آثار ولایت شیطان بر انسان

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چند که شیطان نام عمومی برای هر کسی است که شیطنت داشته باشد، از این روست که در آیات قرآنی از شیاطین انسی و جنی سخن به میان آمده است، تا نشان دهد که شیطان تنها این موجود جنی معروف نیست؛ اما از آن جایی که ابلیس و عزازیل مصداق اتم و اکمل شیطنت است، این نام به شکل اختصاصی برای او نیز به کار می رود؛ زیرا همگی شیاطین جنی و انسی به شکل تحت ولایت ابلیس قرار دارند که شیطان بزرگ و پیشوا و امام کفر است؛ چرا که شیاطین بزرگ دیگر از فرعونیان و دولت مستکبران در طول تاریخ هم چون دولت استکباری انگلیس و آمریکا دچار زوال و نابودی می رود و اجل آنها به پایان خود می رسد؛ در حالی شیطان بزرگ جنی، ابلیس هم چنان تا زمان «الوقت المعلوم» یعنی حاکمیت دولت امام زمان(عج) هم چنان می تازد و ولایت طاغوتی او برقرار است؛ زمانی که ولایت مطلقه دولت ولی عصر(عج) ایجاد می شود، دیگر ولایت طاغوتی ابلیس از میان خواهد رفت؛ اما تا پیش از این تاریخ هم چنان مومنان و مردمان گرفتار ولایت طاغوتی شیطان هستند که می بایست از آن خود را حفظ کنند.

در آیات قرآنی آثاری برای ولایت طاغوتی شیطان بیان شده که مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. زیان و خسران کامل ابدی: از نظر قرآن، انسان گاه در بهره و سود ضرر می کند، به طوری که هیچ سودی نمی برد یا سودی اندک می برد؛ ولی گاه از سرمایه ضرر می کند که در اصطلاح عربی از آن به خسران یاد می شود. خسران، زیان از اصل سرمایه است. هم چنین این زیان از سرمایه می تواند اندک باشد و گاه می تواند کل سرمایه را تباه کند و به طوری که هیچ سرمایه ای در اختیار شخص نباشد. از نظر قرآن، کسانی که فرصت عمر خویش را با ولایت طاغوتی شیطان تباه می کنند، گرفتار خسران مطلق ، کامل و ابدی هستند. از همین روست خدا می فرماید: وَمَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِینًا؛ هر کسی که شیطان را به جای خدا به عنوان ولی بپذیرد، همانا زیان کرده است زیانی روشن. (نساء ، آیه آیه ۱۱۹) چنین فردی در حقیقت، چنان از سرمایه وجودی تهی می شود که در روز قیامت هیچ وزنی ندارد و در ترازوی حق تهی و پوچ است.
  2. ضلالت: از آثار و پیامدهای پذیرش ولایت طاغوتی شیطان از جمله دولت های استکباری همانند آمریکا، این است که این افراد هرگز در مسیر هدایت قرار نمی گیرند، بلکه روز به روز از هدایت دور شده و به سوی ضلالت و گمراهی کشیده می شوند(اعراف، آیه ۳۰؛ حج، آیات ۳ و ۴)؛ هر چند که اولیای طاغوتی برای فریب اولیای خویش مدعی هدایت رشدی می شوند و بر این امر تاکید می کنند که رشد کمالی تنها در سایه ولایت آنان تحقق می یابد؛ زیرا با نگاهی به ظواهر امر می توانند مدعی این معنا باشند؛ زیرا قدرت و شوکت و ثروت در اختیار آنان است؛ چنان که دولت فرعونی در گذشته و دولت استکباری امروز آمریکا این گونه است: یَا قَوْمِ لَکُمُ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ظَاهِرِینَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ یَنْصُرُنَا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءَنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِیکُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِیکُمْ إِلَّا سَبِیلَ الرَّشَادِ؛ اى قوم من امروز فرمانروایى از آن شماست و در این سرزمین مسلطید، ولى چه کسى ما را از بلاى خدا اگر به ما برسد حمایت‏ خواهد کرد فرعون گفت: ‏جز آنچه مى ‏بینم به شما نمى ‏نمایم و شما را جز به راه راست و رشد راهبر نیستم.(غافر، آیه ۲۹) سلطه بر آبها و آبراه ها و جان و مال مردم مصر در گذشته و بر جان ومال مردم جهان امروز، نمونه هایی است که شیاطین طاغوتی بدان استدلال می کنند تا اولیای خویش را در مسیر گمراهی قرار داده و حفظ کنند؛ در حالی که این قدرت و شوکت تنها از باب سنت املاء و استدراج است که خدا بر آن است تا این گونه مومنان واقعی را از کافران و منافقان جدا سازد.(نگاه کنید: زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵؛ آل عمران، آیه ۱۷۸؛ اعراف، آیه ۱۸۲؛ قلم، آیات ۴۴ و ۴۵) به هر حال از نظر قرآن، شیطان چنان که سوگند یاد کرده جز اضلال مردم کاری نمی کند و هدایت او به سوی دوزخ و بدبختی است؛ اصولا از نظر قرآن اگر برای شیاطین هدایتی بتوان سراغ گرفت، هدایت مستقیم به سوی عذاب دوزخ و آتش آن است نه به سوی بهشت و لقای الهی.(حج، آیات ۳ و ۴)
  3. عذاب: از دیگر آثار پذیرش ولایت طاغوتی شیطان و شیاطین تحت ولایت او، گرفتاری به شکنجه و عذاب های دنیوی و اخروی است. کسانی که تحت ولایت شیطان قرار می گیرد از سوی خدا به شدت عذاب می شوند؛ هر چند که عذاب های دنیوی آنان ممکن است اندک یا حتی دیده نشود، اما عذاب های اخروی آنان چیزی جز دوزخ و آتش آن نیست.(نساء، آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱؛ حج، آیات ۳ و ۴)
  4. خوف و ترس: از نظر قرآن، ولایت الهی موجب رهایی انسان از حزن و خوف می شود و کسانی که تحت ولایت الله قرار دارند و ایمان و استقامت می ورزند، هرگز دچار خوف و حزن نیست(فصلت، آیه ۳۰؛ احقاف، آیه ۱۳)؛ زیرا خدا را هماره با خود همراه می یابند و به حکم «هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ»(حدید، آیه ۴) یقین دارند و می گویند: إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا.(توبه، آیه ۴۰) اما کسانی که تحت ولایت شیطان قرار می گیرند، هماره در خوف و ترس هستند؛ زیرا شیطان برای مدیریت و مهار اولیای خویش، آنان را می ترساند و حربه تخویف و ترساندن روشی برای حفظ و بقای ولایت اوست؛ چنان که امروز آمریکای این شیطان بزرگ استکباری نیز اولیای خویش را در منطقه غرب آسیا و حتی اروپا و آمریکا، با حربه تخویف مهار و مدیریت می کند تا تحت ولایت شیطانی و طاغوتی او باقی باشند. خدا به صراحت درباره این حربه و شیوه استکباری شیطان می فرماید: إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ؛ در واقع این شیطان است که اولیایش را مى‏ ترساند.(آل عمران، آیه ۱۷۵)
  5. مجادله ناحق: از دیگر آثار و پیامدهای ولایت طاغوتی شیطان، مجادله ناحق در امور است. شیطان همان طوری خود به مجادله می پردازد و به ظواهر استناد کرده و خود را برتر از آدم می داند، همین گونه مجادله گرایی را به اولیای خویش نیز آموزش می دهد. (حج، آیات ۳ و ۴) اصولا از نظر قرآن کسانی گرفتار شیطان و ولایت او می شوند که خود گرفتار چنین اموری هستند و بدون این که تعقل کنند دنبال اموری می روند که سرانجام آن ولایت شیطان است؛ یعنی کسانی که تعقل نیستند، به سبب همین گرایش باطل و بی خردی دچار ولایت شیطان می شوند و به جدال و مجادله باطل و ناحق می پردازند.(همان)

زمینه های سلطه و ولایت شیطان

از آن جایی که ولایت شیطان و سلطه او خطرات بسیاری را برای سلامت و عاقبت انسان ایجاد می کند، خدا در آیات قرآنی به این مهم بسیار توجه و اهتمام داشته است. از همین روست که ضمن بیان آثار خطرناک ولایت طاغوتی شیطان، به زمینه ها و بسترهای سلطه و ولایت شیطان اشاره کرده تا مردم از آن ها اجتناب کنند. مهم ترین بسترهای سلطه و ولایت طاغوتی شیطان عبارتند از:

  1. آرزوهای بی پایان: آرزو بر خلاف امید به چیزهایی گفته می شود که ابزار و توانایی تحقق آن نیست؛ در حالی امید نسبت به چیزهایی است که نه تنها شخص مستحق آن است، بلکه ابزارهای دسترسی و دستیابی آن را نیز دارا است. یکی از عواملی که موجب می شود تا ابلیس و شیطان بر جان و جامعه سلطه یابد، آرزوهای بی پایان بشر است. شیطان با سوء استفاده از این آرزوها شخص را به سمت و سوی سوق می دهد تا بر وی مسلط شود و نه تنها شخص به آرزویش نمی رسد؛ زیرا مستحق آن نبوده و ابزارش را نیز ندارد؛ بلکه حتی چیزهایی که امید بدان داشته نیز از وی سلب می شود و گرفتار نومیدی خواهد شد. به هر حال، ابلیس و شیطان برای این که بتواند ولایت خویش را ایجاد یا توسعه دهد، از طریق آرزوهای بی پایان بشر بر وی مسلط می شود.(نساء، آیه ۱۱۹) امروز نیز دولت های استکباری و شیطانی از طریق آگاهی در شبکه های اجتماعی و غیره نسبت به آرزوهای مردم و جامعه و دولت ها، بر آنان مسلط می شود و آنان را به بهشت های دروغین می کشانند و سلطه شیطانی خویش را بر ایشان گسترش می دهند؛ چنان که دختران و زنان بسیاری را برای بهره گیری جنسی و صنعت جنسی این گونه از خانه و کاشانه و کشورشان خارج کرده و به تباهی کشانده اند.
  2. وعده های باطل: از نظر قرآن، شیطان وعده های پوچ و دروغین بسیار می دهد تا این گونه ولایت و سلطه و خویش را بر انسان ایجاد یا گسترش دهد. این وعده های هماره باطل و پوچ است و هرگز بدان عمل نمی شود؛ زیرا شیطان به وعده خویش تخلف می کند.(ابراهیم، آیه ۲۲) با نگاهی به وعده های دولت های استکباری و شیطانی در جهان امروز می توان از تاثیر این شیوه و روش بر سلطه و ولایت شیطانی آگاه شد. دولت های استکباری با وعده های دروغین بسیاری از مردم و جوامع و دولت ها را به تباهی کشیده و تحت سلطه شیطانی و ولایت بی چون و چرا خویش قرار داده و به کار گرفته اند.
  3. ولایت پذیری: از نظر قرآن، کسانی که به ولایت شیطانی گرایش دارند و دوست دارند ارتباط ولایی خویش را با شیطان و دولت های شیطانی حفظ کنند، به طور طبیعی تحت سلطه بی چون و چرای شیطان قرار می گیرند؛ زیرا یکی از بسترهای سلطه شیطان، پذیرش ولایت اوست.(نحل، آیه ۱۰۰) خدا بارها به مومنان و دولت اسلامی هشدار می دهد که هر گونه ارتباط ولایت حتی در سطح دوستی را با دولت های استکباری و شیطانی قطع کنند؛ زیرا این ارتباط می تواند ضمن آگاه سازی دشمنان نسبت به امور نهان فردی و اجتماعی، زمینه ساز سلطه بی چون و چرا آنان شود.(آل عمران، آیه ۱۱۸؛ مائده، آیات ۵۱ و ۵۷؛ نساء، آیات ۸۹ و ۱۴۴؛ توبه، آیه ۲۳؛ ممتحنه، آیات ۲ تا ۸)
  4. شرک: از دیگر عوامل تاثیرگذار در پذیرش ولایت شیطان و سلطه او می توان به شرک اشاره کرد؛ زیرا شرک به معنای آن است که انسان از توحید به ویژه در توحید فعلی جدا شود و در امور خویش به غیر خدا متوسل شود. همین امر موجب می شود تا شیطان ولایت و سپس سلطه بی چون و چرا خویش را بر شخص یا جامعه ایجاد یا گسترش دهد.(نحل، آیات ۹۸ و ۱۰۰)
  5. گناه : اصولا شیطان از طریق گناه شخص است که بر وی مسلط می شود؛ زیرا از نظر قرآن، دشمن ترین دشمن انسان هواهای نفسانی است که موجب می شود تا زمینه سلطه شیطان و ولایت او فراهم شود.(ابراهیم، آیه ۲۲) از نظر قرآن، برخی از گناهان هم چون فرار از میدان جهاد موجب می شود تا شیطان به این افراد دل بسته شود و سلطه خویش را ایجاد و گسترش دهد.(آل عمران، آیه ۱۵۵) امروز کسانی که مدعی اسلام رحمانی هستند و از جهاد و مقاومت در برابر استکبار جهانی سرباز می زنند و به قول خویش اهل گفت و گو و مذاکره و لبخند هستند، گرفتار سلطه شیطانی آمریکا و ابلیس هستند.
  6. مراجعه به طاغوت: از نظر قرآن کسانی که برای حل و فصل مشکلات و دعاوی خویش به طاغوت مثلا مجامع به ظاهر بین المللی و استکباری مراجعه می کنند، در حقیقت از ولایت الله خارج و به ولایت طاغوت وارد شده و شیاطین جنی و انسی بر ایشان ولایت می یابند. در حالی که پیامبر(ص) و رهبری امت وجود دارد، مراجعه به بیگانگان و دشمنان چیزی جز مراجعه به طاغوت و پذیرش ولایت و سلطه او نیست.(نساء، آیات ۶۰ و ۶۱)
  7. همدلی و همراهی با طاغوت: از نظر قرآن کسانی که همدل و همراه دشمنان و طاغوتیان هستند، در حقیقت تحت ولایت آنان داخل شده اند. به سخن دیگر، هسمویی در مواضع و افکار و رفتارها با طاغوت و طاغوتیان موجب می شود تا این افراد تحت ولایت و سلطه شیطان طاغوتی قرار گیرند هر چند که به ظاهر مسلمان و امت اسلام باشند.(نساء، آیه ۷۶)
  8. عدم تبری از طاغوت: تولی و تبری مکمل یک دیگر هستند و کسی که تولی ولایت الهی دارد، می بایست از ولایت طاغوت تبری جوید. کسانی که چنین نمی کنند تحت ولایت شیطان و سلطه او قرار می گیرند.(ق، آیات ۲۶ و ۲۷؛ بقره، آیه ۲۵۷؛ نساء، آیات ۶۰ و ۶۱)

موانع سلطه و ولایت شیطان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ولایت شیاطین انسی و جنی، موجب سلطه بی چون و چرای آنان می شود؛ بنابراین، لازم است تا به هر شکلی شده از ولایت طاغوتی شیطان اجتناب کرد و عوامل و بسترهای آن را نابود کرد و به جای آن عوامل ولایت الله و سلطه الهی را تولید و تقویت کرد. مهم ترین موانع سلطه و ولایت شیطان عبارتند از:

  1. ایمان به خدا: ایمان به خدا، مانع نفوذ و سلطه شیطان بر آدم است.(نحل، آیات ۹۸ و ۹۹) پس هر جان و جامعه ای اگر بخواهد از سلطه شیطان و شیاطین بیرون آید می بایست ایمان را در خود ایجاد و تقویت کند؛ زیرا ایمان به خدا است که مانع جدی بر سر راه ولایت شیطان و سلطه او ایجاد می کند. کسانی که کافر و مشرک و منافق هستند گرفتار ولایت و سلطه شیطان از جمله کشورهای استکباری هستند.
  2. استعاذه به خدا: یکی از مهم ترین راه های جلوگیری از ولایت و سلطه شیاطین پناه جویی به خدا است. هر چند که استعاذه کلامی و گفتن «معاذ الله» یا «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» کارساز و خوب است، ولی انسان واقعا در دل به خدا پناه برد و خدا را پناهگاه خویش سازد تا شیطان نتواند در طواف دایم خویش راهی به درون ما بیابد.( نحل، آیات ۹۸ و ۹۹)
  3. توکل بر خدا: توکل به معنای اعتماد به خدا است که می بایست در علم و عمل به نمایش گذاشته شود. البته توکل مراتبی دارد که مرتبه بالای آن تفویض است. در توکل بر خدا می توان از اسباب استفاده کرد، ولی این بدان معنا نیست که مثلا دارو شفا می دهد یا اسباب به استقلال کاری را صورت می دهند؛ بلکه به این معنا است که خدا در دنیا با اسباب کارها را پیش می برد و از طریق دارو مثلا شفا می بخشد. پس اگر زانوی اشتر را با ریسمان بستیم، به این معنا نیست که توکلی نداشتیم، بلکه می دانیم که بستن ریسمان زمانی تاثیر دارد که خدا بخواهد این شتر حرکتی نکند، یا دارو و پزشک زمانی تاثیر خود را می گذارد که خدا بخواهد از طریق آن ها درمان کند و شفا بخشد. پس با توکل بر خدا می توان از شیطان در امان ماند؛ کسی که معتقد است «ان الله معنا»؛ خدا با ماست، به خدا توکل می کند و در همان حال ابزارهای مبارزه با شیطان از جمله نماز و صبر و روزه و مانند آن ها را نیز به کار می گیرد؛ زیرا این ها ابزارهای استعانت به خدا و به نوعی توکل به اوست. با ابزارهای جنگی و تولید آن به نصرت دین خدا رفتن زمانی تاثیردارد که توکل باشد و این توکل است که ارهاب ابزار(انفال، آیه ۶۰) به ارعاب بالنصر(آل عمران، آیه ۱۵۱؛ احزاب، آیه ۳۳؛ حشر، آیه ۲) می انجامد. به هر حال، با توکل بر خدا می توان از سلطه و ولایت شیطان در امان ماند.(نحل، آیات ۹۸ و ۹۹)