آثار گناه در زندگی دنیوی

بسم الله الرحمن الرحیم

بسیاری از مردم وقتی در تنگناهای اقتصادی یا بیماری سخت یا بی درمان گرفتار می شوند، دنبال عواملی می گردند که شاید بتوان گفت هیچ ارتباطی در ایجاد یا رفع یا دفع مشکلات و بیماری ها ندارد؛ از این رو، به هر دری می زنند کم تر جواب می گیرند و مشکلات و مصیبت های آنان پایان نمی یابد؛ زیرا آنان از عوامل اصلی ایجادی و بقایی مشکلات و بیماری ها و مصیبت ها غافل هستند. از نظر قرآن، اصلی ترین عامل بسیاری از مشکلات و مصیبت ها، گناهانی است که شخص یا اجتماع مرتکب می شوند، هر چند که ممکن است بخشی از آن ها در قالب سنت الهی ابتلاء و امتحان باشد؛ اما هرگز نمی بایست سنت مجازات و کیفر الهی در دنیا نادیده گرفت؛ زیرا خدا هر چند به صراحت در قرآن بیان داشته که انسان ها تنها بخشی کوچکی از کیفر خطاهای علمی و خطیئه های عملی و گناهان خویش را در دنیا می ببیند، ولی همین بخش کوچک و محدود، خود آثار بسیار زیانباری در زندگی فرد و اجتماع به جا می گذارد که قرآن به آن ها پرداخته است. نویسنده دراین مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، آثار گناهان را در زندگی دنیوی تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سنت های ابتلاء و کیفر گناه در دنیا

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، سنت ها و قوانینی بر هستی از جهان و جان و جامعه حاکم است که شناخت آن ها می تواند در فهم حوادث و رخدادها و به تبعیت از آن شناخت، در توصیه ها و سفارش های مربوط به آن موثر و مفید باشد. از این روست که خدا بارها در قرآن به همه سنت های گوناگون و متنوع الهی اشاره می کند و حتی مصادیقی از تاثیر آن را بیان کرده و توصیه هایی در قالب عبرت گیری بیان می کند تا بر اساس خیر و شر آثار ، توجه خاصی به علل و عوامل آن داشته باشیم و عامل زشتی را تکرار نکنیم که آثار زشتی را به دنبال دارد.

از مهم ترین سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی سنت های ابتلاء و کیفر است. از نظر قرآن، انسان ها در دنیا با دو روش و شیوه نعمت و نقمت آزموده می شوند؛ بنابراین نمی بایست هر نعمتی را خیر و هر نقمتی را شر دانست؛ زیرا گاه انسان با مال و ثروت و نعمت آزموده می شود و گاه دیگر با فقدان مال و ثروت وفقر. پس نمی بایست گمان کند که نعمت و دارایی، بیانگر اکرام و تکریم الهی نسبت به اوست، یا نقمت و نداری، اهانتی از سوی خدای کریم در حق اوست.(فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷)

  1. سنت ابتلاء : خدا درباره ابتلاء و آزمون های الهی با نقمت و مصیبت نیز می فرماید: وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ؛ و قطعا شما را به چیزى از قبیل ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماییم و مژده ده صابران و شکیبایان را، همان کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‏ گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم بر ایشان درودهای متصل الهی و رحمتى از پروردگارشان باد و راه‏یافتگان هم خود ایشانند. (بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷)

در این آیات بیان شده که صبر در مصیبت ، خود عاملی مهم در ایجاد ظرفیت های جدید برای انسان و شرح صدر وی خواهد داشت که به طور طبیعی آثار دنیوی و اخروی آن بسیار با اهمیت است؛ زیرا رستگاری ابدی در تبدیل تهدیدها به فرصت ها از طریق صبر است.

البته از نظر قرآن کسانی می توانند صبر و شکیبایی داشته باشند که جزییات امر را بدانند و به آن مساله خبیر و کارشناس باشند، و گرنه هر دم زبان اعتراض بر آورند و بی صبر کنند؛ چنان که حضرت موسی(ع) نتوانست در برابر رفتارهای عالم لدنی طاقت بیاورد و زبان به اعتراض می گشود.(کهف، آیات ۶۵ تا ۸۲)

کسی که خبیر و کارشناس به موضوع و مساله است، افزون بر این علم باید به این امر نیز ایمان داشته باشد که خدای عالم و حکیم و قادر و معطی بر اساس مشیت حکیمانه خویش چیزی را به شخص می دهد یا می گیرد که هم به مصحلت شخص و هم بر اساس اهداف هستی و خلقت است. به سخن دیگر، باید به امر غیبی دیگری چون ام الکتاب و لوح محفوظ(نمل، آیه ۴۰؛ ق، آیه ۴؛ بروج، آیه ۲۲) ایمان داشته باشد که در آن همه چیز بر اساس هدف خلقت نوشته شده و از سوی فرشتگان و دیگر عوامل اجرایی در حال اجرا شدن است.(جاثیه، آیه ۲۹) بنابراین، شخص مومن بر اساس خیال بافی و فخر و تفاخر رفتاری را انجام نمی دهد، بلکه بر اساس حقایق هستی و حاکمیت و مالکیت خدا با موضوع برخورد می کند. پس نسبت به داده های الهی شادمانی فرحناک از خود بروز نمی دهد ؛ چنان که نسبت به گرفته های الهی در قالب نقمت امید خویش را از دست نداده و گرفتار یاس نمی شود(حدید، آیه ۲۲ و ۲۳) ؛ زیرا می داند که خدایی که خلقت را به شخص اعطا و بخشیده و او را آفریده، به عنوان ربوبیت او را در مسیر اهداف کمالی هستی از درون و برون هدایت می کند و چیزی نسبت به او کم نمی گذارد: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى.(طه، آیه ۵۰)

ابتلاء و آزمون های الهی ، در قالب نعمت و نقمت آثار و برکاتی دارد که یکی از مهم ترین آنها مقام امامت است که به حضرت ابراهیم(ع) داده شده است(بقره، آیه ۱۲۴) و انسان های مومن می توانند به چنین مقام از طرق مختلف از جمله بهره گیری از ابتلائات الهی برسند.(فرقان، آیه ۷۴)

از نظر قرآن، همگان گرفتار ابتلائات الهی هستند و این قانون و سنت فراگیر است.(عنکبوت، آیات ۲ و ۳) بنابراین، مومنان نیز گرفتار ابتلائات خواهند بود.(احزاب، آیه ۱۱)

  1. سنت کیفر در دنیا: چنان که گفته شد مصیبت ها و نقمت ها در دنیا به دو بخش ابتلایی و کیفری تقسیم می شود. پس بخشی دیگر از مصیبت های الهی که انسان بدان گرفتار می شود، برخاسته از سنت کیفر است؛ زیرا از نظر قرآن، هر کسی عملی خوب یا بد داشته باشد، در همین دنیا بخشی از آن را می بیند؛ چنان که اگر انسان یا اجتماعی ایمان و تقوا داشته باشد، از اموری چون برکات آسمانی(اعراف، آیه ۹۶)، اجتماعی با امنیت و اطمینان بهره مند(نحل، آیه ۱۱۲)، فرقان(انفال، آیه ۲۹) و از راه برونرفت از مشکلات و مصیبت ها ، تکفیر گناهان و سیئات ، غفران و بخشش گناهان و هم چنین رفع و دفع مشکلات و مانند آن ها را خدا به او نشان می دهد.(طلاق، آیات ۲ و ۳)

اما اگر به جای ایمان و تقوا گرفتار کفر اعتقادی و فجور رفتاری شود، خدا در همین دنیا نیز او با مجازات و کیفر می دهد.(نحل، آیه ۱۱۲؛ اعراف، آیه ۹۶)

خدا به صراحت در باره دچار شدن انسان ها به تنگناهای گوناگون از روانی و مادی به عنوان کیفر عمل طالح چون عدم یادکرد و ذکر می فرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى ؛ و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگى تنگ و سختى خواهد داشت؛ و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى ‏کنیم. (طه، آیه ۱۲۴)

پس بر اساس این آیه هر کسی که از ذکر الهی اعراض کند و به نوعی کفر علمی و عملی داشته باشد، در همین دنیا پیش از محشور شدن در قیامت، گرفتار تنگدستی و تنگناهای دیگر می شود.

البته آن چه انسان دردنیا از پاداش، مجازات و کیفر نسبت به اعمال خوب و بد می بیند، همه مجازات و کیفر یا پاداش نیست، بلکه تنها گوشه ای از آن است. هم چنین خداوند اشخاص را برای همه اعمال بد ایشان در همین دنیا مجازات نمی کند، بلکه تعداد بی شماری گناهان را خدا عفو می کند و می بخشد و نادیده می گیرد؛ پس آن چه بر سر آدمی در دنیا می آید در آن بخشی که مربوط به ابتلاء نیست، نتیجه تعدادی از گناهان و خطاها و خطیئه هایی است که انجام می دهد نه همه آن ها؛ چنان که خدا می فرماید: وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ ؛ و هر گونه مصیبتى به شما برسد، به سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسیارى درمى‏ گذرد. (شوری، آیه ۳۰)

آثار گناهان در زندگی دنیوی

اکنون که با سنت های دو گانه خدا در ابتلاء و کیفر در دنیا آشنا شده ایم، می بایست توجه داشته باشیم که هر انسانی اگر به یکی از این مصیبت ها و نقمت ها دچار است، هماره استغفار و توبه کند تا در هر حال از این مشکلات بیرون آید؛ زیرا از نظر قرآن، برای رفع و دفع بلا و مصیبت و نیز جلب منفعت و رحمت الهی استغفار و توبه ، بهترین ابزار و وسیله کارآمد است.(هود، آیه ۵۲) خدا می فرماید: وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ؛ و اوست کسى که توبه را از بندگان خود مى ‏پذیرد و از گناهان درمى‏ گذرد و آنچه مى ‏کنید مى‏ داند.(شوری، آیه ۲۵؛ نگاه کنید: توبه، آیه ۶۶)

برای این که مراقب اعمال خویش و دیگران در قالب ولایت متقابل اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر باشیم و اجتماعی هنجار بسازیم تا از برکات آن بهره مند و از عواقب بد و مصیبت بار نابهنجاری ها دور باشیم، بهتر آن است که نگاهی به مهم ترین آثار گناهان در زندگی دنیوی داشته باشیم تا این گونه به درمان و راه برونرفت از مشکلات و مصیبت ها بپردازیم. از جمله مهم ترین آثار گناهان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. آسیب اقتصادی: مهم ترین اثر گناهان در زندگی دنیوی در حوزه اقتصادی خودنمایی می کند که قوام فرد و اجتماع به آن است.(نساء، آیات ۵ و ۳۴) کاهش بارندگی، افزایش سیل و بلایاها و بیماری ها در گیاهان و جانوران و محیط زیست از جمله آثار گناهان و دستاوردهای بشری است.(هود، آیه ۵۲؛ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲؛ روم، آیه ۴۱)
  2. اخراج از خانه و تبعید: برخی از گناهان مجازات قانونی در پی دارند که از جمله آن ها می توان به گناه اراجیف خبری تهدید کننده امنیت اجتماع اشاره کرد که موجب تبعید از خانه و محیط زندگی می شود.(احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱) هم چنین ارتکاب فحشاى آشکار از سوى زن مطلّقه، مجوز اخراج وى از خانه شوهر است؛ در حالی که اگر چنین نکند، تا پایان عده سه ماهه خویش می تواند در آن خانه سکونت داشته باشد.(طلاق، آیه ۱)
  3. انقراض تمدن ها: تمدن ها در هر درجه ای از پیشرفت و شکوفایی باشد، به سبب گناه و جرم ها دچار فروپاشی و نیستی می شود. این سنت الهی در کیفر گناهکاران در دنیا است. بنابراین، آثار گناه محدود به دایره فردی و شخصی نمی شود، بلکه آثار آن در اجتماع و جهان مادی بشر نیز خودنمایی می کند.(انعام، آیه ۶؛ غافر، آیه ۲۱)
  4. هتک حرمت و بی آبرویی: همان طوری که گناه موجب بی آبرویی انسان در قیامت می شود(قلم، آیات ۱۰ تا ۱۶)، بر اساس سنت کیفر در دنیا، شخص در همین دنیا نیز دچار بی آبرویی می شود و عرض و آبرویش می رود.(اعراف، آیات ۱۹ تا ۲۷؛ طه، آیات ۱۲۰ و ۱۲۱)
  5. بی برکتی: از نظر قرآن، ایمان، تقوا و اعمال صالح، عامل برکت و افزایش رزق و روزی مادی و معنوی است(اعراف، آیه ۹۶)؛ در برابر کفر و فجور و گناه عامل بی برکتی در زندگی است.(بقره، آیه ۲۷۶)
  6. بی حیایی و بی عفتی: انسان های مومنان و متقی، اهل حیا و عفت هستند و آبروی برای ایشان بسیار مهم و اساسی است و کاری نمی کنند که نشانه دهنده بی حیایی و بی عفتی باشد هر چند که از جهات مختلفی هم چون اقتصادی یا نیاز جنسی در فشار باشند(بقره، آیه۲۷۳؛ نساء، آیه ۶؛ نور، آیات ۳۳ و ۶۰)؛ در مقابل انسان های کافر و فاجر، انسان های بی حیایی هستند که نه تنها هنجارشکنی می کنند، بلکه دیگران را به آن تشویق کرده و باشگاه بی حیایی و فسق و فجور راه اندازی می کنند و به اعمال شنیع و وقیح چون هم جنس گرایی رو آورده و آن را تبلیغ بلکه قانونی می کنند به طوری که اهل حیا و عفت امکان بقا در آن محیط زیست را نداشته باشند.(اعراف، آیات ۸۰ تا ۸۲؛ نمل، آیه ۵۶؛ عنکبوت، آیه ۲۹؛ هود، آیات ۷۷ و ۷۸) البته برخی در نهان اقدام به کارهای زشت می کنند که بیانگر بی حیایی آن نسبت به خدا است که این خود نیز بسیار غلط است؛ زیرا خدا همه چیز را می بیند و شخص اگر خود را در محضر خدای بصیر و بینا بداند، می بایست از چنین کاری اعراض کند. به سخن دیگر، بى حیایى گناهکاران خیانت پیشه از خدا، به رغم شرم و حیا از مردم، خود گناهی بس بزرگ است که به سبب افزایش گناه از این افراد صادر می شود.(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)
  7. روحیه استکباری: برخی از رفتارهای اجتماعی چون ایجاد روحیه استکباری در افراد که خود تبعات زیانباری در دنیا و آخرت دارد، برخاسته از گناه و رفتارهای خلاف قانون و مجرمانه است.(اعراف، آیه ۱۳۳؛ جاثیه، آیات ۷ و ۸ و ۳۱)
  8. بروز زشتی ها: انسان هماره در تلاش است تا به اشکال گوناگون از جمله لباس زشتی های ظاهری خویش را بپوشاند یا با کارهای خاصی زشتی های کلامی و رفتاری و باطنی خویش را پوشش دهد تا دیده نشود؛ از نظر قرآن، کسانی که گناه می کنند، باید متوجه باشند که گناه موجب می شود تا زشتی های آنان آشکار شود.(اعراف، آیات ۱۹ تا ۲۲؛ طه، آیه ۱۲۱)
  9. بینش غلط: گناهکاران نسبت به حقایق هستی بینش واقعی و حقیقی ندارند؛ زیرا گناه دریچه ادراکی آنان را بسته است، هر چند که همه ابزارهای شناختی و ادراکی آنان سالم است؛ اما قلب ایشان به گناه بسته یا زنگار گرفته است.(مطففین، آیه ۱۴؛ بقره، آیه ۷ تا ۱۰) از نظر قرآن، گناه، مانع بینش صحیح و زمینه ساز بینش و ارزیابى غلط از راه رشد و هدایت است.(مطففین، آیات ۲۹ تا ۳۲)
  10. تباهی و سقوط نفس: گناه، مایه تباهى نفس و سقوط آدمى است و انسان را از مقام انسانیت به مقام حیوانیت بلکه حتی نبات و جماد ساقط می کند؛ چنان که خدا در آیات قرآنی بیان کرده است.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ اعراف، آیه ۱۷۹؛ جن، آیه ۱۵ ؛ انبیاء، آیه ۹۸؛ و آیات دیگر)
  11. تشریع و بدعت در دین: از جمله آثار گناه این است که شخص به خدا افترا بسته و در دین بدعت کرده و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می شمارد و دین جدیدی وضع می کند.(نساء، آیه ۴۶)
  12. تشدید در احکام: از دیگر آثار گناه آن است که خدا در احکام تکلیفی و وضعی بر گناهکار سخت می گیرد و مجازات را تشدید می کند(انعام، آیه ۱۲۶)؛ زیرا هر زمانى که یهود مرتکب گناه مى گشتند، با تحریم کیفر مى شدند. (روح المعانى، ج ۵، جزء ۸ ، ص ۷۲)
  13. سنگدلی: انسان های گناهکار از رقت قلب بی بهره شده و گرفتار سنگدلی و قساوت قلب می شوند که آثار آن در حوزه ادراکی و رفتاری خودنمایی می کند.(نساء، آیه ۴۶)
  14. لعن و غضب الهی: از نظر قرآن گناهکاری و عصیان ورزی نسبت به خدا و آموزه های دستوری و احکامش موجب لعن الهی و غضب خدا می شود.(همان؛ بقره، آیه ۹۰؛ آل عمران، آیه ۱۱۲)
  15. تحیر و سرگردانی: گناه همان گونه که موجب بینش غلط و عدم درک درست می شود، هم چنین در عمل و رفتار موجب سرگردانی و تحیر می شود و شخص در عمل نمی داند چگونه عمل و رفتار کند.(مائده، آیات ۲۱ تا ۲۶؛ حجر، آیات ۵۸ و ۷۲؛ شعراء، آیات ۲۲۲ تا ۲۲۵)
  16. تخریب محیط زیست: از نظر قرآن، گناه انسان نه تنها در فرد و اجتماع تاثیر منفی دارد، بلکه بر محیط زیست گیاهی و جانوری و آب و هوایی و مانند آن ها نیز تاثیر منفی دارد. از نظر قرآن، گناه، موجب تخریب محیط زیست و مایه نابودى سرزمینهاى آباد با کاهش باران و یا ایجاد سیل و توفان و مانند آن ها می شود به طوری نعمت ها به نقمت تبدیل شده و انسان از برکات آسمانی و زمینی بی بهره می ماند.(هود، آیات ۷۸ و ۸۲؛ اسراء، آیات ۱۶ و ۱۷؛ نمل، آیات ۴۵ تا ۵۸؛ روم، آیه ۴۱)
  17. نابودی و حبط عمل: کفر و بی ایمان عامل اصلی حبط عمل است. انسانی که با ایمان و عمل صالح اندوخته ای فراهم آورد با گناه کفر آن را از دست می دهد.(فرقان، آیات ۲۲ و ۲۳؛ مائده، آیه ۵؛ محمد، آیه ۳۳) امام صادق(علیه السلام) فرمود: مقصود از «یکفر بالإیمان» عمل نکردن به امر خدا است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۵۹۵، ح ۶۱ – ۶۲ و ۶۶)
  18. خشکسالی: کاهش باران و بروز خشکسالی در محیط هایی که به طور طبیعی ترسالی برای آن عادی و معمولی است، یکی از آثار گناهان است.(هود، آیه ۵۲؛ شوری، آیات ۲۸ تا ۳۰؛ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۵۸ و نیز مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۵۴۳) در این آیات آمده که چگونه باران ها و ترسالی های قوم نوح و هود علیهما السلام تبدیل به خشکسالی شد و ایشان گرفتار قحطی و بدبختی شدند.
  19. قطع روزی: برخی از مردم از قطع رزق و روزی ناله دارند، در حالی که بخشی از تنگدستی بر اساس ابتلاء است؛ اما بسیاری از مشکلات در این ارتباط به گناه باز می گردد؛ زیرا از نظر قرآن، گناه، موجب دفع شدن و قطع روزى از انسان می شود و روزی که قسمت است، خودش با گناه آن را از خود دور کرده است؛ به سخن دیگر، گاه روزی می آید و انسان آن را با کفران نعمت از دست می دهد، گاه دیگر، روزی و رزق تعیین شده خویش را با گناه اجازه نمی دهد تا به او برسد و از آن بهره مند شود. از همین رو، گفته می شود که گناه هم دفع روزی می کند و هم رفع روزی(قلم، آیات ۳۰ تا ۳۳)؛ زیرا امام باقر(علیه السلام) ضمن قرائت آیات مزبور فرمود: گاهى بنده گناهى مى کند و روزى از وى دفع مى شود. (تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۹۵، ح ۴۷)
  20. سبک مغزی و سفاهت: از آثار مخرب و زیانبار گناه آن است که انسان را دچار سبک مغزی و سفاهت می کند، به طوری که عقل وی به جای آن که رشد کند و به کمال برسد، در مسیر سقوط قرار گرفته و سفاهت بر آن عارض می شود.(یوسف، آیات ۳۲ و ۳۳) باید توجه داشت که جهل در آیات قرآنی گاه در برابر علم و گاه در برابر عقل قرار می گیرد؛ بنابراین، وقتی گفته می شود شخص جاهل است به معنای نادانی و بی خردی است. سفیه کسی است که خرد و عقل او سبک شده و توانایی خود را برای درک و فهم از دست داده است و حقایق را درک نمی کند یا وارونه درک می کند و همین امر موجب می شود تا از حقایق اعراض کند.(بقره، آیه۱۳۰) اصولا گناه موجب سقوط نفس و کاهش قدرت ادراکی آن می شود؛ زیرا نفس با گناه دفن و دسیسه می شود.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  21. سلب نعمت و رفع آن: چنان که گفته شد، گناه هم موجب دفع نعمت است و اجازه نمی دهد رزق و روزی به شخص برسد و هم چنین موجب رفع نعمت است ؛ یعنی نعمتی را که دارا است از دست می دهد. از همین روست که خدا به مردم هشدار می دهد که گناه، باعث زوال نعمت بلکه حتی بدتر آن موجب تبدیل نعمت به نقمت بر اساس سنت کیفر می شود.(انعام، آیات ۶ و ۱۴۶؛ اعراف، آیه ۹۶؛ انفال، آیات ۵۲ و ۵۳)
  22. شکست: گناه و عصیان، مانع پیروزى و موجب شکست است. پس کسانی که در زندگی فردی و اجتماعی گرفتار شکست هستند، باید توجه داشته باشند که گناه می تواند موجب آن باشد.(آل عمران، آیات ۱۵۲ و ۱۶۵)
  23. ضعف و ناتوانی: گناه و انحراف، موجب ضعف انسان و از دست دادن تواناییهاى خود اوست.(نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲)
  24. ظلمت و از دست دادن نور و نورانیت: گناه، موجب فرو افتادن انسان در ظلمت و تاریکى است و انسان از نور و نورانیت درونی و بیرونی بی بهره مانده و احساس بودن در تاریکی به او دست می دهد.(یونس، آیه ۲۷)
  25. انواع عذاب دنیوی: گناه عامل انواع عذاب های دنیوی برای شخص یا اجتماع است که در آیات قرآنی با اشاره به اقوام پیشین به آن ها اشاره شده است.(کهف، آیات ۶۵ تا ۸۱؛ عنکبوت، آیات ۳۹ تا ۴۰؛ ق، آیات ۵ تا ۱۵)
  26. غضب الهی در دنیا: همان طوری که گفته شد یهودیان به سبب گناهان بارها مورد غضب الهی در دنیا قرار گرفته و نعمت های آنان به نقمت تبدیل شد.
  27. فساد در جان و جامعه و جهان: چنان که گفته شد گناه موجب به ریختگی امور و تبدیل امر صالح به فاسد است. فساد در محیط زیست و نیز در جان و جامعه و جهان نتیجه گناه است.(روم، آیه ۴۱) از از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه روایت شده است که هنگام افزایش گناه در زمین، فساد در خشکى و دریا آشکار مى شود. (تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۱۹۰، ح ۸۱) ایشان هم چنین می فرماید: حیات جنبندگان دریایى وابسته به باران است و بر اثر گناه این حیات قطع مى شود. (تفسیر قمى، ج ۲، ص ۱۵۹) از نظر قرآن گناهانی هم چون زنا موجب می شود تا جان و جامعه گرفتار فساد شود(اسراء، آیه ۳۲) ؛ زیرا «ساء سبیلا» یعنى راه بدى است که منجر به فساد جامعه در تمامى شئون مى شود. (المیزان، ج ۱۳، ص ۸۶)
  28. فقر و نداری: گناه و ناسپاسى، موجب گرفتارى به فقر و ذلت در دنیا می شود. پس این گونه نیست که فقر تنها به سبب ابتلاء الهی باشد(فجر، آیه ۱۶)، بلکه به سبب گناه نیز است.(بقره، آیه ۶۱) راه درمان نیز استغفار وتوبه است. البته اگر انسان در شرایط ابتلایی نیز باشد می تواند با توبه و استغفار و نیز انفاق از هر چه دارد، از فقر رهایی یابد؛ زیرا خدا به صراحت می فرماید: لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا؛ بر توانگر است که از دارایى خود هزینه کند و هر که روزى او تنگ باشد باید از آنچه خدا به او داده خرج کند و انفاق نماید. خدا هیچ کس را جز به قدر آنچه به او داده است، تکلیف نمى ‏کند؛ خدا به زودى پس از دشوارى آسانى فراهم مى ‏کند (طلاق، آیه ۸) پس با انفاق می توان از عسر و سختی و نداری به یسر و آسانی و دارایی رسید.
  29. مصیبت: آلوده شدن به گناه، موجب ابتلا به مصایب و گرفتاریهای انسان در دنیا می شود.(روم، آیه ۴۱؛ شوری، آیه ۳۰) چنان که گفته شد، مقصود از «الفساد» در آیه، طبق فرموده امام صادق(علیه السلام)گناهان انسان است (تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۱۹۰، ح ۸۱) و منظور از عقوبت فساد آنان گرفتارى به قحطى، حاکمان و والیان جور و ظلم و ستم و مانند آن ها است. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۸۰)
  30. نفوذ شیطان: نفوذ شیطان در آدمى و القاى وسوسه هایش، بر اثر گناه است.(آل عمران، آیه ۱۵۵) ظاهر آیه این است که پاره اى از گناهان که مسلمانان پیش تر مرتکب شده بودند به شیطان امکان داد تا آنان را اغوا کرده، به فرار از جنگ وا دارد. (المیزان، ج۴، ص۵۱)
  31. هتک حرمت: اشاعه فحشا، گناهى بزرگ و موجب هتک حرمت مؤمنان است.(نور، آیه ۱۹)
  32. هلاکت جان و جامعه و تمدن ها: ابتلاى جوامع و انسانها به هلاکت و عذاب، بر اثر جرم و گناه است که بارها بیان شده است.(اسراء، آیه ۱۶؛ شمس ، آیات ۱۱ تا ۱۴)
  33. بیماری های روانی همانند یاس و نومیدی: از دیگر آثار مهم گناه در زندگی شخصی و فردی، گرفتاری به انواع بیماری ها در حوزه روانی است، از جمله نومیدی و یاس(زمر، آیه ۵۳)، سنگدلی و زنگار گرفتگی قلب و ناتوانی در تشخیص حق و باطل و گرایش نسبت به باطل و فجور به جای گریزش از آن (شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیه ۷) و مانند آن ها را اشاره کرد. امام باقر(علیه السلام) ضمن بازگو کردن تأثیر گناه در قلب آدمى و سیاه شدن دل با گناهان زیاد، به آیه ۱۴ مطففین تمسّک نمود. (تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۵۳۱، ح ۲۲) در آیات قرآنی از گناه به عنوان مهم ترین مانع در ایمان پذیری، حق پذیری، برخورداری از رحمت الهی، مانع رشد ، مانع شناخت و مانند آن ها یاد شده است که به حوزه روانی و باطنی انسان باز می گردد.

البته در آیات قرآنی آثار بسیار دیگری بیان شده که بخشی به آثار دنیوی و برخی به آثار اخروی گناه اشاره دارد. با توجه به حوصله مقاله به همین مقدار بسنده می شود.