آثار شرح و ضیق صدر

قلب

بسم الله الرحمن الرحیم

صدر و سینه آدمی همانند قلب آدمی، ظاهری دارد و باطنی. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آن چه اصالت دارد، همان حقیقت باطنی و ملکوتی صدر و سینه و قلب و دل آدمی است. بنابراین، وقتی از شرح و ضیق صدر سخن به میان می آید، مراد آن حقیقت ملکوتی آن است؛ هر چند که ملکوت در ملک تاثیر می گذارد، و شرح و ضیق آن نیز در بدن و تن ظهور می کند. البته این تاثیر و تاثر هماره دو سویه است؛ پس ملک در ملکوت و ملکوت در ملک تاثیر دارد؛ چنان که روان در تن و تن در روان تاثیر متقابل دارد.

از نظر قرآن، هر کسی بر اساس شاکله و شخصیت خویش عمل می کند. این بدان معناست که شرح صدر و ضیق آن تاثیر مستقیمی در رفتار و عمل انسان در دنیا دارد. شناخت این امور می تواند ما را در شناخت اعمال و علل و عوامل آن یاری رساند و بستری برای ایجاد حالت شرح صدر شود تا این گونه انبساط و گشادگی آن، نه تنها آرامش تن را موجب شود، بلکه اعمال ما را به شکل درست مدیریت و سامان دهی کند. نویسنده با همین اندیشه و انگیزه به سراغ آموزه های وحیانی قرآن رفته تا گوشه ای از حقایق شرح صدر و ضیق صدر و آثار آن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

شرح و ضیق صدر نسبت به اسلام و کفر

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تصرفات تکوینی به دست خدا انجام می شود؛ از این روست که هدایت و ضلالت(ابراهیم، آیه ۴؛ انعام، آیه ۳۹)، عزت و ذلت(آل عمران، آیه ۲۶)، ایمان و کفر، تزکیه، تعلیم، تطهیر(بقره؛ آیات ۱۲۹ و ۱۵۲؛ آل عمران، آیه ۱۶۴) و مانند آنها(انسان، آیات ۳۰ و ۳۱) به دست خدا بوده و خاستگاه و منشای آن کسی جز خدا نیست. پس شرح و ضیق صدر که تصرفاتی در باطن و ملکوت ملک انسان و سینه و دل اوست، به دست خدا انجام می شود، و این خداست که سینه کسی را برای اسلام گشاده می دارد تا نور اسلام و ایمان در آن قرار گیرد، یا سینه شخصی را تنگ می دارد تا نور ایمان در آن جای نگیرد و ظلمات کفر و ضلالت در آن جا گیرد.

حضرت موسی(ع) در همان آغاز ماموریت پیامبری از خدا می خواهد تا به او «شرح صدر» دهد تا با گشادگی بتواند ماموریت خویش را انجام دهد؛ زیرا با ضیق صدر(شعراء، آیه ۱۳) و تنگ دلی، انسان نمی تواند فشارها را تحمل کند و از اذیت و آزارها صبر کره و عصبانی نشود(ابراهیم، آیات ۱۱ تا ۱۳) و به دور از هر گونه عصبانیت، حقایق را چنان که هست، تبیین کند و به گوش مردمی جاهل، معاند، مجادله گر و حرف نشنو برساند: رب اشرح لی صدری؛ پروردگارم سینه ام را گشاده دار!(طه، آیه ۲۵)

خدا در جایی دیگر می فرماید که چنین شرایطی را برای پیامبر(ص) پیش از ماموریت داده شد؛ زیرا اگر شرح صدر از سوی خدا انجام نشود، نمی توان ماموریت را انجام دهد؛ چنان که خدا می فرماید: الم نشرح لک صدرک؛ آیا ما نبودیم که برایت شرح صدر دادیم.(شرح، آیه ۱)

این شرح صدری که در این آیات بیان شده، شرح صدر کلی نسبت به همه امور است و در یک ساحت انجام نشده و نمی شود؛ زیرا انجام ماموریت الهی پیامبری نیازمند شرح صدری بس بزرگ و همه جانبه است تا مامور بتواند در شرایطی مناسب، ماموریت الهی را انجام دهد؛ زیرا اگر شرح صدر پیامبر(ص) نبود و ایشان گرفتار «ضیق صدر» باشد، در برابر فشارهای دشمنان و درخواست  های بی جا و انتظار بسیار ایشان، ممکن بود تا برخی از آموزه های وحیانی را ترک کند.(هود، آیه ۱۲)

البته از گزارش های قرآنی بر می آید با آن که خدا به پیامبرش شرح صدر داده است، با این همه فشارها چنان سهمگین بوده که خدا می فرماید: و لقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون فسبح بحمد ربک و کن من الساجدین و اعبد ربک حتی یاتیک الیقین؛ به تحقیق ما می دانیم که تو سینه ات تنگ می شود به سبب چیزهایی که می گویند؛ پس به همراه حمد پروردگارت را تسبیح کن و از سجده کنندگان باش تا زمانی که مرگ یقین آور به تو برسد.(حجر، آیات ۹۷ تا ۹۹)

پس با آن که خدا شرح صدر به پیامبرش برای ماموریت پیامبری می دهد، با این همه شرایط چنان سخت بود که پیامبر(ص) از شدت فشار تحملش طاق می شد. پس خدا تسبیح همراه حمد و سجده و بندگی را از مهم ترین ابزارهای گشادگی صدر و رهایی از ضیق آن مطرح می کند تا این گونه دل گشاده شود و ماموریت به پایان برسد.

از نظر قرآن، کفر و ایمان نیز به دست خدا است؛ زیرا تا دل آماده و گشاده نباشد، ایمان گرایش نمی یابد. خدا درباره شرح صدر نسبت به ایمان به اراده خویش اشاره کرده و می فرماید: افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه؛ آیا کسی که خدا سینه اش را برای  اسلام گشاده است، پس او بر نوری از سوی پروردگارش است.(زمر، آیه ۲۲)

از این آیه به دست می آید که شرح صدر را خدا می دهد تا شخصی به اسلام آورد و این گونه از نور ایمان و اسلام برخوردار گردد.(حجرات، آیه ۷)

هم چنین خدا درجایی دیگر نیز می فرماید: فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام؛ پس کسی را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را برای اسلام می گشاید.(انعام، آیه ۱۲۵)

البته از نظر قرآن تا سینه شخص گرفتار ضیق و تنگی نسبت به ایمان و اسلام نباشد، خدا او را به کفر گرفتار نمی کند؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همه آفریده های از هدایت فطری تکوینی ابتدایی برخوردار هستند(طه، آیه ۵۰) و انسان ها در حالت تسویه و اعتدال نفس از الهامات الهی برخوردار بوده و حق و باطل را در قالب تقوا و  فجور می شناسند و به حق گرایش و از باطل گریزش دارند که این امر در تقوای الهی و فجور خودنمایی می کند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

بنابراین، مراد از اراده کفر برای برخی، اراده ای است که خدا به عنوان کیفر و مجازات ایشان را بدان مبتلا می کند؛ زیرا کسی که تابع آموزه های هدایت فطری تکوینی نباشد، گرفتار «ضیق صدر» و تنگی می شود. این تنگی موجب می شود که شخص نسبت به اسلام و ایمان، گرایشی نداشته باشد و از آن گریزش داشته باشد، خدا می فرماید: فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کنانما یصعد فی السماء کذلک الله یجعل الرجس علی الذین لایومنون؛ پس کسی را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را برای اسلام می گشاید و کسی را که بخواهد گمراه نماید، سینه اش را چنان تنگ می کند که گویی به زحمت به آسمان صعود می کند. خدا این گونه پلیدی را برای کسانی که ایمان نمی آورند، قرار می دهد.(انعام، آیه ۱۲۵)

البته از نظر قرآن کسی که به دلیل نادیده گرفتن هدایت فطری و الهامی به فجور کشیده می شود و دل بر اسلام تنگ می دارد، به همان میزان که دل بر اسلام تنگ می دارد، دل بر کفر گشاده می دارد و به استقبال کفر می رود، چنان که خدا درباره این افراد می فرماید: من شرح بالکفر صدرا؛ کسی که سینه اش را برای کفر گشاده دارد.(نحل، آیه ۱۰۶)

از این آیات دانسته می شود که هدایت پاداشی برای کسی است که در مسیر هدایت تکوینی گام بر می دارد و به تقوای الهی در چارچوب هدایت تکوینی فطری دست می یابد. آنان در شرایطی قرار می گیرند که صدر و سینه ایشان به روی اسلام گشاده است و از این آمادگی برخوردار هستند که به آموزه های وحیانی تشریعی عمل کنند. البته انجام تکالیف سخت تری که در اسلام تشریعی بیان شده، نیازمند شرح صدری است که خدا به این افراد می دهد. از این روست که خدا شرح صدر به اسلام  را به خود نسبت می دهد.(انعام، آیه ۱۲۵)

اما در برابر خدا هیچ اراده ابتدایی برای ایجاد کفر در شخص ندارد، بلکه اگر  ضلالتی برای کسی به حکم و اراده الهی است، به عنوان مجازات است؛ زیرا شخصی که با الهام الهی مخالفت می کند و با دین  فطری در می افتد و بی تقوایی و فجور در پیش می گیرد؛ چنین دلی سنگدل و قاسی نسبت به ذکر الله می شود، و این گونه به ضلالت گرفتار شده و از اسلام تشریعی دور می ماند و از آن هیچ بهره نمی گیرد.(زمر، آیه ۲۲) از نظر قرآن، چنین کسی نسبت به اسلام «ضیق صدر» داشته و نور آن را به دل را نمی دهد و در ظلمات می روند و به جای شرح صدر نسبت به اسلام، سینه خویش را به کفر گشاده داشته و شرح صدر نسبت به کفر دارند. از نظر قرآن، چنین شرح صدری موجب غضب الهی در دنیا و عذاب عظیم در آخرت است.(نحل، آیه ۱۰۶)