آداب تجارت و بازرگانی در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

در اسلام برای هر کاری احکام تکلیفی بیان شده است که به عنوان احکام خمسه تکلیفی واجب و حرام و مستحب و مکروه و مباح شناخته می شود. البته از آن جایی که اسلام دین اخلاق بلکه محاسن و مکارم اخلاقی است و پیامبر(ص) مبعوث به مکارم اخلاقی است، فراتر از احکام قانونی و حقوقی، به آداب و لطائف اخلاقی و رفتاری نیز توجه داده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا برخی از آداب تجارت و بازرگانی را بیان کند تا سبک زندگی اسلامی در حوزه بازار و معاملات تبیین شود. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

  1. فراگیری احکام و آداب نخستین تکلیف: وقتی انسان در کاری وارد می شود می بایست همه ابعاد آن را بشناسد و حتی برجزئیات آن واقف باشد تا بتواند به شایستگی و بایستگی از عهده کار بر آید. از آن جایی که مساله اقتصادی پس از مساله عبادت مهم ترین و اصلی ترین تکلیف هر انسانی است(بقره، آیه ۳) و قوام جامعه به آن است(نساء، آیه ۵)، دانستن احکام و آداب این حوزه عمل انسانی نه تنها شایسته بلکه بایسته و به عنوان تکلیف و وظیفه اولی مطرح است. در حدیث است که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بر فراز منبر مى‌فرمود: یا مَعشَر التُّجّارِ ، الفِقْهَ ثُمَّ المَتْجَرَ ، الفِقْهَ ثُمّ المَتْجَرَ، الفِقْهَ ثُمّ المَتْجَرَ ؛ اى تاجران، اوّل مسائل واحکام شرعى تجارت را فرا گیرید بعد مشغول تجارت شوید». حضرت این جمله را سه بار تکرار کرد. (الکافی ، ج ۵، ص۱۵۰، حدیث ۱) کسانی که بدون شناخت نسبت به احکام شرعی و مسایل تجارت وارد این کار می شوند، به احتمال قوی در دام تجارت حرام و ربوی گرفتار می شوند و رزق حلال و طیب را به حرام و خبیث تبدیل می کنند. چنان که آن حضرت(ع) ادامه همان هشدار قبلی اش به این نکته توجه داده و فرموده است: «به خدا سوگند، ربا در این امّت از جاى پاى مورچه بر روى سنگ سخت پنهان‌تر است».

امام صادق(ع) نیز می فرماید: مَن أرادَ التّجارهَ فلْیَتَفقَّهْ فی دِینِهِ لِیَعلمَ بذلکَ ما یَحِلُّ لَهُ مِمّا یَحْرُمُ علَیهِ ، و مَن لَم یَتَفقّهْ فی دِینِهِ ثُمّ اتّجَرَ تَورَّطَ الشُّبُهاتِ ؛  هر کس بخواهد تجارت کند باید احکام دین خود را بیاموزد تا بدین وسیله حلال را از حرام بازشناسند. کسى که احکام دین خود را نیاموزد و تجارت کند در کام شبهات فرو مى غلتد.( وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۲۸۳، حدیث۴)

  1. پرهیز از سوگند: سوگند راست خوردن در هر کاری از جمله معامله مکروه است و انسان نباید برای هر چیزی سوگند بخورد. از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که فرمود: «کسى که به هنگام خرید وفروش همواره قسم مى‌خورد، خداوند در قیامت نظر رحمت به او نمى‌کند».(کافی ، ج ۵، ص ۱۶۲، ح ۳) از حضرت على علیه السلام روایت شده است که فرمود: «در معاملات قسم نخورید، زیرا هر چند کالا را به فروش مى‌رساند امّا برکتش را مى‌برد».( همان، ح ۴)
  2. پرهیز از سوگند دروغ: سوگند راست خوردن مکروه است و شکی نیست که دروغ خود گناهی کبیره است و کسی بخواهد دو گناه سوگند و دروغ را با هم ترکیب کند باید وضعیتی بسیار اسفناک داشته باشد. از همین روست که آن حضرت(ع) در ادامه سخن پیشین خود هشدار داده می فرماید: وقسم دروغ نخورید، به درستى که تاجر فاجر است وفاجر در جهنّم، مگر کسى که حق بگیرد وحق بدهد».( کافى، ج ۵، ص ۱۵۰، ح ۱؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۱، ح ۵۱۹)
  3. پرهیز از ربا: اسلام خرید و فروشی را مباح و جایز می شمارد که بر اساس اصول و قواعد شرعی، عرفی و اخلاقی باشد. داد و ستد اگر به درستی انجام گیرد موجب افزایش ثروت و برکت در زندگی می شود؛ اما اگر بر خلاف آن انجام گیرد هر چند به ظاهر افزایشی را موجب می شود ولی در نهایت جز ضرر و خسران نصیب رباخوار و نزولخوار نخواهد شد. در آیات قرآنی از جمله آیه ۲۷۵ سوره بقره، به این نکته توجه داده شده است. اصولا حتی اگر کسی صدقه دهد وضعیت بهتری خواهد داشت تا کسی که وام ربوی می دهد؛ چرا که خداوند برکت را از مال ربوی می برد و در مال اندک صدقه دهنده برکت قرار می دهد.(بقره، آیه ۲۷۶) خرید و فروش ربوی و وام ربوی و به سخن دیگر هر معامله ربوی چون اعلان جنگ با خدا است فاقد برکت خواهد بود و افزایش ظاهری آن بلای جان نزول خوار خواهد شد.(بقره، آیه ۲۷۸؛ آل عمران، آیه ۱۳۰؛ نساء، آیه ۱۶۱) این که در روایت آمده باید احکام و آداب تجارت را شناخت برای آن است که بسیاری از تجار و بازرگانان ناخواسته و نادانسته گرفتار معاملات ربوی می شوند و برکت از مال و زندگی ایشان می رود و آن گاه شکایت می کنند که در کسب آنان برکت ندارد؛ در حالی خودشان این برکت را با معاملات ربوی از میان برده اند. امام امیرمومنان علی(ع) در جایی دیگر فرموده است: «جز کسانى که مسائل خرید وفروش را مى‌دانند در بازار ننشینند؛ (زیرا) هر کس بدون اطّلاع از مسائل شرعى تجارت کند در ربا فرو مى‌رود».( کافى، ج ۵، ص ۱۵۴، ح ۲۳؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۰، ح ۵۱۳)
  4. مراعات ترازو و پیمانه: بازار جا بسیار خطرناکی است. هر کسی نباید در تجارت و بازار وارد شود. همان طوری که برخی از کارها بستر و شرایط بهتری برای رشد و کمال یابی انسان دارد، برخی از جاها و کارها بستر شیطنت ها است و شیطان در آن جا به سادگی می تواند نفوذ کرده و راه یابد و مقاصد خویش را بر آورده سازد. بازار از جاهایی است که شیطان دسترسی بهتر و آسانی تر به آدمی دارد. در حدیثى معتبر آمده است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: «خطرناک‌ترین نقطه زمین بازار است. آنجا میدان شیاطین است. شیطان هر روز صبح پرچم خود را در بازار مى‌زند وبر صندلى خود مى‌نشیند وفرزندان خود را در آن پخش مى‌کند، تا یکى را فریب دهند که از ترازو بکاهد ودیگرى کیل وپیمانه را کم کند، ودیگرى ذرع (متر) را بدزدد ودیگرى رأس المال وسرمایه را دروغ بگوید. سپس خطاب به فرزندانش مى‌گوید: شما که پدرتان زنده است وظیفه دارید کسانى را که پدرشان (حضرت آدم) مرده است، رها نکنید وفریب دهید؛ بنابراین، شیطان با اوّل کسى که وارد بازار مى‌شود وارد وبا آخرین نفر خارج مى‌شود. وبهترین نقطه روى زمین نزد خدا مساجد است؛ ومحبوب‌ترین مردم نزد خدا کسى است که زودتر به مسجد رفته ودیرتر بیرون آید».( کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۴، باب السوق، ح ۱)
  5. پنهان کردن عیب کالا: از دیگر احکام و آداب تجارت و بازرگانی آن است که کالا را چنان که هست معرفی کند و اگر در کالا عیبی است آن را نهان نکند. (کافى، ج ۵، ص ۱۵۰، ح ۲؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۰، ح ۵۱۵)
  6. پرهیز از مدح کالا: امروز تبلیغات یک اصل در تجارت است و می گویند تبلیغات هزینه نیست بلکه سود است. تبلیغ گاه به قصد معرفی کالا برای شناخت مردم از فواید و کاربردهای آن است که امری بایسته و شایسته است؛ زیرا هر روز کالا و خدماتی نو در بازار وارد می شود که مفید تر و سازنده تر و ارزان تر از کالاهای دیروز است. پس لازم است تا این گونه کالاها با تبلیغ برای استفاده و رفاه مردم معرفی شود؛ اما گاه تبلیغ مدح و ستایش و گاه دیگر به معنای غلو در باره کالا و مدح و ستایشی است که حتی کالا دارای آن نیست. در مورد اخیر باید گفت که دروغ است و باید از آن پرهیز شود. در مورد دوم باید گفت که خوب نیست کالا این گونه معرفی شود و از آداب اخلاقی در حوزه تجارت است که از این گونه تبلیغ نیز اجتناب شود.(همان پیشین)
  7. پرهیز از مذمت کالای فروشنده: کسی که در بازار خرید و فروش می کند، همان طوری که باید نسبت به کالایی که می فروشد انصاف داشته و به ستایش و مدح آن نپردازد و تنها به معرفی و کارکردهای آن بسنده کند، هم چنین نباید نسبت به کالایی که می خرد مذمت نماید و زمینه را برای خرید ارزان کالا برای خود فراهم آورد. از رسول اکرم صلى الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: «کسى که داد وستد مى‌کند از پنج چیز بپرهیزد: رباخوارى، قسم خوردن، پنهان کردن عیب کالا، مدح وستایش کالایى که مى‌فروشد، مذمّت چیزى که مى‌خرد».( کافى، ج ۵، ص ۱۵۰، ح ۲؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۰، ح ۵۱۵)
  8. پرهیز از فریب: بازاری باید مراعت نماید که دیگری را فریب ندهد و این گونه کالای او را نخرد و یا کالایی را به او نفروشد. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «کسى که مؤمنى را (در معامله) فریب دهد از ما نیست».( عیون اخبار الرّضا ۷، ج ۲، ص ۲۹، ح ۲۶)
  9. پرهیز از غش در معامله: غش در معامله انواع گوناگونی دارد. برخی از این موارد جزو مصادیق حرمت و برخی مکروه و برخی دیگر دور از انصاف و عدالت است. امروز بازرگانان و تجار با استفاده از ابزارهای فریبنده کالای نامرغوب و یا معمولی خود را مرغوب و برتر نشان می دهند و موجبات فریب خریدار را فراهم می آورند. استفاده از لامپ های رنگارنگ و نورپردازی به ویژه در باره پارچه و لباس برای فروش کالای معمولی یکی از مرسوم ترین تبلیغات فروش کالا است که به نظر می رسد نوعی غش در معامله باشد. در حدیث است که امام کاظم علیه السلام به هشام فرمود: «در تاریکى و زیر سقف، کالاى خود را نفروش که (ممکن است) متاع خوب جلوه کند (وعیوب آن مخفى بماند) واین غش در معامله است که حلال نیست».( کافى، ج ۵، ص ۱۶۰، ح ۵؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۷۲، ح ۷۷۰) از مصادیق غش در معامله آبی است که معمولا در شیر یا هر مایعی دیگر مخلوط می کنند. امروزه انواع مایعات در بازار به فروش می رسد که می توان نشانی از غش در معامله را در آن ها ردگیری و شناسایی کرد. انواع آب میوه ها که خریدار به عنوان آب میوه می خرد، در حالی که آب است نه آب میوه. هم چنین عرقیاتی که در حد خلوص آنان با آب ها کاهش یافته و خاصیت خود را نیز از دست می دهد. خریدار وقتی عرقیات می خرد به نظر وی همان عرق تقطیری است در حالی که آب به آن افزوده اند. گلاب هایی از این دست نیز از مصادیق غش است. این که در حدیث است که پیامبر صلى الله علیه و آله از آب کردن در شیر نهى کرد( کافى، ج ۵، ص ۱۶۰، ح ۶، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۷۲، ح ۷۷۰)، اختصاصی به شیر ندارد، بلکه هر مایعی که با افزودن آب و یا هر مایع دیگر از حالت اصلی و طبیعی آن خارج می شود از مصادیق غش به شمار می آید و باید از آن پرهیز کرد.
  10. پرهیز از احتکار: بازاری واسطه ای است تا کالا به شکل ارزان در اختیار خریدار قرار گیرد. بازاری کمک می کند تا تولید کننده با خیالی آرام و آسوده تولید کند و خدمات بازاری آن را به دست مصرف کننده برساند. مصرف کننده نیز با خیالی آسوده از بازاری می خرد و می داند که او انصاف و عدالت را در جنس و قیمت مراعات کرده است. چنین بازاری حبیب خدا است؛ اما کسی که در مقام واسطه گری و خدمات رسانی ، احتکار می کند یا بیش از اندازه بر مزد خدمات خود می افزاید که حتی از درآمدهای تولید کننده بیش تر است بی آن که هزینه آن چنانی را متحمل شده باشد، چنین کسی از دایره عدالت و انصاف بیرون بوده از مصادیق قاسطین شمرده می شود. از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: «کسى که خرید وفروش مى‌کند، روزى خود را به دست مى‌آورد. وکسى که کالاى (مورد نیاز مردم) را براى گران شدن نگه مى‌دارد ملعون است».( کافى، ج ۵، ص ۱۶۵، ح ۶)
  11. پرهیز از انحصاری گری و مانع شدن حضور تجار: باید اجازه داد تجار و بازرگانان خود به عرضه کالا خویش بپردازند. این که کسی بخواهد زمینه انحصار را فراهم آورد و دست تجار و بازرگانان دیگر را ببندد کاری ناروا است. اشکال گوناگونی می توان برای رسیدن به انحصار ذکر کرد. از جمله جلوگیری از ورود تجار به شهر، خرید یک کاسه کالا در بیرون شهر و مانند آن ها.(کافی، ج ۵، ص ۱۶۸، باب التلقى، ح ۱)
  12. پرهیز از واسطه گری میان شهری و روستایی: روستاییان تولیدکنندگان کالاهای خاص هستند چنان که شهرنشینان نیز در برخی از زمینه ها تولیدات انحصاری و خاصی دارند. واسطه گری به قصد افزایش قیمت کالا و یا انحصارگری به دور از انصاف و اخلاق است و باید از آن پرهیز کرد. از این روست که واسطه گری در برخی از حوزه ها و موراد به عنوان امری بر خلاف آداب مطرح شده است. از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: «به استقبال کاروان‌هاى تجارتى در خارج از شهر نروید، بلکه اجازه دهید وارد شهر شوند وکالاهایشان را به عموم مردم عرضه کنند. ودر خرید وفروش، شهرنشین وکیل روستایى وبادیه‌نشین نشود، زیرا خداوند برخى مسلمانان را به سبب برخى دیگر روزى مى‌دهد».(همان)
  13. پرهیز از بی خوابی : بازاری و تجار باید همه چیز را در حد اعتدال رعایت کند. انسان باید وقت خویش را به سه قسمت هشت ساعتی عبادت، کار، استراحت تقسیم کند. بی خوابی در تجارت جایز و روا نیست و به دور از آداب تجارت است. در روایتى مى‌خوانیم که امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس تمام شب براى کسب وکار بیدار باشد و بهره چشمانش را از خواب ندهد، کسبش حرام است».( کافى، ج ۵، ص ۱۲۷، ح ۶؛ تهذیب، ج ۶، ص ۴۲۲، ح ۱۸۰ البته بیشتر علما این روایت را حمل بر کراهت کرده‌اند.)
  14. طلب خیر از خدا: بازاری باید خیر را تنها از خدا طلب کند. کار کردن خوب است و امید به خدا داشتن خوب تر و انسان باید هر کاری می کند خیر را از خدا بخواهد و در تجارت باید این یک اصل باشد و گمان نکند که کارش موجب می شود تا او به خیر دست یابد، بلکه این خیر از سوی خداوند می رسد. (کافى، ج ۵، ص ۱۵۱، ح ۳؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۰، ح ۵۱۴)
  15. آسان گیری: در خرید و فروش باید آسان گرفت و از سخت گیری نسبت به یک دیگر پرهیز کرد؛ زیرا برکت در این گونه رفتار است.(همان)
  16. مهربانی: با مشتری و خریدار باید مهربان بود و هرگز تند خو و بدخلق نکرد.(همان)
  17. صبر و بردباری: بازاری باید همانند هر انسانی دیگر صبور و بردبار باشد. البته در کار تجارت این امر ضرورت می یابد؛ زیرا تنها با صبر و حلم است که انسان می تواند مقاصد خود را به خوبی برآورده سازد.(همان)
  18. پرهیز از ستم: هماره عدالت و انصاف را باید مراعات کند و از هر گونه ستم و بیداد و بی انصافی پرهیز کند.(همان)
  19. پرهیز از کم فروشی: در معامله و خرید و فروش کالا کم فروشی نکند.(همان) امروزه این کم فروشی مهم ترین بیماری بازار اسلامی است. کالا و خدماتی که عرضه می شود با وزن و پیمانه ای کم تر آن چیزی است که در کیلو و کیل و پیمانه واقعی است. کالاها را یا آب می کنند یا باد. در حدیث است که حضرت على علیه السلام هر روز صبحگاهان تازیانه (کوتاهى) بر دوش خود گذاشته، در بازار کوفه مى‌گشت و مى‌فرمود: «هنگامى که مشغول خرید وفروش مى‌شوید نخست خیر خود را از خداوند طلب کنید وخرید وفروش را به آسانى انجام دهید وکار را بر یکدیگر سخت نگیرید تا برکت پیدا کند. با مشتریان مهربانى کنید، صبر وبردبارى را زینت خود قرار دهید واز قسم خوردن ودروغ گفتن بپرهیزید وبر مردم ستم نکنید وبا مظلومان از در انصاف وارد شوید وبه ربا نزدیک نشوید وپیمانه ووزن را کامل کنید واز ترازو دزدى نکنید».( کافى، ج ۵، ص ۱۵۱، ح ۳؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۰، ح ۵۱۴) امام صادق علیه السلام می فرماید: یا مَعشرَ التُّجّارِ ، قَدِّموا الاسْتِخارهَ ، و تَبرَّکوا بالسُّهولهِ ، و اقتَرِبوا مِن المُبْتاعِینَ ، و تَزَیَّنوا بالحِلْمِ ، و تَناهَوا عن الیَمینِ ، و جانِبوا الکَذِبَ ، و تَخافوا (تَجافَوا) عنِ الظُّلْمِ ، و أنْصِفوا المظلومِینَ، و لا تَقْرَبوا الرِّبا، و أوْفُوا الکَیْلَ و المِیزانَ، و لا تَبْخَسوا النّاسَ أشیاءهُم، و لا تَعْثَوا فی الأرضِ مُفسدینَ ؛ اى جماعت تاجران! پیش از شروع کسب و کار از خداوند طلب خیر کنید و با آسانگیرى در معامله از خداوند برکت جویید، به خریداران نزدیک شوید، به زیور بردبارى آراسته شوید، از قسم خوردن بپرهیزید ، از دروغ گفتن دورى کنید، از ستم کردن و اجحاف بترسید، با مظلومان به انصاف و عدالت رفتار کنید و پیرامون ربا نگردید ، و پیمانه و ترازو را کامل کنید و چیزى از حقّ مردم فرو نگذارید و در زمین (جامعه) به فساد مکوشید.( بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۵۴ ، حدیث ۱۰۰ ، و انظر وسائل الشیعه : ج ۱۲ ، ص ۲۸۴ ، حدیث ۱ )
  20. پرهیز از معامله با بسته شده ها: از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «با کسانى که کار برایشان بسته شده، معامله نکنید که معامله با آنها برکت ندارد».( کافى، ج ۵، ص ۱۵۷، ح ۱؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۲۶، باب ۳۰۸، ح ۱)
  21. پرهیز از معامله با پست های دشنام گو: در حدیثى دیگر فرمود: «با مردم پست که از دشنام دادن وشنیدن آن پروا ندارند، داد وستد نکنید».( کافى، ج ۵، ص ۱۵۸، ح ۳ و۶؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۲۶، باب ۳۰۸، ح ۲)
  22. پرهیز از معامله با نوکسیه ها و تازه به دوران رسیده ها: امام صادق(ع) در روایتى فرمود: «با نوکیسگان معامله نکنید، بلکه با کسانى معامله کنید که در میان مال ونعمت بزرگ شده باشند».( کافى، ج ۵، ص ۱۵۸، ح ۵؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۲۶، باب ۳۰۸، ح ۲)
  23. پرهیز از صرافی، قصابی و سلاخی و تجارت گندم و کفن فروشی: از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «براى فرزندت شغل صرّافى در نظر نگیر که صرّاف (غالباً) از ربا سالم نمى‌ماند. واو را به کفن‌فروشى تشویق نکن که کفن‌فروش آرزوى مرگ مردم مى‌کند واز مرگ ومیر فراوان خوشحال مى‌شود. وسفارش به تجارت گندم وجو نکن که از احتکار ونگهدارى به منظور گران شدن آن در امان نیست. وشغل قصّابى وسلّاخى و پوست کنی برایش انتخاب نکن که رحم از دلش مى‌رود وسنگدل از خدا دور است».( کافى، ج ۵، ص ۱۱۴، ح ۴؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۳۰، باب ۳۱۴، ح ۱)
  24. پرهیز از گرفتن مزد در حجامت: در احادیث آمده است که: اگر مزد حجامت را اوّل شرط نکند وآنچه بعد از حجامت به وى مى‌دهند قبول کند، اشکال ندارد.( کافى، ج ۵، ص ۱۱۵، ح ۱)
  25. پرهیز از بافندگی به دست: در برخى روایات از بافندگى (به سبک قدیم) نیز نهى شده است.( ابن میثم، شرح نهج‌البلاغه، ج ۱، ص ۳۲۴)
  26. پرهیز از قرارداد در گرفتن اجرت در تعلیم قرآن: در حدیث است که کسى از امام صادق علیه السلام پرسید: تعلیم دادن اطفال وکودکان چه حکمى دارد؟ فرمود: «اشکال ندارد، ولى دستمزد نگیرید». عرض کرد: اگر کتاب‌هاى شعر ومانند آن بخوانند واز اوّل اجرت را معیّن کنم چطور؟ فرمود: «اشکال ندارد، مشروط بر اینکه بچّه‌ها نزد تو برابر باشند وبرخى را بر برخى دیگر برترى ندهى».( کافى، ج ۵، ص ۱۲۱، باب کسب المعلّم، ح ۱) در حدیثى دیگر آمده است که از آن حضرت پرسیدند: برخى مى‌گویند کسب معلّم حرام است؟ فرمود: «این دشمنان خدا دروغ مى‌گویند تا اطفال مردم قرآن فرا نگیرند. اگر کسى به مقدار دیه فرزند خود را به معلّم بدهد بر وى حلال است، ولى بهتر است اوّل شرط مزد نکند وهرچه دادند بگیرد».( همان، ح ۲)
  27. پرهیز از خرید وفروش قرآن : در احادیث معتبر آمده است: «هنگامى که قرآن مى‌فروشید قصد فروش کاغذ وجلد آن را داشته باشید، نه نوشته‌هاى آن».( همان، باب بیع المصاحف، ح ۱) البته از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که فرمود: «مزد گرفتن براى نوشتن قرآن مانعى ندارد».( قرب الإسناد، ص ۲۱۲، ح ۱۰۵۴؛ السرائر، ج ۳، ص ۵۷۳)
  28. پرهیز از بیهوده نشستن در بازار : امام على علیه السلام ـ همواره ـ مى فرمود : ـ إنّه کانَ یقولُ ـ : لا یَقْعُدَنَّ فی السُّوقِ إلاّ مَن یَعْقِلُ الشِّراءَ و البَیعَ ؛ کسى که به کارِ داد و ستد آگاه نیست، نباید وارد بازار شود.( الکافی ، ج ۵، ص۱۵۴، حدیث۲۳)
  29. نماز و دعا : در روایتى دیگر آمده که امام علی(ع) فرموده است: «هنگامى که قصد دارى به دنبال کارى بروى وآفتاب طلوع کرده واندکى بلند شده وسرخى شعاعش برطرف شده است، دو رکعت نماز بگزار ودر رکعت اوّل پس از حمد، سوره قل هو الله احد ودر رکعت دوم سوره قل یا أیّها الکافرون وپس از سلام نماز این دعا را بخوان: اللّهُمَّ إِنِّی غَدَوْتُ، أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِکَ کَمَا اَمَرْتَنی، فَارْزُقْنِی مِنْ فَضْلِکَ رِزْقآ حَسَنآ وَاسِعآ، حَلالاً طَیِّبآ وَاَعْطِنی فیما رَزَقْتَنِى الْعافِیَهَ، غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ، غَدَوْتُ بِغَیْرِ حَوْلٍ مِنِّی وَلا قُوَّهٍ وَلـکِنْ بِحَوْلِکَ وَقُوَّتِکَ وَاَبْرَأُ إِلَیْکَ مِنَ الْحَوْلِ وَالْقُوَّهِ. اَللّهُمَّ إِنّی أَسْألُکَ بَرَکَهَ هـذَا الْیَوْمِ، فَبارِکْ لی فی جَمیعِ اُمُورِی یا أرْحَمَ الرّاحِمینَ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّیِّبِینَ؛«بار خدایا، شب را به صبح رساندم در حالى که خواستار فضل تو هستم آن‌گونه که به من فرماندادى. پس، از فضل خود روزى نیکو ووسیع وحلال وپاکیزه‌اى روزى‌ام کن ودر آنچه روزى‌ام مى‌کنىعافیتم ده. (خدایا) به قدرت وتوانایى تو صبح کردم نه به قدرت وتوانایى خودم وبلکه به قدرت وتوانایى توواز این‌که بر قدرت و توانایى خودم تکیه کنم به سوى تو بیزارى مى‌جویم. بار خدایا، برکت امروز را از تومى‌خواهم، پس تمام کارهایم را براى من مبارک بگردان، اى مهربان‌ترین مهربانان ودرود خداوند بر محمّدوآل پاکش باد». (مکارم الأخلاق، ص ۲۵۶)
  30. دعاى هنگام وارد شدن به بازار: همان طوری که صبح را با دعا از خانه خارج می شود، وقتی به بازار می رسد دعا بخواند. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: «هر کس صبح وشام به بازار رود وهنگام ورود به بازار بگوید: اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِها وَخَیْرِ اَهْلِها؛ بار خدایا، از تو بهترین کالاهاى بازار و(معامله با) بهترین ساکنان آن را طلب مى‌کنم.» خداوند متعال به فرشته‌اى مأموریّت مى‌دهد که تا هنگام بازگشت به خانه‌اش از او وکالایش محافظت کند. وآن فرشته به او گوید: امروز از شرّ این بازار واهل آن امان یافتى وامروز به امر خداوند، خیر این بازار واهل آن روزى تو شد. وهنگامى که در مغازه‌اش بنشیند بگوید: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدآ صلى الله علیه و آله عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ. اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ رِزْقآ حَلالاً طَیِّبآ وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ اَظْلِمَ وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ صَفْقَهٍ خاسِرَهٍ وَیَمینٍ کاذِبَهٍ؛ «گواهى مى‌دهم که معبودى جز الله که یگانه است وشریک ندارد نیست. وگواهى مى‌دهم که محمّد بنده ورسول اوست. بار خدایا، از تو روزى حلال وپاکیزه درخواست مى‌کنم وبه تو پناه مى‌برم ازاینکه به کسى ستم کنم (یا به من ستم شود) وپناه مى‌برم به تو از خرید وفروش زیان‌آور وسوگند دروغ». وهنگامى که این دعا را بخواند فرشته مأمور محافظت از او واموالش به وى مى‌گوید: بشارت مى‌دهم به تو که امروز بهره هیچ‌کس در بازار بیشتر از تو نیست، چرا که در جمع‌آورى ثواب‌ها ومحو گناهان از دیگران سبقت گرفتى. به زودى آنچه خداوند روزى تو گردانیده به صورت حلال وطیّب ومبارک نصیبت مى‌شود».( کافى، ج۵، ص۱۵۵، باب من ذکرالله تعالى فى‌السوق، ح۱؛ کتاب من‌لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۴، ح ۵۴۲) از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «هر کس داخل بازار شود وبگوید: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّدآ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ. اَللّهُمَّ اَعُوذُ بِکَ مِنَ الظُّلْمِ وَالْمَأْثَمِ وَالْمَغْرَمِ؛«شهادت مى‌دهم معبودى جز الله که یگانه است وشریکى ندارد نیست. وگواهى مى‌دهم محمّد  بنده وفرستاده اوست. بار خدایا، از ظلم وگناه وغرامت وخسارت به تو پناه مى‌برم». خداوند به تعداد آنچه در آن بازار است از  سخنگو وغیر سخنگو، به او ثواب مى‌دهد».( امالى طوسى، ج ۱، ص ۱۴۴)  از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: «هر کس هنگام وارد شدن به بازار بگوید: سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ وَلا اِلـهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْحَمْدُ، یُحْیى وَیُمیتُ وَهُوَ حَىٌّ لا یَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ؛«منزّه است خداوند. وحمد وستایش مخصوص اوست. وهیچ معبودى جز الله، که یگانه استوشریکى ندارد، نیست. بزرگى وحکومت وحمد وستایش از آنِ اوست. زنده مى‌کند ومى‌میراند، در حالىکه او زنده‌اى است که نمى‌میرد. کلید تمام خیرات در دست قدرت اوست واو توانا بر همه چیز است».،خداوند به تعداد تمام مخلوقاتش تا قیامت به او ثواب مى‌دهد».( عیون اخبار الرّضا ۷، ج ۲، ص ۳۱، ح ۴۲) از حضرت على علیه السلام روایت شده است که فرمود: «هنگامى که مردم مشغول دنیا هستند شما در بازار بسیار یاد خدا کنید تا کفّاره گناهانتان باشد وباعث افزایش حسنات شماشودوشمارادرزمره غافلان ننویسند.( خصال، ج ۲، ص ۴۰۳؛ بحارالأنوار، ج ۷۶، ص ۱۷۲، ح ۱) وهر زمان بخواهید  اجناس مورد نیاز خود را از بازار تهیّه کنید به هنگام وارد شدن به بازار بگویید : اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدآ صلى الله علیه و آله عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ صَفْقَهٍ خاسِرَهٍ وَیَمینٍ فاجِرَهٍ وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ بَوارِ الاَیِّمْ».( خصال، ج ۲، ص ۴۰۳؛ بحارالأنوار، ج ۷۶، ص ۱۷۲، ح ۱) در روایتى صحیح مى‌خوانیم که امام صادق علیه السلام فرمود: «هنگامى که وارد بازار مى‌شوى این دعا را بخوان: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِها وَخَیْرِ اَهْلِها وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّها. اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ اَنْ اَظْلِمَ اَوْ اُظْلَمْ، اَوْ اَبْغی اَوْ یُبْغى عَلَىَّ، اَوْ أعْتَدی اَوْ یُعْتَدى عَلَىَّ. اَللّهُمَّ اِنِّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ اِبْلیسَ وَجُنُودِهِ، وَمِنْ شَرِّ فَسَقَهِ الْعَرَبِ وَالعَجَمِ وَحَسْبِىَ اللهُ لا اِلـهَ اِلّا هُوَ، عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرشِ الْعَظیمِ؛«بار خدایا، از تو بهترین کالاها وبهترین فروشندگان بازار را طلب مى‌کنم. واز شرّ وبدى‌هاى بازاربه تو پناه مى‌برم. بار خدایا، به تو پناه مى‌برم از اینکه ظلم کنم یا مورد ظلم واقع شوم. ستم کنم یا به من ستمشود. به حقوق دیگران تجاوز کنم یا به حقوقم تجاوز شود. بار خدایا، از شرّ شیطان ولشکریانش واز شرّبدکاران عرب وعجم به تو پناه مى‌برم. وخداوند براى من کافى است ومعبودى جز الله نیست، بر او توکّلکردم واو پروردگار عرش بزرگ است».( کافى، ج ۵، ص ۱۵۶، ح ۲؛ تهذیب الأحکام، ج ۷، ص ۱۲، ح ۳۲) نیز در حدیثى صحیح مى‌خوانیم که فرمود: «هر کس وارد بازار یا مسجدى شود ویک مرتبه بگوید: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاللهُ اَکْبَرُ کَبیرآ وَالْحَمْدُ للهِِ کَثیرآ وَسُبْحانَ اللهِ بُکْرَهً وَاَصیلاً وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلّا بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ؛«شهادت مى‌دهم معبودى جز الله نیست. او یگانه است وشریکى ندارد. وخداوند بزرگ‌تر از آناست که به وصف درآید. وستایش فراوان مخصوص اوست. ودر هر صبح وشام تسبیح خدا مى‌گویم. وهیچپناهگاه و قدرتى جز به واسطه قدرت خداوند بزرگ والامرتبه نیست. ودرود خدا بر محمّد وآلش باد». این کار برابر با یک حجّ مقبول است».( محاسن، ص ۴۰، ح ۴۸؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۴، ح ۵۴۱) در حدیثى معتبر آمده است که هر کس در بازار بگوید: «اَشْهَدُ اَنْ لااِلـهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدآ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» خداوند هزار حسنه براى او مى‌نویسد».( محاسن، ص ۴۰، ح ۴۷. در مصدر هزار هزار حسنه آمده است.)
  31. دعاى هنگام خرید وپس از آن: در روایتى صحیح ومعتبر مى‌خوانیم که امام صادق علیه السلام فرمود: «هنگامى که بخواهى کالا یا چیز دیگرى بخرى سه مرتبه الله اکبر بگو، سپس سه بار این دعا را بخوان: اَللّهُمَّ اِنّى اِشْتَرَیْتُهُ، اَلْتَمِسُ فِیهِ مِنْ خَیْرِکَ، فَاجْعَلْ لی فیهِ خَیْرآ. اَللّهُمَّ اِنّى اِشْتَرَیْتُهُ، اَلْتَمِسُ فیهِ مِنْ فَضْلِکَ، فَاجْعَلْ لی فِیهِ فَضْلاً. اَللّهُمَّ اِنِّى اِشْتَرَیْتُهُ، اَلْتَمِسُ فِیهِ مِنْ رِزْقِکَ، فَاجْعَلْ لی فِیهِ رزقآ؛«بار خدایا، آن را خریدم وخیر از سوى تو در آن درخواست مى‌کنم. پس در آن خیرى براى من قرارده. بار خدایا، آن را خریدم وفضل تو را در آن درخواست مى‌کنم، پس در آن فضلى براى من قرار ده. بارخدایا، آن را خریدم وروزى تو را در آن درخواست مى‌کنم، پس روزى مرا در آن قرار ده». (کافى، ج ۵، ص۱۵۶، ح ۱؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۵، ح ۵۴۵)  نیز در روایتى معتبر مى‌خوانیم که فرمود: «هنگامى که بخواهى چیزى بخرى این دعا را بخوان: یا حَىُّ یا قَیُّومُ، یا دائِمُ یا رَؤُفُ یا رَحیمُ، اَسْاَلُکَ بِعِزَّتِکَ وَقُدْرَتِکَ وَما اَحاطَ بِهِ عِلْمُکَ، اَنْ تَقْسِمَ لى مِن التِّجارَهِ الْیَوْمَ اَعْظَمُها رِزْقآ وَاَوْسَعُها فَضْلاً وَخَیرُها عاقِبَهً، فاِنَّهُ لا خَیْرَ فیما لا عاقِبَهَ لَهُ؛«اى حىّ قیّوم، اى همیشه پایدار، اى مهربان، اى رحیم، به عزّت وقدرتت وبه آنچه که علم تو آن رادر بر گرفته، از تو مى‌خواهم امروز از تجارت بالاترین روزى ووسیع‌ترین فضل و بخشش وبهترین آن را ازنظر عاقبت نصیبم کنى ؛ زیرا چیزى که عاقبت ندارد خیرى هم ندارد». (کافى، ج ۵، ص ۱۵۷، ح ۳)  در حدیثى دیگر از آن حضرت مى‌خوانیم که فرمود: «هر زمان بخواهى مرکبى (چهارپایى) بخرى سه مرتبه این دعا را بخوان: اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ عَظیمَهَ الْبَرکَهِ، فاضِلَهَ الْمَنْفعَهِ، مَیْمُونَهَ الناصِیَهِ، فَیَسِّر لى شِرائَها و اِنْ کانَتْ غَیْرَ ذلِکَ فَاصْرِفنى عَنْها اِلَى الَّذى هُوَ خَیْرٌ لى مِنْها، فَاِنَّکَ تَعْلَمُ وَلا اَعْلَمُ وَتَقْدِرُ وَلا اَقْدِرُ، وَاَنْتَ عَلّامُ الْغُیُوبَ؛«بار خدایا، اگر برکتش زیاد وسودش بسیار وخوش‌قدم است خریدن آن را بر من آسان گردان،واگر غیر از این است مرا از آن منصرف وبه سوى بهتر از آن هدایت فرما، زیرا تو مى‌دانى ومن نمى‌دانم، توتوانایى ومن توانایى ندارم وتو عالم به اسرار غیب هستى». (کافى، ج ۵، ص ۱۵۷، ح ۴)
  32. نوشتن برکت خواهی بر روی کالا: در روایتى آمده است: امام رضا علیه السلام بر روى کالایى که مى‌خرید مى‌نوشت بَرَکَهٌ لَنا؛ خدایا آن را بر ما مبارک گردان».( کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۲۵، ح ۵۴۶) در کتاب فقه الرّضا آمده است: «هنگامى که (کالایى خریدى و) بخواهى آن را ببندى ونگاه دارى، آیه الکرسى بخوان وبنویس ودر میان آن کالا بگذار واین دعا را نیز به همراه آیه الکرسى بنویس: وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ. لا ضَیْعَهَ عَلَىَّ مَا حَفِظَ اللَّهُ، فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِىَ اللَّهُ لاَ إِلـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ؛ ودر پیش روى آنان سدّى قرار دادیم ودر پشت سرشان سدّى ؛ وچشمانشان را پوشانده‌ایم ؛ لذانمى‌بینند. آنچه را که خداوند براى من حفظ کند ضایع نمى‌شود. اگر آنها (آن ظالمان و مفسدان از حق) روىبگردانند، نگران نباش) بگو: «خداوند مرا کفایت مى‌کند؛ هیچ معبودى جز او نیست ؛ بر او توکّل کردم ؛ واوپروردگار عرش عظیم است». اگر این کار را انجام دهى  آن کالا از هر بلایى حفظ مى‌شود».( فقه الرّضا ۷، ص ۴۰۰) وفرمود: «اگر مال تو تلف شد این دعا را بخوان: اللّهُمَّ إِنِّی عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدِکَ وَابْنُ أَمَتِکَ وَفِی قَبْضَتِکَ، نَاصِیَتِى بِیَدِکَ، تَحْکُمُ فِیمَا تَشَاءُ وَتَفْعَلُ مَا تُرِیدُ. اللّهُمَّ فَلَکَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ قَضَائِکَ وَبَلائِکَ. اللّهُمَّ هُوَ مالُکَ وَرِزْقُکَ وَأنَا عَبْدُکَ، خَوَّلْتَنِی حینَ رَزَقْتَنِی. اَللّهُمَّ فَألْهِمْنِی شُکْرَکَ فِیهِ وَالصَّبْرَ عَلَیْهِ حِینَ اُصِبْتُ وَاُخِذْتُ. اَللّهُمَّ أنْتَ أعْطَیْتَ وَأنْتَ أصَبْتَ. اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنِی ثَوابَهُ وَلا تَنْسَنی مِنْ خَلْفِهِ فی دُنْیاىَ وَ آخِرَتی إنَّکَ عَلى ذلِکَ قادِرٌ. اللّهُمَّ أنَا لَکَ وَبِکَ وَإلَیْکَ وَمِنْکَ لا أمْلِکُ لِنَفْسی نَفْعآ وَلا ضَرًّا؛«بار خدایا، من بنده تو وفرزند بنده وفرزند کنیز تواَم. وزمام امر من به دست تو است. آن‌طور کهمى‌خواهى فرمان مى‌دهى وآن‌طور که اراده کنى انجام مى‌دهى. بار خدایا، بر قضا وآزمایش نیکویت سپاس.بار خدایا، آن، مال ورزق تو بود ومن بنده تواَم که به هنگام روزى دادن به من عطا کردى. بار خدایا، شکر خودرا به من الهام کن وصبر را به هنگام مصیبت وگرفتن آن. بار خدایا، تو عطا کردى وتو گرفتى. بار خدایا، ازپاداش آن مرا محروم نکن وپس از آن، چه در دنیا وچه در آخرت مرا فراموش نکن ، زیرا تو بر آن توانایى. بارخدایا، من از براى تو وبه سوى تو واز آنِ تواَم واز براى خود مالک هیچ نفع وضررى نیستم».