آثار دنیوی گناه

samamosگناه همان گونه که آثار اخروی دارد و خشم و غضب الهی را به شکل آتش دوزخ به دنبال دارد، هم چنین آثاری در زندگی دنیوی آدمی در ابعاد مادی و معنوی به جا می گذارد. البته برخی از گناهان مانند شرک به خداوند ، انکار پیامبران و مبارزه با آنان، پیامدهای هلاکت باری چون عذاب استیصال را به دنبال دارد که در این نوشتار مورد بررسی قرار نگرفته است، بلکه نویسنده به آثار و پیامدهایی اشاره کرده است که به قول بعضی ها، گناهان عادی و دم دستی می باشد. این گناهان هر چند که عذاب استیصال و نابودگر را به دنبال ندارد، ولی موجبات بسیاری از سختی ها، جنگ ها، زمین لرزه ها، سیل ها، خشکسالی ها، بیماری های روحی و روانی و مانند آن می شود.

نویسنده با بهره گیری از آموزه های اسلامی بر آن است تا این بعد از ابعاد مساله گناهان را بررسی کرده و آثار و پیامدهای آن را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ذنوب ، گناهان دنباله دار

واژه ذنب که به معنای دم و دنباله و معانی دیگر آمده است، خود بهترین گواه بر این نکته است که برخی از اعمال و رفتارهای ضد هنجاری بشر، پیامدهای زیانباری دارد. این آثار و پیامدها در ابعاد مادی و معنوی و نیز در دنیا و آخرت در پی گناه می آید.

امام صادق(ع) می فرماید: هر گاه آدمی گناهی کند، نقطه ای سیاه در دلش نمودار می گردد؛ اگر توبه کند، سیاهی محو می شود، و اگر بر گناهان بیافزاید، سیاهی بیش تر می شود تا بر دلش چیره می گردد. از آن پس هرگز رستگار نخواهد شد.(وسایل الشیعه، حر عاملی، ج ۱۱، ص ۲۳۹)

در آموزه های قرآنی، این معنا مورد تاکید است که هر کسی نوری الهی را در خود دارد که می تواند با رفتارهای نیک و ایمان واقعی آن را تقویت کند و یا آن که آن نور را به تاریکی تبدیل کند. همان گونه که انسان ها به کمک نور هدایت کتب وحیانی چون قرآن، از ظلمات متعدد بیرون می روند و به نور در می آیند، هم چنین کافران و منکران و نیز گناهکاران از نور الهی که در اختیار دارند، اندک اندک بیرون رفته و به ظلمات مطلق در می آیند به گونه ای که اگر دست خویش را دراز کنند و جلوی چشمان خویش بگیرند نمی توانند آن را ببیند.

این گونه است که نور الهی از دست می رود و در قیامت و رستاخیز نیز آن چه را کاشته اند و ساخته اند درو کرده و به جامه تجسم می بینند. از این روست که خداوند در آیه سوره حدید حکایت منافقان را بیان می کند که در تاریکی به سر می برند و از مومنان التماس می کنند تا از نور ایشان اقتباس کنند ، ولی از آن جایی که رستاخیز جایی برای این گونه کارها نیست، با دیواری از نومیدی مواجه می شوند و در تاریکی خود فرو می روند.

در حقیقت گناهان، اندک اندک شاکله وجودی شخص را چنان متحول و دگرگون می سازند که هیچ آثاری از نور الهی در ایشان نمی ماند که همان نور الهی هستی را روشن ساخته و از عدم به وجود در آورده است. از این روست که از خسران و زیانی سخن به میان می آید که بسیاری از مردم جز مومنان نیکوکار و نیکوخواه بدان گرفتار می شوند؛(سوره عصر) زیرا ایشان از سرمایه وجود نوری خویش زیان می کنند و چیزی برای خویش نمی گذارند.

بلاها دستاوردهای بشری

از آموزه های قرآنی این معنا به دست می آید که بلاها چیزی جز دستاوردهای بشری نیست. از این روست که خداوند بارها از " بما کسبت ایدی الناس" سخن به میان آورده است که به صراحت به معنای دستاوردهای بشری می باشد که همان بلایایی هستند که مردمان بدان گرفتار می شوند.

خداوند در آیه ۳۰سوره شوری به صراحت بیان می کند: وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ؛ هر گرفتاری و بلایی که بر شما وارد می شود به سبب دستاوردهای شماست و این در حالی است که خداوند از بسیاری از گناهان شما گذشت می کند.

بنابراین اگر خداوند می خواست انسان را به همه گناهان می گرفت دیگر رنگ آسایش و آرامش را به خود نمی دیدند و همواره در گرفتاری بودند، در حالی که خداوند از بسیاری از گناهان ما می گذرد بازهم همان درصد اندک گناهان باقی مانده این همه آثار از خود به جا می گذارد و ما همواره در مصیبت و گرفتاری هستیم. از این روست امام باقر (ع) می فرماید: هیچ مصیبتی جز در اثر گناه به بنده نمی رسد و آن چه را خداوند می بخشد بیش تر است.(وسایل الشیعه، ج ۱۱ ، ص ۲۳۸)

از نظر قرآن اصولا انسان در گرو اعمال خوب و بد خویش است(مدثر ، آیه ۳۸) و آن چه در دنیا می بیند گوشه ای از پیامدهای خودساخته های اوست و در آخرت و رستاخیز همه این دستاوردها و پیامدها به طور دقیق بروز و ظهور می کند و انسان مجازات های خوب و بد خویش را دریافت می کند. (غافر، آیه ۱۷ و نیز ابراهیم ،آیه ۵۱ و آیات دیگر)

به هر حال، انسان در زندگی دنیوی خویش بخشی از آثار بد دستاوردهای خویش را می بیند و همه بلاها و گرفتاری ها و مصیبت ها، ریشه در اعمال بد و زشت انسان ها دارد. شگفت این که حتی زمین و موجودات آن نیز از آثار بدرفتاری و زشتکاری آدم ها نیز در امان نیستند و خداوند به صراحت بیان می کند که : ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ، فساد و تباهی در خشکی و دریا به سبب دستاوردهای مردمان ظاهر شد تا این گونه بخشی از اعمال خویش را بچشند شاید عبرت گیرند و به خدا و کار نیک باز گردند.(روم ، آیه ۴۱)

امیرمومنان علی (ع) به عنوان نمونه به مساله شهوترانی اشاره می کند و می فرماید: هر که به سوی شهوترانی بشتابد به سوی آفات شتاب نموده است.(غررالحکم ، آمدی، ص ۶۶۶) به این معنا که شهوترانی به عنوان یک نمونه از رفتارهای ضد هنجاری، موجب بلاها و آفات است و کسی که به سمت شهوترانی می شتابد در حقیقت به سوی بلا و آفات می شتابد.

ابداع در گناه، ابداع در بلا

یکی از خصوصیات و صفاتی که انسان ها از خداوند دارند، مبدع بودن است. البته انسان ها این توانمندی را بیش تر در امور زشت و ضد کمالی به کار می گیرند و بیش تر از آن که متوجه جلب کمالات و ایجاد امور کمالی باشند، در اندیشه دست یابی به هدف های زودگذر دنیوی می افتند و قدرت ابداع را برای پاسخ گویی به شهوات به کار می گیرند.

خداوند قوم لوط را به اموری ابتکاری و ابتداعی می شناسد و می فرماید: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَهَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ ؛ و لوط را [فرستادیم‏] هنگامى که به قوم خود گفت: «آیا آن کار زشت [ى‏] را مرتکب مى‏شوید، که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشى نگرفته است؟ ( اعرا ف، آیه ۸۰)

این کار زشت که ایشان ابداع کرده بودند و پیشتار در این عرصه بودند، لواط و مساحقه و هم جنس بازی بود. چنان که در آیه ۸۱ سوره اعراف در ادامه آیه پیشین آمده است: شما به جای زنان با مردان شهوت می رانید. شما مردمی تجاوزکار هستید.

همین مساله موجب شد تا ایشان به گناهانی عذاب شوند که در باره اقوام دیگر سابقه نداشته است. ایشان از نخستین اقوامی بودند که از آسمان سنگباران شدند (فرقان ، آیه ۴۰ و هود ،آیه ۸۲ و آیات دیگر) و این گونه بلای سنگ سار آسمانی پدید آمد. هم چنین ایشان به عذاب های دیگر چون صیحه و صدای وحشتاک(حجر ، آیه ۷۳)، توفانی از شن و سنگریزه (قمر ، آیات ۳۳ و ۳۷) ، زلزله (عکنوبت ، آیات ۳۳ و ۳۴) و زیر و رو شدن سرزمین و خانه هایشان (هود ، آیه ۸۲ ) گرفتار شدند.

امروزه اشکال جدیدی از گناهان از سوی مردم ابداع و اختراع می شود که می توان به گناهان اینترنتی، تلفن همراهی و مانند آن اشاره کرد که بسیاری از خانواده ها را از هم می پاشند و زمینه گسترش گناهان جدید را فراهم می آورد. این گونه است که بلاها و آفات و مصیبت ها نیز جدید و تازه است. نوآوری انسان در عرصه گناه به معنای نوآوری در اشکال جدید عذاب است. از امام رضا(ع) روایت است که فرمود: هر گاه بندگان، گناهان جدیدی را بیاورند که پیش از آن، نسبت به آن آگاهی نداشتند، خداوند بلاهای جدیدی را بر آنان می آورد که پیش از آن نبود و از آن آگاه نبودند.(وسایل الشیعه ، ج ۱۱ ، ص ۲۴۰)

خود کرده را تدبیر نیست

چنان که گفته شد همه بلاها و مصیبت ها از دستاوردهای بشری است. بنابراین مشکلات روحی و روانی ، مادی و معنوی در زندگی بشر و جوامع انسانی ریشه در رفتار و اعمال خود انسان دارد و بازتابی از آنهاست.

جالب این که برخی از موارد انسان نعمتی را دارا می باشد ولی آن را از دست می دهد. با نگاهی به آموزه های اسلامی این معنا اثبات می شود که خاستگاه این از دست رفتن ها را می بایست در خود جست و جو کرد. از امام صادق (ع) روایت است که فرمود: خداوند هیچ نعمتی را از بنده نمی گیرد مگر آن که گناهی مرتکب شده باشد و به سبب آن گناه استحقاق سلب آن نعمت را پیدا کند.(کافی ، کلینی ، ج ۲ ، ص ۲۷۴)

برخی از دوستان گلایه دارند که توفیق نماز شب از ایشان گرفته شده است. این اشخاص می بایست به خودشان مراجعه کنند که چه اعمالی را انجام داده اند که توفیق اجتهاد شبانه از ایشان گرفته شده و از برکات و مقام محمود آن بی نصیب شده اند؛ زیرا آدمی گاهی مرتکب گناه می شود و در اثر آن از نماز شب محروم می شود. تاثیر کار زشت در انسان سریعتر از تاثیر کارد در گوشت است.(محاسن ، برقی، ج ۱ ، ص ۱۱۵)

بنابراین می بایست گفت که خود کرده را تدبیر نیست و اگر شخص بخواهد ریشه یابی کند می بایست در خود جست و جو کند که چه گناه و خطایی را مرتکب شده است که این گونه از توفیقات الهی باز مانده است.

کاهش عمر

یکی از علل افزایش عمر آدمی و کاهش آن، صله رحم و قطع آن و نیز گناهان دیگر است. بسیاری از مردمان به اجل طبیعی نمی میرند. بسیاری از مرگ های ناگهانی از قبیل تصادفات و مانند آن ریشه در گناهان آدمی دارد که موجب می شود تا عمر کوتاه شود.

امام صادق (ع) می فرماید: من یموت بالذنوب اکثر منم یموت بالاجال و من یعیش بالاحسان اکثر ممن یعیش بالاعمار؛ شمار کسانی که در اثر گناه می میرند بیش از کسانی است که در اثر پایان عمرشان می میرند؛ و شمار کسانی که در اثر نیکوکاری زنده می مانند بیش از کسانی است که به خاطر عمرشان زنده می مانند.(بحارالانوار، ج ۷۳ ، ص ۳۶۳)

نگاهی به آثار برخی از گناهان

در این جا بهتر آن است که به آثار دنیوی برخی از گناهان اشاره شود؛ زیرا این گونه دانسته می شود که چرا به مصیبتی خاص گرفتار می شویم و راهکار ترک آن را نیز خواهیم آموخت.

بدنامی بسیاری از افراد به سبب دوستان ناباب است. از این روست که از انتخاب دوست بد پرهیز داده شده است ، زیرا آثار دنیوی آن، بدنامی خود شخص است؛ چرا که مردم با هم نشین وی او را می شناسند و معرفی می کنند.(کمله الرسول الاعظم، ص ۴۴۸)

از این روست که امام صادق(ع) در باره کسی که در مواضع تهمت قرار می گیرد می خواهد تا به جای سرزنش دیگران، خود را سرزنش کند؛ (وسایل الشیعه ، ج ۸ ، ص ۴۲۲) زیرا این رفتار خود اوست که وی را به این مصیبت افکنده است و محل تهمت قرار گرفته است. اگر از مواضع تهمت دوری می گزید هرگز متهم به این امور نمی شد؛ چرا که شخصی که با اهل تهمت نشست و برخاست دارد، سزاوارترین مردم به تهمت است.( مستدرک وسایل الشیعه ، ج ۲ ، ص ۶۵)

دروغگویی از مهم ترین عوامل خیانت((مجموعه ورام ، ج ۱ ، ص ۱۱۴) و خبائث(بحارالانوار، ج ۷۲ ، ص ۲۶۳) ، فجور (همان) ورود به دنیای نفاق(مجموعه ورام ، ج ۱ ، ص ۱۱۳)، خروج از مروت (بحارالانوار، ج ۷۲ ، ص ۲۵۹) و امور دیگری است که دنیای آدمی را همانند آخرت وی به تباهی می کشاند. ازاین روست که خداوند در آیه ۳۰ سوره حج فرمان می دهد تا از سخن دروغ و شهادت دروغ اجتناب و پرهیز شود.

خیانت عامل از میان رفتن برکات از شخص و جامعه است. از این روست که گفته اند هرگاه در جامعه ای خیانت ها آشکار شود برکات از آن جامعه رخت بر می بندد.(غرر الحکم ، ص ۳۱۲)

امام صادق (ع) از آثار و پیامدهای گسترش زنا در جامعه ای را افزایش مرگ های ناگهانی می داند و از پیامبر(ص) نقل می کند که آن حضرت(ص) می فرماید : اذا کثر الزنا من بعدی کثر موت الفجاه ؛ هر گاه پس از من زنا فراوان شود ، مرگ ناگهانی نیز فراوان می شود.(وسایل الشیعه، ج ۱۴ ، ص ۲۳۱)

امیرمومنان علی (ع) نیز زنا را باعث فقر و بینوایی آدمی می داند(بحارالانوار، ج ۷۹ ، ص ۲۳) و امام صادق(ع) می فرماید: زنا از جمله گناهانی است که جلوی روزی و رزق را می گیرد.(همان )

ارتباط گناه و زمین لرزه

از نظر بسیاری از مردم که در عصر علم و دانش به سر می برند، سخن گفتن از ارتباط میان گناه و زمین لرزه، بیش تر به طنز و جوک می مانند و آن را امری خرافی می دانند؛ ولی برای کسانی که فراتر از دانش های حسی به مساله می نگرند و جهان مادی را تنها بخشی از عوالم هستی بر می شمارند، نه تنها امری خرافی و یا طنز نمی باشد، بلکه مساله مهمی است که می بایست درباره حدود و مرزهای تاثیر آن اندیشید و راهکارهایی برای مقابله با تاثیرات سوء رفتار خود بر سرنوشت انسان، جامعه و زمین بیان کرد.

بر پایه آموزه های قرآنی، هیچ چیز هستی از دایره مالکیت و قدرت و ربوبیت الهی نیست و خداوند همان گونه که بر پایه قوانین تکوینی جهان را مدیریت می کند بر پایه سنت های الهی نیز جهان را به سمت و سویی هدایت می کند که حکمت و فلسفه آفرینش بدان تامین شود.

این گونه است که رفتارهای آدمی در جهان تکوین تاثیر می گذارد چنان که دعا و نیایش ها نیز این گونه عمل می کند. خداوند در اثبات این ارتباط تنگاتنگ در آیه ۹۶ سوره اعراف می فرماید که ایمان و تقوای مردمان موجب می شود تا درهای روزی به سوی ایشان باز شود و از برکات زمین و آسمان بهره مند شوند. این بدان معناست که رفتار آدمی در افزایش روزی، باران مناسب، تغییر آب و هوای مناسب و مانند آن تاثیر گذار است.

این آیه و آیات مشابه دیگر بر این نکته تاکید می ورزند که تمام رخدادهای جهان،‌ از علت هایی ناشی می شود که گاه از دید و نظر ما نهان است. بر این اساس است که حضرت امیرمومنان علی (ع) در دعای مشهور کمیل می فرماید: اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء؛ خدایا گناهانی که بلا نازل می کند بر من ببخش. زیرا جامعه برخی از گناهان چون زنا را مرتکب می شود که زلزله یکی از پیامدهای طبیعی آن خواهد بود. اگر به آیاتی که در باره عذاب های اقوامی چون نوح، عاد ، ثمود، لوط و مانند آن توجه شود، می بینیم که عذاب های هلاک کننده آنان، اموری چون سیل، زلزله ، توفان شن و سنگریزه و مانند آن بوده است که به ظاهر همان حوادث و رخدادهای طبیعی می باشد. بنابراین می بایست در اصل این عذاب های الهی نیز تردید شود اگر مبنا را همان تفسیر مادی از مسایل قرار دهیم.

هر چند خداوند همواره بر اسباب طبیعی جهان را مدیریت می کند، ولی این بدان معنا نیست که اسباب عالی تر را نفی کنیم. آن چه به نظر می رسد و در آزمایشگاه و دانش تجربی به دست می آید تنها عوامل قریب و نزدیک می باشد و عوامل دورتر و بعیدتر به چشم نمی آید. از این روست که باور تاثیر گناه بر ایجاد زلزله و یا مرگ ناگهانی، یا کاهش رزق و روزی به چشم نمی آید.

البته همان گونه که مرگ ناگهانی دلیل بر این معنا نیست که وی گناهی مرتکب شده است هم چنین اگر در جایی زلزله آمد، دلیل بر آن نیست که حتماً در همان نقطه گناهی روی داده، بلکه عوامل طبیعی ایجاد می شوند و مکانی که بیشتر آمادگی برای حادثه دارد، آسیب می بیند. در عین حال عوامل غیر از گناه مستقیم وجود دارد که به ایجاد حادث کمک می کند،‌ مثلاً تخریب طبیعت،‌ از بین بردن جنگل ها، ضعف پوشش گیاهی که عامل بروز سیل است که در اصل ریشه در جهل و گناه انسان های متجاوز دارد.

آنچه از آیات در قرآن از فساد و فسق و فحشا و منکر نهى شده و آن را عامل هلاکت و بلا دانسته ، بسیار است. در احادیث ، به صراحت از زنا به عنوان عامل زلزله و بلایاى دیگر در دنیا و عذاب هاى زیاد نام برده شده است . به چند روایت در این زمینه توجه مى کنیم .

پیامبر گرامی می فرماید: اذا کثر الزنا من بعدی کثر موت الفجأه؛ هر گاه پس از من زنا زیاد شود مرگ ناگهانی زیاد خواهد شد.( وسائل الشیعه، کتاب نکاح، ص۲۳۱)

وی هم چنین می فرماید: الزنا یورث الفقر و یدع الدیار بلاقع؛ زنا مورث فقر است و آبادی‌ها را ویران خواهد نمود (وسائل الشیعه، کتاب نکاح، باب ۱، ص۲۳۳)

امام صادق (ع) فرمودند: اذا فشا الزنا ظهرت الزلازل ؛زمانى که زنا گسترده و عمومى شود، زلزله ها پدیدار مى گردد.