ترین عامل واصلی ترین کلید دست یابی به آرامش و آسایش یعنی مولفه های خوشبختی بر می شمارد و در آیاتی چون ۸۰ و۸۱ سوره نحل خانه را محل آرامش و نعمتی بزرگ برای بشر معرفی می کند و خواهان سپاس و شکرگزاری واقعی نسبت به این نعمت می شود.

در تحلیل قرآنی همان گونه که خانواده بنیاد آرامش و سکون انسانی است که اصولا خلقت و آفرینش همسر و جفت برای ایجاد و دست یابی بشر به آرامشی خاص است که از هیچ راه دیگری به دست نمی آید، هم چنین خانه به عنوان یک سرپناه و سرای زندگی بشر، عامل مهمی برای آرامش بشرمی باشد. از این روست که می فرماید: والله جعل لکم من بیوتکم سکنا ؛ خداوند است که برای شما از برخی از خانه هایان آرامش را قرار داد.(نحل، آیه ۸۰)

هر چند که نخستین خانه ها را غارها بر شمرده اند ولی آدمی روز به روز بر آن بوده است تا به جهات مختلف تغییراتی در خانه های خویش ایجاد کند که برای آرامش و آسایش مفید تر و سازنده تر باشد. از این روست که ساختن خانه های سبک و قابل انتقال از پوست حیوانات و جانوران (نحل آیه ۸۰) و سنگ ها و کوه ها (اعراف آیه ۷۴ و حجر آیه ۸۲ و شعراء آیه ۱۴۹) و صخره های سنگی و محکم (فجر آیه ۱۴۹) در کنار خانه های آجری و خشتی در دستور کار بشر قرار گرفت و انسان در این صنعت به نهایت مهارت و تبحر خویش رسید. (فجر آیات ۶ و ۸ و نیز اعراف آیات ۷۳ و ۷۴ )

فلسفه خانه سازی و تشکیل خانواده

دست یابی به خوشبختی از طریق تشکیل خانواده ، مهم ترین هدف و فلسفه ایجادی آن می باشد. از این روست که خداوند در آیات چندی چون ۱۸۹ سوره اعراف ، دست یابی به آرامش و سکون را به عنوان فلسفه تشکیل آن بر می شمارد و خانواده را کلید دست یابی به این مهم می داند.

آرامش به عنوان نخستین مولفه از دو مولفه اصلی خوشبختی یعنی آسایش، مطرح می باشد؛ زیرا اگر آرامش فراهم نباشد، آسایش نمی تواند خوشبختی را تحقق بخشد. از این روست که انسان آرامش را نخستین دغدغه و هدف در زندگی خویش می داند و به دنبال آن تلاش سخت و حتی جانکاهی را متقبل می شود.

خداوند در آیه ۸۰ سوره نحل به صراحت خانه را محل آرامش می شمارد و از انسان می خواهد تا به این عامل مهم در کنار عامل دیگر یعنی خانواده توجه داشته باشد. در حقیقت خانه و خانواده به عنوان مکمل یک دیگر عمل می کنند تا آرامش و آسایش فراهم آید و انسان طعم و مزه خوشبختی را بچشد و انگیزه ای پیدا کند تا برای دست یابی به خوشبختی دایمی و ابدی در مسیری که خداوند تعیین کرده حرکت نماید.

آداب خانه و خانواده

اگر به آیه ۸۰ سوره نحل توجه و دقت شود به آسانی می توان دریافت که خداوند با به کارگیری " من بیوتکم " برخی از خانه هایتان می کوشد تا مفهومی نهانی را به خواننده منتقل سازد. آن چه در این آیه مورد نظر است تاکید بر این مطلب است که آدمی نمی تواند آرامش و سکون را در همه خانه ها تجربه کند ، چنان که همه خانواده ها و همسران نمی توانند آرامش را به ارمغان آورند؛ زیرا به علل و عوامل گوناگون ، گاه شرایط به گونه ای است که نه تنها آرامش زا و یا اآرامش افزا نیست بلکه آرامش زدا می باشد و خانه و خانواده ، ارامش را از انسان سلب می کند.

ریشه این مساله را می بایست در چگونگی روابطی جست که در خانه و خانواده برقرار می باشد؛ زیرا در برخی از خانواده ها تنها بر حقوق تاکید می شود و همسران تنها در اندیشه تامین حقوق خویش می باشند و اصل اساسی زندگی مشترک یعنی مهر و محبت و عشق و مودت را فراموش کرده اند که بنیاد خانواده بر آن نهاده شده و استوار گشته است.(روم آیه ۲۱)

در حقیقت برخی از خانواده ها همانند خانه هایی می باشند از استحکام واقعی برخوردار نمی باشند وخانه های امین و استواری نیستند؛ زیرا به جای آن که رابطه میان آجرها را سیمانی محکم از عشق و مودت برقرار کرده باشند ، شماری از قوانین و حقوق سخت و محکم برقرار نموده است که خود نیازمند ، نرمی سیمان محبت هستند.

از این روست که خداوند از مردمان می خواهد که به جای تاکید بر حقوق و یا مسئولیت ها در اندیشه مودت و عشق باشند و به آن بها و ارزش بسیار دهند. تاکید بر احسان به عنوان عامل مودت و دوستی که به شکل گذشت و عفو نسبت به خطا و گناه دیگری انجام می شود، یکی از روش های قرآنی برای استحکام بخشی به خانه و خانواده است. در حقیقت آن چه به حکم سیمان در خانواده عمل می کند، مودت و احسان است نه حقوق و وطایف که برای شرایط استثنایی وضع شده است تا جلو افزایش تضاد ها و درگیری ها را بگیرد.

خداوند برای افزایش تحکیم خانه و خانواده ، اموری را به عنوان آداب خانه و خانواده بیان کرده است که در این جا به مهم ترین آن ها پرداخته می شود.

آیه ۲۹ سوره نور تاکید می کند که توجه به علم خداوند نسبت به اعمال بشر، زمینه ساز رعایت آداب از سوی بشر می باشد. از این روست که خواهان توجه به علم و احاطه خداوندی می شود و از بشر می خواهد که هرگز علم و حضور خداوند و نیز خشم و غضب وی را نسبت به خود نادیده نگیرند و هر عملی که انجام می دهند بدانند که خداوند ناظر و حاضر بر آنان است و روزی از این کارها بازخواست می کند.

برخی از آدابی که قران بیان می کند مربوط به خانه و چگونگی حضور در آن جاست. از جمله در آیات ۲۷ و ۲۸ سوره نور به مساله اذن گرفتن برای ورود به خانه دیگران اشاره می کند و می فرماید که انسان می بایست هر گاه می خواهد وارد خانه دیگری شود پیش از ورود در زده و از صاحب خانه اذن ورود بگیرد؛ زیرا اذن خواستن پیش از ورود به خانه دیگران به خیر و صلاح ا نسان می باشد.

هر چند که خداوند از بشر نخواسته تا برای ورود به خانه خویش اذن بگیرد ولی از ایشان می خواهد که هنگام ورود به خانه خود همانند ورود به خانه های دیگران سلام کرده و برای خود و ساکنان خانه از خداوند سلامت را درخواست نماید.(همان )

خداوند در آیه ۶۱ سوره نور از مسلمانان می خواهد تا هنگام ورود به هر خانه ای سلام کنند هر چند که کسی در خانه نباشد و تنها خود شخص وارد شونده در آن جا حضور داشته باشد، زیرا این گونه سلام در حقیقت سلام بر خود و درخواست سلامتی برای خویش می باشد.(مجمع البیان ، علامه طبرسی ، ج ۷ و ۸ ، ص ۲۴۶)

از دیگر آداب هنگام ورود به منزل و خانه ، معرفی خود است. خداوند در آیه ۲۷ سوره نور از واژه " استیناس" استفاده کرده ا ست که به معنا و مفهوم انس گرفتن است. کسی که خود را معرفی می کند و شرایط را برای ورود آماده می کند.

به سخن دیگر، انسان نمی بایست سرزده وارد خانه شود، بلکه هنگام ورود مقدماتی را به جا آورد تا صاحب خانه خود را برای استقبال اماده کند. از این رو ، معرفی خود، تحنح کردن (مجمع البیان ، علامه طبرسی ، ج ۷ و ۸ ، ص ۲۱۳) سلام کردن و کمی معطلی برای این که شخص با محیط انس بگیرد ، از آداب ورود به منزل دیگران دانسته شده است.

از دیگر آداب ورود به خانه آن است که از راه های طبیعی و معمولی وارد خانه شد. بنابراین ورود از راه پنجره و پشت بام و دیگر راه های غیر متعارف به دور از شان و آداب اجتماعی است که می بایست از آن پرهیز شود و اجازه نداد تا برای تغییر رفتار توجیه شرعی و قانونی به دست آورد.(بقره آیه ۱۸۹)

رعایت اصول تقوا و حفظ حریم خانه و خانواده از دیگر آداب ورود به خانه است که د رهمین آیه به شکلی دیگر بیان شده است. تاکید بر برخی از روش ها در حقیقت بیان مصادیق تقوایی است که به عنوان قانون کلی و حاکم در آیات دیگر بیان شده است. به سخن دیگر ، انسان می بایست کاری را انجام دهد که تقوا در آن مراعات شود و انسان را از بی تقوایی دور نگه دارد.

تاکید بر سلام و لزوم رعایت آن در هنگام ورود به خانه و خانواده ، هر چند فلسفه و اهداف مهم دیگری دارد ، ولی می توان گفت که یکی از آن ها ایجاد فضایی است که تقوا در آن رعایت شود، زیرا یاد کرد خداوند موجب می شود تا انسان در رفتارهای خویش مراعات تقوا را نماید و کاری به دور از شان و شئونات خانه و خانواده انجام ندهد.

کشب رضایت و مشاوره در خانواده از دیگر آدابی است که خداوند در آیه ۲۲۳ سوره بقره آن مطرح می کند. به این معنا که انسان در خانواده است که می بایست بیاموزد دیگران را تحمل کرده و ارا و انظار آنان را در نظر آرد و به کار گیرد. بسیاری از مردم از مشورت و رضایت جویی همسران سرباز می زنند و به خود اجازه نمی دهند تا دیگر اعضای خانه با آنان در امور مدیریتی در حد مشورت نیز وارد شوند.

مشورت جویی به معنای عمل به آن نیست بلکه به معنای احترام به دیگری، آگاهی بخشی دیگران از وضعیت موجود خانه و خانواده ، مشارکت بخشی در کارها ، تحمل دیگری و آثار و فواید دیگری است که بر این کار بار می شود. انسان می تواند با مشورت با دیگر اعضای خانه از عقل جمعی بهره مند شود و اگر صلاح کار خویش را بر اندیشه خویش بداند با عزم وارد شود ولی این بدان معنا نیست که دیگری را کاملا نادیده بگیرد.

به سخن دیگر، مشورت برای کسب ارا و آگاهی از نظرات و دیدگاه دیگران است هر چند که شخص می تواند بر اساس رای خویش عمل کند. این عمل موجب می شود تا دیگران احساس ارزش و ا همیت کنند و خشنودی و رضایت آنان نیز به شکلی کسب شود و حتی می تواند در تغییر رای و دست یابی به اندیشه برتر مفید باشد.

اگر خداوند در آیه ۵۸ سوره نور از اعضای خانواده می خواهد که با هم معاشرت داشته باشند، می توان گفت که مشورت جویی یکی از راه های دست یابی به هدف و وظیفه است؛ زیرا کسانی که باهم مشورت می کنند در معاشرت سبقت می جویند و روابط میان آنان شکل درست و بهتری می گیرد.

خداوند در آیات ۲۱ سوره روم و ۵۸ سوره نور از عواطف خانوادگی و اهتمام به آن در ایجاد ارتباط تنگاتنگ سخن به میان می آورد . این بدان معناست که اگر کسی بخواهد عواطف خانوادگی را تقویت کند می بایست برای دیگران ارزش مشورت را قایل شود و آنان را در جریان امور و کارها گذاشته و در حد معقول از آنان یاری و مدد جوید و به مشاوره های آنان توجه داشته باشد.

یکی از مهم ترین آداب خانه و خانواده پوشش در خانه است. بسیاری از اعضای خانه در زمان ما از پوشش مناسبی در خانه بهره نمی گیرند. خداوند در آیه ۵۸ سوره نور در هنگام بیان آداب رفت و آمد فرزندان در خانه و عدم جواز حضور آنان در خوابگاه همسران(پدر و مادر) در هنگامه ها و زمان های خاص می فرماید که زن و مرد می بایست با لباس خواب و لباس هایی که در خلوت می پوشند در خانه نگردند.

در حقیقت پوشش خلوت را نمی بایست در محیط خانه پوشید و همسران می بایست برای حضور در جمع دیگران ، لباس های خلوت و خوابگاه خویش را تغییر دهند و لباس های دیگری را بپوشند. این بدان معناست که حتی لباس خانه با لباس خلوت و خوابگاه متفاوت است ، چنان که لباس خانه با بیرون خانه متفاوت می باشد. این در حالی است که د ر برخی از مناطق زن و مرد از همان پوشش خلوت گاه در خانه و حتی مجامع عمومی استفاده می کنند و زمینه را برای فساد فرزندان و دیگر اعضای خانواده فراهم می آورند. پوشش نامناسب زن و مرد می تواند تاثیر منفی در پوشش فرزندان به جا گذاشته و آسیب های چندی را در جامعه پدید آورد.

تاکید خداوند در این آیه بر پوشش مناسب در خانه به معنای آن است که نمی توان با همان پوشش خوابگاه و خلوت به میان دیگر اعضای خانواده آمد و شد داشت.

این ها نمونه هایی از آداب خانه و خانواده است که در این مجال گفته آمد . بسیاری از مطالب ریز و درشت در این زمینه وجود دارد که می بایست با واکاوی در آیات و نیز مسایل روان شناسی اجتماعی آن راتحلیل و تبیین کرد. با این همه به سبب مجال اندک به همین میزان در این جا بسنده می شود.