آثار پرهیزگاری و تقوا

بسم الله الرحمن الرحیم
پرهیزگار کسی است که از برخی چیزها اجتناب و برخی از چیزها را انجام می دهد؛ همان طوری که در پرهیزغذایی گفته می شود؛ شخص با این رویه و رفتار خود را به اموری رسانده و از اموری محافظت می کند. از این رو، تقوای الهی تنها با اجتناب از محارم به دست نمی آید، بلکه باید همراه با انجام واجبات باشد. البته این مرتبه نخست تقوای عام است؛ زیرا دو مرتبه دیگر از تقوای الهی وجود دارد که مرتبه دوم آن با اجتناب از محرمات و مکروهات و انجام واجبات و مستحبات به دست می آید و مرتبه سوم آن افزون بر مرتبه دوم باید همراه با ترک برخی از مباحات باشد. اگر کسی این گونه عمل کند، اهل تقوای الهی خواهد بود. این روش و سبک زندگی در شخص باید از حالت به ملکه و سپس مقوم ذات در آید که در اصطلاح قرآنی از آن به «متقین» یاد می شود که تقوای مقوم ذات و هویتی آنان شده است. متقین از نظر ایمانی و اعمال صالح در اوج هستند و از همه جنات و بهشت های ذاتی و صفاتی و فعلی بهره مند می شود. از این روست که در دنیا نیز در مقام اطمینان بوده و هیچ اضطراب و تشویش و خوف و حزنی در آنان یافت نمی شود، مگر خشیتی عالمانه از عظمت الهی.(فاطر، آیه ۲۸)
اهمیت، آثار و برکات تقوای الهی
در آیات و روایات آثار بسیاری برای تقوای الهی بیان شده است؛ زیرا هر آن چه در دنیا و آخرت برای انسان به عنوان انسان و خلیفه الهی فراهم آمده، بازتابی از تقوای الهی است؛ زیرا تقوای الهی، خروجی عبادت است(بقره، آیه ۲۱)؛ و خروجی تقوای الهی، علم لدنی و شهودی الهی(بقره، آیه ۲۸۲)، حفاظت از خشم و غضب الهی و رهایی از دوزخ، بهره مندی از رحمت خداوندی(اعراف، آیه ۶۳)، فلاح و رستگاری(بقره، آیات ۲ تا ۵) و رسیدن به بهشت های متعدد و متنوع الهی است. در این جا به برخی از آثار و برکات تقوای الهی اشاره می شود که خود بیانگر اهمیت و ارزش آن در زندگی انسان در دنیا و آخرت است.
۱. ره توشه آخرت: ره توشه آخرت چیزی جز تقوای الهی با معنای گفته شده نیست. خداوند پس از آن که به اعمال عبادی مناسک حج اشاره کرده، پیامد آن را تقوای الهی دانسته و سپس می فرماید: وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ؛ توشه برگیرد؛ زیرا بهترین ره توشه تقوا است و ای دارندگان خرد ناب، تقوای مرا پیشه کنید.(بقره، آیه ۱۹۷) امیرمومنان امام علی(ع) نیز در وصیت و سفارشی می فرماید: اُوصِیکُم عِبادَ اللّهِ بتَقوَى اللّهِ الّتی هِی الزّادُ و بِها المَعاذُ، زادٌ مُبلِغٌ، و مَعاذٌ مُنجِحٌ؛ اى بندگان خدا! شما را به تقواى خدا سفارش مى کنم که آن توشه است و پناهگاه، توشه اى است رساننده [به سرمنزل مقصود ]و پناهگاهى رهاننده [از آتش دوزخ].( نهج البلاغه: الخطبه ۱۱۴.)
۲. لباس: از مهم ترین کارکردهای تقوا، لباس بودن آن است. لباس کارکردهایی چندی دارد که از جمله آن پوشاندن عیوب، آراستن آدمی، حفظ تن از گرما و سرما و نیز لباس جنگی حافظ بدن از تیر و شمشیر و کمان است؛ پس بهترین پوشش برای آدمی که بتواند همه  این کارکردها و فراتر از آن را داشته باشد همان لباس تقوا است. خداوند می فرماید: یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْآتِکُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ؛ اى فرزندان آدم در حقیقت ما براى شما لباسى فرو فرستادیم که عورتهاى شما را پوشیده مى دارد و [براى شما] زینتى است و[لى] بهترین جامه [لباس] تقوا است این از نشانه‏ هاى [قدرت] خداست باشد که متذکر شوند (اعراف، آیه ۲۶) امیرمومنان امام علی(ع) نیز می فرماید: ثَوبُ التُّقى أشرَفُ المَلابِسِ؛ جامه تقوا، فاخرترین لباس ها است.(غرر الحکم: ۴۶۸۶.) امیرمومنان امام علی(ع) هم چنین می فرماید: مَن تَسربَلَ أثوابَ التُّقى لم یَبْلُ سِربالُهُ؛ هر که جامه هاى تقوا را پیراهن خود کند، پیراهنش کهنه نشود.(غرر الحکم: ۹۰۱۹.) و نیز فرموده است: اِستَشعِروا التَّقوى شِعارا  باطِنا؛ تقوا را جامه زیرین و درونى خود سازید.(بحار الأنوار: ۷۸/۳۹/۱۶.) در جایی دیگر نیز فرمود: مَن أشعَرَ التَّقوى قَلبَهُ بَرَّزَ مَهَلُهُ، و فازَ عَمَلُهُ، فاهتَبِلوا هَبَلَها، و اعمَلوا لِلجَنَّهِ عَمَلَها؛ هر که تقوا را جامه زیرین دلِ خود سازد، در خیر و نیکویى گوى سبقت را [از همگنان] برباید و کارَش قرین موفقیت شود. پس، بهره ها و خوبى هاى تقوا را بجویید و براى بهشت، کارى درخورِ آن کنید.( نهج البلاغه: الخطبه ۱۳۲.) و می فرماید: اُوصِیکُم بتَقوَى اللّهِ… و أشعِروها قُلوبَکُم، و ارحَضوا بِها ذُنوبَکُم… ألا فَصُونوها و تَصَوَّنُوا بِها؛ شما را به تقواى خدا سفارش مى کنم… آن را شعار دل هاى خود کنید و گناهانتان را با آن بشویید… هان! تقوا را حفظ کنید و خود را [نیز] به وسیله آن محفوظ بدارید.( نهج البلاغه: الخطبه ۱۹۱.) ایشان در جایی دیگر نیز فرموده است: إنّ الجِهادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّهِ، فَتَحَهُ اللّهُ لِخاصَّهِ أولیائهِ، و هُو لِباسُ التَّقوى، و دِرعُ اللّهِ الحَصِینَهُ، و جُنَّتُهُ الوَثِیقَهُ؛ جهاد درى است از درهاى بهشت که خداوند آن را براى دوستان ویژه خود گشوده است. جهاد جامه تقواست و زره محکم خداوند و سپر مطمئن او.( نهج البلاغه: الخطبه ۲۷.) و نیز می فرماید: مَن تَعَرَّى مِن لِباسِ التَّقوى لَم یَستَتِرْ بشَیءٍ مِن اللِّباسِ؛ هر که از جامه تقوا برهنه شود هیچ جامه اى او را نمى پوشاند.( تحف العقول: ۸۸.) امام باقر علیه السلام، در تفسیر آیه می فرماید: فأمّا اللِّباسُ فالثِّیابُ الّتی یَلبَسونَ، و أمّا الرِّیاشُ فالمَتاعُ و المالُ، و أمّا لِباسُ التَّقوى فالعَفافُ؛ لأنّ العَفیفَ لا تَبدو لَه عَورَهٌ و إن کانَ عارِیا مِن الثِّیابِ، و الفاجِرُ بادِی العَورَهِ و إن کانَ کاسِیا مِن الثِّیابِ ، یَقولُ : «و لِباسُ التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ»  یقولُ : العَفافُ خَیرٌ؛ «لباس» همان جامه هایى است که مى پوشند و «ریاش» کالا و دارایى است و لباسِ تقوا، عفاف و پاکدامنى است؛ زیرا شخص پاکدامن، اگر چه برهنه از لباس باشد، عیبى از او آشکار نمى شود و آلوده دامن، هرچند پوشیده از لباس باشد، عیب هایش آشکار است. مى فرماید: «و لباس التقوى ذلک خیر»، مى فرماید: خویشتندارى و پاکدامنى بهتر است.( تفسیر القمّی : ج ۱، ص۲۲۶.)
۳. روزی دنیا و آخرت: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا و الآخِرَهِ؛ هر که تقوا روزیش شود، خیر دنیا و آخرت روزیش شده است.(کنز العمّال: ۵۶۴۱.)
۴. اساس اخلاق: تقوای الهی اساس همه فضایل، محاسن و مکارم اخلاقی است. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: التُّقى رئیسُ الأخلاقِ، تقوا رییس اخلاق است.(نهج البلاغه: الحکمه ۴۱۰.) بر تقوای الهی است که همه اصول و قواعد اخلاقی بنا گذاشته می شود. در حقیقت مبنا و اساس اخلاق، بلکه همه امور زندگی است. آن حضرت(ع) در جایی دیگر می فرماید: التَّقوى أقوى أساسٍ؛ تقوا، محکم ترین شالوده است.(غرر الحکم: ۸۲۲، ۸۲۳.) آن حضرت(ع) هم چنین می فرماید: لا یَهلِکُ علَى التَّقوى سِنخُ أصلٍ، و لا یَظمَأُ علَیها زَرعُ قَومٍ؛ بنیاد محکمى که بر روى تقواست، هرگز تباه نشود و کِشته قومى که ریشه در تقوا دارد، هرگز بى آب نماند.(نهج البلاغه: الخطبه ۱۶.)
۵. برترین ها: تقوا از برترین ها است. از نظر امیرمومنان امام علی(ع) تقوا، برترین و افضل عبادت ها است.(بحار الأنوار: ج ۷۰، ص۲۸۸، حدیث۱۶.) وی هم چنین در جایی دیگر می فرماید: إنّ التَّقوى أفضَلُ کَنزٍ، و أحرَزُ حِرزٍ، و أعَزُّ عِزٍّ، فیهِ نَجاهُ کُلِّ هارِبٍ، و دَرکُ کُلِّ طالِبٍ، و ظَفَرُ کُلِّ غالِبٍ؛ براستى که تقوا بهترین گنج و محکمترین پناهگاه و عزیزترین عزّت و اقتدار است، نجات هر گریزنده اى [از هلاکت و دوزخ ]و امید هر جوینده اى و پیروزى هر چیره جویى در تقواست.(بحار الأنوار: ج۷۷، ص۳۷۴، حدیث۳۶.)
۶. بی جایگزین و رقیب: در اهمیت تقوا همین بس که امری بی رقیب و جایگزین است. امیرمومنان (ع) می فرماید: التَّقوى لا عِوَضَ عَنه و لا خَلَفَ فیه؛ تقوا، هیچ عوض و جایگزینى ندارد. (غرر الحکم: ۲۱۵۴.)
۷. رستگاری: امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: التَّقوى غایَهٌ لا یَهلِکُ مَنِ اتَّبَعَها، و لا یَندَمُ مَن عَمِلَ بِها؛ لأنّ بِالتَّقوى فازَ الفائزونَ، و بِالمَعصِیَهِ خَسِرَ الخاسِرونَ؛ تقوا، هدفى است که هر کس آن را دنبال کند به هلاکت نیفتد و هر که به کارَش بندد پشیمان نشود؛ زیرا با تقواست که رستگاران رستند و با معصیت است که زیانکاران زیان کردند.(کنز العمّال: ۴۴۲۱۶.)
۸. پرده حیا: تقوای الهی پرده ای حیایی میان خلق و خالق است که باید حفظ شود و دریده نشود. امام علی(ع) می فرماید: اِتَّقِ اللّهَ بَعضَ التُّقى و إن قَلَّ، و اجعَلْ بَینَکَ و بَینَ اللّهِ سِترا و إن رَقَّ؛  از خداوند بترس گر چه اندکى، و میان خود و خدا پرده اى [از شرم ]بیفکن هرچند نازک باشد.(نهج البلاغه: الحکمه ۲۴۲.)
۹. رهایی از شهوات و بدی ها: متقی با تقوای الهی خویش، خود را از بند شهوات و تبعات بدی ها در امان نگه می دارد و از فواید و آثار آن رهایی بهره مند می شود. امیرمومنان (ع) می فرماید: إنّ مَن فارَقَ التَّقوى اُغرِیَ بِاللَّذّاتِ و الشَّهَواتِ، و وَقَعَ فی تِیهِ السَّیّئاتِ، و لَزِمَهُ کَبیرُ التَّبِعاتِ؛ هر که از تقوا جدا شود، شیفته لذّت ها و شهوات گردد و در بیابانِ سرگردان کننده گناهان بیفتد و پیامدهاى ناگوار سختْ دامنگیرش شود.(غرر الحکم: ۳۶۲۵.)
۱۰. عضویت در حزب الله: اگر کسی بخواهد عضویت در حزب الله را داشته باشد، باید اهل تقوا باشد. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: یَسُرُّکَ أن تَکونَ مِن حِزبِ اللّهِ الغالِبینَ ؟ اِتَّقِ اللّهَ سبحانَهُ و أحسِنْ فی کُلِّ اُمورِکَ؛ فإنّ اللّهَ مَع الّذینَ اتَّقَوا و الّذینَ هُم مُحسِنونَ؛ آیا خوش دارى که از حزبِ ظفرمند خداوند باشى؟ از خداوند سبحان پروا داشته باش و در همه کارهایت نیکو عمل کن؛ زیرا خداوند با تقوا پیشگان است و کسانى که نیکو کارند. (غرر الحکم: ۲۸۲۸.)
۱۱. سلامتی از تلف: هر کسی بخواهد از تلف شدن در سلامت باشد، تقوای الهی را پیشه سازد. امام باقر(ع) می فرماید: اُوصِیکَ بِتَقوَى اللّهِ؛ فإنّ فیها السَّلامَهَ مِن التَّلَفِ، و الغَنیمَهَ فی المُنقَلَبِ؛ تو را به تقواى خدا سفارش مى کنم؛ زیرا که آن باعث رستن از نابودى و سود بردن در بازگشتگاه (آخرت) است.( الکافی: ج ۸، ص۵۲، حدیث۱۶.)
۱۲. رضایت الهی: امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: أوصاکُم بِالتَّقوى، و جَعَلَها مُنَتهى رِضاهُ و حاجَتِهِ مِن خَلقِهِ، فاتَّقُوا اللّهَ الّذی أنتُم بعَینِهِ، و نَواصِیکُم بِیَدِهِ؛ و [خداوند] شما را به تقوا سفارش فرمود و آن را نهایت خشنودى خود و خواسته خویش از آفریدگانش قرار داد. پس بترسید از خدایى که زیر نظر او هستید و موهای ناصیه و پیشانی هاى  شما در دست اوست.( نهج البلاغه: الخطبه ۱۸۳.) و نیز می فرماید: إنّ التَّقوى مُنتَهى رِضَى اللّهِ مِن عِبادِهِ و حاجَتِهِ مِن خَلقِهِ؛ تقوا نهایت خشنودى خداوند از بندگان خود و [نهایت] خواسته او از آفریدگانش است.(غرر الحکم: ۳۶۲۰.)
۱۳. بهترین عاقبت: امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اُوصِیکُم عِبادَ اللّهِ بتَقوَى اللّهِ؛ فإنّها خَیرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ، و خَیرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَ اللّهِ؛ اى بندگان خدا! شما را به تقواى خدا سفارش مى کنم؛ زیرا این بهترین سفارشى است که بندگان به یکدیگر مى کنند و در پیشگاه خداوند بهترین پایانِ امور است.( نهج البلاغه: الخطبه ۱۷۳.)
۱۴. مهار و تکیه گاه: همان طوری که گفته شد، تقوا بهترین پناهگاه و هم چنین بهترین ابزار مهار و مدیریت نفس و تکیه گاه آدمی است. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اُوصِیکُم عِبادَ اللّهِ بتَقوَى اللّهِ، فإنَّها الزِّمامُ و القِوامُ، فتَمَسَّکوا بوَثائقِها، و اعتَصِموا بحَقائقها؛ اى بندگان خدا! شما را به تقواى خدا سفارش مى کنم؛ زیرا که تقوا مهار است و تکیه گاه. پس بندهاى محکم آن را بچسبید و به حقایق آن چنگ در زنید.(نهج البلاغه: الخطبه ۱۹۵.)
۱۵. آرمان: امیرمومنان (ع) می فرماید: اُوصِیکُم بتَقوَى اللّهِ؛ فإنّها غِبطَهُ الطّالِبِ الرّاجی، و ثِقَهُ الهارِبِ اللاّجِی، و استَشعِروا التَّقوى شِعارا باطِنا؛ شما را به تقواى خدا سفارش مى کنم؛ زیرا که آن آرمان هر جوینده امیدوارى است و مورد اعتماد هر فرارى پناه جویى، تقوا را جامه زیرین خود کنید.(الکافی: ج ۸، ص۱۷، حدیث۳؛ بحار الأنوار: ج۷۸، ص۳۹، حدیث۱۶.)
۱۶. حافظ: از کارکردها و آثار تقوای الهی می توان به حفاظت و صیانت آن اشاره کرد. امیرمومنان (ع) می فرماید: اُوصِیکُم بتَقوَى اللّهِ؛ فإنّها حَقُّ اللّهِ علَیکُم، و المُوجِبَهُ علَى اللّهِ حَقَّکُم، و أن تَستَعینوا علَیها باللّهِ، و تَستَعینوا بها علَى اللّهِ… ألا فَصُونُوها و تَصَوَّنوا بِها؛ شما را به تقواى خدا سفارش مى کنم؛ زیرا که آن حقّ خداست بر گردن شما و[نیز] موجب حقّ شما بر خدا مى شود و به شما سفارش مى کنم که در راه تقوا، از خدا کمک بخواهید و براى نزدیکى به خدا از آن یارى طلبید… هان! تقوا را حفظ کنید و خویشتن را[نیز] به وسیله آن محفوظ بدارید.( نهج البلاغه: الخطبه ۱۹۱.)
۱۷. استوارترین دژ و قلعه: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله  می فرماید: مَنِ اتَّقَى اللّهَ عاشَ قَوِیّا، و سارَ فی بِلادِ عَدُوِّهِ آمِنا؛ هر که از خدا پروا دارد، نیرومند بزید و در سرزمین دشمنش آسوده بگردد.( بحارالأنوار : ج۷۰، ص۲۸۳، حدیث۵.) امیرمومنان امام علی علیه السلام می فرماید: التَّقوى حِصنٌ حَصینٌ لِمَن لَجَأَ إلَیهِ ؛ تقوا، براى کسى که بدان پناه برد، دژى تسخیر ناشدنى است.(غرر الحکم: ۱۵۵۸.) و نیز می فرماید: التَّقوى حِصنُ المُؤمنِ ؛ تقوا، دژ مؤمن است.(غرر الحکم : ۱۰۴۶.) و نیز می فرماید: التَّقوى حِرزٌ لِمَن عَمِلَ بِها ؛ تقوا، پناهگاهى نفوذناپذیر براى کسى است که آن را به کار گیرد.(غرر الحکم : ۱۱۲۸.) و نیز می فرماید: التَّقوى أوفَقُ حِصنٍ، و أوقى حِرزٍ؛ تقوا، مستحکم ترین دژ و نگه دارنده ترین پناهگاه است.(غرر الحکم : ۱۳۳۰.) امیرمومنان امام علی علیه  السلام می فرماید: أمنَعُ حُصونِ الدِّینِ التَّقوى ؛ نفوذ ناپذیرترین دژهاى دین تقواست.( غرر الحکم : ۲۹۵۲.) مرتبه برتر تقوا را ورع و پارسایی می گویند. امیرمومنان امام علی علیه  السلام می فرماید: لا مَعقِلَ أحسَنُ مِن الوَرَعِ ؛ هیچ پناهگاهى بهتر از پارسایى نیست.( نهج البلاغه : الحکمه ۳۷۱.) امیرمومنان امام علی علیه  السلام می فرماید: اِعلَموا عِبادَ اللّهِ أنّ التَّقوى دارُ حِصنٍ عَزیزٍ ، و الفُجورَ دارُ حِصنٍ ذَلیلٍ ؛ لا یَمنَعُ أهلَهُ ، و لا یُحرِزُ مَن لَجَأَ إلَیهِ ؛ اى بندگان خدا! بدانید که تقوا قلعه اى مستحکم است ، و بى تقوایى قلعه اى سست که ساکنان خود را حفظ نمى کند و هر که را بدان پناه برد حراست نمى کند.( نهج البلاغه : الخطبه ۱۵۷.)
۱۸. چنگ آویز: امیرمومنان امام علی علیه  السلام می فرماید: اِلْجَؤوا إلَى التَّقوى ؛ فإنّها  جُنَّهٌ مَنیعَهٌ ، مَن لَجَأَ إلَیها حَصَّنَتهُ ، و مَنِ اعتَصَمَ بِها عَصَمَتهُ ؛ به تقوا پناه برید؛ زیرا که تقوا حفاظى استوار است. هر کس بدان پناه برد، او را حفظ کند و هر که به آن چنگ زند، او را نگه دارد.(غرر الحکم : ۲۵۵۳.)
۱۹. ریسمان محکم الهی: امیرمومنان امام علی علیه  السلام می فرماید: فاعتَصِموا بتَقوَى اللّهِ ؛ فإنّ لَها حَبلاً وَثِیقا عُروَتُهُ ، و مَعقِلاً مَنِیعا ذُروَتُهُ ؛ به تقواى خدا پناه برید؛ زیرا تقوا ریسمانى دارد با دستگیره اى محکم و پناهگاهى است با بلنداى تسخیر نا پذیر.(نهج البلاغه : الخطبه ۱۹۰.) امام على علیه السلام تقوا را محکم ترین دستگیره و ریسمان الهی دانسته و می فرماید: التَّقوى آکَدُ سَبَبٍ بَینَکَ و بینَ اللّهِ إن أخَذتَ بهِ ، و جُنَّهٌ مِن عَذابٍ ألِیمٍ؛  تقوا را اگر چنگ زنى محکمترین رشته میان تو و خداست و محافظى است در برابر عذاب دردناک. (غرر الحکم : ۲۰۷۹.) و نیز می فرماید: إنّ لِتَقوَى اللّه ِ حَبلاً وَثیقا عُروَتُهُ، و مَعقِلاً مَنیعا ذِروَتُهُ؛ تقواى خدا، ریسمانى دارد که دستگیره اش بسیار محکم است و پناهگاهى دارد که بلندایش تسخیر نا پذیر است.( غرر الحکم : ۳۶۱۹.)
۲۰. راه روشن: امیرمومنان امام علی علیه  السلام می فرماید: إنّ التَّقوى فی الیَومِ الحِرزُ و الجُنَّهُ ، و فی غَدٍ الطّریقُ إلَى الجَنَّهِ ، مَسلَکُها واضِحٌ و سالِکُها رابِحٌ ؛ همانا تقوا امروز پناهگاه است و حفاظ و فردا راهى است به سوى بهشت، جاده اش روشن است و ره پویش برنده.( نهج البلاغه : الخطبه ۱۹۱.)
۲۱. نگه دارنده: امام صادق علیه السلام می فرماید: مَنِ اتّقَى اللّهَ وَقاهُ؛ هر که از خدا پروا کند خداوند او را حفظ نماید.(بحار الأنوار : ج ۷۸، ص۱۹۹، حدیث۲۴.)
۲۲. کلید صلاح و اصلاح:  امام على علیه السلام می فرماید: التَّقوى مِفتاحُ الصَّلاحِ ؛ تقوا، کلید صلاح است.(غرر الحکم : ۹۴۱.) و نیز می فرماید: ما أصلَحَ الدِّینَ کالتَّقوى ؛ چیزى مانند تقوا، دین (دیندارى) را درست نکرد.( غرر الحکم : ۹۴۷۴.) ایشان می فرماید : سَبَبُ صَلاحِ الإیمانِ التَّقوى ؛ سبب درستى ایمان، تقواست.( غرر الحکم : ۵۵۱۴.)
۲۳. ستون یقین و چراغ روشن: إنّ تَقوَى اللّهِ عِمارَهُ الدِّینِ و عِمادُ الیَقینِ ، و إنّها لَمِفتاحُ صَلاحٍ و مِصباحُ نَجاحٍ ؛ پرواى از خدا مایه آبادى دین [شخص] و تکیه گاه یقین است و آن کلید صلاح و چراغ نجات است.( غرر الحکم : ۳۶۲۳.)
۲۴. دیگر کارکردها متنوع تقوا: امام علی (ع) می فرماید: إنّ تَقوَى اللّهِ مِفتاحُ سَدادٍ ، و ذَخیرَهُ مَعادٍ ، و عِتقٌ مِن کُلِّ مَلَکَهٍ ، و نَجاهٌ مِن کُلِّ هَلَکَهٍ ، بِها یَنجَحُ الطّالِبُ ، و یَنجو الهارِبُ ، و تُنال الرَّغائبُ ؛ تقواى خدا کلید پاکى و درستى و اندوخته اى براى بازگشتگاه و باعث آزادى از هر بندگى و رهایى از هر نابودى است. به وسیله تقواست که جوینده به مطلوبش مى رسد و گریزانِ [از عذاب و کیفر الهى ]رهایى مى یابد و به خواست ها رسیده مى شود.( نهج البلاغه : الخطبه ۲۳۰.)
۲۵. مانع گناه و تحمل تکالیف : امام على علیه السلام می فرماید: إنّ تَقوَى اللّهِ حَمَت أولیاءَ اللّهِ مَحارِمَهُ ، و ألزَمَت قُلوبَهُم مَخافَتَهُ ، حتّى أسهَرَت لَیالِیَهُم ، و أظمَأت هَواجِرَهُم ، فأخَذوا الرّاحَهَ بِالنَّصَبِ ، و الرِّیَّ بِالظَّمأِ، و استَقربوا الأجَلَ فبادَروا العَمَلَ ؛ تقواى خدا، دوستان خدا را از ارتکاب حرام هایش نگه داشت و ترس از او را قرین دل هایشان ساخت، تا بدان جا که شب ها بیدارشان نگه داشت و در روزهاى گرم به تحمّل تشنگى (روزه دارى) وا داشت و رنج را بر آسایش و تشنگى را بر سیرابى ترجیح دادند و اجل را نزدیک دیدند و به کار و عمل شتافتند؛ (نهج البلاغه : الخطبه ۱۱۴.)
۲۶. مانع فرورفتن در شبهات:  امام على علیه السلام می فرماید : ذِمَّتی بما أقولُ رَهینَهٌ و أنا بِهِ زَعیمٌ : إنَّ مَن صَرَّحَت لَهُ العِبَرُ عمّا بَینَ یَدَیهِ من المَثُلاتِ حَجَزَتهُ التَّقوى عَن تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ… ألا و إنَّ الخَطایا خَیلٌ شُمُسٌ حُمِلَ علَیها أهلُها و خُلِعَت لُجُمُها فَتَقَحَّمَت بِهِم فی النّارِ ، ألا و إنّ التَّقوى مَطایا ذُلُلٌ حُمِلَ علَیها أهلُها و اُعْطُوا أزِمَّتَها فأورَدَتهُمُ الجَنَّهَ ؛ گردنم به آنچه مى گویم گرو باشد و درستى آن را ضمانت مى کنم که: هر کس با دیده عبرت بین به کیفرهایى که بر سر پیشینیان آمده است بنگرد، تقوا او را از فرو رفتن در شبهات باز مى دارد… بدانید که گناهان همچون اسبان چموش سرکشى هستند که گنهکاران بر آنها سوارند و لگام هایشان رها گشته. چنین اسبانى سواران خود را در آتش فرو اندازند. بدانید که تقوا همچون مرکب هایى رام هستند که پرهیزگاران بر آنها سوارند و افسارهاى آنها را گرفته اند. چنین مرکب هایى سواران خود را به بهشت مى برند.( نهج البلاغه : الخطبه ۱۶.)
۲۷. امان از نیش کژدم گناه: امام على علیه السلام می فرماید: ألا و بِالتَّقوى تُقطَعُ حُمَهُ الخَطایا، و بِالیَقینِ تُدرَکُ الغایَهُ القُصوى ؛ بدانید که با تقواست که نیش زهرآلود  کژدم گناهان کنده مى شود و با یقین است که به هدف نهایى مى توان رسید.( نهج البلاغه : الخطبه ۱۵۷.)
۲۸. رها کردن گناه: امام صادق علیه السلام ـ در پاسخ به سؤال از آیه «به راستی کسانى که،  فرمود : «إن الّذِینَ: هُو الذَّنبُ یَهِمُّ بهِ العَبدُ فیَتَذَکَّرُ، فیَدَعُهُ ؛ مقصود گناه است که کسى قصد انجام آن را مى کند، اما خدا را به یاد مى آورد، و آن را رها مى کند. (بحار الأنوار : ج ۷۰، ص۲۸۷، حدیث۱۳.) مراد آیه ۲۰۱ سوره اعراف است که خداوند می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ؛ در حقیقت کسانى که [از خدا] پروا دارند چون وسوسه‏ اى از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند؛ چرا در روایتی دیگر از ایشان آمده است: عنه علیه السلام ـ و قد سُئلَ عنِ الطّائفِ فی الآیَهِ ـ: هُو السَّیِّئُ یَهِمُّ العَبدُ بهِ ، ثُمّ یَذکُرُ اللّهَ فیُبصِرُ و یَقصُـرُ؛ امام صادق علیه السلام ـ در پاسخ به سؤال از معناى «طائف» در آیه یاد شده فرمود: مقصود گناه و بدى است که آدمى قصد انجام آن را مى کند، اما خدا را به یاد مى آورد و چشمش باز مى شود و از آن صرف نظر مى کند.(بحار الأنوار: ج ۷۰، ص۲۸۷، حدیث۱۴.)
۲۹. کسب فرقان، تکفیر و غفران: کسی که تقوا پیشه کند، خداوند توانایی جدایی حق از باطل را به وی می دهد و گناهانش را می پوشاند و از غفران و آمرزش الهی بهره مند می شود. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّه َ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانا وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ؛ ای کسانی که ایمان آوردید اگر تقوای الهی پیشه کنید، برای شما فرقان قرار می دهد و گناهان شما را از شما می پوشاند و برای شما آمرزش می کند و خداوند همانا صاحب فضل و عظیم است.(انفال، آیه ۲۹)
۳۰. هدایت: خداوند در آیه ۲ سوره بقره می فرماید:  ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ؛ آن کتابی که هیچ ریب و شکی در آن نیست، هدایتی برای متقین است. امام علی(ع) نیز می فرماید: مَن غَرَسَ أشجارَ التُّقى جَنى ثِمارَ الهُدى؛ هر که درختان تقوا بکارد، میوه هاى هدایت بچیند.( بحار الأنوار : ج ۷۸، ص۹۰، حدیث۹۵.)
۳۱. حریص معاد و رهایی از فساد: از دیگر آثار تقوا این دو امر است. امام على علیه السلام می فرماید: لِلمُتَّقی هُدىً فی رَشادٍ ، و تَحَرُّجٌ عَن فَسادٍ ، و حِرصٌ فی إصلاحِ مَعادٍ؛ شخص با تقوا در راه رستگارى قدم برمى دارد و از فساد دورى مى کند و در کار ساختن معاد حریص است.( غرر الحکم : ۷۳۵۷.)
۳۲. بصیرت: از دیگر آثار تقوا بصیرت یابی دیدگان قلوب آدمی است. امیرمومنان امام علی علیه السلام می فرماید: أینَ العُقولُ المُستَصبِحَهُ بمَصابِیحِ الهُدى ، و الأبصارُ اللاّمِحَهُ إلى مَنارِ التَّقوى ؟!کجایند خردهاى پرتو گرفته از چراغ هاى هدایت و دیدگان درخشان و دوخته شده به مناره هاى تقوا!( نهج البلاغه : الخطبه ۱۴۴.) پس ایشان نور بصیرت را از منارهای تقوا می گیرند و حقایق برای ایشان روشن می شود و به مقام شهود و رویت ملکوتی می رسند.
۳۳. کرامت: کرامت آدمی به دو گونه فضلی و اکتسابی دسته بندی می شود. غیر از این که خداوند بنی آدم را به فضل خویش کرامت بخشید(اسراء، آیه ۷۰)، زمینه کرامت های دیگر از طریق اعمال و افکارش را نیز فراهم آورد. این گونه است که انسان در سایه عمل شریعت اسلام می تواند کرامت هایی را به دست آورد؛ زیرا عمل به شریعت اسلام به معنای عمل به عبودیت و عبادتی است که هدف خلقت آدمی (ذاریات، آیه ۵۶) و کسب تقوای الهی(بقره، آیه ۲۱) است که خود این تقوا کرامت ساز است. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛اى مردم! ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و ملّت ملّت و قبیله قبیله تان گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى تردید، خدا داناى آگاه است».(حجرات، آیه ۳) پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: إنّ ربَّکُم واحِدٌ ، و إنّ أباکُم واحِدٌ ، و دِینُکُم واحِدٌ ، و نَبیُّکُم واحِدٌ ، و لا فَضلَ لِعَرَبیٍّ على عَجَمیٍّ ، و لا عَجَمیٍّ على عَرَبیٍّ ، و لا أحمَرَ على أسوَدَ ، و لا أسوَدَ على أحمَرَ ، إلاّ بِالتَّقوى؛ همانا پروردگار شما یکى است و پدر شما یکى و دین شما یکى و پیامبرتان یکى. هیچ عربى را بر هیچ عجمى برترى نیست و هیچ عجمى را بر هیچ عربى و هیچ گندم گونى را بر هیچ سیاهى و هیچ سیاهى را بر هیچ گندم گونى، مگر به تقوا. (کنز العمّال : ۵۶۵۵.) و نیز پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ آنگاه که در سال فتح مکّه همراه فضل بن عباس وارد شهر شد، فرمود : الحَمدُ للّهِ الّذی صَدَقَ عَبدَهُ ، و أنجَزَ وَعدَهُ، و غَلَبَ الأحزابَ وَحدَهُ، إنّ اللّهَ أذهَبَ نَخوَهَ العَرَبِ و تَکَبُّرَها بآبائها ، و کُلُّکُم مِن آدَمَ و آدَمُ مِن تُرابٍ ، و أکرَمُکُم عِندَ اللّه ِ أتقاکُمستایش خداوندى را که بنده اش را تصدیق کرد و وعده اش را به انجام رساند و به تنهایى بر همه احزاب چیره گشت. خداوند نخوت عرب و نازیدن آنها به پدرانشان را از بین برد. همه شما از آدم هستید و آدم از خاک و ارجمندترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست. (بحار الأنوار: ج۷۰، ص۲۸۷، حدیث۱۰.) و نیز می فرماید: أیُّها الناسُ، إنّ العَرَبیَّهَ لَیسَت بِأبٍ والِدٍ ، و إنّما هُو لِسانٌ ناطِقٌ ، فمَن تَکَلَّمَ بهِ فهُو عَرَبیٌّ ، ألا إنَّکُم وُلدُ آدَمَ و آدَمُ مِن تُرابٍ ، و أکرَمُکُم عِندَ اللّه ِ أتقاکُم ؛ اى مردم! عرب بودن به پدر و نژاد عرب داشتن نیست، بلکه عربى یک زبان است و هر کس بدان سخن گوید عرب است. بدانید که شما همه فرزند آدم هستید و آدم از مشتى خاک آفریده شده است و گرامى ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. (بحار الأنوار: ج۷۰، ص۲۸۸، حدیث۱۷.) و فرمود: یا أیُّها النّاسُ ، إنَّ ربَّکُم واحِدٌ ، و إنَّ أباکُم واحِدٌ ، ألا لا فَضلَ لِعَرَبیٍّ على عَجَمیٍّ ، و لا لعَجَمیٍّ على عَرَبیٍّ ، و لا لأحمَرَ على أسوَدَ ، و لا لأسوَدَ على أحمَرَ ، إلاّ بِالتَّقوى ، إنّ أکرَمَکُم عِندَ اللّهِ أتقاکُم . ألا هَل بَلَّغتُ ؟ قالوا : بلى یا رسولَ اللّهِ ، قالَ : فلْیُبَلِّغِ الشّاهِدُ الغائبَ ؛ اى مردم! پروردگار شما یکى است و پدر شما یکى. بدانید که هیچ عربى را بر هیچ عجمى برترى نیست و هیچ عجمى را بر هیچ عربى و هیچ سفیدى را بر هیچ سیاهى و هیچ سیاهى را بر هیچ سفیدى، مگر به تقوا. ارجمندترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست. هان! آیا [پیامم را] رساندم؟ همه گفتند: آرى، اى رسول خدا. فرمود: پس، حاضران به [گوش] غایبان برسانند.(الترغیب و الترهیب : ج ۳، ص۶۱۲، حدیث۹.) امیرمومنان امام على علیه السلام  می فرماید:  التَّقوى ظاهِرهُ شَرَفُ الدُّنیا ، و باطِنهُ شَرَفُ الآخِرَهِ ؛ تقوا، ظاهرش شرافت دنیاست و باطنش شرافت آخرت.( غرر الحکم : ۱۹۹۰.) و نیز می فرماید: لا کَرمَ أعَزُّ مِن التَّقوى؛ هیچ کرامتى عزیزتر از تقوا نیست.( بحار الأنوار : ج ۷۰، ص۲۸۸، حدیث۱۶.) و هم چنین می فرماید: مِفتاحُ الکَرَمِ التَّقوى ؛ کلید ارجمندى، تقواست.( بحار الأنوار : ج ۷۸، ص ۹، حدیث۶۵.)
۳۴. داروی دردها: امام على علیه السلام می فرماید: إنَّ تَقوَى اللّهِ دَواءُ دَاءِ قُلوبِکُم ، و بَصَرُ عَمى أفئدتِکُم ، و شِفاءُ مَرَضِ أجسادِکُم ، و صَلاحُ فَسادِ صُدورِکُم، و طَهورُ دَنَسِ أنفُسِکُم، و جَلاءُ عَشا أبصارِکُم، و أمنُ فَزَعِ جَأشِکُم، و ضِیاءُ سَوادِ ظُلمَتِکُم ؛ همانا تقواى خدا داروى درد قلب هاى شماست و بینا کننده کورى دلهایتان و شفابخش بیمارى جسمهایتان و برطرف کننده تباهى سینه هایتان و پاک کننده آلودگى جان هایتان و روشنى بخش ضعف چشم هایتان و فرو نشاننده ترس و اضطراب دل هایتان و زداینده سیاهى ظُلمتتان. (نهج البلاغه : الخطبه ۱۹۸. ) و نیز امام على علیه السلام می فرماید: داوُوا بِالتَّقوَى الأسقامَ ، و بادِروا بِها الحِمامَ ؛ بیمارى ها را با تقوا درمان کنید و پیش از فرا رسیدن مرگ به تقوا گرایید. (غرر الحکم : ۵۱۵۴.) ایشان می فرماید : اُوصِیکُم بِتَقوَى اللّهِ … أیقِظوا بها نَومَکُم ، و اقطَعوا بِها یَومَکُم ، و أشعِروها قُلوبَکُم ، و ارحَضوا بِها ذُنوبَکُم ، و داوُوا بِها الأسقامَ ، و بادِروا بها الحِمامَ ؛ شما را به تقوا داشتن از خدا سفارش مى کنم… با تقوا خواب [شب ]خود را به بیدارى رسانید و روزتان را با آن سپرى کنید و آن را شعار دل هایتان سازید و گناهان خود را با آن بشویید و بیمارى هایتان را با آن درمان کنید و پیش از فرا رسیدن مرگ به تقوا گرایید. (نهج البلاغه : الخطبه ۱۹۱.)
۳۵. پذیرش و قبولی اعمال: خداوند می فرماید: وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ و داستان دو پسر آدم را به حق برایشان بخوان، هنگامى که [هر یک از آن دو ]قربانى اى تقدیم کردند، پس ، از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. [قابیل] گفت: حتماً تو را خواهم کشت. [هابیل ]گفت: خدا فقط از تقوا پیشگان مى پذیرد».(مائده، آیه ۲۷) پیامبر(ص) نیز می فرماید: کُن بِالعَمَلِ بِالتَّقوى أشَدَّ اهتِماما مِنکَ بِالعَمَلِ بغَیرِهِ ؛ فإنّهُ لا یَقِلُّ عَملٌ بِالتَّقوى ، و کَیفَ یَقِلُّ عَملٌ یُتَقَبَّلُ ؟! لِقَولِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ : «إنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقِینَ» ؛ به عملِ با تقوا بیشتر اهتمام داشته باش، تا به عملِ بدون تقوا؛ زیرا هیچ عملى که با تقوا توأم باشد اندک نیست، چگونه اندک باشد عملى که پذیرفته مى شود! چون خداوند عزّ و جلّ مى فرماید: «جز این نیست که خداوند از تقوا پیشگان مى پذیرد».( بحار الأنوار : ج۷۰، ص۲۸۶، حدیث۸.)
۳۶. راه نجات، روزی بی حساب: خداوند می فرماید: مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا ؛ و هرکه از خدا پروا کند خداوند براى او راه بیرون شدنى قرار مى دهد.(طلاق، آیه ۲)
۳۷. روزی بی حساب: متقی از جایی که گمان نمی کند روزی می خورد. خداوند می فرماید: وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ؛ و از جایى که حسابش را نمى کند به او روزى مى رساند.(طلاق، آیه ۳) پیامبر(ص) نیز می فرماید: یا أیُّها النّاسُ ، اتَّخِذوا التَّقوى تِجارَهً یَأتِکُمُ الرِّزقُ بلا بِضاعَهٍ و لا تِجارَهٍ ، ثُمّ قَرأ «و مَن یَتَّقِ اللّه َ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا و یَرْزُقْهُ مِن حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛ اى مردم! تقوا را تجارت شمارید، تا بدون هیچ سرمایه و سودایى به شما روزى رسد. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «و هرکه از خدا پروا کند [خدا] براى او راه خروجى قرار دهد و از جایى که گمان نمى برد روزیش رساند».( کنز العمّال : ۵۶۶۶.)
۳۸. آسانی درکارها : خداوند در این باره نیز می فرماید: وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرا؛ و هر کس از خدا پروا دارد [خدا] براى او در کارش آسانی و تسهیلى فراهم سازد.(طلاق، آیه ۴)