آثار شکر اقتصادی در شکوفایی انسان و اجتماع

بسم الله الرحمن الرحیم

شکر به معنای سپاس، واکنشی از سوی انسان نسبت به نعمت و نعمت دهنده است. در حقیقت وقتی انسان کنش و فعلی را از دیگری می بیند که برای او مفید و سازنده و خیر است، این احساس در وی برانگیخته می شود تا از نعمت دهنده به هر شکل و زبانی شده، تشکر کند.

از نظر قرآن، شکر حقیقی، بهره گیری درست از نعمتی است که خدا در اختیار انسان گذاشته است؛ و هر گونه استفاده نادرست و غلط از نعمتی به معنای ناشکری و کفران نعمت و کفر نسبت به نعمت دهنده است. بر این اساس، وقتی در حوزه اقتصادی از سرمایه های خداداد و فعالیت های اقتصادی سخن به میان می آید، شکر اقتصادی بیش تر از هر حوزه دیگری، به این معنا و مفهوم شکر نزدیک است؛ زیرا بهره مندی درست و نیک از سرمایه های مادی و معنوی و نعمت های الهی است که شکر حقیقی را به نمایش می گذارد و هر گونه اسراف، تبذیر و مانند آن ها، نه تنها کفران نعمت است، بلکه به معنای کفر و بی ایمانی نسبت به نعمت دهنده و عدم سپاس و شکر از وی خواهد بود.

حقیقت شکر، بهره گیری از نعمت

شکر، واکنشی نسبت به نیکی و احسان دیگری است؛ بنابراین بدون شناخت احسان و نیکی نمی توان از شکر سخن گفت؛ زیرا وقتی انسان احسان و احسان کننده را نمی بیند، در مقام شکر بر نمی آید؛ مثلا کسی که دستگیر نیازمند را وظیفه برای دیگری می داند، هرگز احساسی به او دست نمی دهد که لطف و بذلی به او شده و باید تشکر کند و سپاس گزارد. بسیاری از فرزندان، احسان والدین را وظیفه و تکلیف آنان می دانند، از همین رو، احساس نسبت به آن نداشته و سپاسی به جا نمی آورند.

بنابراین، نخستین و مهم ترین چیز در تحقق شکر و سپاس از سوی شخص، دریافت این معنا است که لطف و احسانی به او شده است.

پس از شناخت احسان و لطف دیگران نسبت به خودش است که انسان در خود احساسی را می یابد که آن لطف را به شکلی جبران کند. کم ترین واکنشی که انسان نسبت به احسان کننده پس از شناخت احسان و لطف او از خود بروز می دهد، نشر آن لطف و احسان(لسان العرب، ج ۷، ص ۱۷۰، «شکر».) و اظهار آن به دیگران است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۴۶۱، «شکر».)

به سخن دیگر، تصوّر نعمت و شناخت احسان از سوی احسان کننده، موجب می شود تا انسان بخواهد به شکلی و طریقی درک این احساس را به احسان کننده یا دیگران نشان دهد و اظهار لطف کند. این گونه است که به اشکال و طرق گوناگون این احساس و ادراک درونی و باطنی خود را ابراز و اظهار می کند. بر همین اساس است که شکر را به اقسام گوناگونی تقسیم کرده اند؛ زیرا هر کسی یک یا چند نوع از این اقسام را برای واکنش انتخاب می کند که شامل: ۱. شکر قلبى و یادآورى نعمت در دل و خشوع و خضوع قلبی نسبت به احسان کننده است؛ ۲. شکر زبانى که سپاسگزارى و ستایش بر نیکى احسان کننده و صاحب نعمت است؛ ۳. شکر سایر اعضاى بدن که در قالب دست بوسی، پابوسی، یا انجام کاری و خدمتی نسبت به احسان کننده، یا نماز در پیشگاه خدا نسبت به احسان و لطف خداوندی و مانند آن ها است.

نکته مهم آن که خدا نیز خود را به عنوان شاکر معرفی می کند(بقره، آیه ۱۵۸)، تو گویی که کسی نسبت به خدا احسان و لطفی کرده باشد؛ اما باید توجه داشت که مفهوم شکر در بنده غیر از مفهوم شکر در خدا است؛ زیرا مراد از این که خدا شاکر یا شکور است و خدا در قرآن یا دعای جوشن کبیر مثلا به این صفت شکر توصیف و وصف می شود، همانا مقصود از آن، اِنعام و احسان بر بندگان و دادن جزاى عبادات آنها(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۴۶۱ – ۴۶۲، «شکر»؛ فرهنگ فارسى، ج ۲، ص ۲۰۵۷) یا رشد اعمال نیک آنان یا اعطاى پاداش مضاعف به آنها است.( لسان العرب، ابن منظور، ج ۷، ص ۱۷۰، «شکر».)

پس از آگاهی نسبت به دو مفهوم شکر یکی نسبت به شکر بنده و دیگری نسبت به شکر خدا، باید دانست که حقیقت شکر بنده نسبت به نعمت های الهی، استفاده درست و به کارگیرى و صرف آن در جاى خود است؛ زیرا از نظر قرآن، خدای تبارک و تعالی، غنی بالذات و کمال مطلق است؛ از این رو، هیچ گونه نیازی ندارد تا با شکر بنده برآورده شود یا نقصی در او نیست تا این گونه کمالی به دست آورد. خدا در آیات چندی به صراحت از بهره مندى انسان از آثار شکرگزارى خویش به درگاه ربوبى سخن به میان آورده و می فرماید: ومَن شَکَرَ فَاِنَّما یَشکُرُ لِنَفسِهِ؛ هر کسی شکر گزارد پس جز این نیست که برای خویش شکر گزارده است.(نمل، آیه ۴۰؛ لقمان، آیه ۱۲)

بنابراین، اگر سخن از واکنش شکرآمیز بنده نسبت به نعمت های الهی است، مراد شناخت احسان و احسان کننده و اهداف و فلسفه آفرینش هستی و انسان و حرکت در راستای این اهداف از سوی بنده است تا این گونه شکر حقیقی نسبت به احسان و احسان کننده انجام شود. از همین رو گفته شده که شکر حقیقی استفاده درست از نعمت و احسان الهی است؛ زیرا کسی که نعمتی را به درستی به کار می گیرد، باید نسبت به احسان کننده و نیز اهداف احسان آگاهی داشته باشد؛ و این گونه است که شخص با همه هستی خود در مسیری آن نعمت را به کار می گیرد که آن نعمت برای تحق آن هدف به شخص داده شده است.

از نظر قرآن، با آن که بسیاری از مردم شکر زبانی و حتی جوانح و جوارح یعنی قلب و بدن را با هم دارند، با این حال، شکر واقعی و حقیقی را به جا نمی آورند؛ زیرا نسبت به نعمت ها و نوع کاربرد آن ها در راستای تامین فلسفه و اهداف هستی و آن نعمت آگاهی و شناخت درستی ندارند تا به درستی از آن نعمت برای تحقق آن اهداف بهره گیرند. خدا می فرماید: وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ؛ و اندکی از میان بندگان شکور هستند.(سبا، آیه ۱۳)

شکور غیر از شاکر است؛ به کسی شکور گفته می شود که شکر و سپاس گویی جزو ملکه یا مقوم ذات او شده باشد. از آن جایی که در همین آیه بیان شده که چگونه حضرت داود و سلیمان نبی علیهما السلام توانستند از امکانات گوناگون برای اهداف الهی بهره گیرند، به عنوان بندگان شکور الهی معرفی می شوند. پس آنان به جایی رسیده اند که شکر واقعی ملکه و مقوم ذات آنان است؛ چنان که توانسته اند از نعمت های الهی به درستی بهره گیرند و اهداف و فلسفه آفرینش و انسان را تحقق بخشند.

به عنوان نمونه، حضرت سلیمان(ع) که زبان آفریده ها از جمله مورچگان را می دانست، از این نعمت استفاده کرد و تلاش نمود تا حق و حقوق مورچگان ادا شود و ظلم و ستمی نسبت به آنان از سوی کارگزاران و لشکر انبوهش صورت نگیرد؛ بلکه از آن نعمت برای کارهای نیک و صالح بهره می برد تا موجبات رشد و شکوفایی هر موجودی فراهم آید و این گونه در مقام خلافت الهی و مظهر ربوبیت ، به پرورش آنان بپردازد. پس با بهره گیری درست از نعمت و انجام هر آن چه که موجب رضایت خدا است، در مقام شکر برآمد. خدا می فرماید: فَتَبَسَّمَ ضَاحِکًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ؛ سلیمان از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت: پروردگارا در دلم افکن و ترغیبم نما! تا نعمتى را که به من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى، سپاس بگزارم؛ و به کار شایسته‏ اى که آن را مى ‏پسندى بپردازم؛ و مرا به رحمت‏ خویش در میان بندگان شایسته‏ ات داخل کن. (نمل، آیه ۱۹)

خدا در ادامه همین آیات بیان می کند که آن حضرت(ع) از نعمت علم به سخنان حیوانات و پرندگان بهره می گیرد تا اهداف خلافت الهی را به درستی به انجام رساند و مردم را به دین اسلام دعوت کرده و حکومت ولایی اسلامی را با نعمت های گوناگون از جمله بهره گیری از شیاطین جن و انس توسعه و گسترش دهد.

البته خدا در آیات دیگر از جمله آیه ۱۵ سوره احقاف بیان می کند که ما به همه انسان ها توصیه و سفارش کردیم تا به شکر واقعی و حقیقی نسبت به نعمت ها و احسان های الهی از جمله نعمت بزرگ والدین بپردازند و در چهل سالگی که عقل به کمال می رسد بتوانند در راستای اهداف آفرینش با عقل کامل و خردورزی هم چون مردمانی که قیام ایشان به عقل است، به شکر عملی از نعمت بپردازند و کارهای نیک و اصلاحی بپردازند و مفاسد را به مصالح تبدیل کرده و اهداف آفرینش و هر چیزی را مد نظر قرار دهند.

در این آیات به ویژه آیه ۱۹ سوره نمل و ۱۵ سوره احقاف بر واژه «اوزع» تاکید شده که بیانگر نیاز انسان در شیوه شکرگزاری درست و حقیقی ، به الهامات الهی، ایجاد ترغیب و ولع در انسان، تقسیم درست امور با عنایت الهی، اصلاح امور فاسد و مانند آن ها است.

به سخن دیگر، خدا در این آیات روشن می کند که شکرگزاری واقعی و حقیقی زمانی شدنی است که عنایت الهی نسبت به انسان انجام شود و انسان تصویر درست از نعمت و نعمت دهنده و اهداف نعمت و نعمت دهنده داشته باشد و بتواند در مسیر آن اهداف حرکت کرده و به امور صالح و اصلاحی بپردازد. این گونه است که هر نعمتی نه تنها نعمت خواهد بود، بلکه به سبب بهره گیری درست و به جا در مسیر اهداف آفرینش، به عنوان یک خیر در می آید؛ زیرا خیر هر نعمتی است که انسان بتواند به درستی برای رسیدن به کمال و نیز اهداف متعالی از آن بهره مند شود. خدا درباره بندگان خاص خویش می فرماید که آنان از سوی خداوند نه تنها به الهام عام بلکه به وحی بهره مند می شوند و می فهمند چگونه نعمتی را بگیرند و آن را به خیر تبدیل کنند؛ خدا می فرماید: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ ؛ و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند و به ایشان انجام دادن کارهاى خیر و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند. (انبیاء، آیه ۷۳)

از جمله کارهای خیر که در این آیه بیان شده ، اقامه نماز و دادن زکات و بندگی و عبودیت است. پس از نظر قرآن، انسان ها به الهام الهی خیر را می شناسد و می توانند به انجام آن توفیق یابند؛ ولی کم تر کسی به این سمت و سو حرکت می کند و به شکر واقعی و حقیقی می پردازند.

افزایش وجودی انسان با شکرحقیقی

از نظر قرآن، شکر حقیقی آثاری دارد که از مهم ترین آن ها می بایست به افزایش وجودی انسان اشاره کرد. خدا می فرماید: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ؛ و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید، شما را افزون خواهم کرد.(ابراهیم، آیه ۷)

در این آیه به صراحت بیان شده که شکرگزاری موجب افزایش ظرفیت وجودی خود انسان می شود؛ هر چند که ممکن است موجب افزایش نعمت شود، ولی آن چه از نظر قرآن مهم است، افزایش خود انسان است. این افزایش و زیادت در انسان، به اشکال گوناگون انجام می شود که از جمله آنها بهره مندی از صفات و اسمای نیک الهی و یا تمامیت یابی اسمای الهی است به طور که آن اسماء و صفات نیک الهی در شخص به شکل ملکه ذاتی یا مقوم ذات در می آید و هویت انسان به این اسماء و صفات کمال می یابد.

بی گمان هر چه صفات و اسمای الهی در انسان بروز و ظهور بیش تری یابد یا به تمامیت آن نزدیک تر شود، به همان میزان نورانیت انسان نیز افزایش می یابد؛ زیرا چنان که از آیه ۳۵ سوره نور به دست می آید، الله که اسم جامع همه اسما و صفات الهی و در بردارنده همه آن ها است، خود تابشی از حقیقت خورشید هویت است، از این رو ، می فرماید: اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ. پس اگر الله همان نوری است که همه هستی از آسمان ها و زمین را ایجاد و به ظهور رسانیده است؛ وقتی این الله در قلب و هستی انسانی ظهور و بروز کند، گویی همه هستی در وجودش در آمده و انسان همان جهان بزرگی است که در جان آدمی ظهور و بروز کرده است. این گونه است که انسان در قیامت دارای نورانیتی است که گویی همه کهشکان ها و ستارگان آن در برابر نورانیت او چیزی نیست؛ نوری که همه صحنه قیامت را روشن می کند؛ این در حالی است که کافران و منافقان از چنین نوری محروم هستند؛ زیرا نتوانسته اند شکر واقعی و حقیقی به جا آورند و بر سعه وجودی و شرح صدر خویش بیافزایند و مظهر اسما و صفات الهی شوند. از همین روست که در صحنه قیامت تاریک هستند و نوری ندارند.(حدید، آیات ۱۲ و ۱۳)

بهره وری مفهوم شکر اقتصادی

اگر بخواهیم بر اساس مفهوم حقیقی شکر در حوزه مسایل و فعالیت های اقتصادی سخن بگوییم باید گفت که شکر حقیقی و واقعی در این حوزه چیزی جز همان مفهوم بهره وری نیست. به این معنا که انسان هر نعمتی را بشناسد و کارکردها و کارویژه های خاص آن را بداند و آن را در مسیر خیر و صلاح نه شر و فساد به کار گیرد.

خدا در آیات قرآنی پس بیان نعمت های الهی به این نکته تاکید دارد که بندگان صبار و شکور کسانی هستند که از نعمت های الهی به عنوان آیات و نشانه های خدا یاد کرده و در این راستا از آن ها بهره می گیرند. از این روست که چنین رفتار و واکنش مثبتی نسبت به نعمت های الهی، از نظر قرآن به عنوان یک امر ارزشمند و قابل ستایش مطرح می شود.(لقمان، آیات ۵ و ۳۱؛ سباء، آیه ۱۹؛ شوری، آیه ۳۳؛ انعام، آیات ۵۲ و ۵۳)

از نظر قرآن، شاکر واقعی و حقیقی کسی است که شکر جزو مقوم ذات او شده باشد، به طوری که هر چیزی را به درستی بشناسد و برای اهداف آفرینش و خیر و صلاح به کار گیرد. البته اجتماعی می تواند به این درجه برسد که همه مردمان آن همان طوری که قوم خردورز: لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (بقره، آیه ۱۶۴)، قوم عالم : لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ(انعام، آیات ۹۷ و ۱۰۵)، قوم یقین: لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ(بقره، آیه ۱۱۸)، قوم عامل و مانند آن ها هستند، هم چنین قوم شاکر باشند؛ یعنی شکر مقوم ذات آن اجتماع باشد. خدا می فرماید: وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لَا یَخْرُجُ إِلَّا نَکِدًا کَذَلِکَ نُصَرِّفُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ ؛ و زمین پاک و آماده گیاهش به اذن پروردگارش برمى ‏آید؛ و آن زمینى که ناپاک و نامناسب است گیاهش جز اندک و بى‏فایده برنمى ‏آید. این گونه آیات خود را گونه‏ گون بیان مى ‏کنیم براى گروهى که قیام به شکر دارند.(اعراف، آیه ۵۸)

از نظر قرآن مردم نسبت به نعمت های الهی از جمله سرمایه های مادی و معنوی باید قیام به عقل داشته و از طریق خردورزی راه درست بهره مندی از نعمت ها را بشناسند. خدا می فرماید: إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّهٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ؛ به راستى که در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز و کشتیهایى که در دریا روانند با آنچه به مردم سود مى ‏رساند؛ و همچنین آبى که خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمین را پس از مردنش زنده گردانیده و در آن هر گونه جنبنده‏ اى پراکنده کرده و نیز در گردانیدن بادها و ابرى که میان آسمان و زمین آرمیده است، براى گروهى که به تعقل و اندیشیدن قیام می کنند، واقعا نشانه‏ هایى گویا وجود دارد. (بقره، آیه ۱۶۴)

یا در جایی دیگر می فرماید: وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ؛ و از میوه درختان خرما و انگور باده مستى‏ بخش و خوراکى نیکو براى خود مى گیرید؛ قطعا در این ها نشانه‏ اى است براى مردمى که به تعقل قیام مى کنند. (نحل، آیه ۶۷)

از نظر قرآن مردمی که به جای تعقل و خردورزی یا علم و یقین، گرفتار جهالت علمی و عقلی باشند، چنین مردمی به جای شکرگزاری واقعی و حقیقی و بهره مندی از نعمت ها و بهره وری، به کفر نسبت به خدا و کفران نعمت رو آورده و آن را به جای اصلاح به افساد می کشانند و زمین و آسمان و خشکی و دریا را فساد و تباه می سازند.(اعراف، آیه ۱۳۸؛ روم، آیه ۴۱)

از نظر قرآن بازتاب طبیعی قیام مردم به شکر حقیقی و بهره وری و بهره مندی از نعمت در راستای اهداف آفرینش با علم و عقل و یقین و عمل صالح، چیزی جز حفظ نعمت و عدم تغییر آن نیست(انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱)، بلکه حتی با افزایش نعمت و برکات مواجه خواهند شد.(نحل، آیه ۱۱۲؛ سباء، آیات ۱۵ و ۱۶)

پس از نظر قرآن ، شکر واقعی و حقیقی نه تنها موجب افزایش رشد ظرفیتی و وجودی انسان می شود(ابراهیم، آیه ۷)، بلکه شکر واقعی که در قالب بهره مندی و بهره وری از نعمت های الهی است، موجب افزایش رشد و شکوفایی اقتصادی آن اجتماع خواهد شد. (نحل، آیه ۱۱۲؛ سباء، آیات ۱۵ و ۱۶)

خدا به صراحت در این تاثیر شکر حقیقی نسبت به افزایش نعمت های دنیوی و رشد اقتصادی و شکوفایی آن در کنار بهره مندی از مقامات معنوی دنیوی و اخروی می فرماید: شَاکِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ؛ وَآتَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ؛ و نعمتهاى او را شکرگزار بود ، خدا او را برگزید و به راهى راست هدایتش کرد ؛ و در دنیا به او حسنات و نیکویى و نعمت دادیم؛ و در آخرت نیز از صالحان و شایستگان خواهد بود. ( نحل، آیات ۱۲۱ و ۱۲۲)

به هر حال، شکر اقتصادی به معنای بهره مندی از نعمت های الهی در راستای خیر و صلاح و اهداف آفرینش نه تنها موجب رشد و شکوفایی وجودی انسان و ازیاد ظرفیت شخص می شود، بلکه موجب افزایش و پیشرفت و رشد اقتصادی فرد و اجتماع نیز می شود.