آثار مادی و معنوی اجتناب از گناه

بسم الله الرحمن الرحیم

گناه، عصیان در برابر خدای خالق و رب العالمین است. چنین عصیانی غضب و خشم الهی را بر می انگیزد و سقوط انسان را تا سر حدّ جمادات به دنبال می آورد و دنیا و آخرتش را تباه می سازد و عذاب های دنیوی و اخروی، مادی و معنوی را موجب می شود. بنابراین، یکی از مهم ترین آموزه های وحیانی قرآن، اجتناب از گناه است که موجب می شود تا نه تنها از این امور در امان ماند، بلکه پاداش های مادی و معنوی را نیز نصیب انسان کند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های قرآنی، بخشی از مهم ترین آثار و مادی اجتناب از گناه را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهمیت و آثار ارزشی اجتناب از گناه

در ارزش و اهمیت اجتناب از گناه همین بس که پیامبر(ص) از مردمان به ویژه زنان بیعت گرفته تا گناهان به ویژه گناه اعتقادی شرک به خدا، و گناهان رفتاری چون سرقت، زنا، قتل فرزندان، محدودیت سازی شوهران با بهتان و عصیان نسبت به پیامبر در معروف اجتناب کنند؛ زیرا چنین است که با بهره مندی از استغفار ویژه پیامبر(ص) از مغفرت و رحمت خاص الهی می توانند دنیا و آخرت خوبی داشته باشند.(ممتحنه، آیه ۱۲)

هم چنین درجایی دیگر در تبیین صراط مستقیم الهی، محرماتی را به عنوان گناهان ذکر می کند و از مردمان می خواهد تا از آن ها اجتناب و پرهیز کنند. این محرمات و گناهان شامل شرک بالله، قتل فرزندان به سبب فقدان خورشت، فحشاء آشکار و نهان ، کشتن بی گناهان، عدم دست درازی به مال یتیم، ترک ظلم اقتصادی با عدالت اقتصادی و بهره گیری از پیمانه و ترازو، و ترک ظلم به والدین با احسان به ایشان ، ترک پیمان شکنی با وفا به عهد و مانند آنها است. از نظر قرآن کسانی که از این گناهان اجتناب کنند، انسان های خردمند و عاقل و هم متذکری هستند که به تقوای الهی دست می یابند و از آثار و برکات تقوای الهی بهره مند می شوند.(انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳)

در حقیقت رستگاری در دنیا و آخرت در گرو و رهن اجتناب از گناهان به ویژه این گناهان بزرگ و کبیره ای است که در قرآن بیان شده است.

البته با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن، می توان دریافت که آثار مادی و معنوی بسیاری برای اجتناب از گناه برای انسان رقم می خورد که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:

  1. بهره مندی از صراط مستقیم بندگی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان برای عبودیت و بندگی خدا آفریده شده است.(ذاریات، آیه ۵۶) از آن جایی که حقیقت بندگی با تحقق شرایط و لوازمی است، خدا افزون بر هدایت فطری و تکوینی(طه، آیه ۵۰)، هدایت تشریعی را نیز مطرح کرده است تا این گونه با منت گذاری و تفضل بر انسانها آنان را در صراط مستقیمی نگه دارد که موجب کمال یابی انسان است؛ زیرا هدف از بندگی خدا، اظهار صفات الهی سرشته در ذات انسان و ظهور و بروز آن است. این اظهار و ظهور زمانی رخ می دهد که شخص در صراط مستقم بندگی گام بردارد. این صراط مستقیم همان دین اسلام و شرایع آن است که از سوی خدا توسط بندگان به انسان رسیده است؛ زیرا هیچ صراط دیگری نمی تواند مستقیم باشد و انسان را به اهداف مد نظر برساند.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵) از همین روست که خدا دین کامل بدون هیچ کم و کاستی را نازل کرده که دارای دو صفت جامعیت در کمیت؛ یعنی«دین واصب»(نحل، آیه ۵۲) و جامعیت در تمامیت و کیفیت؛ یعنی «دین خالص»(زمر، آیه ۴) است. به سخن دیگر، اسلام و شرایع آن، دینی است که هیچ عیبی و نقصی ندارد و در تمامیت کمالی قرار دارد. پس کسانی می توانند از عبودیت الهی در تمامیت کمالی آن بهره مند شوند که در صراط مستقیم دین اسلام به عبادت بپردازند و این گونه از گناهان و محرمات اجتناب کنند.(انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳) در حقیقت حرکت در صراط مستقیم الهی و انجام بندگی تنها با اجتناب از گناهان است. چنین کسانی به طور تکوینی، به عنوان «منعم علیهم» از برکات زندگی در صراط مستقیم بندگی بهره مند می شوند که مهم ترین جلوه های آنان بهره مندی از ولایت الهی است که در ولایت معصومان(ع) و نور اسلام و ایمان و قرآن تجلی می یابد.(حمد، آیه ۶؛ نساء، آیه ۶۹؛ تکاثر، آیه ۸ و روایات تفسیری)
  2. رشد عقلانی: از نظر قرآن، از مهم ترین آثار اجتناب از گناه، رسیدن به رشد عقلی است که در آن سفاهت و جهالت عقلی راه نمی یابد و شخص در صراط مستقیم الهی بندگی و عبودیت حرکت کرده و توانایی اظهار صفات کمالی سرشته در ذات خویش را می یابد و به مقام خلافت الهی می رسد و مظهر خدا در ربوبیت و پروردگاری می شود و در کائنات تصرفات تکوینی می کند. این که انسان بتواند به تعقل را به شکل کامل داشته باشد، نعمتی است که با اجتناب از گناه به دست می آید.(انعام، آیه ۱۵۱) البته کمال عقلانیت که از آن به «رشید» یاد می شود، زمانی بروز می کند که انسان به جایی برسد که ایمان محبوب وی شود و قلوب خویش را با آن تزیین کرده و زینت بخشد و بتواند نسبت به کفر و فسوق و عصیان کراهت بجوید؛ این زمان است که انسان به مقام راشدون می رسد که کمال عقلانیت است.(حجرات، آیه ۷) در برابر کسی که از اسلام و صراط مستقیم هدایت الهی به دور شده و منکرات را انجام می دهد و رذایل را در خود ایجاد یا تقویت می کند، انسانی «سفیه» و غیر رشید است.(بقره، آیه ۱۳۰) چنین افرادی در گروه منافقان و کافرانی هستند که دچار امراض قلبی شده و توانایی ادراکی و گرایشی تکوینی خود را از دست داده اند؛ از این روست که در فهم و تحلیل و توصیه دچار وارونگی شده و فساد را صلاح خویش و مردمان می شمارند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۵)
  3. کرامت اکتسابی: از نظر قرآن، همه بشریت از کرامت ذاتی برخوردار هستند؛ زیرا خدا نفس مردمان را از روح خویش آفریده است(اسراء، آیه ۷۰)؛ اما حفظ این کرامت بستگی در این دارد که انسان صفات الهی که از طریق روح به نفس آمده را هم چنان حفظ کرده بلکه آن را اظهار کند؛ زیرا انسان با فجور و گناه آن صفات را در خویش دفن و دسیسه می کند و رستگاری را از خویش سلب می نماید.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) بنابراین، برای حفظ کرامت ذاتی و کسب کرامت اکتسابی انسان می بایست تقوای الهی را پیشه گیرد که نماد آن ترک گناهان و فجور و فسق است.(حجرات، آیه ۱۳) از نظر قرآن بهترین کاری که انسان می تواند برای ورود به دایره کریمان و بهره مندی از مقام اکرم الهی انجام دهد، اجتناب از گناهان به ویژه گناه کبیره است؛ خدا در قرآن به صراحت می فرماید: إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیمًا ؛ اگر از گناهان بزرگى که از آنها نهى شده‏ اید، دورى گزینید، بدیهاى شما را از شما مى زداییم، و شما را در جایگاهى کریم و ارجمند درمى ‏آوریم.(نساء، آیه ۳۱) پس بهره مندی از کرامت اکتسابی و ورود به مقام و منزلت کریمان در رهن اجتناب از گناهان به ویژه کبیره آن است.
  4. مغفرت و آمرزش الهی: اجتناب از گناه و فواحش موجب می شود تا خدا اشتباهات و خطای کوچک و در آمیخته انسان را ببخشد و او را در مغفرت واسعه خویش بگیرد و زندگی دنیوی و اخروی او را سامان بخشد و به تقوای الهی برساند.(نجم، آیه ۳۲)
  5. مغفرت مردمان: از نظر قرآن، کسانی که از گناهان اجتناب می کنند، در بستری گام بر می دارند که حتی نسبت به گناه و خطای دیگران نیز اهل گذشت و مغفرت هستند و هم چون خدا اهل آمرزش و مغفرت می شوند.(شوری، آیه ۳۷)
  6. تکفیر گناه: از نظر قرآن، اجتناب از گناه موجب می شود که خدا نسبت به رفتار زشت و سیئات مردمان بگذرد و آن تکفیر کرده و بپوشاند.(نساء، آیه ۳۱)
  7. مقام احسان: اجتناب از گناه موجب می شود تا انسان به مقام احسان برسد و از آثار و برکات این مقام که از مقامات بلند و رفیع است بهره مند شود.(نجم، آیات ۳۱ و ۳۲)
  8. پاداش و اجر الهی: از دیگر آثار اجتناب از گناه می توان به پاداش مادی و معنوی و دنیوی واخروی اشاره کرد که خدا برای این افراد در نظر گرفته است.(آل عمران، آیات ۱۳۵ و ۱۳۶؛ نساء، آیه ۳۱)
  9. جلب رحمت الهی: انسان برای این که رحمت الهی را به سوی خویش جلب کند، باید از گناه اجتناب ورزد و تقوای الهی را پیشه گیرد(یس، آیه ۴۵)؛ زیرا مقصود از «اتقوا مابین ایدیکم» طبق روایت امام صادق(علیه السلام) پرهیز از گناهان پیش رو است. (مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص ۶۶۷)
  10. رزق و روزی دنیوی: کسانی که با مشکل اقتصادی مواجه هستند و می خواهد از رزق و روزی الهی بهره مند شوند می بایست اجتناب از گناه را در دستور کار خویش قرار دهند و در زندگی گناه نکنند(طلاق، آیات ۲ و ۳) ؛ زیرا تقوای الهی همان طوری که موجب رحمت های واسعه معنوی است، هم چنین رحمت و فضل مادی الهی را نصیب متقی می کند که از گناه اجتناب می ورزد.
  11. گشایش در روزی: اگر کسی بخواهد گشایش در رزق و روزی داشته باشد و وضعیت اقتصادی او بهبود یابد و از امکانات بیش تر مادی برخوردار شود ، می بایست با تقوای الهی و اجتناب از گناه آن را به دست آورد.(همان)

حکایتی از تاثیر معنوی ترک گناه

آیت الله حسین مظاهری می نویسد: استاد عظیم الشأن ما علامه طباطبایی (رحمه الله) از قول یکی از دوستان خود نقل می کردند که گفته بود: در راه کربلا بودم و در صندلی پهلوی من یک جوان نشسته بود. خیلی مؤدّب و مشغول راز و نیاز خودش بود. وقتی رسیدیم به جایی که حدود چهار فرسخ تا حرم مطهّر فاصله داشت، دیدم آن جوان یک تلاطم درونی پیدا کرد و شروع کرد به گریه کردن. به وی گفتم: ای جوان چه شده؟ گفت: می دانی اینجا کجاست؟ اینجا کربلا است. من هم اینک شنیدم که امام حسین (ع) به همه ما خوش آمد گفتند.

آن شخص می گوید: خیلی تعجّب کردم و با خود گفتم این جوان به کجا رسیده است که صدای خوش آمد گوئی امام حسین (ع) را می شنود. از او پرسیدم تو چه کرده ای و چه شد که به این مقام رسیدی؟ جوان گفت: من سر تا پا گناه بودم. عادت به گناهان خود کرده بودم و نمی توانستم دست از عصیان بکشم. شبی در یک جلسه گناه تا نیمه شب ماندم و بعد از خروج از جلسه، به خدا گفتم: خدایا دست من را بگیر، ای خدا خسته شده ام. از این نوع زندگی و از گناه کردن خسته شده ام. به طور جدّی و همراه با انصراف از گناهان گذشته از خداوند طلب اصلاح کردم. صبح فردا عالم شهر مرا خواست و قبول کرد که من شاگرد او بشوم. اوّل یک دوره اعتقادات به من آموخت. سپس گفت: تو اعتقادات را از نظر علمی آموختی. ولی به تنهایی کاربرد ندارد. تو را به خواندن قرآن و دعا و توسّل به اهل بیت (علیهم السلام)، مخصوصاً توسّل به حضرت عصر «ارواحنافداه» سفارش می کنم. اگر هم گناه کردی، فوراً جبران کن. فوراً از خداوند عذر خواهی کن. در این صورت می توان گفت که دلت اصول دین را پذیرفته است. بعد از مدّتی هم استادم به من گفت: الحمدلله عقل و دل تو اعتقادات و دین را باورکرده است. امّا اکنون لازم است قدری اعتقادات خود را با «ولایت»، تزئین کنی تا تکمیل شود. به همین جهت من را به کربلای معلّی فرستاد. آمده ام به کربلا تا از امام حسین (ع) یک توفیق و جذبه ای بگیرم و برگردم.( سیر و سلوک؛ مقدمه؛ مظاهری، حسین ؛ ص۱۸۱)

آیت الله شیخ جعفر سبحانی در درس خارج خویش می فرماید: شیخ عباس قمی پس از اینکه ۴۰ روز گناه نکرد با خود می گوید که به وادی السلام نجف رفته و فاتحه بخواند. در همین حین می بیند که جنازه فردی را می آورند که از چاقوکشان نجف است و او فریاد بر می آورد که مرا کجا می برید در حالی که جمعیت تشییع کننده فریاد های او را نمی شنیدند ولی شیخ عباس(باگوش برزخی) سخنان خود را می شنید.