آثار معنوی سیر و سیاحت آفاق

بسم الله الرحمن الرحیم

گردش و گردشگری یک نیاز طبیعی انسان است که بدان به بسیاری از اهداف مادی و معنوی خویش دست می یابد. البته اگر این سیر و حرکت در طول و عرض جغرافیایی با تعقل و تفکر همراه باشد، به «صیرورت» مثبت در درون و باطن آدمی می انجامد و آثار معنوی بیش تری را بروز می دهد؛ ولی حتی سیر و سیاحت انسان به هدف تفریح باشد، باز خواسته و ناخواسته آثار آن در «صیرورت باطنی و درونی» بروز خواهد کرد؛ زیرا انسان متاثر از «سیر در آفاق»، از «سیر در انفس» نیز بهره مند می شود که به طور طبیعی «صیرورت» و تغییرات باطنی بنیادین مثبت و منفی را موجب می شود.

در آموزه های وحیانی قرآن، به مساله سیر و سیاحت در آفاق و سرزمین ها توجه خاصی شده و از مردمان می خواهد تا این سیر و سیاحت را با تعقل و تفکر بیامیزند تا در مسیر «صیرورت» کمالی نفس از آن بهره گیرند و در صراط مستقیم درونی و باطنی به درستی گام بردارند و حقایق مطلوب را در خود تحقق بخشند و خود بخشی از کمالات بلکه کل کمالات هستی گردند و این گونه در مقام متاله و خدایی شده نشسته و مظهریت در ربوبیت و پروردگاری را به عنوان خلیفه الله کامل دارا شوند.

از همین روست که در آیات قرآنی، هماره از «سیروا فی الارض» (انعام، آیه ۱۱؛ نمل، آیه ۶۹؛ عنکبوت، آیه ۲۰؛ روم، آیه ۴۲) در چارچوب «نظر»(همان)، تعقل و تفکری سخن به میان آمده که تامین کننده تغییر در هستی شناسی، جهان شناسی، انسان شناسی، بینش ها و نگرش ها یعنی در فلسفه و سبک زندگی انسان باشد. خدا از این هدف گذاری برای سیر و سیاحت به لفظ «عاقبت»(همان) تعبیر کرده است تا بیان کند، به حکم سنت ها و قوانین الهی تا چه اندازه می تواند سرنوشت مشترکی میان موجودین با گذشتگان وجود داشته باشد؛ زیرا به حکم سنت های الهی، با تحقق علت و عوامل، معلول نیز دوباره تحقق می یابد؛ بنابراین لازم است تا سایرین و گردشگران با درنگ و تامل و نظر دقیق در عوامل و علل به تحلیل رخدادها اقدام کرده با تبیین دقیق آنها، توصیه های مبتنی بر واقعیت ها و حقایق داشته باشند و بستری مناسبی را برای تغییر در جان و جهان و جامعه فراهم آورند تا از دستاوردهای اقوام پیشنین بهره مند و از عواقب بد و سوء در امان مانند.

در حقیقت، سیر و سیاحت در آفاق به هدف تحلیل و تبیین دقیق اوضاع اجتماعی و فرهنگی دیگران و دست یابی به علل پیشرفت یا پسرفت اقوام و مردم سرزمین های دیگر در راستای عاقبت اندیشی و توصیه مناسب برای بهبود اوضاع یا رهایی از وضعیتی بد و ناخوشایند از مهم ترین اهدافی است که خدا برای سیر و سیاحت در آفاق بیان کرده است. این گونه سیر آفاقی در حقیقت تعیین کننده و تاثیرگذار در «صیرورت» باطنی افراد و بلکه اجتماعات و رشد و بالندگی و پیشرفت آنان خواهد بود.

هدف گذاری سیاحت آفاق به قصد صیرورت انفس

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان به این نکته کلیدی و اساسی دست یافت که هدف گذاری در سیر و سیاحت آفاق از نظر قرآن، می بایست در راستای تامین «صیرورت انفس» باشد؛ زیرا آن چه از نظر آموزه های وحیانی قرآن در حیات مادی دنیوی مهم و اساسی است، هدف گذاری برای حیات معنوی به ویژه پس از مرگ در جهان آخرت است؛ زیرا دنیا تنها مزرعه و کشتزاری برای آخرت است و انسان هر کاری را انجام می دهد می بایست به جنبه های معنوی و اخروی آن توجه داشته باشد. از همین روست که حتی متاع قلیل دنیوی که در برخی از هدف گذاری های مادی سیر و سیاحت مطرح است، برای تامین نیازهای بنیادین معنوی اخروی است؛ یعنی شخص اگر سیر و سیاحت آفاق و سرزمین ها می کند تا به ثروتی دست یابد و تجارتی داشته باشد، این ثروت و تجارت می بایست در راستای امور معنوی و اخروی باشد؛ زیرا این ها تنها ابزارهای مادی برای تامین آخرتی است که ابدیت انسان با آن رقم می خورد و هر کسی در زندگی دنیوی و فرصت کوتاه عمر خویش، با کنش ها و واکنش هایش ابدیت خویش را می سازد؛ زیرا آخرت چیزی جز سازه اخروی کنش ها و واکنش های انسان در دنیا نیست و انسان هر چه در دنیا می سازد در آخرت می یابد.(آل عمران، آیه ۳۰؛ کهف، آیه ۴۹)

تاکید بر صیرورت از آن روست که انسان با هر کنش و واکنشی در زندگی، نه تنها تغییراتی را در جهان و جامعه موجب می شود، بلکه در جان و نفس خویش نیز تغییرات اساسی را رقم می زند. مجموعه این تغییرات درونی و باطنی در نفس انسانی همان چیزی است که شکل و شاکله نهایی انسان و شخصیت او را می سازد و هویت و ماهیت اخروی وی را تشکیل می دهد. از همین روست که شخص در نهایت شاکله ای می یابد که می تواند «انسان متاله»(بقره، آیه ۱۳۸) یا «انسان حصب و زغال سنگ»(انبیاء، آیه ۹۸) یا «انسان حطب و هیزم»(جن، آیه ۱۵) یا «انسان انعام و چارپایان»(اعراف، آیه ۱۷۹، فرقان، آیه ۴۴) باشد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تعامل متقابل میان شخصیت و عمل یک امر دایمی و طبیعی است؛ زیرا شاکله و شخصیت انسان تعیین کننده عمل شخص خواهد بود(اسراء، آیه ۸۴) ؛ چنان که عمل نیز در شخصیت انسان تاثیرات مثبت و منفی به جا می گذارد و حقیقت او را می سازد. از همین روست که در قرآن هماره از دو عنصر اساسی ایمان و عمل صالح برای ساخت انسان کامل و الهی تاکید شده که تامین کننده انسان صالح برای ورود به بهشت و قرب الی الله است.(فاطر، آیه ۱۰ و آیات دیگر)

از مهم ترین آثار معنوی و آخرویی که در قرآن برای سیر و سیاحت آفاقی بیان شده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. بصیرت قلبی و رهایی از کوردلی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، سیر و سیاحت آفاقی در زمین و درنگ و نظر و تامل تعقلی و تفکری در آن می تواند درهای قلب وی را بگشاید و او را در برابر حقایقی قرار دهد که تامین کننده کمالات اوست.(حج، آیه ۴۶) اصولا هر کاری که انسان انجام می دهد می بایست در راستای تغییرات مثبت درونی و باطنی در قلب باشد؛ زیرا حقیقت انسان را نفس انسانی تشکیل می دهد که قلب محور اساسی مثبت آن است. انسانی که نفس خویش را با گناه دفن و دسیسه کرده است؛ ابزار ادراکی و فهم خویش را دفن و دسیسه کرده است که همان قلب است؛ همین قلب و قوه ادراکی است که انسان را انسان کرده و از دیگر موجودات متمایز می سازد. اگر انسان نفس خویش را دفن و دسیسه کرده باشد، قوه ادراکی قلب خویش را از کار انداخته و مانند کسی است که دیدگان و چشمان خویش را کور کرده و قدرت دیدن ندارد. کسی که قلبش از کار افتاده کوردل است و نمی تواند حقایق هستی را درک و فهم کند و تحلیل و تبیین و در نتیجه توصیه مناسب و راست و درستی داشته باشد. خدا از انسان ها می خواهد با سیر و سیاحت در آفاق و بهره گیری از قلوبی که بدان تعقل انجام می شود، از کوردلی رهایی یابند و حقایق هستی را چنان که هست درک و فهم کنند و توصیه های مناسب داشته باشند.(همان) پس مهم ترین هدف گذاری که قرآن برای سیر و سیاحت آفاق قرار می دهد، دست یابی به بینایی دلها و بصیرتی است که انسان را نسبت به واقعیت ها و حقایق بینا می کند و بستری مناسب برای تحلیل و تبیین و توصیه درست و راست فراهم می آورد.(همان)
  2. پذیرش اسلام: اسلام به عنوان تنها راه مستقیم بندگی حقیقی خدا و دست یابی به کمالات الهی و متاله شدن، مجموعه ای عقاید و اخلاق و احکام است که تنها برخی در این مسیر هدایت تشریعی گام بر می دارند و آن را با هدایت تکوینی پیوند می زنند. در حقیقت پذیرش اسلام به عنوان هدایت تشریعی در گرو اموری است که از جمله آن ها حرکت انسان در مسیر هدایت تکوینی و فطری است که در ذات همگان به ودیعت گذاشته شده است.(طه، آیه ۵۰؛ روم، آیه ۳۰) قلب های بیدار زمانی می تواند بهره مند از اسلام باشد که دل خاشع و خضوع داشته و در برابر حقیقت سر تسلیم فرود آورد. عواملی چون سیر و سیاحت در آفاق نیز زمانی تاثیر می گذارد و شخص به اسلام به عنوان آیین الهی گردن می نهد که فطرت سالم باقی مانده باشد و بتوانند قلب خویش را به درستی به کار گیرد. کسانی که در سیر آفاق به تدبر در حوزه های اعتقادی و فرهنگی و اجتماعی می پردازند می توانند با چنین نظر و درنگی دقیق سنت های الهی را کشف کنند که به عنوان سنت های الهی در ساحات جان و جهان و جامعه قوانین حاکم الهی را تشکیل می دهد. در حقیقت، قلب سالم و فطرت الهی می تواند با تحلیل و تبیین اوضاع اجتماعی اقوام دریابد که چه سنتی از سنت های الهی بر آن قوم حاکم و تاثیرگذار است و آثار و پیامدهای آن چیست؟ این گونه است که می تواند توصیه ای مناسب ارایه دهد که از جمله آن ها لزوم پذیرش اسلام به عنوان آیین رهایی بخش از مشکلات و ابتلائات و فتنه های الهی و دوری از خشم و غضب الهی و دفع و رفع بلایا و ابتلائات الهی است. در آیات قرآنی، سیاحت در زمین و تأمّل در آثار مکذّبان پیامبران، زمینه پذیرش رسالت پیامبر(ص) است(نحل، آیات ۳۵ و ۳۶)؛ زیرا جمله «فسیروا فى الأرض فانظروا…» در جواب دلیل مشرکان است که مى گفتند: «لو شاء اللّه ما عبدنا من دونه من شىء»؛ بدین معنا که در زمین سیر کنید و در فرجام مکذبان تأمّل کنید تا برایتان روشن شود که دعوت پیامبران تنها براى انذار است، نه اجبار بر ترک عبادت بتها، و رسالت و دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله) هم، آن گونه نیست که شما تصوّر مى کنید. (المیزان، ج ۱۲، ص ۲۴۵) در حقیقت سنت الهی در باره انسان و اجتماع بر این قرار گرفته که راه و چاه را نشان دهد تا شاکر یا کافر باشند و هیچ اجباری نیست که ایمان و هدایت را بپذیرند و بدان عمل کنند. درک این سنت الهی کمک می کند تا کسی مدعی این معنا نباشد که اگر خدا می خواست ما ایمان می آوردیم؛ بلکه سنت الهی بر این است که هر که خواهد ایمان آورد یا کفر ورزد. پس پذیرش اسلام مبتنی بر درک سنت الهی اراده و اختیار در انتخاب دین، هدایت و ضلالت و کفر و ایمان است. این سنت الهی با سیر در آفاق به دست می آید.
  3. پذیرش معاد: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پذیرش معاد به عنوان سرانجام کار انسان در زندگی دنیوی یکی از آثار سیر در آفاق است؛ در حقیقت سیر در آفاق تاثیر مستقیم در صیرورت انسان در بعد معنوی دارد و بینش و نگرش انسان را تغییر می دهد. پس همان طوری که سیردر آفاق در پذیرش اسلام موثر است، هم چنین سیر در آفاق در پذیرش معاد به عنوان سرنوشت نهایی انسان نقش اساسی دارد و تاثیرگذار است. از همین روست که خدا از سایرین در آفاق می خواهد تا با تفکر و تعقل در سیر آفاقی خویش، به حقیقتی چون معاد برسند و از آن را بپذیرند و بر اساس آن زندگی خویش را سامان دهند(آل عمران، آیات ۱۳۷ و ۱۳۸)؛ زیرا مراد از «مکذّبین»، انکارکنندگان معاد و ثواب و عقاب است. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۴۲ ؛ منهج الصّادقین، ج ۲، ص ۳۴۴) پس کسی که در سیر آفاقی خویش به اجتماعاتی می رسد که با فرهنگ نادرست و باطل خویش بستری برای عذاب خویش فراهم آورده اند، می تواند از آن تحلیل و تبیین درست خویش به توصیه ای دست یابد که همانا پذیرش معاد و رستاخیز به عنوان یک سنت الهی در ساحت تکوین و خارج است. در آیات بسیاری از قرآن سیاحت در زمین و تحلیل و تبیین علمی از وضعیت اجتماعات و اقوام و مثلا تأمّل در فرجام مجرمان، زمینه ساز اعتقاد به معاد است.(یوسف، آیه ۱۰۹؛ نمل، آیات ۶۷ تا ۶۹؛ عنکبوت، آیه ۲۰) اصولا تحلیل اوضاع اجتماعی و فرهنگی جوامع و اقوام موجود یا گذشته و شناخت علل و عوامل رشد و نابودی آنها می تواند انسان را نسبت به اموری آشنا سازد که از جمله آن ها وجود معاد و رستاخیز و آگاهی نسبت به نشئه دیگر غیر از نشئه دنیا است.
  4. یکتاپرستی و توحید: سیاحت در زمین و تأمّل در فرجام مشرکان، زمینه ساز یکتاپرستى و توحید است.(روم، آیات ۴۲ و ۴۳) در حقیقت سیر در آفاق زمانی می تواند موثر باشد که با فرهنگ شناسی، مردم شناسی و تحلیل جامعه شناختی اوضاع یک قوم و ملت همراه باشد. در حقیقت آیات قرآنی نسبت به سیر آفاق به سیاحت و نگاه گذرا به طبیعت و آب و خاک و لذت چشمی بسنده نمی کند؛ بلکه خواهان است که در این سیر در آفاق به اوضاع اجتماعی و فرهنگی مردمی توجه شود که بدان جا مسافرت کرده و به عنوان یک گردشگر عالم و عاقل به تحلیل و تبیین اوضاع آنان پرداخته و سنت های حاکم بر جان و جامعه وجهان را درباره آن ملت و قوم به دست آورده و علل و عوامل آن را شناسایی نموده و سپس با توجه به اوضاع خوب یا بد آنان در چارچوب همان تحلیل و تبیین علل و عوامل، به توصیه ای علمی دست زند و خواهان تغییر در جان و جهان و جامعه شود که تامین کننده اهداف سعادت انسانی است. این که در قرآن، سیر در آفاق و تحلیل و تبیین اوضاع اقوام وملت ها در ساختار جامعه شناختی علمی مورد تاکید قرار می گیرد برای آن است تا انسان حقایقی را کشف کند که از جمله آن ها حقیقت توحید است که در توحید فعلی در اجتماع بروز و ظهور می کند و انسان با تغییرات موجودات در آن اجتماع در می یابد که این حقیقت توحید است که در این اجتماع بر اساس سنت های الهی موجبات تغییرات مثبت یا منفی شده است.
  5. هدایت یابی: سیر در آفاق هم چنین می بایست انسان از ضلالت به هدایت بکشاند. این زمانی تحقق می یابد که سایر در آفاق و گردشگر در کشورها و ملت ها، به تحلیل علمی اوضاع و تبیین علل و عوامل رشد و پیشرفت یا عقب ماندگی و نابودی یک ملت و قوم بپردازد و به علل و عوامل آن دست یابد. البته این شناخت زمانی می تواند درست باشد که تنها به عوامل مادی در تغییرات و سرنوشت ملت ها بسنده نشود، بلکه علل معنوی و غیر مادی که مهم تر نیز است توجه شود. بنابراین، توجه یابی به علل معنوی وغیر مادی چون خدا و آگاهی نسبت به سنت های الهی حاکم بر جان و جامعه و جهان می تواند، بستری برای هدایت یابی انسان به سوی خدا و پذیرش اسلام و رهایی از هر گونه شرک و بت پرستی و ضلالت باشد.(آل عمران، آیات ۱۳۷ و ۱۳۸)
  6. قدرت خدا: از نظر قرآن، سیر و سیاحت در زمین و تأمّل در پیدایش موجودات، مایه پى بردن به قدرت خدا است به گونه ای که انسان در می یابد خدا کیست و چه قدرتی دارد.(عنکبوت، آیه ۲۰؛ فاطر، آیه ۴۴) درنگ علمی در ساختار جهان مادی به انسان کمک می کند تا از آغاز خلقت آگاه شود و بداند که خلقت برخی از موجودات هماره با تغییرات کیفی ناگهانی است که از آن به «انشاء» یاد می شود. در حقیقت هر موجودی در جهان همان طوری که یک فرآیند طبیعی رشد را در قالب خلقت طی می کند، هم چنین از یک فرآیند جهشی در قالب «انشاء» نیز بهره مند است(همان) چنان که انسان در قالب خلقت فرآیندی را طی می کند تا در یک جهشی با تحقق نفس از حالت حیوانیت خارج به دایره انسانیت وارد شود.(مومنون، آیه ۱۴) درک و فهم همه این ها مستلزم تحقیقات و پژوهش های علمی دقیقی است که با سیر و سیاحت علمی در آفاق قابل دسترسی و دست یابی است؛ زیرا این تغییرات در سرزمین های گوناگون رخ داده و حتی از نظر قرآن برای فهم و درک دقیق خلقت نمی بایست به زمین و تغییرات آن بسنده کرد، بلکه این سیر و سیاحت آفاقی برای درک و فهم خدا می بایست به بیرون از زمین و در ستارگان و آسمان های انجام شود که آیات بسیاری به آن توجه داده است.
  7. شناخت حقایق: واقعیت های اموری است که وجود دارد؛ اما هر واقعیتی به معنای حقیقت نیست؛ زیرا مثلا پدیده شرک و بت پرستی و زنا و بی حجابی و مانند آن ها واقعیت های اجتماعی است؛ اما حقایقی نیست که اسلام و انسان عاقل آن را تایید کند. هم چنین حقایقی هستند که می بایست واقعیت پیدا کنند ولی شرایط برای تحقق و واقعیت یابی آن ها فراهم نیست. در جهان حقایقی است که ما آن را نمی شناسیم؛ زیرا حقایق تنها واقعیت های موجود مادی نیست، بلکه واقعیت های موجود غیر مادی نیز وجود دارد که حقیقت هستند. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، درک حقایق و شناخت آن ها نیازمند عواملی است که یکی از آن ها سیر و سیاحت در آفاق است. (حج، آیه ۴۶) سیر در آفاق می تواند بصیرتی را برای قلب انسان ایجاد کند تا حقایق هستی را چنان که هست دریابد. این حقایق شامل امور ظاهری و باطنی و نیز مادی و غیر مادی و نیز دنیوی و اخروی است. بنابراین، با سیر در آفاق به شرط تامل و تعقل و تفکر علمی با قلب سالم می توان حقایق هستی را شناخت و از آن ها بهره برد.(همان) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، سیر و سیاحت در زمین و مطالعه اجتماع بشری و درنگ و تحلیل و تبیین علمی سرنوشت شوم مکذّبان، راهى براى پرهیز آدمى از تکذیب حقایق الهی است تا دوباره در همان راهی گام برندارد که دیگران رفتند و سرشان به سنگ خورد و نابودی شدند.(آل عمران، آیه ۱۳۷؛ انعام، آیه ۱۱؛ نحل، آیه ۳۶؛ حج، آیه ۴۶؛ عنکبوت، آیه ۱۸)
  8. پندپذیری و عبرت گیری: سیر در آفاق و شناخت و تحلیل علمی اوضاع اقوام در ساختار جامعه شناختی علل و عوامل می تواند حقایقی را برای انسان روشن سازد که در حالت عادی و غیر علمی غیر قابل دسترسی و دست یابی است. اگر کسی بخواهد در مسیر درست گام بردارد و از شکست ها و تجربیات تلخ دیگران از اقوام حاضر و گذشته و ملت ها و کشورها و دولت ها بهره گیرد و مسیری درست را بشناسد و بپیماید، می بایست به تحلیل جامعه شناختی آن ها بپردازد و با تحلیل و تبیین علل و عوامل شکست، از آن ها درس بگیرد و آن علل و عوامل موجب شکست را دوباره تکرار نکند. در حقیقت کشف سنت های الهی حاکم بر جان و جامعه و جهان از طریق تحلیل علمی و جامعه شناختی می تواند دریچه ای برای توصیه های علمی باشد که تاریخ دوباره تکرار نشده و شکست ها دوباره دامن گیر خود یا جامعه نشود.(آل عمران، آیات ۱۳۷ و ۱۳۸) در حقیقت کسی که می خواهد از تاریخ عبرت بگیرد و پند بپذیرد می بایست به تحلیل علمی و جامعه شناختی علل و عوامل بپردازد و توصیه هایی را در همین راستا ارایه دهد؛ زیرا سنت های الهی همانند قوانینی است که اگر علت تحقق یابد معلول نیز به دنبال آن تحقق خواهد یافت.(انعام، آیه ۱۱؛ یوسف، ایه ۱۰۹؛ نحل، آیه ۳۶؛ حج، آیه ۴۶؛ نمل، آیه ۶۹؛ روم، آیات ۹ و ۴۲ و آیات بسیار دیگر)

به هر حال، از آیات قرآنی به سیر در آفاق به عنوان عامل اساسی در فهم و درک حقایق هستی و سنت های الهی حاکم بر جان و جامعه و جهان تاکید شده است؛ زیرا با چنین شناختی می توان در صیرورت نفس و تغییر در انفس در راستای توحید و اهداف خلقت انسان و جهان گام برداشت و از مسیر های نادرست و انحرافی و ضلالت و شقاوت در امان ماند و در نهایت سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود و دیگران کرد.