آثار و نشانه های راستگویی

راستی و درستی یکی از فضایل بزرگ انسانی است که در همه مکاتب الهی و حتی مکاتب مادی دارای ارزش والا است. برعکس آن، دروغ و دروغگویی است که در همه مکاتب به ویژه مکتب اسلام منفور بوده و سرچشمه گناهان بسیار شمرده شده است.

در این مقاله نویسنده کوشیده است نگاهی اجمالی به آثار و نشانه های راستگویی داشته باشد. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
کارکردهای راستگویی
یکی از یاران پیامبر(ص) از این که گرفتار گناه می شود به پیامبر(ص) گلایه برد و خواستار راهنمایی آن حضرت شد. پیامبر(ص) به وی می فرماید: دروغ نگو! آن شخص گفت: همین. پیامبر(ص): فرمود: همین و بس. مرد رفت و در برابر امری قرار گرفت که گناه بود و چون خواست آن را مرتکب شود گفت اگر پیش پیامبر(ص) رفتم و گفت این کار را کردی چه بگویم؟ دروغ بگویم. من که وعده داده ام دروغ نگویم. چند مسئله دیگری نیز رخ داد و او برای این که به پیامبر دروغ نگوید از ارتکاب آن خودداری کرد. این گونه است که رفتار خود را اصلاح کرد.

قرآن در آیات ۷۰ و ۷۱ سوره احزاب به تأثیر و کارکرد راستگویی مومنان در گفتارشان اشاره کرده و آن را سبب اصلاح اعمال آنان می داند. از این رو فرمان می دهد برای این که اعمال ایشان به اصلاح گرایید همواره قول سدید و گفتار خالی از هرگونه شائبه دروغ و لغو بگویند و سخنی را بر زبان آورند که ظاهر آن با باطن آن موافق باشد. (مجمع البیان ج ۷ و ۸ ص ۵۸۴)
در آیه ۲۰ و ۲۱ صداقت و راستگویی را موجب تسلیم شدن شخص در برابر دستورهای خداوند و آموزه های وحیانی آن می شمارد. علامه طباطبایی در تفسیر آیه می نویسد: برخی «طاعه و قول معروف» را خبر مبتدای محذوف دانسته اند که در اصل «امرهم یا ایمانهم بنا طاعه» بوده است. بدین معنا که هرگاه سوره ای نازل می شود اگر اظهار طاعت کنند و به هنگام عمل نیز با صدق و راستی آن را به اجرا درآرند برای آنان بهتر است. (المیزان ج ۱۸ ص ۲۳۹)
بنابراین کسانی که اهل صداقت و راستی هستند کسانی هستند که در برابر آموزه های وحیانی تسلیم می باشند و هرگز بر خلاف آن عمل نمی کنند و رفتارشان همواره در چارچوب آموزه های دینی است و گامی برخلاف آن برنمی دارند.
اصولا رستگاری جز با راستگویی امکان پذیر نیست و کسی که دروغ می گوید و ظاهر کلامش با باطن آن موافقت ندارد و بر خلاف واقع سخنی را بر زبان می راند نمی تواند امید به رستگاری داشته باشد. خداوند در آیه ۱۱۹ سوره مائده می فرماید: روز قیامت تنها کسانی رستگار می شوند و از آتش دوزخ رهایی می یابند که راستگو باشند. امروز روزی است که تنها صدق و راستی راستگویان است که به فریاد ایشان می رسد و سربلند و پیروز از آزمون دنیا بیرون می آیند.
درحقیقت کسانی که راستگویی را منش و روش خویش قرار داده اند و در هر حال و مقامی راستگویی می کنند و سخنی به دروغ بر زبان نمی رانند در قیامت از راستگویی خویش بهره مند می شوند. (مائده آیه ۱۱۹)
از دیگر آثار راستگویی که در آیات ۳۵ و نیز ۷۰ و ۷۱ سوره احزاب بدان اشاره شده است بهره مندی از مغفرت الهی است. به این معنا که راستگویان در پوشش خالص الهی قرار می گیرند و خداوند آنان را از شر و آسیب اموری زیانبار حفظ می کند.چون اهل راستگویی و صداقت هستند در دام گناه نمی افتند و خداوند در اطراف ایشان حفاظی را پدید می آورد تا گرفتار گناه نشوند.
درحقیقت با بهره گیری از منش و روش راستگویی برای خود دیوار حفاظتی می سازند که خداوند آن را خود برپا می دارد و در حفاظ و پوشش اوست که از گناه ایمن می شوند و غفران و غفاریت الهی آنان را در بر می گیرد. این گونه است که زمینه های رشد و ترقی انسان برای دست یابی به مقامات معنوی فراهم می آید. این همان چیزی است که هر کسی خواهان آن است و می خواهد تا به قدرت و توانایی ذاتی خویش دست یابد.
خداوند در آیات ۵۶ و ۵۷ سوره مریم گام نخست دست یابی به مقامات معنوی و استعدادهای نهفته و سرشته در ذات آدمی را بهره گیری از سلوک راستگویی می داند.
در آیه ۵۷ سوره مریم دست یابی به مقام عالی و مکانت رفیع را جز در راستگویی به عنوان منش و خصلت شخص نمی داند. اصولا گام اول و بلند برای دست یابی به مقام انسان کامل آن است که شخص خود را از دام دروغ برهاند و راست گویی جزو منش وی شود. آن گاه است که به مقام انباء و نبوت می رسد. مقام انباء و نبوت نوعی ارتباط میان خدا و انسان است که شخص می تواند از آموزه های خاص خداوند بی واسطه حتی در امور جزیی زندگی خویش بهره برد. البته مقام انباء و نبوت مقامی نیست که شخص بتواند براساس آن دیگری را راهنمایی کند مگر این که به مقام رسالت و پیامبری برسد که خاص افرادی ویژه است که از آدم تا خاتم (ص) بوده است و به حکم الهی این گونه از نبوت رسالتی پایان یافته است ولی نبوت غیر رسالتی برای همگان ممکن است اتفاق افتد و این زمانی است که انسان خود را در مسیر کمالی قرار دهد و در سیر و سلوک قرآنی و وحیانی عمل کند و گامی از آن دور نشود و به سخن دیگر صداقت جزو ذات و سرشت وی شود و راستگویی جزو منش او قرار گیرد.
خداوند در آیه ۴۱ سوره مریم صدق و راستگویی به معنای منش و خصلت فعلیت یافته شخص را زمینه دست یابی به مقام نبوت می شمارد و در آیه ۵۶ همین سوره بر آن تاکید می کند.
تاکید بر منش بودن راستگویی به این دلیل است که در آیه سخن از صدیق که صیغه مبالغه است به میان آمده است و مراد کسی است که راستگویی جزو منش و روش وی قرار گرفته است و شخص در حد اعلای راستگویی است و عمل و کلامش و ظاهر و باطنش با هم مطابقت دارد و مخالفتی میان سخن ظاهر و باطن رفتار و واقع نیست؛ زیرا ملاک در امر نبوت صدق است و تصدیق کننده آیات و معجزات سزاوار این است که به مقام نبوت دست یابد. (روح المعانی ج ۹ جزء ۱۶ ص ۱۳۹)
چنین شخصی از سوی خداوند تکریم می شود و به مقامات معنوی و مکانت عالی می رسد که مورد توجه و یادکرد خداوند قرار می گیرد و خداوند وی را به طور شخصی مورد عنایت خویش قرار می دهد و ارتباط خاصی را با او برقرار می کند که از آن نبوت انبائی یاد می شود. (مریم آیات ۴۱ و ۵۶)
بنابراین برای دست یابی به مقامات معنوی راست گویی نه تنها گام نخست بلکه گام بلندی است که شخص را تا مقام نبوت انبایی بالا می برد و مورد توجه و عنایت خاص خداوند قرار می گیرد و این گونه است که می تواند با فضل و عنایت خاص خداوند دیگر ظرفیت ها و توانمندی های سرشته و ذاتی خویش را به فعلیت برساند و دیگر مقامات معنوی را بپیماید.
براساس این کارکردها و آثار راستگویی است که خداوند در آیه ۱۱۹ سوره توبه راستگویی و راستی را دارای ارزشی والاتر از ایمان و تقوا می شمارد؛ زیرا نمود تقوا و ایمان در راستگویی به مفهوم پیش گفته ظاهر می شود. کسی که منش وی راستگویی می شود میان باورها و اعمالش تطابق است و این مطابقت براساس اعمال صالح و راستی است که در حوزه اطاعت امر الهی قرار می گیرد. از این روست که برتر از ایمان بی عمل و یا تقوای بی راستی و درستی قرار می گیرد. شخص راستگو و صدیق کسی است که در اوج ایمان علمی و تقوای راستی است.
مقام راستگویان
مقام راستگویی برخلاف مقام مومنان و مقام متقین مقامی است که پیامبران در آن قرار دارند (مریم آیات ۴۱ و ۵۶) این مقام هم برای پیامبران رسول و هم نبی می باشد و بلکه مقامی است که اهل نبوت انبایی در آن جا گرفته اند و خداوند از این رو در آیه ۱۷۷ سوره بقره آن را از آن ابرار می شمارد که در عقاید و اخلاقیات و رفتارهای اجتماعی خویش در مقام بلندی قرار گرفته اند. با نگاهی به آیه ۳۸ و ۴۰ سوره نمل می توان دریافت که این مقام ارتباط تنگاتنگی با قدرت در تصرفات و امور خارق عادت دارد؛ زیرا در این آیات خداوند با معرفی آصف بن برخیا وزیر حضرت سلیمان(ع) نشان می دهد که او در این مقام و مکانت نشسته بود و از این روست که در امور تصرف می کرد و توانایی آن را یافته بود که در چشم بر هم زدنی تخت سنگین ملکه سبا را از یمن به فلسطین و بیت المقدس آورد.
بنابراین می توان گفت که مقام صدیقین مقام رسولان و پیامبران مامور و پیامبران انبایی و ابرار و نیکان خاص درگاه الهی است. از این رو در آیات مختلف حضرت ابراهیم (شعراء آیه ۶۹ تا ۸۴) ادریس (مریم آیه ۵۶) اسحاق (مریم آیه ۴۹ و ۵۰) و اسماعیل (مریم آیه ۵۴) و شعیب (شعراء آیه ۱۷۷ و ۱۷۹) و کل پیامبران و رسولان (احزاب آیه ۷ و ۸ و یس آیه ۱۳ تا ۱۷) را به عنوان راستگویان مطرح می سازد.
هم چنین در آیات ۵۲ سوره آل عمران و نیز ۱۱۱ سوره مائده حواریون و یاران حضرت عیسی (ع) و خضر (کهف آیات ۶۸ تا ۷۸) را جزو راستگویان می شمارد که در گفتارش هرگز راستگویی را ترک نکرد و او در کلام خویش و اعمال خویش برحق و راستی و راستگویی بوده است.
نشانه های راستگویی
اگر بخواهیم خود را بیازماییم و بدانیم که راستگو هستیم و بر منش و روش راستگویان می باشیم و یا راستگویی را در دیگران بجوییم می توان از نشانه هایی که قرآن بیان داشته بهره بریم. این نشانه ها به ما کمک می کند تا راستگویان راستین را از دروغ گویان دغل کار باز شناسیم و در دام حیله های ایشان نیافتیم.
نخستین نشانه از راستگویی تطابق قول و عمل شخص است. اگر گفتار شخص با رفتار وی مطابقت نداشت وی را می بایست از دروغگویان و یا دست کم کسانی دانست که صدیق نیستند بنابراین نمی توان در برابر ایشان متواضع بود و آنان را الگو قرار داد و خود را مرید ایشان دانست. این مساله را می توان با نگاهی به اعمال آنان به دست آورد. اصولا کسانی که اهل راستگویی هستند برای مردم دل می سوزانند و برای رهایی مردم تلاش می کنند و آنان را از اسارت و بندگی و بردگی استعمارگران رهایی می بخشند. از این روست که اهل انفاق هستند و می کوشند تا با کمک های مالی خویش دیگران را از بند بردگی برهانند. (بقره آیه ۱۷۷) بنابر این اگر موردی دیده شد که شخص می کوشد تا مردم را برده و بنده خود کند در حقیقت او فریبکار است؛ زیرا کسی که حاضر نیست که شخصی در بند بردگی دیگری باشد چگونه اجازه می دهد که به شکل دیگر برده و بنده او شود؟
از این رو راستگویان اهل انفاق و کمک به دیگران و انسان های نوع دوستی هستند که دستگیر هر در راه مانده ای هستند. (بقره آیه ۱۷۷) و به حاجت مندان و فقیران کمک می کنند. (همان) و یتیمان و ناتوانان را دستگیر می باشند. (همان) به آخرت ایمان داشته (بقره آیه ۷۷) و نماز به پا می دارند (همان) و زکات مال خویش را می پردازند و اهل وفای به عهد هستند. خویشان را دوست داشته و به هر شکلی به آنان کمک می کنند. این ها نمونه هایی است که قرآن تنها در یک آیه بدان اشاره کرده است.
اصولا راستگویان اهل اخلاص هستند(حشر آیه ۸) و در انجام وظایف عبادی واجتماعی و اخلاقی خویش کوتاهی نمی کنند و با تحمل مشکلات و رنج ها آن را انجام می دهند. (بقره آیه ۱۷۷) اهل ایثار مال (حجرات آیه ۱۵) و جهاد در راه خدا (بقره آیه ۲۴۶ و ۲۴۹) و صبر و شکیبایی (بقره آیه ۱۷۷) می باشند.
در اندیشه و اعتقاد خویش با برهان و دلیل می باشند و این مساله خود مهم ترین دلیل بر راستگویی ایشان افزون بر صدق در عمل آنان است. (بقره آیه ۱۱۱ و انبیاء آیه ۲۴) و آیات دیگر)
با توجه به این نشانه ها، انسان به سادگی و آسانی می تواند راستگوی واقعی و راستین را از راستگویان مدعی و دروغین باز شناسد. بنابراین نمی بایست برخی از اعمال و رفتار گروهی فریبکار موجب شود تا در دام آنان افتاد. برخی با گریه و سایر شواهد ظاهری می کوشند تا مردم را فریب دهند (یوسف آیه ۱۶ و ۱۸) و اصولا نباید برخی از رفتارهای ظاهر و تظاهری مبنا و ملاک داوری قرار گیرد. بسیار دیده اید که دروغگویان به گریه متوسل می شوند. از این روست که قرآن گریه را حربه دروغگویان می شمارد و می گوید که آنان با گریه می کوشند تا حقیقت را بپوشانند و مردمان را گمراه کنند. بنابر این نمی بایست گریه و دیگر تظاهرات ظاهری مردمان را ملاک داوری قرار داد. (بقره آیه ۲۰۴) اینان در ظاهر رفتاری را انجام می دهند که با باطن ایشان مطابقت ندارد و حتی گرفتارهای ایشان زیبا و دل پسندتر و شگفت انگیزتر است. (همان و نیز منافقون آیه ۱ و ۶)