آثار و کارکردهای خوش خلقی و بدخلقی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

اسلام دین اخلاق است و بر انسان است تا روابط سه گانه خود با خود، خدا و خلق را بر اساس اخلاق سامان دهد به طوری که نه تنها ظلمی نسبت به هیچ یک از سه دسته روا نشود، بلکه در بهترین و عاطفی ترین حالت این روابط ایجاد و استحکام یابد. نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا برخی از آثار و کارکردهای خوش خویی و بدخویی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اتمام مکارم اخلاقی، هدف بعثت پیامبر

بر اساس آموزه های قرآنی، فلسفه و هدف بعثت پیامبر(ص) تعلیم در راستای تزکیه است.(بقره، آیه ۱۲۹؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲)

پیامبر گرامی اسلام خود در این باره می فرماید: إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارِمَ الخلاقِ؛ براستى که من براى به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام. (کنزالعمال،ج۱۳، ص۱۵۱، ح۳۶۴۷۲؛ مکارم‏الأخلاق، ص‏۸)

در حقیقت هدف پیامبر(ص) آن است که فراتر از اموری که به عنوان محاسن اخلاق و کارهای نیک و حسن شناخته می شود، کرامت های اخلاقی را بیاموزد و اوج اخلاق و رفتار اخلاقی را مردمان بیاموزد. پس نه تنها نسبت به کسانی که در حقش ظلم و ستمی روا داشته اند، به حکم احسان در می گذرد و عفو می کند، بلکه با کرامت و بزرگوار به او نیکی می کند و با ایثارگری خدمتی نیز به او می کند. از این روست که در بیان نمونه ای از حقیقت مکارم اخلاق می فرماید: لا تَکمُلُ المَکارِمُ إلاّ بِالعَفافِ وَالایثارِ؛ مکارم اخلاق به کمال نمى رسد، مگر با پاکدامنى و از خود گذشتگى.( التوحید، صدوق، ص ۱۲۷)

در حقیقت فضلیت مکارم اخلاقی این گونه به دست می آید که انسان با خوبی بدی را دفع کند و دشمن اسیر را مهمانی غذایی کند که خود به آن نیاز دارد، ولی آن را نمی خورد و به دشمن خویش می دهد که به قصد قتل و تجاوز به حریم او وارد شده است؛ چنان که اهل بیت عصمت وطهارت (ع) با اسیر حربی برخورد کردند.(انسان، آیات ۸ تا ۱۰؛ و روایات تفسیری)

خداوند در قرآن کریم می فرماید: وَ لا تَسْتَوِى الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتى، هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذى بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَ نَّهُ وَلىٌّ حَمیمٌ وَ ما یُلَقّاها إِلاَّ الَّذینَ صَبَروا و ما یُلَقّاها إِلاّ ذو حَظٍّ عَظیمٍ؛ هرگز خوبى و بدى یکسان نیست، بدى را با خوبى دفع کن تا دشمنان سرسخت هم چون دوستان گرم و صمیمى شوند. امّا جز کسانى که داراى صبر و استقامتند به این مقام نمى رسند، و جز کسانى که بهره عظیمى از ایمان و تقوا دارند به آن نایل نمى گردند. (فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵)

مصادیقی از مکارم اخلاق

در آیات و روایات مصادیقی از مکارم اخلاقی بیان شده که دانستن و شناخت آن ها کمک می کند که ما در مسیری گام برداشته و به تزکیه نفس بپردازیم که این امور در ما تحقق یابد و انسانی دارای منش و کنش خوش و نیکو باشیم.

امام صادق علیه السلام در تبیین مکارم اخلاق می فرماید: إنّ اللّه تَبارَکَ وَتَعالى خَصَّ رَسولَ اللّه صلى الله علیه و آله بِمَکارِمِ الأخلاقِ ، فَامتَحِنوا أنفُسَکُم فَإن کانَت فیکُم فَاحمَدوا اللّه عَزَّوَجَلَّ وَارغَبوا إلَیهِ فى الزِّیادَهِ مِنها ـ فَذَکَرَها عَشرَهً ـ : الیَقینُ ، والقَناعَهُ ، والصَّبرُ ، والشُّکرُ ، والحِلمُ ، وحُسنُ الخُلقِ ، والسَّخاءُ ، والغَیرَهُ ، والشَّجاعَهُ ، والمُروءَهُ؛ خداى تبارک وتعالى رسول خدا صلى الله علیه و آله را به مکارم اخلاق مخصوص گردانید. پس شما نیز خود را بیازمایید، اگر این صفت ها در شما بود خداى عزوجل را سپاس گویید و از او این مکارم را بیشتر بخواهید. ـ سپس آن ده خصلت را برشمردند ـ : یقین، قناعت، صبر، شکر، بردبارى، خوش اخلاقى، سخاوت، غیرت، شجاعت و جوانمردى.( امالى صدوق، ص ۲۹۰؛ نهج البلاغه، خطبه ۹۱)

و در جایی دیگر نیز می فرماید: اَلمَکارِمُ عَشرٌ ، فَإنِ استَطَعتَ أن تَکونَ فیکَ فَلتَکُن… : صِدقُ الَبسِ، وَصِدقُ اللِّسانِ، وَأداءُ الأمانَهِ، وَصِلَهُ الرَّحِمِ، وَإقراءُ الضَّیفِ، وَ إطعامُ السّائِلِ، وَالمُکافاهُ عَلىَ الصَّنائعِ، وَالتَّذَمُّمُ لِلجارِ، وَالتَّذَمُّمُ لِلصّاحِبِ، وَرَأسُهُنَّ الحَیاءُ؛ مکارم ده تاست: اگر مى توانى آنها را داشته باش … : استقامت در سختى ها، راستگویى، امانتدارى، صله رحم، میهمان نوازى، اطعام نیازمند، جبران کردن نیکى ها، رعایت حق و حرمت همسایه، مراعات حق و حرمت رفیق و در رأس همه، حیا.(غررالحکم، ج۶، ص۴۴۱، ح۱۰۹۲۶)

و هم چنین می فرماید: اَلا اُحَدِّثُکَ بِمَکارِمِ الاَخْلاقِ؟ الصَّفْحُ عَنِ النّاسِ وَ مُواساهُ الرَّجُلِ اَخاهُ فى مالِهِ وَ ذِکْرُ اللّهِ کَثیرا؛ آیا به شما بگویم که مکارم اخلاق چیست؟ گذشت کردن از مردم، کمک مالى به برادر دینى خود و بسیار به یاد خدا بودن. (معانى الأخبار، ص ۱۹۱، ح ۲)

هم چننین امام صادق علیه السلام در پاسخ مصادیق مکارم اخلاق می فرماید : وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَکارِمِ الاَخْلاقِ: اَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَـلَمَکَ وَ صِلَهُ مَنْ قَطَعَکَ وَ اِعْطاءُ مَنْ حَرَمَکَ وَ قَوْلُ الْحَقِّ وَ لَوْ عَلى نَفْسِکَ؛ درباره مکارم اخلاق سؤال شد، فرمودند: گذشت از کسى که به تو ظلم کرده، رابطه با کسى که با تو قطع رابطه کرده، عطا به آن کس که از تو دریغ داشته است و گفتن حق اگرچه بر ضد خودت باشد. (معانى الأخبار، ص ۱۹۱، ح ۱)

امام سجاد علیه السلام در تبیین امری که جامع همه شریعت اسلام باشد می فرماید : قُلْتُ لِعَلىِّ بْنِ الْحُسَینِ علیه السلام اَخْبِرنىِ بِجَمیعِ شَرایِـعِ الّدینِ، قالَ علیه السلام: قَوْلُ الْحَقِّ وَ الْحُکْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ؛ به امام سجّاد علیه السلام عرض کردم: مرا از تمام دستورهاى دین آگاه کنید، امام علیه السلام فرمودند: حقگویى، قضاوت عادلانه و وفاى به عهد. (خصال، ص ۱۱۳، ح ۹۰)

کسب محاسن و مکارم اخلاقی باید در دستور کار و برنامه زندگی هر مسلمانی باشد؛ یعنی فضایل و محاسن و مکارم اخلاقی را بشناسد و از زشتی ها و رذایل اخلاقی دوری و اجتناب کند. به عنوان نمونه انسان مسلمان باید از اموری در حوزه رفتارهای زبانی اجتناب کند تا بدزبانی در او ریشه نگیرد؛ چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله هشدار داده و می فرماید: لا تَـکُنْ عَیّابا وَ لا مَدّاحا وَ لا طَعّانا وَ لا مُماریا؛ نه عیب جو باش و نه ثناگو، نه زخم زبان زن و نه مجادله گر.(مکارم الاخلاق، ص ۴۶۷)

البته باید توجه داشت که اگر برخی از کارها و رفتارها از برخی پذیرفته می شود و نسبت به آنان کوتاه می آیند، ولی از برخی انتظار و توقع نمی رود. از همین رو گفته می شود: حسنات الابرار سیئات عند المقربین، کارهای نیک ابرار به نسبت به مقربان به عنوان سیئات است؛ یعنی از مقربان انتظار آن کارها نمی رود؛ یعنی اگر ابرار عفو می کند، مقربان باید نه تنها عفو کنند بلکه باید نیکی کرده و چیزی را ببخشند. در همین چارچوب رفتارهای پیامبران تبیین می شود؛ زیرا ترک اولی به معنای آن است که از پیامبری انتظار این نمی رفت که چنین عملی را انجام دهد. در حقیقت اگر از مردم عادی محاسن اخلاقی خواسته می شود و انتظار می رود، از علما و پیامبران انتظار مکارم اخلاقی است. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: اَلْعَدْلُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الاُمَراءِ اَحْسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِىالاَغْنیاءِ اَحْسَنُ، اَلْوَرَعُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الْعُلَماءِ اَحْسَنُ، اَلصَّبْرُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الْفُقَراءِاَحْسَنُ، اَلتَّوبَهُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ، اَلْحَیاءُ حَسَنٌ وَلکِنْ فِى النِّساءِ اَحْسَنُ؛ عدالت نیکو است اما از دولتمردان نیکوتر، سخاوت نیکو است اما از ثروتمنداننیکوتر؛ تقوا نیکو است اما از علما نیکوتر؛ صبر نیکو است اما از فقرا نیکوتر، توبه نیکواست اما از جوانان نیکوتر و حیا نیکو است اما از زنان نیکوتر. (نهج الفصاحه، ح ۲۰۰۶)

امام على علیه السلام نیز می فرماید: تِسْعَهُ اَشْیاءَ قَبیحهٌ وَ هِىَ مِنْ تِسْعَهِ اَنـْفُسٍ اَقبَحُ مِنها مِنْ غَیْرِهِمْ: ضیقُ الذَّرْعِ مِنَ الْـمُلوکِ وَ الْبُخْلُ مِنَ الاَغْنیاءِ وَ سُرْعَهُ الْغَضَبِ مِنَ الْعُلَماءِ وَ الصِّبا مِنَ الْکُهولِ وَ الْقَطیعَهُ مِنَ الرُّؤوسِ وَ الْکِذْبُ مِنَ الْـقُضاهِ وَ الزَّمانَهُ مِنَ الاَطِبّاءِ وَ الْبَذاءُمِنَ النِّساءِ وَ الطَّیشُ مِن ذَوِى السُّلْطانِ؛ نُه چیز زشت است، اما از نه گروه زشت تر: درماندگى و ناتوانى از دولتمردان؛ بخل ازثروتمندان؛ زود خشمى از دانشمندان؛ حرکات بچگانه از میانسالان؛ جدایى حاکمان از مردم؛ دروغ از قاضیان؛ بیمارى کهنه از پزشکان؛ بدزبانى از زنان و سختگیرى و ستمگرى از سلاطین.(دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۸۳)

پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در تبیین برترینها از مسلمانان می فرماید : اَلا اُنَـبِّـئُـکُمْ بِخیارِکُمْ؟ قالوا: بَلى یا رَسولَ اللّهِ. قالَ اَحاسِنُـکُم اَخْلاقا اَلْمُوَطِّـئُونَ اَکْنافا، اَلَّذینَ یَأْلِفونَ وَ یُؤْلَفونَ؛ آیا شما را از بهترین افرادتان خبر ندهم؟ عرض کردند: چرا، اى رسول خدا. حضرت فرمودند: خوش اخلاق ترین شما، آنان که نرمخو و بى آزارند، با دیگران انس مى گیرند واز دیگران انس و الفت مى پذیرند.(بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۳۹۶، ح ۷۶)

البته شکی نیست که تغییر رفتار و عادت و خو گرفتن به منش نیک و پسندیده هر چند که شدنی است(رعد، آیه ۱۱ و آیات دیگر) اما باید دانست که سخت و دشوار است. بدتر آن که انسان عمری تلاش می کند تا خوی خوش داشته باشد و از بدخویی خود را رها سازد؛ ولی این چیزی که به سختی به دست می اید به راحتی از دست می رود؛ این که انسان یک عمر کار می کند تا در جامعه خوشنام و خوش اخلاق شناخته و مشهور شود با یک حرکت همه از دست می رود؛ از این رو انسان باید خیلی احتیاط کند که گاو یک من شیرده نباشد که با یک لگد زدن همه را می ریزد و تباه می کند. امام على علیه السلام در این باره می فرماید: ما اَصْعَبَ اِکْتِسابَ الْفَضائِلِ وَ اَیْسَرَ اِتْلافَها؛ فضائل اخلاقى و صفات پسندیده چه به سختى به دست مى آیند و چه آسان ازدست مى روند. (شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج۲۰،ص ۲۵۹، ح۳۸)

البته با تضرع و انابه و توکل به خداوند باید کاری کرد که این امر سخت تغییر در رفتار بد به رفتار خوب در ما تحقق یابد و چنان که امام سجاد (ع) از خداوند امدادهای الهی را خواستار می شود ما نیز این گونه از خداوند بخواهیم: اَللّهُمَّ لا تَدَعْ خَصْلَهً تُعابُ منّى اِلاّ اَصْلَحْتَها وَ لا عائِبَهً اُوَنَّبُ بِها اِلاّحَسَّنْتَها وَ لا اُکْرومَهً فىَّ ناقِصَهً اِلاّ اَتـْمَمْتَها ؛خدایا هیچ صفتى که بر من عیب شمرده شود وامگذار مگر آن که اصلاحش فرمایى وهیچ صفت نکوهیده اى را بجاى مگذار مگر آن که آن را نکوسازى و مرا در هیچ خصلت پسندیده ناتمامى فرو مگذار مگر آن که کاملش گردانى. (صحیفه سجادیه، از دعاى ۲۰)

بر اساس آیات پیش گفته که هدف و فلسفه بعثت پیامبر گرامی(ص) را تعلیم و تزکیه معرفی کرده، امیرمومنان علی(ع) تبیین می کند که بهترین علم آن است که در راستای آموزش اخلاقی باشد تا زمینه برای تربیت و تزکیه و پرورش نفس بر اساس آن دانش فراهم آید. از آن روست که امام على علیه السلام می فرماید: رَأْسُ الْعِلْمِ التَّمْییزُ بَیْنَ الاَخْلاقِ وَ اِظْهارُ مَحْمودِها وَ قَمْعُ مَذْمومِها؛ بالاترین درجه دانایى، تشخیص اخلاق از یکدیگر و آشکار کردن اخلاق پسندیده و سرکوب اخلاق ناپسند است. (غررالحکم، ح ۵۲۶۷)

آثار و کارکردهای دنیوی و اخروی نیک خویی و بدخویی

در آیات و روایات آثار دنیوی و اخروی و نیز کارکردهای اجتماعی برای نیک خویی و در برابر بدخویی بیان شده است که دراین جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

  1. سربلندی و خواری: اگر بخواهیم در دنیا و آخرت سربلند باشیم باید اخلاق نیک داشته باشیم و خلق و خویی ما نیکو باشد؛ زیرا اگر خوش خو نباشیم، در جامعه پست و خوار خواهیم شد و از مرتبت اجتماعی و شرافت سقوط خواهیم کرد. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: عَلَیکُم بِمَکارِمِ الخلاقِ فَإِنَّها رِفعَهٌ وَإیّاکُم وَالاخلاقَ الدَّنیَّهَ فَاِنَّها تَضَعُ الشَّریفَ وَتَهدِمُ المَجدَ؛ به مکارم اخلاق پایبند باشید که آن مایه سربلندى است و از اخلاق پَست دورى کنید که آن انسانهاى شریف را پَست و بزرگوارى را از بین مى برد. (کنزالعمال،ج ۱۰، ص۱۴۳، ح۲۸۷۳۱) امام على علیه السلام نیز می فرماید: رُبَّ عَزیزٍ اَذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ ذَلیلٍ اَعَزَّهُ خُلْقُهُ؛ چه بسا عزیزى که اخلاق بدش او را ذلیل و چه بسا ذلیلى که اخلاق خوبش او راعزیز کرد. (بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۳۹۶، ح ۷۹)
  2. سعادت دنیا و آخرت: خوش خویی موجب سعادت انسان در دنیا و آخرت می شود. انسان خوش خو، زندگی پسندیده و نیکی خواهد داشت و مرگ سعادت آفرین را تجربه خواهد کرد؛ چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: … وَ ما یَمْنَعُکَ أنْ تُحِبَّ أنْ تَعیشَ حَمیدا وَ تَموتَ سَعیدا و اِنّما بُعِثْتُ عَلى تَمامِ مَحاسِنَ الأخْلاقِ؛ چه چیزى مانع توست که زندگى پسندیده و مرگ با سعادت را داشته باشى، چرا کهمن براى کامل نمودن اخلاق زیبا مبعوث شده ام. (مجمع الزوائد، ج ۸ ، ص ۲۳)
  3. محبوب خداوند: از جمله راه های کسب محبوبیت در پیشگاه خداوند، خوش خویی است. خداوند انسان خوش خو را دوست می دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: اَحَبُّکُمْ اِلَى اللّهِ اَحْسَنُکُمْ اَخْلاقا؛ محبوب ترین شما در نزد خدا، خوش اخلاق ترین شماست. (مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۸۷)
  4. زینت اسلام: اسلام به عنوان یک مکتب الهی و انسان ساز از سوی خداوند نازل شده است. کسی که مدعی اسلام است باید به گونه ای خودش را تربیت کند که رفتار و کردار و گفتارش بیانگر باور به اسلام و عقاید آن باشد. در حقیقت سبک زندگی هر مسلمانی باید بر اساس اصول و قواعد اخلاقی اسلام سامان یابد. مسلمانی به داشتن اخلاق نیکو است به طوری که هر کسی به مسلمان بنگرد بداند که او مسلمان است و بر اساس اسلام عمل کند. پس اخلاق همان طوری که باید زینت هر مسلمانی باشد، رفتار نیک مسلمان نیز باید زینت بخش اسلام باشد. امام صادق علیه السلام می فرماید: اِنَّ مِمّا یُزَیِّنُ الاِسْلامَ الاَخْلاقُ الْحَسَنَهُ فیما بَیْنَ النّاسِ؛ خوش اخلاقى در بین مردم، زینت اسلام است.(مشکاه الأنوار، ص ۴۲۲)
  5. زنگار دل و سرزنش مردم: انسان باید هماره در حال آموزش و پرورش یعنی تعلیم و تزکیه باشد و سخنان دیگران را بشنود و از بهترین ها پیروی کند(زمر، آیه ۱۸) و از شنیدن حرف های لغو و بیهوده و امور لهو که سودی ندارد پرهیز کند؛ زیرا این امور خلق و خوی انسان را بد می کند و موجبات زنگار دلها و سرزنش خدا و مردم می شود. امام على علیه السلام می فرماید : عَوِّدْ اُذُنـَکَ حُسْنَ الاِسْتِماعِ وَ لا تُصغِ اِلى ما لا یَزیدُ فى صَلاحِکَ استِماعُهُ فَاِنَّ ذلِکَ یُصدِئُ الْقُلوبَ وَ یوجِبُ الْمَذامَّ؛ گوش خود را به شنیدن خوبى ها عادت بده و به آنچه که به صلاح و درستى تو نمى افزاید گوش مسپار؛ زیرا این کار، دل ها را زنگار مى زند و موجب سرزنش مى شود.(غررالحکم، ح ۶۲۳۴)
  6. التذاذ و لذت بردن از زندگی: عادت به کار نیک و داشتن خلق و خوی خوب و منش نیکو و پسندیده موجب می شود که انسان از کار و رفتارش لذت برد و زندگی با لذت سپری شود. امام على علیه السلام درباره این کارکرد خلق نیک می فرماید: عَوِّدْ نَفْسَکَ الْجَمیلَ فَبِاعْتیادِکَ اِیّاهُ یَعودُ لَذیذا؛ خودت را به کارهاى زیبا عادت بده که اگر به آنها عادت کنى، برایت لذت بخشمى شوند. (شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج۲۰،ص۲۶۶، ح۹۲)
  7. دوستی با خوبان و کنارگیری از بدان: چنان که گفته شد تعلیم و تربیت باید در رفتار و منش انسان خودش را نشان دهد. اگر کسی خوش خو است همانند انسانی است که به سوی امور طیب و نیک و خوش گرایش داشته و از امور خبیث و پلید و زشت و بد گریزان است. در حقیقت گرایش و گریزش شخص بیانگر باطن اوست. امام صادق علیه السلام درباره بازتاب رفتار خوش خویی شخص به عنوان یک کارکرد خوش خویی منشی می فرماید: مَنْ اَحْسَنَ خُلْقَهُ اَحَبَّهُ الاَخْیارُ وَ جانَبَهُ الفُجّارُ؛ انسان خوش اخلاق، از دوستى مردمان خوب برخوردار است و از تعرّض آدم هاىنابکار در امان است. (مستدرک الوسائل، ج ۸ ، ص ۴۴۹)
  8. اجتناب از مکروهات و ناپسندها: انسان اگر خوش خو و نیکو خصال است، به طور طبیعی نسبت به آن گرایش و از اضداد آن ها گریزش دارد. در حقیقت هر امر باطنی نشانه های ظاهری دارد که می توان از آن دانست که فرد در چه حالت و منش و خویی است. نشانه خوش خویی و ادب افراد را می توان از اموری به دست آورد. به عنوان نمونه امام حسن عسکرى علیه السلام می فرماید: کَفاکَ اَدَبا تَجَـنُّـبُکَ ما تَـکْرَهُ مِنْ غَیْرِکَ؛ براى ادب تو همین بس که آنچه را از دیگران نمى پسندى، از آن دورى کنى. (بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۳۷۷) هم چنین امام حسین علیه السلام نیز می فرماید: لا تَقولَنَّ فى اَخیکَ المُؤْمِنِ اِذا تَوارى عَنْکَ اِلاّ ما تُحِبُّ اَنْ یَقولَ فیکَ اِذا تَوارَیْتَ عَنْهُ؛ وقتى که برادر دینى ات از تو جدا شد، سخنى پشت سر او نگو، مگر این که دوستدارى او در پشت سر تو آن را بگوید. (بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۱۲۷) در حقیقت این گونه رفتار نشان می دهد تا چه اندازه پایبند به اصل برادری اسلامی و اخوت دینی هستی.
  9. مسلمانی و عضویت در امت اسلام: اگر بخواهیم مسلمان باشیم و عضویت ما در امت اسلام و فرزندی پیامبر(ص) و بندگی خداوند پذیرفته و به تثبیت برسد باید خوش خو باشیم. پیامبر صلی الله علیه و آله درباره این شرط مسلمانی می فرماید : ثَلاثٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ فَلَیْسَ مِنّى وَ لا مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. قیلَ: یا رَسولَ اللّهِ، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ وَ حُسْنُ خُلْقٍ یَعیشُ بِهِ فِى النّاسِ وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؛ سه چیز است که هر کس نداشته باشد نه از من است و نه از خداى عزّوجلّ. عرض شد:اى رسول خدا! آنها کدامند؟ فرمودند: بردبارى که به وسیله آن جهالت نادان را دفع کند،اخلاق خوش که با آن در میان مردم زندگى کند و پارسایى که او را از نافرمانى خدا باز دارد. (خصال، ص ۱۴۵، ح ۱۷۲)
  10. بهشتی بودن خوشخو: انسانی که خوش خو باشد و فضایل اخلاقی و مکارم و محاسن آن را در خود ایجاد کرده باشد، انسانی بهشتی است؛ زیرا امام صادق علیه السلام می فرماید: اِنَّ لاِهْلِ الْجَنَّهِ اَرْبَعَ عَلاماتٍ: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطیفٌ وَ قَلْبٌ رَحیمٌ وَ یَدٌ مُعْطیَهٌ؛ بهشتى ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده. (مجموعه ورام، ج ۲، ص ۹۱)
  11. عدم پذیرش توبه بدخو: یکی از شرایط پذیرش توبه بر اساس برخی از روایات خوش خویی است؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : اَبَى اللّهُ لِصاحِبِ الْخُلْقِ السَّیِّى ءِ بِالتَّوبَهِ. فَقیلَ: یا رَسول اللّهِ، وَ کَیْفَ ذلِکَ؟ قالَ: لاِنـَّهُ اِذا تابَ مِنْ ذَنـْبٍ وَقَعَ فى اَعْظَمَ مِنَ الذَّنـْبِ الّذى تابَ مِنْهُ؛ خداوند از آدم بد اخلاق توبه نمى پذیرد. عرض شد: اى رسول خدا، چرا؟ فرمودند: چون هرگاه از گناهى توبه کند در ورطه گناهى بدتر از آن که توبه کرده است مى افتد. (بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۲۹۹، ح ۱۲) پس انسان اگر بخواهد توبه اش پذیرفته شود، خوشخویی را صفت و خصلت خود سازد و از بدخویی رها شود.
  12. خوش خویی گنجینه رزق و روزی: بسیاری از مردم از تنگدستی نالان و شاکی هستند؛ در حالی که می توانند با برخی از رفتارها به گنجینه های رزق و روزی دسترسی یافته و از برکت روزی بهره مند شوند. امام على علیه السلام یکی از عوامل موثر در وسعت روزی را اخلاق نیک دانسته و می فرماید : فى سَعَهِ الاَخْلاقِ کُنوزُ الاَرْزاقِ؛ گنج هاى روزى در وسعت اخلاق نهفته است. (کافى، ج ۸ ، ص ۲۳) چرا که آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: امام على علیه السلام : مَنْ ساءَ خُلْقُهُ ضاقَ رِزْقُهُ؛ هر کس بد اخلاق باشد، روزى اش تنگ مى شود. (غررالحکم، ح ۸۰۲۳) پس خوش خویی و بدخویی نقش موثری در رزق و روزی انسان دارد و نباید به این مساله در آسایش و رفاه خود بی توجه بود.
  13. خوش خویی و گوارایی زندگی : خوش خویی موجب گوارایی در زندگی می شود؛ چنان که امام صادق علیه السلام درباره این اثر و کارکرد خوش خویی می فرماید : لا عَیْشَ اَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ؛ هیچ زندگى گواراتر از اخلاق و رفتار پسندیده نیست. (علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۵۹) در برابر بدخویی موجب تلخ کامی در زندگی است. امام على علیه السلام به این نکته این گونه توجه داده و می فرماید : اَلسَّیِّئُ الْخُلُقِ کَثیرُ الطَّیْشِ مُنَغَّصُ الْعَیْشِ؛آدم بد اخلاق بسیار خطا مى کند و زندگى اش تلخ مى شود. (غررالحکم، ح ۱۶۰۴)
  14. دوستی دیگران: خوش خویی موجب جلب و جذب مردم و بدخویی موجب دوری مردم از شخص می شود و حتی بدخویی موجب می شود که انسان دوستان خودش را نیز از دست دهد. امام صادق علیه السلام از لقمان روایت می کند که به فرزندش گفت: قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ: یا بُنَىَّ ایّاکَ وَ الضَّجَرَ وَ سوءَ الْخُلْقِ وَ قِلَّهَ الصَّبْرِفَلا یَسْتَقیمُ عَلى هذِهِ الْخِصالِ صاحِبٌ وَ اَ لْزِمْ نَفْسَکَ التُّؤَدَهَ فى اُمورِکَ وَ صَبِّرْ عَلى مَؤوناتِ الاِخْوانِ نَفْسَکَ وَ حَسِّنْ مَعَ جَمیعِ النّاسِ خُلْقَکَ؛ لقمان به فرزندش فرمود: فرزندم! از بى حوصلگى و بد اخلاقى و بى تابى دورى کن که هیچ دوستى تحمل این خصلت ها را ندارد. در کارهایت آرام و بردبار، در تحمّل زحماتبرادران صبور و با همه مردم خوش اخلاق باش. (قصص الأنبیاء، ص ۱۹۸، ح ۲۴۵)
  15. تخفیف عذاب : در دادگاه و محاکم قضایی برای نیک خویی حسابی باز می کنند و قاضی به سبب خوشخویی گناهکار و مجرم حکم به تخفیف مجازات می دهد. این رویه ای است که از خداوند آموخته شده است؛ زیرا خداوند این گونه با خوش خو برخورد و معامله می کند و در هنگام حسابرسی تخلیف مجازاتی برای او قایل می شود. امام على علیه السلام می فرماید : حَسِّنْ خُلْقَکَ یُخَفِّفِ اللّهُ حِسابَکَ؛ اخلاقت را خوب کن تا خداوند حسابت را آسان گرداند. (امالى صدوق، ص ۲۷۸)
  16. خوشخویی و نرم گفتاری: در آیات قرآنی در حوزه گفتار و نطق آموزه هایی دستوری بیان شده که شامل نرم گفتاری، سداد و استواری در منطق و استدلال ، آهستگی و پرهیز از صوت و صدای بلند و مانند آن ها می شود. اگر انسان بخواهد لطافت کلام را به دست بیاورد باید لطافت خلق و خو پیدا کند؛ زیرا از آثار خوشخویی و لطافت خوی انسانی اموری از جمله نرمی و لطافت در سخن و گفتار است؛ چنان که امام على علیه السلام در این باره فرموده است: اِذا حَسُنَ الْخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ؛با اخلاق نیکو، گفتار نرم مى شود. (غررالحکم، ح ۴۰۵۲)
  17. نشانه های خوش خویی : چنان که گفته شد برای هر امر باطنی آثار ونشانه هایی است. از جمله نشانه های خوشخویی را می بایست در رفتارهای شخص به ویژه در برخی از امور اساسی و مهم جست و جو کرد. به عنوان نمونه امام على علیه السلام درباره برخی از آثار خوشخویی می فرماید: حُسْنُ الْخُلْقِ فى ثَلاثٍ: اِجْتِنابُ الْمَحارِمِ وَ طَـلَبُ الْحَلالِ وَ التَّـوَسُّعُ عَلَى الْعِیالِ؛ خوش اخلاقى در سه چیز است: دورى کردن از حرام، طلب حلال و فراهم آوردنآسایش و رفاه براى خانواده. (بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۳۹۴، ح ۶۳)
  18. موفقیت در امور: از عوامل توفیق و موفقیت در کارها و امور زندگی می بایست به خوشخویی و منش نیک اشاره کرد. امام على علیه السلام می فرماید: عَوِّدْ نَفْسَکَ حُسْنَ النِّیَّهِ وَ جَمیلَ الْمَقْصَدِ، تُدْرِکْ فى مَباغیکَ النَّجاحَ؛ خودت را به داشتن نیّت خوب و مقصد زیبا عادت ده، تا در خواسته هایت موفق شوى. (غررالحکم، ح ۶۲۳۶)
  19. افزایش دوستان وکاهش دشمنان: از دیگر آثار و کارکردهای خوشخویی می بایست به این نکته توجه داد که امام على علیه السلام فرموده است: عَوِّدْ لِسانَکَ لینَ الْکَلامِ وَ بَذْلَ السَّلامِ، یَکْثُرْ مُحِبّوکَ وَ یَقِلَّ مُبْغِضوکَ؛ زبان خود را به نرمگویى و سلام کردن عادت ده، تا دوستانت زیاد و دشمنانت کم شوند. (غررالحکم، ح ۶۲۳۱)
  20. واجب شمری مکارم اخلاق: انسان خوشخو که فضایل و مکارم اخلاقی صفت و خصلت او شده باشد، نگرش زیبایی به کارهایش دارد و از همین روست که اگر کار نیکی کرد هرگز منت نمی گذارد، در حالی لیئم و پست خو این گونه نیست. امام على علیه السلام درباره تفاوت دو نگرش و رفتار می فرماید: اَلْکَریمُ یَرى مَکارِمَ اَفْعالِهِ دَیْنا عَلَیْهِ یَقْضیهِ، اَللَّئیمُ یَرى سَوالِفَ اِحْسانِهِ دَیْنا لَهُ یَقْتَضیهِ ؛ بزرگوار، نیکوکارى هاى خود را بدهى به گردن خود مى داند که باید بپردازد و فرومایه، احسان هاى گذشته خود را بدهى به گردن دیگران مى داند که باید پس بگیرد. (غررالحکم، ح ۲۰۳۱ و ۲۰۳۲)
  21. انتطارات بیش تر : از انسان های خوش خو همیشه انتظار رفتار بهتر و بهتر می رود. به سخن دیگر انتظار هر دم از این باغ بری می رسد/ تازه تر از تازه تری می رسد، وجود دارد. امام على علیه السلام می فرماید : اِذا کانَ فى رَجُلٍ خَلَّهٌ رائِقَهٌ فَانْتَظِروا اَخَواتِها؛ اگر در وجود کسى خصلتى پسندیده باشد، انتظار خصلت هاى پسندیده دیگرى رانیز در او داشته باشید. (نهج البلاغه، حکمت ۴۴۵)
  22. تضییع حق از کم حوصله و تنبل: برخی از خو و خلق های انسانی موجب تضییع حق و حقوق دیگران می شود؛ بنابراین باید از آن خلق و خوی زشت پرهیز کرد هر چند که به ظاهر امر مهمی نیست. به عنوان نمونه کم حوصله گی و تنبلی از اموری است که به ظاهر تنها به فرد آسیب می رساند ولی باید توجه داشت که آثار زشت اجتماعی و مانند آن نیز خواهد داشت. پس باید از آن ها رها شد و خوی دیگری را کسب کرد. امام صادق علیه السلام می فرماید: ایّاکَ وَ خَصْلَتَینِ: اَلضَّجَرَ وَ الْکَسَلَ، فَاِنَّکَ اِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تَصْبِرْعَلى حَقٍّ وَ اِنْ کَسِلْتَ لَمْ تُؤَدِّ حَقّا؛ از دو خصلت بپرهیز: بى حوصلگى و تنبلى، زیرا اگر کم حوصله باشى بر حق شکیبایى نکنى و اگر سست و تنبل باشى حقّى را ادا نکنى. (امالى صدوق، ص ۶۳۶) پیامبر صلی الله علیه و آله : اِنَّما تَفْسیرُ حُسْنِ الْخُلْقِ: ما اَصابَ الدُّنْیا یَرْضى وَ اِنْ لَمْ یُصِبْهُ لَمْ یَسْخَطْ؛ تفسیر خوش اخلاقى این است که اگر دنیا به انسان رو کرد، راضى و خشنود باشد واگر رو نکرد خشمگین و ناراحت نشود. (کنزالعمّال، ح ۵۲۲۹)
  23. حسابرسی آسان در قیامت: خوش خو در قیامت پرونده اعمالش به آسانی و سرعت رسیدگی می شود اما بدخو این گونه نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: اَوَّلُ ما یوضَعُ فى میزانِ الْعَبْدِ یَوْمَ الْقیامَهِ حُسْنُ خُلْقِهِ؛ نخستین چیزى که روز قیامت در ترازوى اعمال بنده گذاشته مى شود، اخلاق خوب اوست. (قرب الإسناد، ص ۴۶، ح ۱۴۹)
  24. دلتنگی خانواده بدخو: خوش خو هم خودش زندگی آسان و راحتی دارد و هم اطرافیان وی از این خوشخویی بهره مند می شوند؛ اما بدخو خود و خانواده اش را در عذاب و رنج می افکند. امام على علیه السلام می فرماید: مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اَهْلُهُ؛ هر کس بد اخلاق باشد، خانواده اش از او دلتنگ و خسته مى شوند. (تحف العقول، ص ۲۱۴)