آثار سجده حقیقی در انسان

نماز در جبهه

بسم الله الرحمن الرحیم

سجده به معنای پیشانی بر خاک گذاشتن، نهایت تذلل، خضوع و خشوع انسان در برابر خداست. اگر این سجده به شکل حقیقی آن صورت گیرد، آثار و برکات بسیار مادی و معنوی برای انسان دارد که برخی از آن ها را نویسنده بر اساس آموزه های قرآنی بیان کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

وجوب و استحباب سجده تذلل در پیشگاه الهی

سجده در اصل به معناى خم شدن و فروتنى است؛ ولی در اصطلاح قرآنی به معناى تذلّل و عبادت براى خداوند است. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، سجده بر دو گونه است: ۱. سجده اختیارى که مختصّ انسان است که برخی این سجده اختیاری به نشانه بندگی نسبت به خدای رحمان را ترک کرده و نسبت به آن نفرت و بیزاری دارند(حج، آیه ۷۷؛ فرقان، آیه ۶۰)؛ ۲. سجده تسخیرى که سجده همه هستی خواسته و ناخواسته از جمله حیوانات، جمادات و گیاهان و هم چنین انسان آن را با همه هستی خویش انجام می دهند.(رعد، آیه ۱۵؛ حج، آیه ۱۸؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۹۶، «سَجَد».)

سجده فقهی که خدا از انسان می خواهد، همان قرار دادن پیشانى بر زمین است(المصباح، ج ۱ – ۲، ص ۲۶۶، «سجد»)؛ زیرا با این کار انسان از «تکبر» رها می شود(اعراف، آیه ۲۰۶) و به مقام «خضوع و خشوع» دست می یابد و بندگی و عبودیت خویش را به نمایش می گذارد.

بر اساس آموزه های قرآنی، سجده در نماز واجب است؛ زیرا در کنار رکوع از ارکان نماز به شمار می آید(بقره، آیه ۱۲۵؛ آل عمران، آیه ۱۴۳؛ حجر، آیه ۹۸) و انسان نمی بایست از سجده واجب در برخی از حالات خودداری کند، بلکه لازم است تا آن را انجام دهد(حج، آیه ۷۷؛ سجده، آیه ۱۵؛ نجم، آیه ۶۲؛ علق، آیه ۱۹؛ زبده البیان، ص ۱۸۹؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰ ، ص ۵۱۰؛ روح المعانى، ج ۱۶، جزء ۲۹، ص ۶۱)؛ اما مستحب است که انسان در برابر آیات الهی و نعمت های خدایی نیز سر به سجده گذارد و سجده نماید و این گونه شاکر نعمت های الهی باشد.(اعراف، آیه ۲۰۶؛ اسراء، آیه ۷؛ مریم، آیه ۵۸؛ انشقاق، آیه ۲۱)

به سخن دیگر، سجده برای خدا مطلوبیت دارد و انسان بهتر است هماره در برابر خدا پیشانی به خدا گذارد و سجده نماید؛ زیرا اعمالی چون رکوع و سجود، بیانگر قنوت و نهایت بندگی انسان در برابر خداست.(آل عمران، آیه ۴۳؛ حجر، آیه ۹۸؛ ق، آیه ۴۰)

ارزش و آثار سجده از نظر قرآن

در اهمیت سجده همین بس که خدا همه هستی را مامور به انجام آن کرده است. از قرآن، همه هستی خواه و ناخواه در سجده هستند(رعد، آیه ۱۵)؛ زیرا این سجده هستی به معنای اطاعت و پذیرش تسخیر الهی و مالکیت و حاکمیت مطلق حقیقی خدا بر هستی است. باید توجه داشت که از نظر قرآن، حقیقت سجده همان اطاعت مطلق است و پذیرش مالکیت و حاکمیت است؛ از همین روست که ابلیس از جنیان بر خلاف فرشتگان حاضر به سجده بر انسان نشد؛ زیرا خود را برتر می دانست و حاضر به اطاعت و پذیرش مالکیت و حاکمیت ظهوری انسان از خدا در جایگاه خلافت الهی نبود.(ص، آیات ۶۵ و ۶۶؛ اعراف، آیه ۷)

انسان که خود مظهر اسماء و صفات الهی است، برای این که مظهر اتم و اکمل آن صفات الهی باشد، می بایست با حرکت در صراط مستقیم عبادت و بندگی که اسلام و شرایع آن بیان داشته ، به نماز بیایستد و در همه حال سجده بندگی واطاعت نماید و مالکیت و حاکمیت بی چون و چرای الهی را این گونه به نمایش گذارد. (نجم، آیه ۶۲؛ آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۵)

در میان اعمالی عبادی، نماز از جایگاه خاصی برخوردار است. در میان ارکان آن نیز «سجده» از جایگاه برتری بهره مند شده است که بیانگر قنوت حقیقی و اطاعت مطلق و بندگی محض در برابر خدا است.(آل عمران، آیه ۱۱۳)

از نظر قرآن، سجده در انسان نشانه ایمان شخص نسبت به خدا و بیانگر بندگی و عبودیت(سجده، آیه ۱۵) و هم چنین اطاعت او از خداست.(علق، آیه ۱۹) چنین شخصی با سجده نشان می دهد که در برابر خدا اهل خضوع و خشوع است و هیچ تکبری ندارد؛ زیرا ترک سجده نشانگر استکبار علیه خداست.(سجده، آیه ۱۵)

بی گمان کسی که ایمان خویش را در سجده به نمایش می گذارد، از آثار ایمان و برکات آن بهره مند می شود که برخی از آثار ایمان و بندگی در سجده عبارتند از:

  1. تقرب به خدا: نماز موجب تقرب انسان به خدا و نزدیکی به اوست و نقش اصلی این تقرب را همان سجده ایفا می کند.(علق، آیه ۱۹؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۷۸۳؛ الکشاف، ج ۴، ص ۷۷۹) بنابراین وقتی گفته می شود که «الصلاه قربان کل تقی؛ نماز موجب تقرب هر متقی است»، مراد از آن همان نقش تقربی سجده در نماز است. البته خدا به انسان نزدیک است، ولی چون امور معنوی مانند امور معنوی نیست، ممکن است که شخصی از نظر معنوی به کسی نزدیک باشد، ولی شخص دیگر دور باشد؛ از همین رو، خدا با آن که به انسان نزدیک تر از رگهای گردن اوست(ق، آیه ۱۶) ولی انسان از خدا بسیار دور است؛ مگر این که با نماز و سجده این تقرب را ایجاد کند. شکی نیست که بازتاب و آثار این تقرب همان اظهار صفات الهی و «متاله» و خدایی شدن انسان است.
  2. کرامت اکتسابی: از نظر قرآن انسان دارای کرامت ذاتی است که او را از همه هستی برتر و در جایگاه خلافت الهی قرار داده است.(اسراء، آیه ۷۰) حفظ و نگه داشت این کرامت ذاتی بهره مندی از کرامت اکتسابی است که با عبادات گوناگون از جمله مهم ترین آن ها، سجده به ویژه در نماز به دست می آید و خدا او را جزو کریمان قرار می دهد.(حج، آیه ۱۸)
  3. مقام صالحان: صالحان همان حاکمان حقیقی زمین و برگزیدگان الهی در آخرت(انبیاء، آیه ۱۰۵؛ بقره، آیه ۱۳۰) کسانی هستند که با عبادت در صراط مستقیم اسلام از جمله سجده به این جایگاه رسیده اند. بنابراین، انسان می بایست به سجده حقیقی توجه و اهتمام ویژه داشته باشد تا از مقام صالحان بهره مند شود.(آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴)
  4. برتری از دیگران: از نظر قرآن، ساجدان از دیگران برتر هستند، همان طوری که انسان عالم از جاهل برتر است، انسان ساجد از غیر ساجد برتر است. البته از نظر قرآن، سجده در نیمه های شب و نمازهای شبانه بسیار مهم و برتر از هر سجده دیگری است.(آل عمران، آیه ۱۱۳؛ زمر، آیه ۹)
  5. مقام رضوان: بهره مندی از مقام رضوان الهی که برترین مقامات است، با سجده به دست می آید. سجده نمازگزار موجب می شود که هم چون گیاهی رشد کرده و مستحکم شود به طوری که همانند گیاهانی که در طول رشد با «ازار» و کمربند ساقه خود را محکم می سازند تا در برابر تندبادها مقاوم باشند، شخص نمازگزار با سجده های خویش این گونه خود را محکم و استوار می کند و از مقام رضوان الله بهره مند می شود.(فتح، آیه ۲۹؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۹۹)
  6. فضل الله: عنایت و توجه خاص خدا به سجده گزار بسیار است. بنابراین، کسی که می خواهد از فضل الله فراتر از عنایت عادی و معمولی خدا بهره مند شود، بهتر است که اهل سجده باشد.(همان)
  7. مغفرت و آمرزش: سجده موجب می شود تا خدا نسبت به گناهان وخطاهای سجده گزار بگذرد و او را مورد بخشش و مغفرت خویش قرار دهد.(ص، آیات ۲۴ و ۲۵) گرچه در آیه تعبیر به رکوع شده، ولى مراد، سجده است (مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۷۳۵؛ الکشاف، ج ۴، ص ۸۸)؛ زیرا «خرّ» افتادن در خاک و بر زمین است.

سجده همه هستی انسان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان می بایست به جایگاهی برسد که همه هستی او در برابر خدا مطیع باشد و سجده اطاعت و تذلل و خشوع و خضوع داشته باشد.

در روایت از امام حسن مجتبی نقل شده که خدا به پیامبر(ص) فرمود تا در نماز خاص نیمه شعبان این دعا را بخواند: اَللَّهُمَّ سَجَدَ لَکَ سَوَادِی وَ خَیَالِی وَ بَیَاضِی؛ خدایا برای تو سواد و خیال و بیاض من سجده کرده است.(زاد المعاد، ج ۱، ص ۵۸)

در حقیقت درخواستی که در این دعا و نیایش مطرح است، سجده همه هستی انسان در برابر و پیشگاه خدا است؛ زیرا انسان سوادی دارد که همان بدن خاکی و دنیوی اوست، خیالی دارد که همان بدن برزخی اوست و بیاضی دارد که همان بدن اخروی اوست. البته انسان هم چنین دارای مراتب تنزلی است که شامل دنیا و برزخ و آخرت می شود؛ از آن جایی که این مراتب تنزلی با مراتب صعودی و عروجی در یک دایره حرکت می کند، می توان گفت که حقیقت انسان شامل، نورانیت روحی در مبدأ که همان نفس و روح دمیده در کالبد، خیال برزخی تنزلی و بدن خاکی دنیوی اوست.

هم چنین می توان گفت که مراد از سجده سه گانه وجود انسان، شاید عقل نوری، خیال برزخی که میان نور و ظلمت قرار دارد و بدن خاکی انسان است؛ یا مراد روح و نفس و بدن است؛ زیرا روح نور خالص و نفس میانه هم چون خیال و بدن ظلمت مطلق است.

البته این ظلمت بدنی دارای مراتب سه گانه ای است؛ زیرا از نظر قرآن انسان در عالم دنیا، گرفتار سه ظلمت متراکم هستند که لایه در لایه بر سر هم قرارگرفته است؛ خدا می فرماید: یَخْلُقُکُمْ فی‌ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فی‌ ظُلُماتٍ ثَلاثٍ؛ او شما را در شکم مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر، در میان تاریکی‌های سه‌گانه، می‌بخشد.(زمر، آیه ۶)

امام باقر (علیه‌السلام) خطاب به مفضل بیان کرده است: «ای مفضل! سخن خود را با بیان آفرینش انسان آغاز می‌کنیم، تو نیز بکوش که از آن پندگیری. اول این‌که: تدبیر چنان شد که جنین، در رحم در پس سه ظلمت، پوشیده ماند: شکم، رحم و زهدان.(توحید، مفضل ابن عمر، ص ۴۹؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۸، ص ۷۶۶)

بر این اساس سه گانه ظلمت شامل «پرده‌های درون‌رَحِمی»، «لایه‌های پوششی جنین» و «فضاهای میان پرده‌ها و لایه‌ها» است. با توجّه به معنای واژه «ظلمت» که به مکان و فضای بدون نور اطلاق می‌شود، می‌توان گفت که در اینجا «فضاهای بین لایه‌ها و پرده‌ها» مدّ نظر است که شامل فضای بین شکم و رحم، بین کوریون (گوشت رَحِم) و آمنیون (مشیمه) و نیز بین آمنیون و جنین می‌شود.( مفهوم‌شناسی «ظلماتٍ ثلاثٍ» از منظر قرآن، روایات و یافته‌های نوین علمی؛ منصور پهلوان و معصومه شیردل)

اهل عرفان آن را با سه گانه طبیعت جسمانی، نفس نباتی و نفس حیوانی تطبیق داده اند.( تفسیر ابن‌عربی، ج۲، ص۱۹۸)