آثار فقهی و کلامی نیت خوب و بد

توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

نیت، قصد باطنی برای انجام عملی است؛ بنابراین، نیت ارتباط تنگاتنگی با انگیزه هر فردی برای انجام عمل دارد؛ زیرا حالت نفسانی و باطنی نیت، زمانی در انسان ایجاد می شود که انگیزه ای برای انجام عملی برای دست یابی به مقاصد و اهدافی در وی ایجاد شده باشد. البته ممکن است که آن چه شخص نیت کرده به هر دلیل و مانع درونی یا بیرونی تحقق نیابد و شخص نتواند آن چه را نیت کرده انجام دهد، اما برای آن آثاری است که در دو حوزه کلامی و فقهی از آن سخن به میان آمده است؛ چرا که نیت همانند ایمان و کفر و نفاق، به شکلی عمل انسانی است و برای هر عملی انسانی، حکم فقهی و کلامی و آثاری است که در آموزه های وحیانی قرآن و اسلام بیان شده است؛ زیرا خدا بر خلاف دیگران به اعمال ظاهری و باطنی انسان علم دارد و بر اساس آن علم کامل خویش محاسبات خود را انجام می دهد. بنابراین، برای هر عملی از جمله نیت خوب و بد انسان، آثار مثبت یا منفی است که در این مطلب مورد بررسی قرار گرفته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی نیت

واژه نیت از «نوی» به معنای هسته، به حالت نفسانی گفته می شود که از آن به قصد نیز تعبیر می شود. وقتی شخص بخواهد کاری را انجام دهد، آن را تصور می کند و پس از تصور کار به فواید و آثار آن می اندیشد و در صورتی که از نظر شخصی آن را برای خویش مفید و سازنده و مثبت یافت، آن را تصدیق کرده و انگیزه و شوقی برای انجام آن عمل در وی پدید می آید، پس قصد و تصمیم به انجام آن می گیرد و آن گاه در مقام اراده نسبت به آن چیز، همت و عزم می کند تا آن را انجام دهد. پس می توان گفت که نیت برآیند اندیشه ای است که با قلب پیوند خورده است. به سخن دیگر، به دنبال همین حالت نیت و قصد است که انسان اقدام به عملی می کند و آن را انجام می دهد.

به سخن دیگر، نیت همان خواسته دل است که شخص را برای انجام کاری از درون فشار می آورد و بر انجام آن بر می انگیزاند. این نیت همان هسته اساسی عمل نیز به شمار می آید، چنان که هر دانه ای دارای یک نطفه ای است که موجب رشد آن دانه و بذر می شود. پس ارتباط نیت به «نوی و النَّوَاهَ » و هسته معلوم می شود؛ زیرا اگر این هسته نباشد، هیچ عملی اتفاق نمی افتد، هر چند که تحقق خارجی نیت نیازمند تحقق شرایط است؛ چنان که هسته بذر برای رشد نیز نیازمند تحقق شرایط است.

در فرهنگ عربی از «عَقَد النیَّهَ على» سخن به میان می آید که به مفهوم تحقق حالتی است که عقل و قلب و اندیشه و انگیزه با هم همراه شده و شخص تصمیم به انجام کاری می گیرد.

بر اساس روایات، ارزش هر کار با توجه به «نِیَّت» آن تعیین می‌شود. متون روایی، نیت را اصل و شالوده کارها و اعمال را ثمره آن معرفی کرده‌ و مسلمانان را به داشتن نیت پاک و مخلصانه، توصیه نموده و نیت فاسد و ریایی را عامل از بین رفتن روزی و پیش‌آمدن بلا و گرفتاری دانسته‌اند. بنا بر نظر فقهای شیعه، نیت کردن در عبادات ضروری است؛ و از ارکان نماز است. نیت لازم نیست بر زبان آورده شود؛ زیرا نیت امر باطنی و حالت نفسانی است و آن چه مهم است همان امر باطنی است که انسان را به کاری وادار می کند نه بیان لفظی آن؛ البته گفتن و بر زبان جاری ساختن نیت و ابراز آن اشکالی ندارد، ولی لازم و ضروری نیست.

از آن جایی که نیت می تواند پاک و ناپاک باشد در فرهنگ عربی و اسلامی از دو نوع نیت سخن به میان آمده است که عبارتند از : «حُسْنُ النیَّهِ و سُوءُ النیَّهِ». البته از حسن نیت گاه به « سلامهُ النیَّهِ» نیت نیز یاد می شود؛ زیرا چنین نیتی از هر گونه ریا و فساد و مانند آن ها سالم است.

در اصطلاحات اسلامی امام خمینی(ره) نیت را همان قصد و اراده‌ای دانسته اند که انسان را به چیزی وادار کند.( امام خمینی، آداب الصلواه، ۱۳۷۴ش، ص۵۶) از محقق طوسی نقل شده که «نیت»، قصد انجام دادن فعل و واسطه بین علم و عمل است.(مشکینی، درس‌های اخلاق، ترجمه علیرضا فیض، ۱۳۸۰ش، ص۶۴) آیت الله مصباح یزدی نیز نیت را به «انگیزه اختیاری و آگاهانه برای انجام دادن کارها»، تعریف کرده است.(مصباح یزدی، کلمه حول فلسفهالاخلاق، بی‌تا، ص۲۱)

ارزش و اهمیت نیت برای کار نیک

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، در صحت و قبولی اعمال شروطی مطرح است که باید مراعات شود؛ از جمله این شروط می توان به ایمان و تقوا اشاره کرد؛ زیرا خدا به صراحت می فرماید: بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد. (بقره، آیه ۱۱۲؛ نساء، آیه ۱۲۵؛ لقمان، آیه ۲۲) البته شرایط برای قبولی اعمال نسبت به شرایط صحت اعمال سخت تر است؛ زیرا اگر در صحت همان تقوای در هنگام عمل باشد، کفایت می کند؛ اما در قبولی عمل شخص باید افزون بر تقوای موردی، از تقوای ملکه ای بلکه مقومی برخوردار باشد؛ از این روست که در قرآن برای قبولی عمل به جای «اتقوا» از واژه «متقین» که بیانگر ملکه و مقوم شدن حالت تقوا در شخص است، سخن به میان آمده است. خدا می فرماید: إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ جز این نیست که خدا تنها از متقین قبول می کند.(مائده، آیه ۲۷) البته از همین آیات بقره و نساء که شرط «محسن» را بیان کرده نیز این معنا به دست می آید که «احسنوا» هر چند در صحت عمل مطرح است، ولی در قبولی و بهره مند از آثار اخروی آن، «محسن» و حالت ملکه و مقوم شدن این احسان در انسان، شرط اساسی است. به سخن دیگر، اگر احسان و تقوای موردی لازم است، اما کافی نیست تا عملی مقبول شود.

علت و چرایی این شرط سنگین ملکه و مقوم شدن حالت تقوا و احسان در قالب متقی و محسن شاید به این سبب باشد که ممکن است در هنگام عمل شخص مثلا نیت ریا یا اذیت نداشته باشد، اما پس از انجام عمل یا بعدها این امور آشکار می شود و به نوعی عمل را ابطال می سازد و کارکرد آن را برای آخرت از میان می برد؛ زیرا این اعمال احسانی و تقوایی موجب نشده است تا متقی و محسن شود و کسی وارد بهشت می شود که متقی و محسن باشد؛ چنان که از آیه ۱۱۲ سوره بقره شرط «محسن» بودن و از آیه ۱۲۸ سوره اعراف و ۸۳ سوره قصص و ۳۱ سوره نباء و مانند آن ها شرط «متقین» مطرح شده است.

خدا به صراحت در قرآن بیان می کند که برخی کارهای نیک و صالح را با «حسن نیت» انجام می دهند، ولی در ادامه کار آن را نابود می کنند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى کَالَّذِی یُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لَا یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، صدقه ‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مکنید، مانند کسى که مالش را براى خودنمایى به مردم‏، انفاق مى ‏کند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مَثَل او همچون مَثَل سنگ خارایى است که بر روى آن‏، خاکى نشسته‏ است‏، و رگبارى به آن رسیده و آن سنگ‏ را سخت و صاف بر جاى نهاده است‏. آن ریاکاران‏ نیز از آنچه به دست آورده‏ اند، بهره‏ اى نمى ‏برند؛ و خداوند، گروه کافران را هدایت نمى ‏کند. (بقره، آیه ۲۶۴)

البته از برخی از آیات می توان به نقش لازم و ضروری نیت در کارها اشاره کرد؛ از جمله آیه بعد این آیه که می فرماید: وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبْوَهٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ و مَثَل صدقات‏ کسانى که اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى کنند، همچون مَثَل باغى است که بر فراز پشته‏ اى قرار دارد که اگر رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ریزى براى آن بس است‏، و خداوند به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست‏.(بقره، آیه ۲۶۵)

در آیه به صراحت این نیت مطرح است که انسان به قصد و نیت « ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ» یعنی کسب خشنودی و رضایت الهی، کارهای خیر و صالح چون صدقه دادن را انجام دهد.

با نگاهی به آموزه های وحیانی می توان گفت ارزش و اهمیت هر کاری بر اساس نیت و انگیزه آن تعیین می‌شود؛(ری شهری، منتخب میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۵۷۹) چنان که نیت‌های سوء و ریایی باعث باطل شدن عمل صالح و نیکی می شود؛ و در برابر نیت‌های مخلصانه و با قصد قربت به خداوند، باعث کمال عمل می‌شوند؛(حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۵۱)

در روایات چنان به مساله نیت اهمیت داده شده که حتی بر طبق حدیث معروف «إنّما الأعمالُ بالنیّات»، اعمال انسان در گرو نیت‌هاست،( طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، ص۸۴) ، اگر عملی حتی به شکل بدی انجام شود، اگر انسان نیت خیر داشته و اصل کار خوب و نیک بود، ولی در هنگام عمل به هر دلیلی به شکلی نامطلوبی انجام شده است، خدا آن نیت خیر و نیک او را مد نظر قرار داده و به آن عمل پاداش می دهد.

به سخن دیگر، در هر کاری دو شرط اساسی است: ۱. نیت نیک و حسن النیه؛ ۲. عمل صالح؛ یعنی شخص کار نیک و صالحی را با نیت خیر و نیکی انجام دهد تا صحیح و مقبول باشد. حال اگر شخص نیت بدی در عمل و کار نیک و صالحی داشته باشد، آن کار نیک ممکن است تامین کننده دنیا وی باشد، اما تامین کننده آخرت وی نخواهد بود؛ زیرا خدا بر اساس عدالت، به کار صالح پاداشی در دنیا می دهد، اما برای او در آخرتی نصیبی نخواهد بود؛ هم چنین اگر شخص با نیت خوبی کار بد و زشتی را انجام دهد، این کارش نیز بی ارزش است؛ زیرا نیت خوب به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه باید کارش خوب باشد؛ مثلا برخی با نیت خوب کمک رسانی به دیگران، از مال دیگری دزدی می کنند و آن را به فقیری می دهند؛ این نیت خوب بود ولی کارش بد. بنابراین، نه تنها پاداشی برای این نیت خوبش نیست، بلکه باید نسبت به کار بدش مجازات شود.

شهید مطهری در کتاب داستان راستان جلد اول داستانی تحت عنوان شهرت عوام نقل می کند که خلاصه آن به شرح ذیل است: در عصر امام صادق (ع) مردی به تقدس و تقوا شهرت یافته بود، اطوار عوام فریبانه او امام(ع) را متوجه کرد و روزی به تعقیب ایشان پرداخت تا اعمال او را از نزدیک ببیند. امام (ع) ملاحظه فرمود که این مرد ۲ قرص نان و ۲ عدد انار دزدید و سپس آنها را صدقه داد. امام (ع) خود را به او نشان داده و توضیح خواست. آن مرد گفت: من ۴ گناه و ۴۰ ثواب کرده ام و به همین آیه ۱۶۰ سوره انعام تمسک جست و چون ۴ از ۴۰ کم کنیم برای من ۳۶ ثواب خالص می ماند. امام (ع) فرمود: إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ؛ شما چهار معصیت مرتکب شده ای که دزدی کرده ای؛ و ۴ گناه دیگر که بدون اذن صاحب اموال آنها را صدقه داده ای؛ و این مجموعاً ۸ گناه می شود بدون هیچ حسنه ای؛ و بعد از این گفتار، امام او را رها کرد و رفت و چشمان آن مرد خیره مانده بود .(نگاه کنید: وسائل الشیعه، ج۹،ص ۴۶۷)

اصل این داستان در منابع حدیثی این گونه نقل شده است: حضرت امام صادق (علیه السلام) †فرموده است: می ‌شنیدم مردم کسی را به عقل و درایت ستوده، بزرگش می ‌شمردند. دوست داشتم او را از نزدیک ببینم؛ به سراغش رفتم؛ دیدم جمعی دورش حلقه زده‌اند. صبر کردم تا از مردم جدا شد و به راه افتاد. دنبالش رفتم. سر راهش به دکان نانوایی رسید، ایستاد. دیدم از غفلت نانوا استفاده کرد و دو گرده نان برداشت و زیر لباسش پنهان کرد. تعجّب کردم!! مؤمن و دزدی؟!! پیش خود گفتم: شاید با نانوا حساب و داد و ستدی دارد. از آنجا گذشت و به مغازه‌ی میوه ‌فروشی رسید و ایستاد. آنجا هم مرد میوه فروش را غافل ‌گیر کرد و دو انار از سبد میوه‌ی او برداشت و زیر لباسش پنهان کرد. تعجّب من بیشتر شد! باز گفتم: شاید با میوه ‌فروش هم حسابی دارد! امّا چرا غافلگیرانه عمل می ‌کند؟! از آنجا گذشت؛ به فقیر بیماری رسید و آن دو گرده‌ی نان و دو انار را به او بخشید! من دیگر تأمّل نکرده، جلو رفتم و از راز کارش جویا شدم. نگاهی به من کرد و گفت: شاید تو جعفربن محمّد باشی؟ گفتم: بله، من جعفربن محمّدم. گفت: وقتی نسبت به دین جدّت جاهل و نادان باشی، تنها انتساب به او چه سودی برای تو خواهد داشت؟ گفتم: چگونه من نسبت به دین جدّم نادانم؟! گفت: مگر این قرآن کتاب خدا نیست که می‌ فرماید: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجْزی إلاّ مِثْلَها؛ هر کس حسنه و کار نیکی انجام دهد،ده برابر پاداش خواهد داشت و هر کس گناهی مرتکب بشود بیش از یک مجازات نخواهد داشت».(انعام، آیه ۶۰)

من دو نان و دو انار دزدیدم؛ مجموعاً چهار گناه مرتکب شده‌ام و چون همه‌ی آن چهار را صدقه داده‌ام(به حساب یک حسنه به ده ثواب)پس چهل ثواب به دست آورده‌ام!! وقتی چهار گناه از چهل ثواب کم کنی؛ سی و شش ثواب برایم باقی‌مانده است. اینک دیدی که تو از دین جدّت بی‌‌ خبری؟!! گفتم: مادرت در عزایت بگرید. تو از کتاب خدا بی‌خبری که می ‌فرماید: إنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ خداوند، اعمال نیک را منحصراً از صاحبان تقوی می ‌پذیرد».(مائده، آیه ۲۷)

صدقه و انفاق مال از پرهیزکاران مقبول است نه از دزدان و خیانتکاران!! تو که دو نان و دو انار دزدیدی، چهار گناه مرتکب شدی و چون آنها را که مال مردم بود بدون رضایت صاحبانش به دیگری دادی چهار گناه دیگر به گناهان چهارگانه‌ی خویش افزودی!حال آیا من جاهل به دین جدّم هستم یا تو؟!نگاهی به چهره‌ی من کرد و راه خود را در پیش گرفت و رفت.( مجموعه‌ی ورّام، ج۲، ص۹۷)

آثار نیت های خوب و بد فاقد هر گونه عمل

خدا بصیر و خبیر به آشکار و نهان انسان است. پس هیچ سر و خفی بلکه اخفی از او نهان نیست؛ زیرا حتی به نهانخانه انسان راه دارد که خود شخص گاه از آن بی اطلاع است و جزو ضمیر ناخودآگاه اوست. خدا می فرماید: وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ؛ و اگر سخن به آواز گویى او نهان و نهان‏تر را مى‏ داند. (طه، آیه ۷)

خدایی که از نظر قرآن به خود انسان از خودش نزدیک تر است(ق، آیه ۱۶) چیزی بر او مخفی نیست و هر چه انسان نیت خیر یا شر داشته باشد، آن را به علم بصیرت و شهود می داند و می بیند. چنین خدایی نه تنها بر اساس نیت هایی که عملی شده شخص را به حساب می کشد، بلکه به محاسبه نیت هایی می پردازد که عملیاتی نشده اند. خدا می فرماید: لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ خداست‏. و اگر آنچه در دلهاى خود دارید، آشکار یا پنهان کنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى ‏کند؛ آنگاه هر که را بخواهد مى ‏بخشد، و هر که را بخواهد عذاب مى ‏کند، و خداوند بر هر چیزى تواناست‏. (بقره، آیه ۲۸۴)

بر همین اساس است که قوم ثمود را به نیت کاری که یکی از شقی ترین ایشان انجام داده مجازات کرده است(شمس، آیات ۱۱ تا ۱۵) و هم چنین باغدارانی که نیت داشتند تا شبانه میوه باغ را جمع آوری کرده و به سایل و محروم چیزی ندهند، به سبب همین نیت سوء میوه باغشان را با بادی سوزان از گرما یا سرما و مانند آن ها نابود کرد.(قلم، آیات ۱۷ تا ۳۰)

از آن جایی که خدا به محاسبه نیت نیز می پردازد و پاداش و کیفری دنیوی و اخروی برای آن قرار می دهد، انسان می بایست از نیت های بد خود را بر حذر دارد؛ چنان که خدا می فرماید: اعْلَمُوا اَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا فِی اَنْفُسِکُمْ فَاحْذَرُوهُ؛ بدانید که خدا آن چه در نفوس شماست می داند، پس از خدا حذر کنید.(بقره، آیه ۲۴۵) این حذر از خدا همان حذر کردن از نیت های بد و سوء است؛ زیرا کسی که نیت بد دارد، خدا این نیت بدش را محاسبه می کند و موجب دوری از خدا و ورود به دوزخ می شود؛ چنان که اگر نیت خیر داشته باشد به سبب تقرب به خدا موجب بهره مندی از پاداش های نیک دنیوی و اخروی می شود.

البته از نظر حقوقی و فقهی تا کاری انجام نشده است، انسان به سبب مثلا نیت زنا و دزدی محاکمه نمی شود؛ اما از نظر کلامی نه تنها این نیت محاسبه می شود بلکه آثار سوء و بد آن نیز دامن گیر شخص می شود، مگر آن که توبه و استغفار کند. هم چنین اگر کسی نیت خوبی داشت ولی دزدی کرد باید پاسخ گوی عمل خویش باشد؛ زیرا کاری به نیت خیر او نمی شود؛ بلکه در دنیا آن عمل زشت باید مجازات خودش را داشته باشد.

برخی از مردم کینه جو با درگیری مداوم خود را در دنیا و آخرت گرفتار می کنند؛ مثلا از رسول الله (ص) روایت است که ایشان می فرماید : إذا التقى المسلمان بسیفیهما على غیر سنه القاتل والمقتول فی النار فقیل : یا رسول الله القاتل فما بال المقتول؟! قال : لانه اراد قتلا؛ اگر دو مسلمان با شمشیرشان بیش از یک سال با هم درگیر باشند و در نهایتی یکی دیگری را بکشد، قاتل و مقتول در دوزخ می روند. به پیامبر(ص) عرض شد: ای رسول الله! قاتل وضع مشخص است؛ اما چرا مقتول باید دوزخ برود؟ پیامبر(ص) پاسخ داد: زیرا او هم اراده کشتن داشت.(تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۱۷۴، ح ۳۴۷) در حقیقت نیت و اراده قتل به تنهایی کفایت می کند که مجازات اخروی برایش ثابت باشد.

امامان معصوم(ع) در روایات بسیاری، بر داشتن نیت پاک و مخلصانه تاکید کرده و نیت فاسد را عامل از بین رفتن برکت و روزی انسان و پیش آمدن بلا و گرفتاری معرفی نمودند.(منتخب میزان الحکمه، ج۱، ص۵۷۹) چنان که خدا به صراحت در آیه ۲۶۴ سوره بقره به آن اشاره دارد.

با نگاهی به برخی از احادیث، که در مقام مقایسه نیت و عمل بر آمده اند، نیت اصل، شالوده و برتر از اعمال معرفی شده (کلینی، اصول کافی، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، ۱۳۶۹ش، ج۳، ص۱۳۴) و حتی اعمال ثمره‌ نیت‌ها دانسته‌اند.(میزان الحکمه، ج۱۲، ص۵۷۹)

البته از برخی از روایات بر می آید که پاداش الهی، شامل نیت بدون عمل نیز می‌شود(وسائل الشیعه، ج۱، ص۵۲)؛ زیرا گاه شخص نیت خیر دارد، ولی به هر دلیلی موانعی ایجاد می شود که نمی تواند آن را انجام دهد و در حسرت آن می ماند، خدا بر اساس نیت خیر او به او پاداش می دهد؛ چنان که درباره مجاهدان ناتوان و فاقد امکانات چنین ثوابی نوشته می شود، در حالی که در میدان جهاد حضور نیافتند.(توبه، آیه ۹۲)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسی که نیت بد و سوء داشته باشد، هر چند اقدام عملی نداشته اند، در همین دنیا و آخرت مجازات می شود، چنان که پی کننده ناقه صالح یک نفر است، اما خدا به سبب همراهی در نیت همه قوم هم نیت را مجازات کرد.(شمس، آیات ۱۱ تا ۱۳)

امام صادق(ع) می فرماید: ستمکار و کمک کار او و آنکه به ستم او راضى باشد هر سه آنان در ستم شریکند.(اصول کافى، ج ۴ ، ص ۲۸)

امام رضا (ع) فرمودند : ذریه ها و خاندان های قاتلان امام حسین (ع) به کارهای پدرانشان رضایت میدهند و به آن افتخار میکنند ، و جز این نیست که قائم (ع) وقتی خروج فرماید ، آنان را می کُشد ، به دلیل رضایت آنان به کار پدرانشان.

راوی ، از امام رضا (ع) در مورد حدیثی پرسید که از امام صادق (ع) روایت شده که فرموده است : حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه در زمان ظهور ، فرزندان قاتلان امام حسین (ع) را می کشد. امام رضا (ع) ضمن تایید حدیث فرمود : کسی از عملی راضی باشد ، مانند کسی است که آن کار را انجام داده است. و اگر کسی در مشرق کشته شود ، و دیگری در مغرب به قتل او راضی باشد ، آن راضی در پیشگاه خدا ، شریک قاتل به حساب می آید. (عیون الاخبار الرضا ، علل الشرایع ، مسند امام رضا (ع) ج ۱ ، ص ۲۲۰ ، حدیث ۳۸۲ )

امام صادق (ع) می فرماید: به خدا سوگند قائم ما آل محمد (ص) همه دودمان و نسل کشندگان حضرت حسین (ع) را می کشد ؛ چون به عمل پدرانشان راضی هستند. ( ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۴۸۵ )

پس از پیروزی در جنگ بصره در سال ۳۶ هجری یکی از یاران امام (ع) گفت : دوست داشتم برادرم با ما بود و می دید که چگونه خدا تو را بر دشمنانت پیروز کرد !. امام (ع) پرسید : آیا فکر و دل برادرت با ما بود ؟ گفت : آری. امام (ع) فرمود : پس او هم در این جنگ با ما بود ، بلکه با ما در این نبرد شریکند آنهایی که حضور ندارند ؛ در صُلب پدران و رَحِم مادران می باشند ، ولی با ما هم عقیده اند ، به زودی متولد می شوند ، و دین و ایمان به وسیله آنان تقویت می گردد. ( نهج البلاغه، دشتی ، ص ۳۷ ؛ ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام ص ۶۳ )

پیغمبر (ص) فرمود: کسی که حاضر شد در معصیتی پس مکروه داشت آن را ، پس گویا آن کس غایب است از آن، و هرکه غایب باشد از معصیتی و راضی شدن به آن ، مانند کسی است که حاضر شد در آن گناه. (کشکول ،منتظری، ص ۲۷۶ ، شماره ۱۱۷۳ )

پیغمبر (ص) فرمود هرکه دوست دارد قومی را بر اعمال ایشان ، حشر ( محشور ) کرده شود در گروه همان قوم و حساب کرده شود به حساب ایشان اگرچه نکرده باشد عمل ایشان را. (کشکول ، منتظری، ص ۲۷۷ ، شماره ۱۱۷۴ )

هم چنین آمده است: کسی که کار بد و نیک مردم را دوست بدارد مانند کسی است که آنها را انجام داده است. (کشکول، شیخ بهایی، ج ۱ ، ص ۱۴۷ )

در کتاب مجمع البحرین از حضرت رضا (ع) نقل شده که فرمودند: خداوند در روز قیامت امر می کند بنده ای را برای حساب حاضر می کنند و معاصی او را برایش می خوانند آن بنده بسیار ناراحت می گردد و بعد امر می فرماید تا اینکه عبادات او را به او تذکر می دهند تا خشنود گردد و سپس ثواب عباداتی را که به جا نیاورده است برای او می خوانند عرض می کند: من این عبادت را به جا نیاورده ام ، خطاب می رسد: آری آنها را به جا نیاورده ای ولکن من مطلع بر ضمائر قلوب بندگان خود می باشم چون می دانم تو در قلب تمنای ( انجام ) این گونه عبادات را می کردی و وسیله فراهم نشد که آنها را بجا آوری لذا من ثواب آنها را در نامه عمل تو ثبت و ضبط نمودم ، و در کتب معتبره نقل شده است که چون جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر حسین (ع) مشرف شد به رفیقش عطیه عوفی فرمود ما شریک در ثواب این مردمی هستیم که در کنار قبر حسین (ع) مدفون می باشند ، زیرا از پیغمبر اکرم (ص) شنیدم که فرمودند کسی که راضی به کردار قومی باشد شریک در اعمال آنها خواهد بود.   (منهاج السرور، ج ۳ ، ص ۱۱۷)

بر اساس روایتی از امام علی (ع)، اعمال بندگان، دارای مراتب و درجه‌هایی متفاوت هستند و «نیت»، تعیین کننده میزان ارزش اعمال اخلاقی و عبادی انسان‌هاست.( وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۶۳)

در علم اخلاق، نیت، اساس ارزش اخلاقی و منشأ خوبی و بدی کارهای انسان معرفی شده است.( آرانی، «جایگاه نیت در تفاوت بنیادین فقه و اخلاق»، ص۱۶۶) دانشمندان اخلاق معتقدند تجری و قصد گناه (بدون اینکه آن کار را انجام دهد) هرچند در فقه حرام نیست؛ ولی از جهت اخلاقی کاری ناپسند شمرده می‌شود.( طباطبایی یزدی، حاشیه مکاسب، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۴)

احکام نیت

نیت کردن همراه با قصد قربت در واجبات تَعَبُّدی یعنی واجب‌هایی که جنبه عبادی و پرستش دارند، مانند وضو، نماز، روزه، حج واجب و ضروری است؛ بنابراین شخص حتما برای انجام این گونه اعمال باید نیت طاعت، تعظیم و تقرب و انجام امر الهی را داشته باشد و به کار این اقدام کند؛ به عنوان نمونه نیت در نماز، در کنار رکوع، سجده، تکبیره الاحرام و قیام، یکی از ارکان نماز است.( نگاه کنید: هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ۱۳۸۲ش، ج۲،ص۵۲۰؛ و نیز ج۴، ص۱۲۷)

بر همین اساس فقیهان در فقه اسلامی، یکی از شرط‌های صحیح بودن عبادات را نیت کردن قبل از شروع عمل می‌دانند و ادامه داشتن نیت را تا پایان عمل نیز لازم می‌دانند؛ بنابراین نمی توان در وسط عمل نیت را تغییر داد؛ به ویژه در اعمالی که بقای بر نیت شرط است، مانند نیت در روزه که باید از فجر تا مساء ادامه یابد.( فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۴۳۵)

البته نیت درونی و باطنی است و نیازی نیست که بر زبان جاری شود. بنا بر نظر فقیهان، نیت امری ذهنی است و لازم نیست بر زبان آورده شود.( رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۵)

هم چنین عالمان اسلام معتقدند اگر کسی قبل از انجام دادن اعمال مباح، نیت و قصد قربت کند، عملی که انجام داد، تبدیل به عمل مستحبی خواهد شد.( شعبانی، «نقش نیت در فعل و هدف اخلاقی»، ص۵۵)