آثار و برکات نماز شب از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان برای این که در سیر و سلوک عرفانی – معنوی خویش به مقام «متاله و خدایی شدن» برسد، لازم است تا اسباب و ابزارهایی که خدا برایش فراهم آورده به کار گیرد که از آن به صراط مستقیم هدایت اسلامی و شرایع آن یاد می شود؛ زیرا در این صراط مستقیم سالک انسانی، هم سیر و سلوک می کند، و صیرورت و انقلاب را تجربه می نماید و هم در حضرات و نشئات گوناگون هستی حضور در مظهریت خلافت الهی داشته که تجلیات آن را می بایست در ربوبیت و پروردگاری او جستجو کرد.

در آیات قرآنی، کسب تقوای الهی به عنوان شرط اصلی این مظهریت مطرح شده که با تنها در سایه عبادت خدا در چارچوب شرایع اسلامی به دست می آید که عقل سلیم و نقل وحیانی کاشف آن است. یکی از مهم ترین اسباب تقرب به تقوای الهی، تهجد شبانه و نماز شب است که نویسنده در این مطلب از آثار و برکات آن بر اساس آموزه های وحیانی قرآن سخن به میان آورده است؛ با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

کوتاه ترین اسباب و وسایل تقرب و تقوا

از نظر قرآن، حکمت و فلسفه اصلی آفرینش انسان، خلافت الهی است که این معنا زمانی به تحقق کمالی خود می رسد انسان همه اسماء و صفات الهی ودیعه و سرشته در نهادش را به فعلیت و ظهور برساند.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱)

خدا در آیات قرآنی تنها راه اظهار صفات الهی در نفس انسانی و دست یابی به مقام متاله و خدایی شدن را ، عبودیت در چارچوب اسلامی می داند که شرایع آن با عقل سلیم و نقل وحیانی کشف می شود؛ زیرا این دو همان چراغ های هدایت الهی است که از درونی فطرت و بیرونی نبوت، برای انسان بر افروخته شده است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۲۱ و ۱۳۸؛ روم، آیه ۳۰؛ ملک، آیه ۱۰؛ آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵)

آن چه اسلام در قالب معارف و احکام و مانند آن ها بیان کرده ، همگی موجب کسب تقوای الهی می شود که برآیند آن متاله و خدایی شدن و تقرب به خدا و قرار گرفتن در مقام خلافت الهی به شکل ولایت الله بر کائنات است. البته هر یک از آن ها دارای ظرفیت های محدودی برای ایجاد این حالت تقوای الهی و تقرب به خدا است؛ برخی از آنها از ظرفیت شدیدتر و برتر، و برخی ضعیف تر و کم تر است؛ چنان که خدا در آیاتی با عبارتی چون «لعل» به این نکته توجه می دهد که مثلا روزه «شاید» برای افراد موجب تقوای الهی شود(بقره، آیه ۱۸۳)؛ زیرا انسان تا در دنیا است، در معرض خطر از دست دادن دستاوردها و ابطال و احباط آن است(محمد، آیه ۳۳)؛ بنابراین، هیچ اعتمادی نیست که وقتی عمل حتی خالص بدون ریا و درست و صحیح انجام گیرد، آثار آن باقی و برقرار باشد؛ زیرا ممکن است که شخص پس از آن آثار عملش را با منت و اذیت یا ارتداد یا کارهای دیگر از میان بردارد؛ از همین روست که برای قبولی اعمال که بقای آن را نیز تضمین کند، کسب ملکه و مقوم ذاتی «تقوا» شرط شده و اعمال از «متقین» قبول می شود؛ چنان که خدا می فرماید: إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ خدا تنها از متقین می پذیرد.(مائده، آیه ۲۷)

بنابراین، فرقی میان عمل صحیح و عمل مقبول است؛ چنان که حتی عمل مقبول نیز تا زمانی که انسان در دنیا است؛ در خطر عظیم است؛ زیرا در روایت است که حتی «مخلصون» به کسر لام – نه مخلصون به فتح لام – بلکه حتی متقین نیز در معرض خطر هستند. از پیامبر نقل شده که فرمود: اَلنّاسُ کُلُّهُم هالِکُونَ الاّ العالمونَ وَ العالمونَ کُلُّهُم هالِکُونَ الاّ العاملونَ وَ العاملونَ کُلُّهُم هالِکُونَ الاّ المخلِصونَ والمُخلِصونَ فى خَطَرٍ عَظیم؛ همه مردم در هلاکت هستند مگر عالمان و عاملان نیز همه در هلاکت هستند مگر عاملان به علم و عاملان نیز همگی در هلاکت هستند مگر مخلصون و آنان نیز در خطر عظیم هستند. (مجموعه الشیخ ورام، ص ۳۲۰؛ نیز مصباح الشریعه، المنسوب إلی الامام الصادق- علیه السلام- فی الباب- ۷۷)

امام صادق(ع) نیز می فرماید: هلک العاملون إلا العابدون وهلک العابدون إلا العالمون، وهلک العالمون إلا الصادقون، وهلک الصادقون إلا المخلصون، وهلک المخلصون إلا المتقون، وهلک المتقون إلا الموقنون وإن الموقنین لعلى خطر عظیم قال الله لنبیه صلى الله علیه وآله: ” وأعبد ربک حتى یأتیک الیقین ” ؛ عاملان در هلاکت هستند مگر عابدان و آنان در هلاکت هستند مگر عالمان؛ و آنان در هلاک هستند مگر صادقان و آنان در هلاک هستند مگر مخلصان و آنان در هلاک هستند مگر متقیان و آنان در هلاک هستند مگر موقنان و آنان نیز در خطیر عظیم هستند؛ چنان که خدا به پیامبرش وحی می کند: پروردگارت را عبادت کن تا یقین مرگ نیز تو آید. (محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۴۵، روایت ۱۸؛ مصباح الشریعه ص ۵٢ و ۵۳)

این که مخلصان به فتح لام را استثنا کرده ایم به دلیل آیات قرآنی است که خدا آنان را معصوم دانسته و آنان در درجاتی هستند که دست ابلیس و شیاطین به آنان نمی رسد.(ص، آیات ۸۲ و ۸۳)

به هر حال، انسان هماره در زندگی دنیوی در خطر است؛ زیرا کسب تقوای الهی که انسان را به یقین های سه گانه علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین برساند موجب نمی شود که دست کم در دو مرحله نخست آن گرفتار خطر عظیم نباشد؛ از همین روست که فرعون با معجزات دهگانه موسی(ع) به مقام علم الیقین می رسد، ولی به جحد و انکار آن می پردازد(نمل، آیه ۱۴)؛ اما کسی که با تقوای اخص یا اخص الاخص برسد که حق الیقین است، دیگر از دسترس شیطان در امان خواهد بود؛ زیرا به چیزی چون مرگ رسیده است که دیگر بیرون از دایره قدرت و سلطه ابلیس است و «حق الیقین» مرگ او را نجات می دهد. از همین روست که در سوره ۹۹ سوره حجر آمده که عبادت پیامبر(ص) نیز می بایست تا زمانی باشد که مرگ را به عنوان حق الیقین درک کند.

البته این مرگ می تواند به شکل اختیاری باشد و حق الیقین را در دنیا به دست آورد؛ زیرا پیامبر(ص) احیاء و اماته را به اراده و اختیاری داشت که ماذون به اذن الهی است. با این همه آنان چون در نشئه دنیا بودند؛ هر چند که از خطر عظیم به عصمت الهی در امان هستند و در مقام حق الیقین نشسته اند، اما حق بندگی را در همه عوالم و نشئات از جمله دنیا حتی پس از کسب حق الیقین و اماته و احیاء ارادی و اختیاری به تمام کمال ادا می کنند تا این گونه «حق تقاته» را داشته باشند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از خدا آن گونه که حق پرواکردن از اوست پروا کنید و زینهار جز مسلمان و اهل تسلیم نمیرید.(آل عمران، آیه ۱۰۲)

چنان که گفته شد اعمال بسیاری می تواند عامل کسب تقوای الهی در سطح «لعل» باشد؛ اما برخی از اعمال عالم عاقل بسیار قوی تر و توانمندتر و ابزار کاراتری است تا انسان به نزدیک ترین راه به تقوای الهی برسد. از نظر قرآن عفو(بقره، آیه ۲۳۷) و عدالت به ویژه عدالت قسطی(حدید، آیه ۸) دو راه نزدیک به تقوا است که از آن نزدیک تر چیزی نیست. از همین روست که از آن ها به عنوان «اقرب للتقوی» یاد می کند تا ارزش و اهمیت این امر اجتماعی را به انسان گوشزد کند؛ به ویژه که عفو در مقام احسان و اکرام و ایثار انجام می شود و عدالت قسطی نیز از مهم ترین اهداف میانی پیامبران است تا عموم مردم به قسط قیام کنند(حدید، آیه ۲۵) و مومنان نیز در جایگاه «قوامین بالقسط» عدالت قسطی را در سطح ملکه بلکه مقوم ذات خویش بروز و ظهور دهند.(همان؛ نساء، آیه ۱۳۵)

ظرفیت یابی شگفت در تهجد شبانه و نماز شب

از نظر قرآن، روز برای فعالیت های گوناگون از جمله اقتصادی و سباحت و شنا در امور گوناگون است: إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا؛ و تو را در روز شناگری و آمد و شدى دراز است. (مزمل، آیه ۷)

اما شب ظرفیتی بسیار برای دست یابی به مقامات بلند عرفانی در سیر و سلوک بلکه صیرورت و انقلاب نفس انسانی دارد. از همین روست که ملاقات های خدا با پیامبران در شب است، با آن که مثلا در میقات سی و سپس چهل شب موسی(ع) ایشان روز را نیز در آن جا حضور داشتند، ولی خدا از « ثَلاَثِینَ لَیْلَهً» و «أَرْبَعِینَ لَیْلَهً» سخن به میان می آورد و می فرماید: وَوَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیْلَهً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً؛ و مواعده با موسی سی شب بود که آن را با ده شب دیگر تمام کردیم و این گونه میقات پروردگارش چهل شب شد.(اعراف، آیه ۱۴۳)

در این آیات سخن از چهل روز یا چهل شبانه روز نیست، بلکه تنها سخن از چهل شب یا سی شب است که بیانگر نقش کلیدی و اساسی شب در ایجاد ظرفیت برای میقات پروردگار است.

اصولا معراج های پیامبر(ص) نیز در شب بوده است؛ چنان اسراء به بیت المقدس و مسجد اقصی در شب بوده (اسراء، آیه ۱) و از آن جا به آسمان ها و بهشت و دوزخ بلکه در مقام «قاب قوسین او ادنی» نیز در شب بوده است.(نجم، آیات ۸ و ۹ و روایات تفسیری)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، زمان نزول قرآن نیز شب قدر به عنوان یک شب مبارک است؛ چنان که خدا می فرماید: إِنَّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ»(قدر، آیه ۱) یا می فرماید: «إِنَّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُبَارَکَهٍ»(دخان، آیه ۳)

خدا در قرآن می فرماید که نزول قرآن و معارف عالی و بلند آن با تاویلات خاص تنها در شب فراهم است؛ زیرا شرایط در شب به گونه ای است که شخص می تواند از تمام ظرفیت خویش برای دریافت و تلقی قرآن بهره مند شود. از همین روست که خدا به پیامبر(ص) فرمان وجوبی و به خواص مومنان فرمان استحبابی ارشادی می دهد که از شب برای دریافت «قول ثقیل» و معارف بلند قرآنی بهره مند شوند و با ترتیل قرآن و درنگ و درست خوانی از ظرفیت پذیرش محتوا و مفاهیم عالی را در قلب خویش فراهم آورند : إِنَّ نَاشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْأً وَأَقْوَمُ قِیلاً إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحاً طَوِیلاً؛ به راستی که نشئه شب همانا رنجش بیش تر و گفتار آن راستین تر است؛ در حالی که برایت در روز آمد و شد طولانی است.(مزمل، آیات ۶ و ۷) خدا دراین دو آیه به علت این که باید شب را به تهجد برخاست و روز را به کارهای دیگر مشغول شد، بیان کرده است. از نظر قرآن، ظرفیت شب برای دریافت خیلی خوب است؛ چرا که انسان در شرایطی قرار می گیرد که می تواند گام را محکم بکوبد و استوار بیایستد و به دریافتی استوار از کلام الهی داشته باشد. البته تهجد شبانه بسیار سخت و دشوار است؛ از همین روست که اندکی از مومنان هم پای پیامبر(ص) بیدار می شوند و به تهجد می پردازند؛ خدا می فرماید: إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَی مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطائِفَهٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ؛ به راستی که پروردگارت می داند که تو و گروهی از کسانی که در اطراف طواف می کنند و مسیرت را می پیمایند دو سوم یا نصف یا یک سوم شب را می ایستند و به نماز و قیام می پردازند.(مزمل، آیه ۲۰)

خدا در جایی دیگر از قرآن به این نکته می پردازد که متقین که در بهشت هستند، در دنیا اهل احسان بودند. سپس درباره ویژگی دیگر آنان می فرماید: کَانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنْفُسِکُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ وَفِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ؛ و از شب اندکى را مى‏غنودند و در سحرگاهان از خدا طلب آمرزش می کردند و در اموالشان براى سائل و محروم حقى معین بود و روى زمین براى اهل یقین نشانه‏ هایى متقاعدکننده است و در خود شما پس مگر نمى ‏بینید و روزى شما و آنچه وعده داده شده‏ اید در آسمان است.(ذاریات، آیات ۱۷ تا ۲۲)

پس از نظر قرآن، متقین که برای تهجد بیدار می شوند نه تنها اهل انفاق و صدقات و کارهای خیر اجتماعی هستند، بلکه از نظر روحی و معنوی چنان رشد و پیشرفت دارند که به مقام یقین می رسند و اهل بصیرت می شوند.

ارزش و اهمیت بیداری شب و قیام در آن چنان است که خدا به صراحت به پیامبرش فرمان می دهد و می فرماید: خدا به پیامبرش می فرماید: «یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلاً؛ ای جامه در خود پیچیده جز اندکی از شب را برخیز»(مزمل، آیات ۱ و ۲) به این معنا که بیش تر شب را بیدار باشد و کمی را بخواهد. در این زمان بهترین اعمالی که انجام می شود در چیز است که شامل ترتیل قرآن و نماز است؛ البته کسی که نماز می خواند در عمل قرآن را نیز می خواند. بنابراین، نماز شب به معنای خواندن قرآن و ترتیل آن نیز خواهد بود تا این گونه به قول ثقیل دست یابد که حقیقت قرآن و تلقی تاویلات باطنی آن است.(مزمل، آیات ۴ و ۵)

خدا به پیامبر(ص) فرمان می دهد برای دست یابی به مقام محمود می بایست به تهجد شبانه بپردازد و نماز شب بخواند : أَقِمِ الصَّلاَهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً وَمِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَّحمُوداً ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپادار و نیز نماز صبح را زیرا نماز صبح همواره مقرون با حضور فرشتگان است؛ و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو به منزله نافله‏ اى باشد امید که پروردگارت تو را به مقامى محمود و ستوده برساند.(اسراء، آیات ۷۸ و ۷۹)

پس دست یابی به مقام محمود که همگان در دنیا و آخرت آن را می ستایند؛ زیرا مقام عظیمی چون شفاعت و مانند آن است، تنها با تهجد و نماز شب است.

خدا در جایی دیگر نیز می فرماید: إِنَّمَا یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ تَتَجَافَی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ؛ تنها کسانى به آیات ما مى‏ گروند که چون آن آیات را به ایشان یادآورى کنند سجده‏ کنان به روى درمى‏ افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‏ گویند و آنان استکبار و بزرگى نمى‏ فروشند ؛ پهلوهایشان از خوابگاهها جدا مى‏ گردد و پروردگارشان را از روى بیم و طمع مى‏ خوانند و از آنچه روزیشان داده‏ ایم انفاق مى کنند ؛ هیچ کس نمى‏ داند چه چیز از آنچه روشنى‏ بخش دیدگان است به پاداش آنچه انجام مى‏ دادند براى آنان پنهان کرده‏ ام. (سجده، آیات ۱۵ تا ۱۷)

در این آیات نیز بیان شده که تهجد و نماز شب موجب می شود تا انسان به چیزهایی برسد که قابل توصیف و تبیین نیست؛ زیرا ظرفیتی بی مانند برای سالکان شب فراهم می آورد که موجب چشم روشنی می شود. به سخن دیگر به چیزی می رسد که پیامبر(ص) می فرماید: اَعْدَدْتُ لِعِبادی الصّالِحین ما لا عین رَأتْ وَلا اُذُن سَمِعَتْ وَلا خَطَرَ عَلی قَلْبِ بَشَر؛ برای بندگان نیکم چیزی بهشتی مهیا نمودم که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به ذهنی خطور کرده است.(بحارالانوار، ج ۸، ص ۹۲)

این چیزها برای غیر متجهد نیست؛ چنان که خدا می فرماید: لَیْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّهٌ قَائِمَهٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ؛ اهل کتب یکسان نیستند؛ زیرا برخی از آنان امت قائم هستند که در شبانگاهان آیات الهی را تلاوت می کنند و در همان حال در سجده هستند.(آل عمران، آیه ۱۱۳)

یا در جایی دیگر می فرماید: أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُو رَحْمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ ؛ آیا چنین کسى بهتر است یا آن کسى که او در طول شب در سجده و قیام اطاعت خدا مى ‏کند و از آخرت مى‏ ترسد، و رحمت پروردگارش را امید دارد؟ بگو : آیا کسانى که مى‏ دانند و کسانى که نمى‏ دانند یکسانند ؛ تنها خردمندانند که پندپذیرند. (زمر، آیه ۹)

پس از نظر قرآن دست یابی به مقامات چند از جمله دانایی و خردمندی متوقف به قیام شبانه و دعا و نیایش و نماز و تلاوت قرآن و مانند آن ها است.

اصولا دست یابی به شرافت اکتسابی متوقف به این تقوایی است که از طریق سوار شدن بر اسب شب به دست می آید؛ در دعای سحرهای ماه رمضان آمده است: اَللّهُمَّ اِنّی‌ اَسْئَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِاَشْرَفِهِ؛ خدایا از تو اشرف شرافت هایت را مسئلت و درخواست می کنم.( مفاتیح‌الجنان، دعای سحر) امام صادق(سلام الله علیه) در این باره فرموده است: «شرف المؤمن صلاته باللیل؛ شرف مومنان در نماز شب است.»(کافی، ج ۸، ص ۱۴۵، حدیث ۲)

پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حضرت امیر(علیه السلام) می فرماید: «یا علی! اوصیک فی نفسک بخصالٍ فأحفظها… وعلیک بصلاه اللیل، وعلیک بصلاه اللیل, وعلیک بصلاه اللیل؛ یا علی تو را به سفارش و وصیبت می کند به خصلت های در نفس خود که آن را حفظ نمایی… از جمله برتوباد نماز شب! برتوباد نماز شب! برتوباد نماز شب! » (وسایل الشیعه، ج ۸، ص ۱۴۵

عبدالله‌بن‌سنان از وجود مبارک امام صادق سؤال می‌کند: «سِیَماهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ» چیست؟ فرمود: «هو السَهَر فی الصلاه؛ بیداری در نماز است که همان مربوط به نماز شب است.( وسائل الشیعه, ج۸, ص۱۵۲)

«حمّادبن‌عیسی عن حریز عن زراره عن أبی‌جعفر(علیه السلام) به حضرت عرض کردند: این آیه سوره مبارکه «زمر» یعنی چه؟ «آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِداً وَقَائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُوا رَحْمَهَ رَبِّهِ» ؟ «قال: یعنی صلاه اللیل؛ یعنی نماز شب»( وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۵۶.)

کسی که اهل نماز شب باشد، از نظر علمی رشد می کند و از طریق این علم تزکیه نیز می یابد ؛ زیرا به علم خویش عمل می کند که موجب تزکیه نفس می شود. این گونه است که در مقام تعلیم و تزکیه الهی قرار می گیرد.(آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲)

امام صادق(سلام الله علیه) به سلیمان دیلمی فرمود: یا سلیمان لا تدع قیام اللیل؛ فإنّ المغبون مَن حُرِم قیام اللیل ؛ نماز شب را فراموش نکن»(وسائل‌الشیعه، ج۸، ص۱۶۰)

از نظر قرآن روز قیامت روز «تغابن» است(تغابن، آیه ۹) که هر کسی متوجه می شود تا چه اندازه گرفتار غبن شده و فریب خورده است. از روایت بر می آید کسی که نماز شب بخواند مغبون نیست.

البته برخی از مردم به سبب گناهان روزشان از نماز شب و تهجد شبانه و آثار و برکات آن محروم می شوند. امام صادق(سلام الله علیه) می فرماید: کسی یک دروغ می‌گوید از نماز شب محروم می‌شود. ایشان می فرماید: جاء رجلٌ إلی امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) فقال إنّی قد حُرِمْتُ الصلاه باللیل؛ من از نماز شب محروم شدم چکار کنم؟ راهش چیست؟ «فقال امیرالمؤمنین(علیه السلام): أنت رجلٌ قد قیّدتک ذنوبک؛ تو مردی هستی که گناهان پای تو را بسته و در قید کرده است»( التوحید، ص۹۷؛ وسائل‌الشیعه، ج۸، ص۱۶۱)

از نظر قرآن، هر کسی در رهن و گروی اعمال خودش است.(طور، آیه ۲۱؛ مدثر، آیه ۳۸) پس باید خود را از این قیود باز کند. برای باز کردن دست و پای در بند و قید شده راه آن است که انسان استغفار و توبه کند: «إن انفسکم مرهونه بأعمالکم ففکّوها باستغفارکم؛ نفس انسان در رهن و گروی اعمال است و آن را با استغفار باز کنید.( وسائل‌الشیعه, ج۱۰, ص۳۱۴)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دست یابی به بسیاری از مقامات عرفانی و متاله و خدایی شدن در رهن نماز شب و تهجد شبانه است؛ چنان که در روایت است: لیتقرّب إلی بالنافله حتّی اُحبّه فإذا أحببْتُه کنتُ سمعه… و بصره… و لسانه؛ باید بنده به سوی من با نافله تقرب جوید تا او را دوست خویش و محبوب خود قرار دهم؛ پس هر گاه محبوب من شد من شنوایی و بینایی و زبانش می شوم…»( الکافی, ج۲, ص۳۵۲.)

امام حسن عسکری(سلام الله علیه) نیز می فرماید: «إنّ الوصول الی الله سفرٌ لا یُدرک الاّ بامتطاء اللیل؛ وصل به خدا سفری است که جز با اسب رهوار شب شدنی نیست. (بحارالأنوار، ج، ص۳۸۰)