آثار معنوی و باطنی تقوای الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

تقوای الهی به معنای ایمان و عمل به آموزه های وحیانی قرآن، دارای آثار مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی است؛ زیرا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، تقوای الهی خروجی همان دینداری است؛ و شکی نیست که دینداری دارای آثاری است که در همه ابعاد و ساحات زندگی انسان تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم به جا می گذارد؛ بنابراین ، هر چیزی که به عنوان نیکی و خیر و مانند آنها شناخته می شود، به عنوان آثار تقوای الهی مطرح است. براین اساس، نمی توان در یک مطلب به همه ابعاد آثار تقوای الهی اشاره کرد. از همین رو، دراین مطلب به برخی از مهم ترین  آثار معنوی و باطنی تقوای الهی اشاره می شود.

مراتب تشکیکی و درجات متعدد و متنوع تقوای الهی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تقوای الهی حقیقتی دارای مراتب، درجات و سطوح بسیاری متعدد و متنوعی است؛ زیرا عوامل ایجادی تقوای الهی در یک سطح و درجه نیست. به عنوان نمونه می توان دست کم سه سطح از عوامل را در نظر گرفت که سه سطح از تقوای الهی را موجب می شود.

چنان که گفته شد، تقوای الهی چیزی جز اعتقاد و ایمان راسخ و عمل به آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن نیست؛ یعنی وقتی از تقوای الهی کسی سخن به میان می آید، به معنای پیش گفته است. از آن جایی که براساس آموزه های وحیانی، ایمان دارای درجات متعدد و متنوعی است و همگان دریک سطح از ایمان نیستند، نمی توان از هم سطحی تقوای افراد و اشخاص سخن گفت. به عنوان نمونه خدا درباره سطوح متفاوت اسلام و ایمان افراد می فرماید: قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ؛ برخى از بادیه‏ نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‏ اید، لیکن بگویید اسلام آوردیم؛ و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از ارزش کرده ‏هایتان چیزى کم نمى ‏کند. خدا آمرزنده مهربان است. در حقیقت مؤمنان کسانى‏ اند که به خدا و پیامبر او گرویده و دیگر شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‏ اند؛ اینانند که راستکردار هستند.(حجرات، آیات ۱۴و۱۵)

از این آیات به دست می آید که اسلام مرتبه نازله ایمان است، و زمانی ایمان شکل می گیرد که اطاعت کامل بی شک علمی و تردید عملی در شخص تحقق یابد. از نظر قرآن، کسانی که در سطح نازله اسلام و ایمان قرار دارند، بر خدا و پیامبر(ص) منت می گذارند که اسلام آورده اند؛ در حالی که این خداست که می بایست بر ایشان منت بگذارد که شرایط سعادت آنان را با نور اسلام فراهم آورده است.(حجرات، آیه ۱۷)

هم چنین خدا می فرماید کسب مراتب عالی تر ایمان نیازمند، گذر موفقیت آمیز از ابتلائات الهی است که به توفیق الهی برای اشخاص فراهم می آید. این موفقیت ها موجب می شود ایمان از ضعیف به شدید تغییر ماهیت دهد و ازدیاد و افزایش یابد؛ به عنوان نمونه حضور در میادین جهاد شرایطی سخت است که مومنان در آن جا به توفیق الهی و نزول سکینه از سوی خدا در دلهایشان، شرایط ازدیاد ایمان برایشان فراهم می آید؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ؛ اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش و سکینه را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند؛ و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره داناى سنجیده‏ کار است. (فتح، آیه ۴)

از نظر قرآن، همان طوری که ایمان به عنوان عامل تقواساز در افراد در یک سطح نیست، نمی تواند تقوای افراد نیز در هم سطح هم باشد؛ بلکه براساس فرقی که میان ایمان افراد است، سطح تقوای افراد نیز با هم فرق دارد و متمایز است.

هم چنین از نظر قرآن، دومین عامل اساسی تقوا ساز، عمل صالح مبتنی بر هدایت های تکوینی فطری و تشریعی وحیانی یعنی آموزه های اسلامی و شرایع آن است که مطابق با هم است.(روم، آیه ۳۰؛ بقره، آیات ۲ و ۳  و ۲۱؛ طه، آیه ۵۰)

از نظر قرآن، عمل به آموزه های هدایتی خدا که در قالب هدایت فطری و تشریعی وحیانی بیان شده، در یک سطح نیست؛ بلکه دارای سطوحی است.

توضیح این که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، احکام الهی که عمل به آن تقوا ساز است، دارای اقسام پنج گانه ای است که در قالب واجب، مستحب، حرام ، مکروه و مباح دسته بندی شده است؛ زیرا مصالح و مفاسد در آن ها یا قوی یا ضعیف یا مساوی است. پس اگر مصلحت قوی باشد، واجب می شود، و اگر مصحلت ضعیف باشد، مستحب می شود؛ چنان که مفسدت قوی و ضعیف به عنوان حرام و مکروه دسته بندی شده و زمانی که تعادل میان مصحلت و مفسدت باشد، به شکل مباح مطرح شده است.

بر این اساس، کسی که تنها به واجبات عمل و از محرمات اجتناب می کند، در یک سطح از تقوای الهی بهره مند می شود؛ در حالی که عامل به واجبات و مستحبات و تارک محرمات و مکروهات ، در سطح بالاتری از تقوای الهی بهره مند می شود؛ هم چنین کسی که مباحات را همانند روزه دار ترک می کند و ازآن اجتناب می ورزد، در سطح عالی تری از تقوای الهی بهره مند خواهد شد. از این روست که از ایمان و عمل صالح در سه سطح عام و خاص و اخص سخن به میان می آید که بازتاب آن در تقوای سه گانه عام و خاص و اخص خودنمایی می کند.

از همین روست که خدا در قرآن از سه سطح اصلی ایمان و تقوای الهی سخن به میان می آورد و می فرماید: لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ؛ بر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند گناهى در آنچه قبلا خورده‏ اند نیست، در صورتى که تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند و کارهاى شایسته کنند؛ سپس تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند آنگاه تقوا پیشه کنند و احسان نمایند و خدا نیکوکاران را دوست مى دارد. (مائده، آیه ۹۳)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر یک از سه سطح تقوای الهی نیز آثاری را دارد که سطحی با سطح دیگر متمایزاست؛ به عنوان نمونه اگر از آثار تقوای الهی، علم الهی را مطرح کنیم، براساس سه سطح ایمان و عمل صالح، سه سطح متمایز از تقوای الهی را خواهیم داشت که سه نوع متمایز از علم الهی را برای متقی به دنبال خواهد داشت.

توضیح این که خدا در قرآن، یکی از آثار اصلی تقوای الهی را تعلیم الهی می داند که علم خاصی را به متقی می دهد: وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ؛ و تقوای الهی را پیشه کنید که افزون برچیزهایی دیگر، خدا به شما تعلیم می دهد.(بقره، آیه ۲۸۲)

از نظر قرآن، سطح اول، تقوای الهی موجب می شود تا شخص به علم الیقین برسد، چنان که سطح دوم موجب عین الیقین و سطح سوم نیز موجب حق الیقین می شود.(تکاثر، آیات ۵ تا ۷؛ واقعه، آیه ۹۵)

بنابراین، وقتی درباره آثار معنوی و باطنی تقوای الهی سخن می گوییم، می بایست به این نکته کلیدی و اساسی توجه داشت که این آثار می  تواند دارای سطوح متنوع و متعددی متاثر از عوامل ایجادی تقوای الهی باشد. بنابراین، سطح بصیرتی، تذکری، تفقهی، تدبری، رویتی ، نوری و … افراد متقی به سبب تفاوت سطح تقوا، می تواند متنوع و متعدد باشد و دو نفر متقی همانند هم از آثار بصیرت و نورانیت و مانند آنها برخوردار نباشند، بلکه یکی ممکن است در سطح ضعیف دارای رویت و بصیرت باشد، و آن دیگری در سطح تمامیت آن کمالات را دارا باشد.

به سخن دیگر، اگر خدا می فرماید که شخص متقی به دنبال تقوا از بصیرت برخوردار می شود: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ؛ به راستی کسانی که تقوا پیشه کنند، هر گاه طواف گرانی از شیطان آنان را مس کند، تذکر یافته و یاد خدا می کنند و دراین هنگام آنان دارای بصیرت می شوند(اعراف ، آیه ۲۰۱)، مقصود این نیست که همه اهل تقوا با مراتب تشکیکی در یک سطح از بصیرت برخوردار باشند، بلکه بصیرت آنان متمایز و دارای سطوح و مراتب چندی است. هرچند که در کلیت بصیرت مشترک هستند، اما بصیرت نسبت به امور خود دارای مراتب تشکیکی است که افراد متقی به سبب درجات عام و خاص و اخص در این بصیرت یکسان نیستند.

هم چنین وقتی خدا می فرماید که تقوا موجب می شود شخص متقی قدرت جداسازی حق و باطل داشته باشد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا(انفال، آیه ۲۹)، این افراد همگی در یک سطح نخواهند بود، بلکه قدرت جداسازی متقی به تقوای اخص بسیاری قوی تر از متقی به تقوای عام است.

آثار معنوی و باطنی تقوای الهی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تقوای الهی در هر سطحی باشد، دارای آثار باطنی و معنوی است که شخص را از دیگر افراد انسانی متمایز می کند. چنان که گفته شد، افراد متقی به سبب تقوای الهی برخوردار از قدرت جداسازی حق و باطل هستند و در شرایط فتنه که حق و باطل در هم تنیده شده یا در فضای آکنده از  شبهات و متشابهات آنان می تواند محکمات را از متشابهات جداسازند و حق را از باطل فرق دهند و این گونه در دام فتنه و شبهات و متشابهات گرفتار نمی شوند.(انفال، آیه ۲۹)

هم چنین وقتی شیطنتی از سوی شیاطین می شود و شخص در شرایطی قرار می گیرد که شیطان با او تماس می گیرند تا او را گمراه کنند و فریب دهند و باطلی را حق جلوه دهند، آنان با ذکر الله به سادگی دارای بصیرتی می شوند که دیگر در دام شیاطین نیفتند و تماس شیطانی هیچ تاثیری روی قلب آنان به جا نگذارد. از این روست که آنان هرگز دردام وسوسه شیطانی نمی افتند و شیطان نمی تواند باطلی را برایشان  به عنوان حق جلوه دهد و ایشان را بفریبد.(اعراف، آیه ۲۰۱)

چنان که گفته شد، تقوای الهی در هر مرتبه شرایطی را برای متقی فراهم می آورد که از تعلیمات خاص الهی به طور مستقیم بهره مند می شود و خدا به الهام و وحی و طرق دیگر، علوم خاصی را به او تعلیم می دهد که بتواند حقیقت را بشناسد و بدان گرایش یابد و از آن علوم بهره مند شود؛ چنان که خضر به تعلیم الهی از علم لدنی برخوردار شد.(بقره، آیه ۲۸۲؛ المیزان، ج‌۲، ص‌۴۳۵؛ کهف، آیات ۶۵ تا ۸۵) هر چه تقوای الهی قوی تر و شدیدتر باشد، به همان میزان از مراتب عالی تعلیمات الهی برخوردار می شود تا جایی که به سادگی می تواند همه حقایق هستی را ببیند و ملکوت را رویت کند تا جایی که چیزی بیرون از دایره یقین او نباشد. در شرایط عالی این رویت می تواند رویت یقینی بهشت و دوزخ و مانند آنها باشد(تکاثر، آیات ۵ تا ۷؛ واقعه، آیه ۹۵) بنابراین، پیش از آن که متقی به تقوای اخص بمیرد، به موت اختیاری به همان شرایطی از یقین می رسد که دیگران پس از مرگ و کشف الغطاء به آن می رسند.(ق، آیه ۲۲؛ الفضائل، ج ۱، ص ۱۳۷) پس درهمین دنیا به راه های آخرت و آسمان آگاه تراز راه های زمین است(نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹) و دوزخیان و بهشتیان را می بیند و می شناسد و نورانیت و ظلمات آنان را می بیند و می یابد.(کافی، ج ، ص ۵۴)

از دیگر آثار معنوی تقوای الهی، کسب نور خاص است که فراتر از نوری است که همه به سبب دارای صفات الهی از آن برخوردار هستند. این نور در دنیا و آخرت با انسان های متقی است به طوری که در برابر ایشان حرکت کرده و ایشان بدان نور الهی مشی می کنند. این نور همانند نور ایمان و نور قرآن از ویژگی ها و خواص بسیاری برخوردار است که همه حقیقت وجودی آنان را در بر می گیرد و آثار آن نور حتی بر دیگران به شدت تاثیر می گذارد تا جایی که اهل بصیرت می توانند این نور که همانند هاله ای بلکه فراتر از آن چون خورشیدی می تابد، ببیند و در یابند که از چه عملی این نور ایجاد شده و در چه سطحی از نورانیت معنوی قراردارد.(حدید، آیات ۲۸ و ۱۲ و۱۳ و آیات دیگر)

بر اساس آیات قرآنی، در مراتب عالی تر متقی نه تنها نور، بلکه خود منشاء و خاستگاه نور یعنی «ضیاء» است.(انبیاء، آیه ۴۸) به سخن دیگر، کسی که با تقوای الهی صبغه الله شده و رنگ خدایی گرفته و به عنوان عبدالله یا عبدالرحمان در آمده و متاله شده است، از مقام نور بهره مند می شود؛ زیرا مقام الله مقام نور است.(نور، آیه ۳۵) اما کسی که «عبده» شده و با شمس و خورشیدی ارتباط گرفته است که خاستگاه نور یعنی «ضوء» و ضیاء است.(یونس، آیه ۵) از  این روست که این افراد به عنوان خورشیدی هستند دیگران را نورانی می کنند؛ چنان که اهل بیت عصمت(ع) این گونه هستند؛ چرا که آنان و مقربان سابقان در مقام شمس قرار می گیرند. پس کسانی که در تقوای الهی به جایی می رسند که با هویت الهی ارتباط برقرار می کنند، و در مقام عبده قرار می گیرند نه تنها از نور برخوردار هستند، بلکه نور ساز هستند و دیگران را به نور تابش خورشیدی خویش روشن می سازند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، متقی هم چنین از مراتب گوناگون حکمت الهی برخوردار می شود(مریم، آیات ۱۲ و۱۳) که خیر کثیر برای انسان است. (بقره، آیه ۲۶۹) البته حکمت های الهی که به متقی داده می شود شامل حکومت، حکمت های نظری و عملی است که در آیات قرآنی بیان شده است.(لقمان، آیات ۱۳ تا ۲۷؛ اسراء، آیات ۱۵ تا ۳۲ و آیات دیگر)

هم چنین کسانی که تقوای الهی را در پیش می گیرند، به میزان کسب تقوا؛ یعنی ملکه و مقوم شدن آن، از آثار تزکیه نیز بهره مند می شوند؛ زیرا تقوای الهی موجب می شود تا بستر تزکیه فراهم آید و رشد باطنی نفس آغاز و به کمال خودش برسد. بنابراین، به تقوای الهی به عنوان عامل کسب کمالات و تمامیت آن در ذات و هویت انسانی می بایست توجه و اهتمام شود.(مرمی، آیات ۱۲ و۱۳)

خدا به متقین افزون بر چیزهایی که به دیگران می دهد، از فضل خویش نیز چیزهایی را می افزاید. این افزایش تا جایی است که خدا از آن به «فضل عظیم» یاد می کند(انفال، آیه ۲۹)؛ زیرا نه تنها مشکلات پیشین را برطرف می سازد و دفع و رفع بلا و مصیبت می کند و تحت غفران خویش می برد، بلکه شرایطی را فراهم می آورد که بدی ها و زشتی ها پوشیده شود و حتی در مقام توبه کار بدی هاس به نیکی ها و خوبی ها تبدیل شده و جایگزین شود.(فرقان، آیات ۷۰ و۷۴)