آثار وفای به عهد و پیمان

samamosیکی از هنجارهای اجتماعی وفا به عهد و پیمان است. این هنجار اجتماعی، سرمایه اجتماعی هر جامعه ای به شمار می آید. از این روست که در همه ملل و ادیان به عنوان یک اصل بنیادین مورد توجه و تاکید قرار گرفته و هنجارشکنان به شیوه ها و روش های گوناگون نکوهش و سرزنش شده و از جامعه رانده می شوند.

نویسنده در این مطلب به تحلیل و تبیین قرآن از جایگاه و اهمیت وفای به عهد پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عهد، رمز پیوند اجتماعی

بی گمان هر جامعه ای با پیوندهای استواری به هم پیوسته است که اجازه فروپاشی و واگرایی را به افراد آن جامعه نمی دهد. در این میان عهد و پیمان هایی که به شیوه های گوناگون میان افراد جامعه بسته می شود ، موجبات استواری و استحکام بیش تر و همگرایی فزون تر را به افراد جامعه می بخشد؛ زیرا هر چه عهد و پیمان میان افراد یک جامعه افزایش یابد، همکاری و همگرایی میان افراد آن جامعه افزایش می یابد. از این رو می توان گفت که رمز پیوندهای اجتماعی را می بایست در عهد و پیمان هایی دید که در میان ا فراد جامعه بسته می شود. جامعه به این پیوندهای گوناگون استواری می یابد و از واگرایی و تفرقه میان افراد جامعه کاسته می شود.

گسست های اجتماعی و واگرایی زمانی رخ می نماید که افراد جامعه با یک دیگر پیمان و عهدی را نبندند و گرایش به همکاری و تعاون برای رفع نیازها و خواسته های کاهش یابد. در این صورت است که افراد جامعه به جای این که به یک دیگر پیوند بخورند با بیرون از جامعه خویش پیوند خورده و همکاری و همگرایی میان درون و بیرون جامعه افزایش می یابد به گونه ای که فروپاشی جامعه امری پذیرفتنی و طبیعی می شود.

وفای به عهد سرمایه اجتماعی

هر جامعه ای زمانی که بر وفای به عهد و پیمان های خویش پافشاری و اصرار داشته باشد و افراد آن مقید و پای بند به اصول اخلاقی چون وفای به عهد باشند، همگرایی و همکاری در میان افراد آن افزایش می یابد و وفای به عهد به عنوان عنصر قوام بخش جامعه عمل می کند. این گونه است که به جای همکاری های بیرون و درون ، همکاری و تعاون میان افراد جامعه و درون درون افزایش می یابد.

هر چه عنصر وفای به عهد در جامعه تقویت گردد، اعتماد و اطمینان افراد نسبت به یک دیگر افزایش می یابد و افراد جامعه در سرمایه گذاری و همکاری های به قول و عمل دیگران امیدوار شده و می توانند کارهای بزرگ و ناشدنی را انجام دهند، زیرا هنگامی که تراکم اطمینان و اعتماد در جامعه ای افزایش می یابد، به همان اندازه امید و انگیزه برای انجام کارهای بزرگ و به ظاهر ناشدنی نیز بیش تر می شود. از این روست که در حوزه اقتدار حاکمیت و قدرت دولت ها، سخن گفتن از طرح های عظیم ملی و اجرای به هنگام و سریع آن امری طبیعی می باشد؛ زیرا با افزایش همدلی و همکاری میان افراد جامعه ، قدرت های کوچک و سرمایه های اندک ، به شکل انباشت سرمایه اجتماعی تولید و عرضه می شود که بسیاری از کارهای بزرگ را شدنی می سازد.

وفای به عهد مسئولیتی اجتماعی

هر جامعه ای به حکم عقل و خردمندان خویش به این مهم رسیده است که وفای به عهد و پیمان مسئولیت اجتماعی است. اصولا انسان ها بر پایه فطرت سالم خویش در مسیر وفای به عهد گرایش می یابند ؛ زیرا همان گونه که انسان به طور طبیعی برای برآورد نیازها و خواسته های عاطفی و مادی خویش به یک دیگر نیازمند هستند؛ هم چنین به این نکته واقف و آگاه هستند که تنها با وفای به عهد و پیمانی که بسته شده است می توان این جامعه را حفظ کرد. از این روست که به طور طبیعی نسبت به کسانی که پیمان شکن هستند واکنش های شدید و سختی را بروز می دهند و ضمن سرزنش هر گونه رفتاری که به عهد شکنی انجامد، مجازات های تنبیهی و سخت گیرانه ای را نیز برای حفظ هنجاری وفای به عهد در نظر می گیرند.

اصولا اموزش های جامعه پذیری که به شکل سنت و آداب و رسوم در جوامع بشری داده می شود، بخشی مهم آن بر حفظ و پاسداشت پیمان هایی است که پیوندهای میان افراد را به اشکالی چون ازدواج و دیگر قراردادهای اجتماعی تقویت می کند. قوانین و مجازات تنبیهی و یا بازدارنده نیز برای محافظت نسبت به این پیمان ها ، عقود ، عهود و قراردادهای گوناگون وضع و اجرا می شود.

بخشی از اصول اخلاقی هر جامعه ای نیز ناظر به حفاظت و نگهداشت همین پیمان ها و قراردادها می باشد تا هر عضو از اعضای جامعه به این نتیجه برسد که بی حفظ و نگهداشت این پیمان ها، نمی توان جامعه ای را عینیت بخشید و سخن از اجتماع به میان آورد. این گونه است که همه مردم در همه جوامع ابتدایی و پیشرفته از وفای به عهد به عنوان یک مسئولیت مهم اجتماعی و سرمایه ملی سخن می گویند، زیرا بی وفای به عهد ، دیگر جامعه ای نیست تا همبستگی و انسجام و اهداف و وظایف مشترک باشد.

شریعت اسلام با توجه به این که بر پایه فطرت سالم انسانی سامان یافته است، از وفای به عهد به عنوان یک مسئولیت و تکلیف امضایی و تاییدی سخن می گوید و ضمن تثبیت آن ، کسانی که نقض پیمان و عهد می کنند به عنوان مجرم در دنیا مجازات و به عنوان گناهکار در آخرت بازخواست و عذاب می کند.( اسراء آیه ۳۴ و احزاب آیه ۱۵ و آیات دیگر)

مساله وفای به عهد چنان در اسلام مورد توجه بوده و از مقام و منزلت بالا و ارزشی برخوردار می باشد که به مومنان فرمان می دهد که لازم است تا به پیمان های مالی خویش که در عصر جاهلیت بسته شده پای بند باشند و آن را انجام دهند و نسبت به عهد و پیمان خویش خیانت نورزند( نساء آیه ۳۳ و نیز نگاه کنید: کشاف ، زمخشری، ج ۱ ، ص ۵۰۵ و الدر المنثور ، سیوطی ، ج ۲ ، صص ۵۰۹ و ۵۱۱)

امامت عهدی اجتماعی

یکی از عهدهای مهم اجتماعی ، مساله امامت است. امامت در حقیقت چگونگی رابطه میان مدیران جامعه با تنه اصلی آن را تعریف و تبیین می کند. از آن جایی که پیوند میان سر و تن ، پیوندی اساسی و حساس است، به مساله امامت و عهد و بیعت با آن توجه خاص مبذول شده است؛ زیرا اگر سر جامعه از حالت اعتدال و تعادل فطری خود بیرون باشد، نمی تواند رهبری و هدایت تن را به درستی به عهده گیرد. از این روست که از مهم شرایط رهبری هر جامعه ، از عدالت و بیرون بودن از دایره ظلم رهبران سخن به میان آمده است.

از نظر اسلام کوچک ترین ظلم و ستمی همانند شرک که از آن به ظلم عظیم یاد شده است می توان شخص را از عدالت بیرون راند و اجازه رهبری را از وی به طور طبیعی سلب کند؛ زیرا شخصی که درک درستی از هستی و موقعیت انسان و خدا ندارد و تحلیل واقع بینانه ای از هستی به دست نمی دهد نمی تواند رهبر مردم به سوی اهداف اصلی آفرینش و از جمله ایجاد جامعه باشد. بر این اساس است که امامت و رهبری را در جامعه تنها مختص کسانی بر می شمارد که از کوچک ترین ظلمی پاک و منزه باشند.(بقره آیه ۱۴۴)

خداوند در این آیه عهد امامت را از سوی خداوند را تنها شایسته انسان های معصوم از گناه و ظلم دانسته است و حتی شرک انسان در پاره ای از عمر را مانع جدی در اعطای این مسئولیت مهم و اساسی به افراد از سوی خداوند می داند؛ زیرا دمی شرک از وی خود بیانگر ناتوانی شخص از درک حقیقت و واقعیت و مدیریت به سوی آن است.

بیان عهد امامت از سوی خداوند به این معناست که اصولا کسانی که رهبری جامعه را می بایست به عهده گیرند کسانی می باشند که در مسیر فطرت و عصمت گام برداشته و هرگز از دایره هدایت بیرون نباشند. این تاکید از آن روست که رهبری جامعه بر خلاف مدیریت نفس و شخص است، چون کوچک ترین اشتباه و خطایی موجب می شود که گروه های انسانی به هلاکت افتند و از مسیر کمالی و اهداف آفرینش و فرصت غیر قابل تکرار عمر خارج شوند.

امت هنگامی که با امام خویش عهد می بندد می بایست به تمام آموزه ها و دستورهای وی توجه داشته و در اطاعت آن بکوشد. وفای امت نسبت به عهد امامت به معنای پذیرش مسئولیت اجتماعی بزرگی است که بر عهده تک تک افراد گذاشته شده است.

توجه یابی انسان به اموری چون بازخواست خداوند نسبت به تعهدات و پیمان ها(اسراء آیه ۳۴ و احزاب آیه ۱۵) و علم الهی به تمامی جزئیات و اعمال آدمی (مائده آیه ۷ و نحل آیه ۹۱) و نیز نظارت الهی بر عهد و پیمان ها (نساء آیه ۳۳) و نیز بازگشت انسان به آخرت و ناپایداری دنیا و زوال مطامع دنیوی (نحل آیات ۹۵ و ۹۶) و توجه یابی به مشیت الهی ( کهف آیات ۶۵ تا ۶۹) و نیز توجه به پاداش الهی در صورت وفای به عهد و انجام مسئولیت فردی و اجتماعی (نحل آیات ۹۵ و ۹۶) از جمله مهم ترین علل و عواملی است که به شخص اجازه نمی دهد تا نسبت به عقود و عهود خویش کوتاهی کنند و آن را انجام ندهد.

آثار وفای به عهد

انسان هایی که به مسئولیت اجتماعی خویش عمل کرده و به پیمان ها و عهود خویش وفادار باشند، به آرامش قلبی دست می یابند که می توان گفت در امور دیگر نمی توان آن را به دست آورد. این آرامش می تواند شامل امنیت اجتماعی و آرامش روحی و روانی نیز باشد.

خداوند با اشاره به آرامش دل هایی که بر اثر وفای به عهد در بیعت با رهبری پیامبر(ص) برای امت پدیدار شده به این معنا توجه می دهد که اصولا افزایش اعتماد و اطمینان میان افراد جامعه و امنیت یابی مردمان تنها می تواند در سایه سار این سرمایه اجتماعی یعنی وفای به عهد و پیمان به دست آید؛ زیرا اگر همان کسانی که با پیامبری (ص) به عنوان رهبر امت و جامعه پیمان بستند اگر پیمان شکنی کنند نه تنها خود به آرامش دست نمی یابند بلکه امنیت فردی و اجتماعی آنان نیز از میان می رفت و دل ها و جانهایشان نیز ارامش نمی یافت.(فتح آیات ۱۰ تا ۱۸)

بنابراین می بایست گفت که وفای به عهد مهم ترین سرمایه اجتماعی جامعه است که از درون آن اطمینان و اعتماد، امنیت اجتماعی و آرامش قلبی بیرون می آید.

از این روست است که خداوند بیعت مومنان با پیامبر(ص) و وفای ایشان را نسبت به عهد بیعت ، عامل مهمی در جلب ثروت و موفقیت مادی و معنوی جامعه بر می شمارد و می گوید که پیروزی و موفقیت های امت در جنگ و جهاد نتیجه طبیعی این وفای به عهد و انجام مسئولیتی بود که بر عهده گرفته و همدل و همنوا با پیامبر(ص) حرکت کرده و اطاعت فرمان وی نمودند.(فتح آیات ۱۰ تا ۱۹)

اصولا هر فتح و پیروزی که جامعه می تواند به دست آورد تنها در سایه سار وفای به عهد از جمله عهد و بیعت با رهبری جامعه است.(همان ) چنان که مصونیت یابی امت و جامعه از آسیب رسانی و تهدیدات و تحریم های دشمنان نیز در سایه سار همین وفای به عهد اجتماعی بیعت تحقق می یابد.(همان )

این گونه است که وفای به عهد آدمی مایه احترام و تکریم هستی از جمله فرشتگان نسبت به وی (رعد آیات ۲۰ تا ۲۴) قرار گرفتن در زمره متقین و بهره مندی از مقام ایشان (بقره آیه ۱۷۷) و صادقان (همان ) و امانت داران (آل عمران آیات ۷۵ و ۷۶) و در نهایت نیک فرجامی و عاقبت به خیری(رعد آیات ۲۱ و ۲۲) و دست یابی به رستگاری دنیا و آخرت (مومنون آیات ۱ و ۸) و جلب محبت خاص خداوندی (آل عمران آیه ۷۶) می شود.

خداوند با اشاره به هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی و آمادگی انسان برای فریب خوردن ، به این مطلب اشاره می کند که بسیاری از مردم نسبت به وفادار بودن به عهد و پیمان سست و ضعیف هستند و این گونه است که شمار وفاداران کم می باشد و بیش تر مردم پیمان شکنی می کنند(اعراف آیات ۱۰۱ و ۱۰۲)

اما کسانی که اهل وفا به عهد و پیمان هستند کسانی چون اهل تقوا ، ابرار و نیکان (بقره آیه ۱۷۷) صاحبان خرد و اولوالالباب(رعد آیات ۱۹ و ۲۰) مومنان راستین (مومنون آیات ۱ و ۸ و احزاب آیه ۲۳) و نمازگزاران (معارج آیات ۲۲ و ۳۲) و مانند ایشان می باشند. این بدان معناست که بسیاری از مردم در شرایطی بر خلاف فطرت و تعهدات خویش عمل می کنند و راه شیطان و هواهای نفسانی را می پیمایند و نسبت به عهد و پیمان رفتار هنجارشکنانه و فاسقانه را در پیش می گیرند.

عهد شکنی در امور اجتماعی به سبب اثار و تبعات سنگین آن در اموزه های اسلامی و قرآنی امری بسیار زشت دانسته شده و تشدید مجازات در دنیا و آخرت را سبب می شود. از این روست که خداوند در آیاتی چون آیه ۸ سوره حدید و ۱۰۱ و ۱۰۷ سوره اعراف و آیه ۷ سوره مائده و نحل آیات ۹۱ تا ۹۴ بر حفظ پیمان های مهمی چون بیعت تاکید می ورزد و نسبت به پیمان شکنی در این حوزه ها هشدار می دهد.