آثار غرور و خودپسندی در دین و دنیا

samamosغرور در عربی به معنای فریب دادن و فریفتن است ولی در زبان فارسی ، این واژه به معنای خودپسندی و تکبر به کار رفته است. بر این اساس ، هنگامی که در فرهنگ قرآنی و کاربردهای آن با واژه غرور مواجه و رو به رو می شویم نمی بایست آن را به خودپسندی و تکبر معنا کنیم، بلکه به معنای فریب و نیرنگ است و این مفهوم می بایست در ذهن متبادر شود. بر این اساس هر گاه گفته شود که دنیا دارالغرور است به معنای فریب و نیرنگ می باشد نه خودپسندی.

با این همه از آن جایی که مخاطب این مقاله فارسی زبانان هستند، مراد از غرور همان خودپسندی است و انسان مغرور به معنای انسان خودپسند و مغرور می باشد. این مفهوم ومعنا در کاربردهای قرآن با واژگانی چون مختال و مرح و فرح و مشتقات آن و جملات و عبارتی بیان شده است. بنابراین، شناخت آثار غرور و خودپسندی لازم است تا به این واژگان قرآنی مراجعه شود.

نویسنده در این مطلب با توجه به این مفهوم از غرور که در ادبیات و کاربردهای فارسی به کار می رود به سراغ آیات قرآنی رفته تا نقش و آثار خودپسندی در زندگی دنیوی و اخروی را در تحلیل قرآن به دست آورد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

غرور و خودپسندی، رذیلت اخلاقی

هر چند که عزت نفس یکی از فضایل بزرگ اخلاقی در انسان است که در زندگی وی نقش بسیار مهم و اساسی را ایفا می کند و به دیگران اجازه نمی دهد تا فرصت ها و ظرفیت های وجودی شخص را از میان برداشته و در مسیر دیگر و باطلی به کار گرفته شود و معنای مثبتی از اعتماد به نفس در شخص پدید می آورد، با این همه غرور و خودپسندی از جمله راذیل پست اخلاقی است که بسیاری از مردم حتی از شنیدن آن چندش می شوند و بیزاری و نفرت درونی خویش را آشکار می سازند؛ زیرا غرور و تکبر، آدمی را در حالتی قرار می دهد که جز خود دیگری را نمی بیند و برای دیگران ازرش و ارج و منزلتی قایل نمی شود.

البته میان غرور به معنای خودپسندی با تکبر و خودبزرگ بینی فرق و تفاوت هایی است که نمی بایست نادیده گرفته شود، زیرا انسان مغرور و خودپسند، خویشتن را در کمال می یابد بی آن که این کمال را نسبت به دیگری ابراز و یا آشکار کند ، ولی انسان متکبر، انسان خودبزرگ بینی است که خود را نسبت به دیگران برتر می داند و در رفتار و کردار خویش این خودبزرگ بینی و تکبر را به نمایش می گذارد.

به سخن دیگر، هر متکبر و خودبزرگ بینی ، کسی را تحقیر می کند و کوچک می شمارد و آن را در رفتار خویش به نمایش می گذارد ولی انسان خودپسند و مغرور کسی است که به توجهی به نسبت به دیگری خود را دوست می دارد. بنابراین در تکبر مساله به شکل مقایسه و نسبت با دیگری شکل می گیرد ولی در غرور و خودپسندی به دور از چنین مقایسه ای شخص خود را دوست می دارد و کمالات را در خود می یابد.

استاد اخلاق آیت الله نراقی در کتاب جامع السعادات خویش، خصلت تکبر را به این دانسته است که شخص خود را از دیگری برتر بداند ولی در غرور و خودپسندی ، انسان تنها خود را به دلیل داشتن کمال یا نعمتی بزرگ می داند.(جامع السعادات، ج ۱ ، صص ۳۵۷ و۳۵۸)

با این همه هر دو خصلت و منش از نظر قرآن و اصول اخلاق دینی، از رذایل اخلاقی و پستی هستند که انسان می بایست از آن دور ورزد و زمینه های بروز و ظهور آن را شناسایی و به مقابله و مبارزه با آن برخیزد.

آثار خودپسندی در زندگی دنیوی و اخروی

خودپسندی و غرور در آدمی آثار و پیامدهای بسیار مخرب و زیانباری را در زندگی دنیوی و اخروی وی به جا می گذارد، به گونه ای که می توان که غرور و خودپسندی عامل هبوط و سقوط آدمی است ، چنان که ابلیس دشمن سوگند خورده بشر به سبب همین خصلت خودپسندی بود که در دام تکبر و استکبار افتاد و حاضر نشد تا به فرمان الهی تن داده و در برابر آدم(ع) سجده برد.

ابلیس در برابر پرسش الهی درباره تمرد و نافرمانی خود به این مطلب اشاره دارد که وی از جنس آتش است و از نظر عناصری که با آن ساخته شده برتر می باشد. بنابراین بر موجودی که از عنصر پست تر خاک بلکه گل گندیده و بد بو ساخته شده است سجده نمی برد و فرمان وی را اطاعت نمی کند و خلافت و ولایت آدمی را نمی پذیرد.

در حقیقت خودپسندی و غرور ، زمینه ساز فخرفروشی بر دیگران است و موجود را به سمت و سویی می کشاند که تکبر و خودبزرگ بینی خویش را نشان دهد.(نساء آیه ۳۶ و لقمان آیه ۱۸ و حدید آیه ۲۳) به سخن دیگر، خودپسندی که خود رذیلت اخلاقی است موجب می شود تا رذیلت اخلاقی دیگری به نام تکبر و خودبزرگ بینی در انسان رشد کند که پیامدها و آثار آن بسیار خطرناک تر و زیانبارتر از خودپسندی و غرور است.

البته اگر به دیگر آثار و پیامدهای غرور و خودپسندی نیز توجه شود همین معنا تقویت می شود که خودپسندی مایه و زمینه ساز بسیاری از رذیلت های دیگر است که موجبات تباهی آدمی را فراهم می آورد.

به عنوان نمونه غرور و خودپسندی در آیات ۷۶ و ۷۸ سوره قصص و نیز ۴۹ سوره زمر و ۵ تا ۱۲ سوره بلد به عنوان مایه غفلت آدمی از خداوند معرفی شده است. این گونه است که یک خصلت پست و منش نادرست و باطل آدمی را به سمتی سوق می دهد که می تواند تباهی ابدی آدمی را به دنبال داشته باشد.

همین غرور و خودپسندی است که مایه تکذیب و رویگردانی از حق می شود و به انسان اجازه نمی دهد تا در برابر حق کرنش کند و آن را بپذیرد و بر پایه آن عمل و رفتار کند.(قیامت آیات ۳۲ و ۳۳) چنان که این بیماری روحی و روانی موجب می شود تا انسان نسبت به حقوق دیگران بی تفاوت شود و به خود اجازه تجاوز و تعدی به حقوق دیگران را بدهد و رفتاری ستمگرانه در پیش گیرد.(قصص آیات ۷۶ و ۷۸)

گاه انسان مغرور و خودپسند برای این که حق را زیر پا گذارد می کوشد تا آن را وارونه جلوه دهد و با بدعت گذاری در امور، حقوق واحکام حق و الهی را دگرگون می سازد تا این گونه به مخالفت باحق بپردازد.(توبه آیه ۳۷)

البته انسان مغرور پیش از آن که به دیگری ضربه بزند و خسارت وارد کند به خود زیان وضرر می رساند. ازاین روست که خداوند می فرماید که انسان خود خواه و خودپسند با آراسته دیدن کارها و اعمال خود، گرفتار تحیر و سرگردانی در زندگی می شود و نمی داند به چه کاری اقدام کند و چگونه آن را به انجام رساند، (نمل آیه ۴) زیرا چنان به خود و اعمالش مغرور است که حاضر نیست آن را تغییر دهد و هماهنگ با حق و خیر کند، این گونه است که بسیاری از کارهایش به نتیجه دلخواه نمی رسد و موجبات سرگردانی و تحیر وی را فراهم می آورد.

یکی از همین دوری از اعمال حق و درست را می توان در دوری و فرار وی از جهاد بر شمرد(توبه آیه ۲۵)؛ زیرا مغرور بر این باور است که جهاد نمی تواند به درستی تحلیل کند و به عنوان نمونه کثرت افراد را دلیل بر قدرت می شمارد و موجب می شود تا بر پایه آن تصمیم گیری کند و عمل نماید و این گونه است که دنیا با همه بزرگی بر ایشان تنگ می شود و نمی تواند از گرفتاری که برای خود درست کرده بیرون رود. این که برخی از جهاد گران در دام غرور و خودپسندی افتادند و کثرت خویش را عامل پیروزی در جهاد قرار دادند، موجب شد تا جهانی با آن همه وسعت بر آنان تنگ شود و راه فرار از جهاد و جبهه را در پیش گیرند تا جان به سلامت از معرکه بیرون برند.(جوامع الجامع، ج ۱، ص ۱۵۸ تا ۱۶۱)

خداوند در آیات ۴۷ و ۴۸ سوره انفال، غرور و خودپسندی در کنار فریب و نیرنگ شیطان را عامل شکست بر می شمارد و در آیه ۲۵ سوره توبه تبیین می کند که غرور و خودپسندی به خود و نیروهای رزمی موجب می شود تا لشکر در میدان کارزار شکست بخورد و نتواند چنان که بایسته و شایسته است عمل کند.

از دیگر آثار زیانبار و مخرب خودپسندی می توان به گمراهی و محرومیت از هدایت های الهی و مخالفت با حق و آموزه های حقانی قرآن(بقره آیه ۲۵۸ و توبه آیه ۳۷ و نمل آیه ۲۴ و عنکبوت آیه ۳۸ و فاطر آیه ۸) و دوری از خدا و آخرت و ترک عمل برای رستاخیز و توشه برداری از آن (قصص آیه ۷۶ و ۷۷) اشاره کرد.

در رفتار اجتماعی ، انسان های خودپسند و مغرور انسان هایی هستند که گرفتار بخل هستند و حتی دیگران را به آن ترغیب می کنند(نساء آیات ۳۶ و ۳۷ و حدید آیات ۲۳ و ۲۴) اینان به سبب خودپسندی و به ویژه غرور مالی، احسان و انفاق را ترک می کنند و زکات واجب مالی خویش را پرداخت نمی کنند.(قصص آیات ۷۶ و ۷۷)

خود پسندی و خودخواهی گروهی هم چنین عامل اختلاف در جامعه توحیدی می شود و همگرایی و همدلی و انسجام امت را از میان می برد و به جای آن واگرایی و تفرقه را در جامعه وارد می کند.(مومنون آیات ۵۲ و ۵۳) افراد و گروه های خودپسند به سبب این که دیدگاه و رفتارهای خویش را کامل می شمارند، به همان بسنده می کنند و سطح تحمل ایشان نسبت به دیگران و افکار واندیشه هایشان به صفر تنزل می یابد. این گونه است که هر گروه و طبقه ای خود را کامل می شمارد و به خود اجازه نمی دهد تا از مواضع و دیدگاه ها و افکار خویش کوتاه آید. از این روست که خداوند در این آیات و نیز آیات ۳۱ و ۳۲ سوره روم خودپسندی گروه و حزبی را عامل بسیاری از اختلافات در جامعه توحیدی و ایمانی می داند و نسبت به آن هشدار می دهد.

خودپسندی رابطه انسان را خدا را نیز تحت تاثیر شدید قرار می دهد. این گونه است که خداوند می فرماید که خود پسندی و رضایت به عملکرد خویش مایه رویگردانی از تضرع به درگاه خداوند(انعام آیه ۴۳) و دوری و اجتناب از نیایش و دعا(یونس آیه ۱۲) و محرومیت از محبت خداوند (نساء آیه ۳۶ و لقمان آیه ۱۸ و حدید آیه ۲۳) می شود و آدمی را به مخالفت و جبهه گیری با خداوند و پیامبران دعوتگر به حق و خدا(غافر آیه ۸۳) و در نتیجه خسران و تباهی ابدی (کهف آیات ۱۰۳ و۱۰۴ و فصلت آیه ۲۵) می شود.

آدمی با خودپسندی در دام هواپرستی گرفتار می شود ؛ زیرا اعمال خویش را درست دانسته و بدان خشنود و راضی می شود و این گونه است که در دام هواپرستی می افتد، زیرا آن چه آدمی را خشنود می کند خواسته های نفسانی است و خواسته های نفسانی چیزی جز هواپرستی نیست. این گونه است که خداوند در آیه ۱۴ سوره محمد خودپسندی و رضایت از اعمال خویشتن را مایه هواپرستی به جای یکتاپرستی و توحید معرفی می کند و از آن برحذر می کند.

زمینه های غرور و خودپسندی

غرور و خودپسندی هر چند که در انسان زمینه ها و بسترهای مناسبی دارد، ولی علل و عوامل بیرونی نیز به این مساله دامن می زند. از جمله علم و دانش بشری، زمینه ساز خودخواهی ها و غرورهای بشر است که در آیات ۷۶ و۷۷ سوره قصص و نیز ۴۹ سوره زمر و ۸۳ سوره غافر به آن اشاره شده است.

برخورداری از امکانات زندگی و رفاهی نیز مایه غرور و سرمستی بشر می شود. بسیاری از مردم به سبب امکانات و رفاه زیاد دچار غفلت از موقعیت خود در هستی و جهان می شوند و گرفتار غرور و خودپسندی می شوند و تا ادعای الوهیت و خدایی بالا می روند و این گونه است که خود محوری (اومانیسم) جای خدامحوری می نشیند. از این روست که خداوند در آیات ۱۸۱ سوره آل عمران و ۹۵ سوره اعراف و ۱۲ یونس و ۸۳ سوره اسراء و آیات بسیار دیگر به مساله برخورداری از امکانات به عنوان یکی از بسترهای ایجاد غرور و خودپسندی در انسان هشدار می دهد.

انکار معاد و بی اعتقادی به دنیای آخرت و رستاخیز نیز از دیگر عوامل زمینه ساز خودپسندی در میان انسان هاست که آیه ۴ سوره نمل به آن اشاره دارد.

شیطان به عنوان یکی از عوامل بیرونی و تاثیرگذار نیز در آیاتی چند چون ۴۳ سوره انعام ۴۸ سوره انفال ، ۶۳ سوره نحل و ۲۴ سوره نمل و ۲۵ سوره فصلت معرفی شده است. شیطان با فریبکاری و تزیین اعمال می کوشد تا آدمی را از خدا و مسیر اصلی دور کند.

البته تنها شیطان به این کار تزیین اعمال نمی پردازد بلکه حتی برخی ازانسان ها نیز به تزیین اعمال زشت دیگری می پردازند و در نقش شیطان عمل می کنند و آدمی را دچار غرور و خودپسندی می کنند. به هر حال علل و عوامل تزیین کننده و جلوه دادن اعمال بد به عنوان اعمال نیک و خوب بسیار زیاد هستند و آدمی می بایست نسبت به این عوامل هوشیار و بیدار باشد.(فاطر آیه ۸)

چنان که گفته شد اصولا زندگی دنیوی و مقتضیات آن ، شرایطی را فراهم می آورد که آدمی به سادگی در دام غرور و خودپسندی گرفتار می آید. از این روست که خداوند زندگی دنیا را به عنوان عامل سرمستی و خودپسندی آدمی بر می شمارد و در آیه ۲۶ سوره رعد نسبت به آن هشدار می دهد.

اموری دیگر چون جمعیت زیاد و قدرت و ثروت و مانند آن می تواند به عنوان زمینه سازهای غرور و خودپسندی انسان عمل کنند.(توبه آیه ۲۵) بنابراین لازم است که انسان همواره هوشیار و بیدار باشد و به خود اجازه ندهد که گرفتار غرور و خودپسندی شود.

راه رهایی از غرور و خودپسندی

برای رهایی از غرور وخودپسندی لازم است که آدمی هماره متوجه به مقدرات الهی باشد و بی خود گرفتار خودپسندی و خوشحالی بی جا نگردد(حدید آیه ۲۲ و۲۳) چنان که توجه به حاکمیت و قدرت مطلق الهی (آل عمران آیه ۱۸۸ و ۱۸۹ و مائده آیه ۱۸) و نیز توجه به کیفر خدا(حشر آیه ۲) معاد و رستاخیز(انعام آیه ۱۰۸)، و نظارت دایمی خداوند بر کارها(بلد آیات ۶ و۷) و نعمت های او (همان ) می تواند بهترین بازدارنده از گرفتاری آدمی در دام غرور و خودپسندی باشد که دراین آیات به آن ها توجه داده شده است.

بی گمان رفتار بر مسیر تقوا و پرهیز از هر گونه پلیدی و زشتی (نجم آیه ۳۲) می تواند آدمی را تزکیه کند و اجازه ندهد تا نفس خود پسند و مغرور شود.

صبر و پایداری در راه حق (هود آیات ۱۰ و ۱۱) و کارهای نیک و صالح (هود آیات ۱۰ و ۱۱) از دیگر علل و عوامل بازدارنده ای است که خداوند در قرآن به آن ها اشاره کرده است.

با نگاهی به این آیات می توان به روشنی دریافت که عامل مهم در رهایی از خودپسندی انسان توجه به الوهیت، قدرت، حاکمیت، رستاخیز و کیفر خداوند است. به این معنا که انسان هرگاه جایگاه درست خداوند را بشناسد و موقعیت خود را درک کند می تواند به سادگی از بیماری خودپسندی رهایی یابد و از آن جایی که تنها شناخت و ایمان به تنهایی برای رهایی کفایت نمی کند می بایست اعمال و رفتاری را در پیش گیرد که این معنا را در وی تقویت کند. از این رو اعمال نیک و صالح چون انفاق و احسان و ترک کارهای زشت و پلید و پلشت اخلاقی و دینی می تواند وی را در این مسیر کمالی حفظ و نگه دارد و از دام غرور دور دارد.

باشد با بهره گیری از این راهکارهای قرآنی خود را از دام غرور و خودپسندی حفظ کرده و در مسیری قرار گیریم که آثار و تبعات زیانبار آن دامن گیر ما نشود و به خسران و تباهی ابدی دچار نشویم.