آثار ذکر الله از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

ذکر رهایی از غفلت و نسیان است؛ از همین روست که یکی از واجبات تکلیفی قرآن، ذکرالله تا جایی است که از آن به ذکر کثیر یاد می شود که به نوعی می توان از آن به دوام الذکر و دایم الذکر بودن یاد کرد؛ زیرا دمی غفلت و نسیان از ذکر الله و یاد خدا به معنای حضور و جلوس شیطان در قلب آدمی و دلمردگی است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ذکر الله چنان آثار و برکاتی دارد که اگر شخص بدان آگاه شود، دمی بی یاد خدا به سر نمی برد و در همه آنات و احوالات و لحظات زندگی خویش را با یادخدا می گذراند تا از آثار عظیم و برکات ماندگار ذکر الله بهره مند باشد.

حقیقت ذکر، حیات طیب و زنده دلی

ذکر، در لغت به معناى یاد آوردن چیزى است. هم چنین ذکر به معنای هر آن چیزی است که بر زبان آدمی جارى شود.(لسان العرب، ج ۵، ص ۴۸، «ذکر»)

وقتی سخن از ذکر کسی یا چیزی به میان می آید، به معنای تذکّری که انسان را از غفلت و نسیان نسبت به آن رهایی می کند.(التّحقیق، ج ۳، ص ۲۹۷، «ذکر») بر این اساس می بایست گفت که ذکر و تذکر در تقابل با غفلت و نسیان است و کسی که ذاکر نیست، گرفتار غفلت و نسیان از کسی یا چیزی است.

هم چنین می توان گفت که معنای واژه ذکر متضمن این معنا است که شخص پیش از آن که گرفتار غفلت یا نسیان شود، ملتفت و متوجه آن چیز یا کس بوده، اما به علل و عواملی دچار غفلت و نسیان شده است که اینک با ذکر و تذکر، از آن رهایی می یابد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان به علل و عوامل بسیار درونی مانند هواهای نفسانی و سرگرم شدن به لهو، لعب و لغو و نیز وسوسه های شیطانی، از خدا غافل می شود و گرفتار فراموشی و نسیان می گردد. از همین رو، ذکر و تذکر موجب می شود تا از این حالت رهایی یابد.

به سخن دیگر، حالت غفلت و نسیانی که انسان نسبت به خدا پیدا می کند، به معنای نوعی دل مردگی و از دست رفتن حیات طیب است؛ زیرا قلب انسان به ذکر الله حیات حقیقی می یابد. پس غفلت و نسیان قلب نسبت به خدا از دست رفتن چنین حیات طیب و پاکی است که خدا فطرت انسانی را بر آن حالت آفریده است.

باید توجه داشت که خدا حقیقت غنی حمیدی است که انسان فقیر همه هویت خود را به او وابسته است تا جایی که اگر دمی افاضات وجودی و فیضانات الهی نباشد، انسان نیست و نابود می شود.(فاطر، آیه ۱۵) انسان همانند لامپ و چراغی است که دم به دم حیات نوری خویش را از منبع لایزال الهی می گیرد و روشن می شود. اگر الکترون ها و جریان دم به دم برق وصل نباشد، نوری نخواهد بود.

خدا در قرآن به صراحت از این امر این گونه تعبیر کرده است: أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ؛ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ آیا براى کسانى که ایمان آورده‏ اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتى که نازل شده نرم و فروتن گردد و مانند کسانى نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و عمر و انتظار بر آنان به درازا کشید و دلهایشان سخت گردید و بسیارى از آنها فاسق بودند؛ بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده مى‏ گرداند به راستى آیات خود را براى شما روشن گردانیده‏ ایم باشد که بیندیشید.(حدید، آیات ۱۶ و ۱۷)

پس از نظر قرآن، حیات قلوب انسان ها تنها به ذکر الله است؛ حیاتی که از طریق ذکر الله برای انسان  است، همانند حیاتی است که برای گیاهان با باران تحقق می یابد. در حقیقت، در این آیات قرآنی، تأثیر ذکر خدا و قرآن، در اصلا و حیات دلها و قلوب انسانی، به زنده شدن زمین مرده به وسیله باران تشبیه شده است.(تفسیر التحریروالتنویر، ج ۱۳، جزء ۲۷، ص ۳۹۳) به سخن دیگر زنده شدن زمین به وسیله روییدن گیاه است.(مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۳۵۸)

بنابراین، اگر انسان به این حقیقت توجه دایمی داشته باشد، هماره از نورانیت آن حقیقت بهره مند می شود و از آثار آن سود می برد که از مهم ترین آنها، اطمینان قلب است که انسان را از هر گونه شک و ریب علمی و تردید عملی رهایی می بخشد؛ چنان که خدا می فرماید: الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ همان کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام و اطمینان مى‏ گیرد! آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد.(رعد، آیه ۲۸)

از نظر قرآن، خود قرآن کتاب ذکر است(نحل، آیه ۴۴)؛ زیرا معارف و علومی را به یاد انسان می آورد که آن را از یاد برده یا به ساحت غفلت رانده یا به دست فراموشی سپرده است. از مهم ترین معارفی که انسان فراموش کرده و از آن غفلت ورزیده ، همان حقیقت ربوبیت الهی است؛ چنان که خدا می فرماید: وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ ؛ و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم گفتند چرا گواهى دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این امر غافل بودیم.(اعراف، آیه ۱۷۲)

در حقیقت انسان اگر به حقیقت «نفس فقیر» خویش مراجعه کنند در می یابند که خدای سبحان در مقام ربوبیت دم به دم آنان را می پروراند و پرورش می دهد ؛ بنابراین اگر کم ترین توجهی به ماهیت و هویت وجود فقیری خویش داشته باشد، نسبت به ربوبیت خدای غنی حمید آگاه می شود؛ اما انسان چون گرفتار غفلت است، یعنی چنان سرگرم کم اهمیت ها شده که از پر اهمیتی چون ربوبیت خدا غافل شده است، نمی تواند این حقیقت مشهود در خود را ببیند.

اما وقتی انسان متذکر شد و به نفس خویش به بصیرت و بینایی نگریست، پیش از آن که خود را ببیند، خدای غنی حمید را می بیند که او را ربوبیت و پروردگاری می کند. اینجاست که خود انسان به عنوان شاهد ربوبیت خدا را با همه هستی خویش فریاد می زند و فراتر از ذکر قلبی به ذکر زبانی خدا و ربوبیت الهی را شهادت می دهد.

خدا می فرماید: وَاذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعًا وَخِیفَهً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَکُنْ مِنَ الْغَافِلِینَ؛ و در دل خویش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس بى‏صداى بلند یاد کن و از غافلان مباش.(اعراف، آیه ۲۰۵)

و نیز می فرماید: وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاهِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ؛ و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مى‏ خوانند و خشنودى او را مى‏ خواهند شکیبایى پیشه کن! و دو دیده‏ ات را از آنان برمگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‏ ایم و از هوس خود پیروى کرده و اساس کارش بر زیاده‏ روى است، اطاعت مکن.(کهف، آیه ۲۸)

از نظر قرآن، اموال، اولاد (منافقون، آیه ۹)، تجارت و خرید و فروش(جمعه، آیه ۹؛ نور، آیه ۳۷) هواهای نفسانی(کهف، آیه ۲۸) و مانند آنها عامل آن می شود که انسان با آن که خدا همه هستی او را در برگرفته، از خدا غافل می شود. این حالت انسان، همانند آن ماهی در آب است که از آب غافل است.

البته از نظر قرآن، گاه انسان از خدا غافل است، و گاه دیگر گرفتار فراموشی و نسیان از خدا می شود(کهف، آیه ۲۴؛ مومنون، آیه ۱۱۰؛ فرقان، آیه ۱۸)؛ زیرا گاه انسان با آن که خدا در برابرش است، سرگرم امور دنیوی شده و از خدا غافل می شود؛ و گاه دیگر اصلا فراموش می کند که خدایی است؛ زیرا گرفتار رفاه زدگی(فرقان، آیه ۱۸) و شیطنت شیطان (مجادله، آیه ۱۹) است.

از نظر قرآن، گرفتاری انسان به غفلت و نسیان از ذکر الله موجب می شود تا انسان گرفتار خسران شود.(منافقون، آیه ۹)شکی نیست که خسران اساسی این است که انسان سرمایه های وجودی و الهی خویش را از دست دهد که بدترین خسران است.

ناتوانی و عجز از ذکر الله دایم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دمی غفلت و نسیان از ذکر الله آثار ناخوشایندی به دنبال دارد، از همین رو، خدا از مردمان می خواهد تا دایم الذکر باشند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا وَسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِیلًا؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید خدا را یاد کنید یادى بسیار؛ و صبح و شام او را به پاکى بستایید!(احزاب، آیات ۴۱ و۴۲)

البته سرگرمی انسان به امور دنیوی و نیازهای ابتدایی موجب می شود که انسان نتواند حق ذکر را به جا آورد؛ اما می بایست تا حد توان و میسور این کار را انجام دهد و به انواع مختلف متذکر به ذکر الله باشد؛ خواه در نماز یا قرائت قرآن یا شیوه های دیگر که ذکر الله محسوب می شود.(مزمل، آیه ۲۰)

امام سجاد(ع) در مناجات ذاکرین، در این باره می فرماید: إِلٰهِى لَوْلَا الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِکَ لَنَزَّهْتُکَ مِنْ ذِکْرِى إِیَّاکَ عَلَىٰ أَنَّ ذِکْرِى لَکَ بِقَدْرِى لَابِقَدْرِکَ، وَمَا عَسَىٰ أَنْ یَبْلُغَ مِقْدارِى حَتَّىٰ أُجْعَلَ مَحَلّاً لِتَقْدِیسِکَ، وَمِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنا جَرَیَانُ ذِکْرِکَ عَلَىٰ أَلْسِنَتِنا، وَ إِذْنُکَ لَنا بِدُعائِکَ وَتَنْزِیهِکَ وَتَسْبِیحِکَ ؛ إِلٰهِى فَأَلْهِمْنا ذِکْرَکَ فِى الْخَلَاءِ وَالْمَلَاءِ، وَاللَّیْلِ وَالنَّهارِ، وَالْإِعْلانِ وَالْإِسْرارِ، وَفِى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ، وَآنِسْنا بِالذِّکْرِ الْخَفِیِّ، وَاسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَلِ الزَّکِیِّ وَالسَّعْىِ الْمَرْضِیِّ، وَجازِنا بِالْمِیزانِ الْوَفِیِّ ؛ معبودم، اگر پذیرش فرمانت بر من واجب نبود هر آینه پاک نگاه می‌داشتمت از اینکه ذکر تو گویم، چه ذکر من از تو به‌اندازه کاستی من است نه برازنده کمال تو، شأن و اندازه من چقدر می‌تواند بالا رود تا ظرف تقدیس تو قرار گیرم؟ از بزرگ‌ترین نعمت‌ها بر ما جاری شدن ذکر تو بر زبان ماست و اجازه‌ات به ماست که تو را بخوانیم و تنزیه و تسبیح کنیم. خدایا پس ذکرت را به ما الهام کن در نهان و آشکار و شب و روز و پیدا و پنهان و در خوشی و ناخوشی و ما را به ذکر پنهان مأنوس ساز و به عمل پاکیزه و کوشش پسندیده بکار گیر و به میزان کامل پاداشمان ده.(مفاتیح الجنان، دعای خمسه عشر، مناجات الذاکرین)

بنابراین، اگر عنایت الهی نباشد، انسان نمی تواند در هیچ امری از جمله ذکر الله حق ذکر را ادا کند و هماره به یاد خدا باشد و از آثار آن بهره مند شود. در حقیقت این خدا است که به انسان توجه می دهد تا خدا را یاد کند و اگر توجه الهی به بنده اش نباشد، توفیق ذکر الله را نمی یابد؛ چنان که توبه انسان محفوف به دو توبه الهی در قبل و بعد از توبه انسان است، هم چنین ذکر الله انسانی محفوف عنایت الهی در قبل و بعد است؛ زیرا خدا به انسان توجه می یابد و او را به یاد خود می آورد، و آن گاه انسان متوجه و متذکر خدا شده و سپس نیز خدا او را از آثار ذکر الله بهره مند می سازد.

به هر حال، انسان حتی  اگر بخواهد دایم الذکر باشد نیازمند توفیق الهی است تا شرایط را به گونه ای فراهم آورد تا هماره به یاد خدا باشد و از آثارش بهره مند شود.

آثار ذکر الله در زندگی بشر

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ذکرالله آثاری زیادی در زندگی انسان دارد برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:

  1. اطمینان قلبی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان موجودی است که در زندگی خویش گرفتار انواع مشکلات است به طوری که هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی او را از همه جهت در بر گرفته است. بنابراین، اگر ذکر الله نباشد انسان در تلاطم امواج سهمگین آنها غرق می شود. وقتی انسان متوجه ذکر الله باشد، همه چیز به قدرت وقوت لایزال الهی سامان می یابد و انسان خود را تنها نمی یابد، بلکه در شرایطی می یابد که همه قوای الهی در خدمت اوست. این گونه است که به هر سو رو کند، در امان امنیت الهی است و از آرامش مطلق بهره مند می شود.(رعد، آیه ۲۸) از همین روست که امام سجاد(ع) می فرماید: إِلٰهِی بِکَ هامَتِ الْقُلُوبُ الْوَالِهَهُ، وَعَلَىٰ مَعْرِفَتِکَ جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَبایِنَهُ؛ فَلَاٰ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ إِلّا بِذِکْرَاکَ، وَلَا تَسْکُنُ النُّفُوسُ إِلّا عِنْدَ رُؤْیاکَ، أَنْتَ الْمُسَبَّحُ فِى کُلِّ مَکَانٍ، وَالْمَعْبُودُ فِى کُلِّ زَمَانٍ، وَالْمَوْجُودُ فِى کُلِّ أَوَانٍ، وَالْمَدْعُوُّ بِکُلِّ لِسَانٍ، وَالْمُعَظَّمُ فِى کُلِّ جَنانٍ، وَ أَسْتَغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّهٍ بِغَیْرِ ذِکْرِکَ، وَمِنْ کُلِّ رَاحَهٍ بِغَیْرِ أُنْسِکَ، وَمِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِکَ، وَمِنْ کُلِّ شُغْلٍ بِغَیْرِ طَاعَتِکَ؛ معبودم، دل‌های عاشق، شیفته تو هستند و خردهای جدای از هم، بر معرفتت گرد آمده‌اند؛ بدین خاطر دل‌ها آرام نگیرند جز به یاد تو و جان‌ها جز به هنگام مشاهده‌ات راحتی نیابند، تو تنزیه‌شده‌ای در هرجا و تو را پرستیده‌اند در هر زمان و در هموارۀ روزگار بوده‌ای و به هر زبان خوانده شده‌ای و در هر دلی بزرگداشت شده‌ای و از هر لذّتی به جز ذکر تو و از هر آسایشی جز همدمی با تو و از هر شادمانی به غیر قرب تو و از هر شغلی جز طاعت تو پوزش می‌جویم.(مفاتیح الجنان، دعای خمسه عشر، مناجات الذاکرین)
  2. رفعت: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ذکر الله موجب رفعت انسان می شود. این ذکر الله نه تنها خود انسان را بالا می کشد، بلکه موجب رفعت محیط و مکانی می شود که در آن ذکرالله بیان می شود. در حقیقت همان طوری که خانه دل آدمی با ذکر الله آباد می شود و برتری و رفعت می یابد، هم چنین خانه و بیتی که در آن ذکر الله گفته می شود، نیز ارزشمند شده و رفعت می یابد.(نور، آیه ۳۶) البته علامه طباطبایی می فرماید که سیاق آیه بر استمرار دلالت دارد.(المیزان، ج ۱۵، ص ۱۳۶) امام سجاد(ع) نیز می فرماید: إِلٰهِى أَنْتَ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ: ﴿یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللّٰهَ ذِکْراً کَثِیراً وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَ أَصِیلاً﴾ وَقُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ: ﴿فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ﴾، فَأَمَرْتَنا بِذِکْرِکَ، وَ وَعَدْتَنا عَلَیْهِ أَنْ تَذْکُرَنا تَشْرِیفاً لَنا وَتَفْخِیماً وَ إِعْظَاماً، وَهَا نَحْنُ ذَاکِرُوکَ کَما أَمَرْتَنا، فَأَنْجِزْ لَنا مَا وَعَدْتَنا، یَا ذاکِرَ الذَّاکِرِینَ، وَیَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ خدایا تو گفتی و گفتارت حق است که: «و صبح و شام او را با تسبیح گفتن، از هر عیب و نقصی پاک و منزّه بدارید‌» و تو گفتی و گفتارت حق است: «چنانچه خوش‌بختی دنیا و آخرت را می‌خواهید، مرا به عنوان معبود حقیقی قلباً مورد توجه قرار دهید تا با پاداش ویژه‌ام شما را مورد عنایت خاص خود قرار دهم» ما را به یاد کردنت فرمان دادی و وعده فرمودی که تو نیز از روی گرامی‌داشت و تمجید و بلندمرتبه شدن و بزرگ شدن، ما را یاد کنی، اکنون برابر با فرمانت تو را یاد می‌کنیم، پس تو نیز به وعده‌ات وفا کن، ای یادآور یادکنندگان و ای مهربان‌ترین مهربانان.(مفاتیح الجنان، دعای خمسه عشر، مناجات الذاکرین)
  3. نورانیت: از نظر قرآن، یکی از مهم ترین آثار ذکر الله، نورانیتی است که در انسان و قلب او ایجاد می شود. این نورانیت افزون بر نورانیتی است که به سبب ایمان یا نماز یا وضو برای انسان ایجاد می شود. بر اساس آموزه های قرآنی، همه هستی مظهر انوار صفات الهی هستند. بنابراین، هر ذکری از اذکار و بیان هر صفتی از صفات الهی به معنای بهره مندی از نورانیت آن صفت است. از آن جایی که الله جامع صفات الهی است، توجه به ذکرالله به معنای توجه به تمامیت نورانیتی است که همه هستی از آسمان و زمین را روشن کرده است. دل های انسان با ذکر الله منور می شود و به تمامیت نورانیت دست می یابد.(نور، آیات ۳۵ و ۳۶)
  4. رهایی از ظلمات شیطانی: از نظر قرآن، ذکر الله موجب نورانیت انسان و حتی محیطی می شود که در آن ذکر الله انجام می شود.(همان) هم چنین ذکر الله موجب می شود تا انسان از ظلمات گوناگون رهایی یابد و سواد و بیاض و خیال او نورانی شود. علامه طباطبایی می نویسد که جمله «هو الذى یصلى علیکم» در مقام تعلیل براى «… اذکر الله ذکراً کثیرا» است و این تعلیل افاده مى کند که اگر ذکر خدا را فراوان به جا آورید، خداوند نیز شما را با زیادى نعمت و خروج از ظلمات یاد مى کند.(المیزان، ج ۱۶، ص ۳۲۹) این رهایی از ظلمات به معنای رهایی از ظلمت شیطانی و حزب شیطان نیز است که ولایت طاغوت است.(مجادله، آیه ۱۹) این رهایی به معنای رهایی از فحشاء و منکرات (عنکبوت، آیه ۴۵) و رفتارها و گفتاری ظلمانی نیز است.(شعراء، آیات ۲۲۴ تا ۲۲۷)
  5. بصیرت: انسانی که ذکرالله را در دل و بر زبان داشته باشد، خدا در شرایط سخت او را نسبت به امور آگاه می کند و بینایی و بصیرتی به او می دهد تا حق و باطل را بشناسد و در زمان فتنه از دام آن برهد و حلال و حرام را بشناسد و به رعایت احکام بپردازد.(اعراف، آیه ۲۰۱؛ عنکبوت، آیه ۴۵) از امام صادق(علیه السلام) درباره این سخن خداوند: «و لذکر الله أکبر» روایت شده که مراد، یادآورى خدا به هنگام روبه رو شدن با حلال یا حرام الهى است. (تفسیر عیّاشى، ج ۲، ص ۳۲۷، ح ۳۲)