آثار و عوامل قساوت قلب

samamosسنگدلی و سخت دلی در علم اخلاق، روحیه تاثیرناپذیری از درد و رنج هم نوعان است، اما در فرهنگ قرآنی، از نظر گستره مفهومی و معنایی فراگیرتر است؛ زیرا به حالت بلکه ملکه ای گفته می شود که آدمی در آن از پذیرش هر حقی سر باز می زند. از این روست که آموزه های وحیانی در دل و جانشان نفوذ نمی کند و زیر بار حقایق آموزه های قرآنی نمی روند و به انکار می پردازند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا تحلیل و تبیین قرآن از این حالت را به دست دهد و زمینه ها و عوامل بروز و ظهور آن و نیز آثار و پیامدهای گوناگون آن را در زندگی بشر بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

گستره معنایی سنگدلی و قساوت قلب

سنگدلی از جمله بیماری های روحی و روانی آدمی است؛ زیرا انسان در این حالت، از اعتدال و استوا بیرون می رود و از درک و فهم بسیاری از امور ناتوان می گردد.

در آموزه های قرآنی، به حالتی انسانی اشاره می شود که در آن دلها سخت و قلب ها سنگ می شود. از این حالت با تعابیری چون " قست قلوبهم" ، اشدد علی قلوبهم" و " غلیظ القلب" یاد شده است.

"قساوت" در زبان عربی از ریشه "قسی" و"قسوه" است؛ که در لغت به معنای خشونت و نفوذناپذیری می باشد؛ از این روست که به سنگهای خشن و سخت، "قسی" می گویند.

اما قلب در اصطلاح قرآنی به روح لطیف انسانی که با تعلّق به قلب جسمانی، سلطه خود را در بدن انسان اجرا مى‏کند، گفته می شود. گاه از قلب ، به نفس ناطقه نیز تعبیر می شود. از آن جایی که این بخش از بدن انسان، مرکز تحولات مختلف روحی است، آن را "قلب" نامیده اند.( مصطفوی،حسن؛ تفسیر روشن ، تهران ،مرکز نشر کتاب ، ۱۳۸۰ ش، چاپ اول، ج‏۱، ص ۳۶۹.)

قسی القلب در اصطلاح قرآنی به قلب هایی گفته می شود که در برابر حق، تواضع، خشوع و انعطافى نداشته باشد و نور هدایت در آن نفوذ نمى‏کند. در فارسی از آن به "سنگدلی" تعبیر شده که در مقابل "نرم دلی" قرار گرفته است.( شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه، مؤسسۀ چاپ ونشر آستان قدس رضوی، چاپ اول، ج۳، ص ۶۷۳.)

علمای اخلاق در تعریف قساوت قلب و سنگدلی یا سخت دلی، آن را به معنای روحیه تاثیرناپذیری از درد و رنج هم نوعان معنا کرده اند. به این معنا که انسانی که به بیماری قساوت قلب دچار شده است، نسبت به هم نوعان و درد و رنجشان واکنش مثتبی نشان نمی دهد و با آنان همدردی نمی کند.

به سخن دیگر، عواطف و احساسات چنین اشخاصی، از حالت طبیعی و فطری خود بیرون رفته و به گونه ای در آمده است که از عوامل بیرونی تاثیر نمی پذیرد؛ زیرا انسان به طور طبیعی و فطری، هنگام مشاهده درد و رنج دیگری، واکنش عاطفی و احساسی از خود بروز می دهد و با صاحب درد و مصیبت ابراز همدردی می کند که آثار آن گاه به شکل اعمالی برای کاهش درد و رنج مصیبت زده بروز می کند. هر چند که اصولا همدردی عاطفی و احساسی بی واکنش فعلی و عملی خود موجبات تسکین و آرامش مصیبت زده و رنج دیده می شود، ولی چنین اشخاص بیماری در حالتی به سر می برند که نمی توانند چنین واکنش همدردی در مقام احساس و عواطف بروز دهند چه رسد که در مقام عمل کاری برای کاهش درد و رنج مصیبت زده انجام دهند.

سنگدلی و سخت دلی در انسان ها موجب می شود تا هیچ احساسی نسبت به درد و رنج دیگر هم نوعان نداشته باشد و گامی برای کاهش آلام و رنج ها بر ندارد.

آن چه که گفته شد تنها در حوزه علم اخلاق بوده است؛ اما به نظر می رسد که سنگ دلی و قساوت تنها به حوزه احساس و عواطف محدود نشود؛ زیرا چنان که آموزه های قرآنی بر می آید، در مراتبی از سنگ دلی و قساوت قلب، انسان های بیمار در چنان حالتی قرار می گیرند که قدرت درک و فهم حقایق را پیدا نمی کنند و این گونه است که جهان را از زاویه دیدی دیگر می نگرد و تحلیل و تبیین می کنند. بر این اساس بینش و نگرش آنان تحت تاثیر سنگ دلی آنان دچار بحران و خطای فاحش می شود و تحلیل و تبیین های نادرستی از هر واقعه و رخداد به دست می دهند و قادر و توانا به تشخیص موقعیت واقعی خود در هستی و نسبت به دیگران نخواهند بود.

از این رو، سنگدلی و قساوت در مراتب عالی و در سطوح بالاتر منجر به انسداد مجاری ادراکی بشر می شود و قدرت تشخیص حقایق را از وی می گیرد؛ زیرا قلب در تفسیر و تحلیل قرآنی، تنها منبع و منشای احساسات و عواطف نیست، بلکه کارکردی فراتر از آن داشته و درک و فهم حقایق را نیز به عهده می گیرد. به این معنا که عقل و قلب در تحلیل قرآنی کارکردهای نزدیک به هم دارند و این گونه نیست که قلب تنها به ادراک احساسات و عواطف بپردازد و یا منشا و خاستگاه آن باشد. بر این اساس می توان گفت که قساوت قلب و سخت دلی هر چند که در وهله نخست در احساسات و عواطف بروز می کند و حالت نرمی و لطافت روحی در شخص می میرد و یا بیمار می شود، ولی در فرآیند و سطح عالی تر موجب می شود تا قدرت و توانایی فهم حقایق نیز از وی سلب شود و سنگدل نتواند تحلیل درستی از حقایق داشته باشد؛ زیرا بسته شدن مجرای ادراکی از جمله قلب می تواند، تاثیر مستقیمی در درک و فهم انسان به جا گذارد و سنگدلی یکی از علل بسته شدن چنین مجرای ادراکی بشر براساس تحلیل قرآنی است.

از آن چه گذشت می توان دریافت که در تحلیل قرآنی سنگدلی از نظر مفهومی و معنایی از گستره فراتر و دربرگیرنده تری برخوردار می باشد و تنها به حوزه علم اخلاق و مناسبات انسانی و ارتباطات بشری محدود نمی شود بلکه در حوزه های فراتری از جمله ادراک حقایق هستی نیز تاثیر مستقیم و اساسی به جا می گذارد.

بنابراین باید در باره سنگدلی و قساوت قلب گفت که آن حالتی روحی وروانی است که درآن قلب انسان به علت انجام اعمالی چون مخالفت با آموزه های عقلانی و عقلایی و الهی و هم چنین اعمال منافی اخلاق ، دیگر حالت پذیرش حق وحقیقت درآن از بین می رود و نسبت به گناه خشنود و از اعمال صالح و کارهای نیک دور می شود. در این حالت، مشاهده مناظر رقت آوری چون دیدن شکنجه مظلومی و یا گرسنگی کودکی یتیم هیچ نوع تغییری در بیننده سنگدل ایجاد نمی کند و او را متاثر نمی سازد تا واکنشی احساسی و عاطفی همدردی وی را بر انگیزد و به کاری برای کاهش دردها و رنج های مصیبت دیده وادارد.

از آموزه های قرآنی چنین بر می آید که قساوت قلب یک بیماری روحی اکتسابی است و در یک فرآیندی پدید می آید و افزایش می یابد. بنابراین نمی توان آن را امری ارثی دانست؛ زیرا زمینه ها و علل و عواملی موجب می شود تا انسانی که به طور طبیعی بر فطرت پاک و سالم آفریده شده است از حالت اعتدالی بیرون رود و به این بیماری دچار گردد.

قساوت، یکی از مهمترین عواملی است که انسانها را از شناخت خداوند و سیر کمالی به سوی او بازمی دارد. از آنجایی که یکی از وظایف و مسئولیت های پیامبران، آشنا کردن انسانها با حقایق هستی و ایجاد تعامل صحیح میان انسان برای گسترش عدالت در جامعه بوده است ، ولی همواره با مقاومت انسان های بیماری رو به رو بوده اند که اجازه نمی دادند تا پیامبران به مسئولیت خود عمل کنند. این افراد بیمار به تعبیر قرآنی با مقاومت خویش، راه نفوذ حقایق و درک آن را بر خود بسته با زیر پانهادن اصول انسانی، با سرسختی تمام در مقابل حق می ایستند. بنابراین هم چنان که خود را از درک حقایق محروم می کنند سد راه شناخت و آشنایی دیگران نیز می شوند و با رفتارهای خویش به مصلحان و پیامبران و روشنگران اجازه نمی دهند تا حقایق هستی را برای دیگران آشکار سازند.

از آیه ۷۴ سوره بقره بر می آید که قساوت قلب و سخت دلی دارای مراتب گوناگونی است؛ زیرا در این آیه با اشاره به تفاوت سنگ ها در نرمی و سختی این معنا مورد تاکید و توجه قرار گرفته است که انسان ها در سنگدلی تفاوت های فاحش و محسوسی دارند؛ زیرا چنان که برخی از سنگ ها به گونه ای است که آب می تواند در آن نفوذ کند و یا از دل آن جریان یابد، برخی از دل ها نیز این گونه است که با همه قساوت و سختی ، امکان نفوذ و تاثیر حقایق در آن ها می باشد ولی در برابر برخی دیگر از سنگ های خارا چنان سخت و سفت هستند که هیچ چیزی در آن نفوذ نمی کند چه برسد که آبی در آن نفوذ و یا جریان یابد. این سخت دلی را می توان در برخی از انسان ها نیز یافت که به هیچ وجه حقایق با تمام قدرت و توانش نمی تواند در آن نفوذ کند.

خداوند در این آیه با تمثیل زیبایی، به بیان شدّت و درجه قساوت و سنگدلی انسان ها اشاره کرده و بیان می کند که قلب در شدت قساوت به درجه ای می رسد که حتی از سخت ترین سنگها هم، سخت تر می شود. نه اینکه چشمه عواطف و علم از آن نمی جوشد، و قطرات محبت از آن تراوش نمى‏کند؛ بلکه هرگز از خوف خدا، دلِ انسان سنگدل به تپش نمی افتد. (پرتوى از قرآن، طالقانی ، ج‏۱، ص ۳۰۶.)

تفاوت مراتب سنگدلی و قساوت را می بایست در عوامل و زمینه هایی جست که موجبات بیماری سنگدلی و سخت دلی در انسان را فراهم آورده و در یک فرآیندی آن را به سخت ترین حالت در آورده است.

آثار سنگدلی و قساوت قلب

برای این که درک درستی از مساله قساوت قلب و سنگدلی در زندگی بشر داشته باشیم ، نخست به آثار و کارکردهای آن در زندگی بر اساس آموزه های قرآنی و تحلیل وحیانی می پردازیم و سپس به عوامل و زمینه های ایجادی این حالت و در پایان به موانع ایجادی و نیز راه های رهایی از آن پرداخته می شود.

چنان که گفته شد آثار و پیامدهای قساوت و سنگدلی را می توان در دو حوزه شناختی و رفتاری پی گیری کرد. به این معنا که سنگدلی هم در بینش ها و هم در نگرش ها و رفتارها تاثیرگذار می باشد. از این روست که آموزه های قرآنی افزون بر حوزه علوم اخلاقی و رفتاری، به مساله تاثیر شگرف سنگدلی در حوزه شناختی و بینشی توجه داده است.

در حوزه شناختی می توان یکی از مهم ترین عوامل حق ناپذیری انسان را در قساوت قلب بشر جست و جو کرد (بقره ، آیه ۷۴ و مائده ، آیه ۱۳ و حدید ، آیه ۱۶) زیرا قساوت قلب مانع تعقل و اثرپذیری انسان از آیات تکوینی و تشریعی الهی می شود و حتی معجزات و آیات بین و روشنگر وحیانی نیز نمی تواند آن را نرم سازد.(بقره ، آیات ۷۳ و ۷۴) این گونه ا ست که خداوند در آیه ۲۱ سوره حشر قساوت قلب را مانع جدی تعقل و اندیشه ورزی و تفکر انسان دانسته و بیان کرده است که همین سنگدلی است که اجازه نمی دهد تا آموزه های قرآنی که در بردارنده حقایق است در جان بیماردلان تاثیرگذار باشد.

خداوند در آیات ۶۷ تا ۷۴ سوره بقره به نفوذ ناپذیری حقایق در قلب های یهودیان به عنوان یکی از مصادیق سنگدلان اشاره می کند و سنگدلی ایشان را مانع فهم عمیق و درک معارف الهی از سوی آنان بر می شمارد. در حقیقت سخت دلی برخی انسان ها ، موجب می شود تا ایشان از درک و فهم حقایق محروم شوند و نتوانند حقایق هستی را چنان که هست درک و فهم کنند.(حشر آیه ۲۱ و نیز المیزان ، علامه طباطبایی، ج ۱ ، ص ۲۰۳ و ج ۱۹ ، ص ۲۲۱)

خداوند هم چنین قساوت قلب را مایه گمراهی و هدایت ناپذیری بشر بر می شمارد(زمر ، آیه ۲۲) به گونه ای که اجازه نمی دهد تا نور الهی بر قلب ها بتابد و تاثیر بگذارد و آن را روشن نماید. بنابراین از مهم ترین عوامل بی ایمانی و عدم گرایش انسان ها به آموزه های وحیانی از جمله قرآن و اسلام را می بایست در همان سخت دلی بشر جست.(بقره ، آیات ۷۴ و ۷۵)

قساوت هم چنین مانع جدی تسلیم شدن انسان در برابر خداوند و پذیرش دین می شود(زمر ، ایه ۲۲) به شخص بیمار اجازه نمی دهد تا به دعوت پیامبران پاسخ مثبتی دهند.(انعام، آیات ۴۲ و ۴۳) چنان که قساوت و سنگدلی منشای اصلی تحریف حقایق و آموزه های وحیانی در طول تاریخ بوده است ، به گونه ای که برخی از افراد به سبب همین سخت دلی به تحریف تورات اقدام کردند و حقایق الهی را کتمان نمودند.(مائده ، آیات ۱۲ و۱۳ و نیز تفسیر المنیر، ج ۶ ، ص ۱۲۵)

بنابراین در حوزه بینشی و شناختی می تواند به عدم درک حقایق و تشخیص حق از باطل ، گرایش به سوی حق و مخالفت با آموزه های هدایتی وحی به عنوان اساسی ترین و اصلی ترین آثار و کارکردهای سنگدلی اشاره کرد.

در حوزه رفتاری و نگرشی نیز می توان به آثاری چون فسق و فجور و نافرمانی در برابر آموزه های عقلانی و عقلایی و شرعی (حدید آیه ۱۶) ظلم و ستم در حق دیگران(حج ، آیه ۵۳) اشاره کرد. به این معنا که سنگدلی موجب می شود تا شخص نه تنها نسبت به مظلوم همدردی نکند بلکه خود به ظلم و ستم اقدام کند و راه فسق و فجور و شکست قوانین و هتک حرمت آن را در پیش گیرد.

خداوند با اشاره به سنگدلی برخی از اقوام گذشته تبیین می کند که چگونه آنان را به انسان هایی تبدیل کرد که مومنان را به سبب پیروی از حق و عدالت با آتش شکنجه وعذاب می کردند و می سوزاندند.(بروج ، آیات ۴ تا ۱۰)

قساوت قلب موجب می شود تا زمینه ای مناسب برای تزیین عمل زشت در نظر انسان از سوی شیطان فراهم آید.(انعام آیه ۴۳) بنابراین رفتارهای ضد اخلاقی و هنجاری را شیطان برای آنان به عنوان اعمال نیک و درست جلوه می دهد و مردم را به سوی زشتکاری را دعوت می کند. کسانی که در دام ولایت شیطان می افتند به سبب سنگدلی است که قدرت تشخیص حق از باطل را از ایشان گرفته و زمینه سلطه شیطان را در آنان پدید آورده است.

قساوت قلب هم چنین موجب ترک تضرع و استغاثه به درگاه خداوند در هنگام سختی ها و بلا می شود و به شخص اجازه نمی دهد تا در مسیری قرار گیرد که از محبت الهی برخوردار گردد. (انعام ، آیه ۴۳) به سخن دیگر، انسان اگر دارای قساوت قلب نباشد پس از اشتباهات و خطاها و گناهانی که زندگی را بر او سخت می کند، می کوشد تا با تضرع و توبه محبت الهی راجلب کند، ولی انسان قسی القلب به خود این اجازه را نمی دهد تا با تضرع و انابه رو آورده و سختی زندگی خویش را با جلب محبت الهی کاهش دهد.

خداوند در آیه ۲۲ سوره زمر تبیین می کند که قساوت قلب موجب غفلت از یاد خدا و مواعظ او می شود و هم چنین مانع جدی خوف و خشیت دل از خدا می گردد.(بقره آیه ۷۴) عدم تاثیرپذیری ا زتذاکرات و مواعظ (حشر ، آیه ۲۱) و عدم تسلیم در برابر آموزه های الهی (زمر، آیه ۲۲) از مهم ترین آثار قساوت قلب است.

خداوند تفاوت اساسی میان انسان های مومن نرم دل با کافران سنگدل را از نظر شخصیت حقیقی را در آیه ۲۲ زمر تبیین می کند و این گونه نشان می دهد که کبمود شخصیت در انسان های سنگدل بازتابی از رفتارهای خود ایشان است.

قساوت قلب و سخت دلی موجب می شود تا ارتباطات اجتماعی اشخاص تحت تاثیر شدید آن قرار گیرد و موجبات پراکندگی و واگرایی مردمان از شخص شود. این مساله در رهبران جامعه به شدت آسیب زا خواهد بود، زیرا رهبری بر پایه همگرایی و همراهی مردمان با رهبری معنا و مفهوم می یابد و سنگدلی موجب می شود تا مردم از دور رهبر پراکنده شوند و قدرت رهبری تحلیل رود.(آل عمران، آیه ۱۵۹)

عوامل و زمینه های سنگدلی

هر چند که عوامل و زمینه های چندی را می توان برای سنگدلی و قساوت قلب بر شمرد ولی بی گمان اموری چند تاثیر اساسی و اصلی تری در ایجاد این حالت در انسان دارد.

شاید بتوان گفت که پیروی از شهوات و هواهای نفسانی از مهم ترین علل و عوامل سنگدلی در بشر باشد؛ زیرا موجب می شود تا شخص گرفتار فسق و فجور شود و از راه اعتدال و استوا بیرون رود. از این روست که خداوند فسق مردمان را در آیه ۱۶ سوره حدید به عنوان مهم ترین عامل قساوت قلب معرفی می کند که بازتابی از پیروی از هواهای نفسانی اوست.

بی تفاوتی در برابر تذکرات و رهنمودهای رهبران الهی و آموزه های وحیانی و احکام عقلانی و عقلایی از دیگر عوامل بروز و ظهور سنگدلی در بشر است که آیاتی چون ۲۲ سوره زمر و ۱۶ سوره حدید به آن اشاره می کند. کسانی که نسبت به تذکرات و موعظه های رهبران مصلح و روشنگران مومن واکنش مثتب نشان نمی دهند در یک فرآیند به گونه ای در می آیند که هیچ حقیقتی را نمی پذیرند و در مسیر نادرست فسق و فجور گام بر می دارند و این گونه است که بی تفاوتی عاملی مهم در سنگدلی بشردانسته شده است.

پیمان شکنی و عدم وفای به عقود و عهودی که با دیگران بسته می شود عامل دیگری برای سنگدلی بشر دانسته شده است؛ زیرا نقض پیمان ها آدمی را از مسیر عقلانی و عقلایی که فطرت و طبیعت بشر ترسیم کرده دور می سازد و اندک اندک سنگدلی را برای وی به ارمغان می آورد. از این روست که خداوند در آیات ۱۲ و ۱۳ سوره مائده هشدار می دهد تا به پیمان ها و میثاق ها وفادار باشند ؛ زیرا هر گونه نقض عهدی به معنای گام نهادن در لبه تاریکی سنگدلی است.

خداوند در آیه ۱۶ سوره حدید ، گذشت زمان را به عنوان یکی از عوامل سنگدلی بشر معرفی می کند. به این معنا که انسان ها در یک فرآیندی از حالت استوا و اعتدال بیرون می روند و پس از دچار شدن به بیماری سخت دلی در نهایت به مراتب عالی سنگدلی می رسند و دیگر هیچ حقیقتی را نمی پذیرند و از هیچ آیه خشم و غضبی عبرت نمی گیرند.

البته می توان گفت که این آیه به عمر طولانی بشر نیز اشاره دارد، زیرا عمر طولانی یا عدم مجازات نسبت به رفتارهای زشت و گناه آلوده می تواند برخی را گستاخ کند و به این باور برسند که هیچ نظام عدالتی در جهان برقرار نیست و هیچ سنت و قانونی در جهان در حال جریان نمی باشد. این گونه است که گستاخانه رفتارهای زشت و ظالمانه خویش را ادامه می دهند و دل هایشان گرفتار قساوت می شود. بنابراین طولانی شدن امد و مهلت دهی به برخی از انسان موجب می شود تا شخص گرفتار قساوت قلب شود.

موانع و راهکارهای رهایی از قساوت قلب

از آن چه گذشت می توان دریافت که چه اموری می تواند مانع از سنگدلی شود. به عنوان نمونه حرکت در مسیر فطرت و طبیعت اعتدالی و دوری از شهوات می تواند مهم ترین مانع در ایجاد قساوت قلب در بشر باشد.

خداوند در آیاتی به اموری چون تضرع و استغاثه به درگاه خود (انعام آیه ۴۳) روحیه حق پذیری در برابر تعالیم الهی (زمر آیات ۲۲ و ۲۳ و حدید آیه ۱۶) خوف و حشیت از عظمت خدا (بقره آیه ۷۴) ، ذکر و یاد خدا(زمر آیه ۲۲ و حدید آیه ۱۶) رحمت الهی (آل عمران آیه ۱۵۹) شرح صدر (زمر، آیه ۲۲) و مهربانی و نرم رفتاری با دیگران ( آل عمران آیه ۱۵۹) و بهره مندی از نورانیت الهی (زمر آیه ۲۲) را از مهم ترین موانع و راهکارهای رهایی از قساوت قلب بر شمرده است.

باشد با پیروی از فطرت سالم و عقل سلیم و آموزه های وحیانی و قرار گرفتن در مسیر آن ها، از بیماری سنگدلی در امان بوده و یا از آن رهایی و نجات یابیم.