آثار دنیوی و اجتماعی قرض الحسنه

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان موجودی حکیم و فرزانه است؛ زیرا کاری را بدون هدف انجام نمی دهد، به طوری که حتی در کارهایی که به ظاهر هدفی نیست، یک هدف خیالی یا توهمی از نظر فاعل وجود دارد که به خطا و اشتباه یا هر عاملی دیگری آن را هدف مفید و مقبولی دانسته و به انجام آن رو آورده است؛ تصور هدف و تصدیق به فایده موجب می شود تا انسان کارهایی را انجام داده و عزم جدی بر انجام آن داشته باشد. بر این اساس، شناخت نسبت به آثار قرض الحسنه و فهمیدن آن، می تواند خود انگیزه ای برای انسان در انجام این عمل صالح، نیک و خوب ایجاد کند. بر همین اساس، نویسنده به سراغ آموزه های وحیانی قرآن و آیات و روایات رفته تا نگاهی به برخی از آثار قرض الحسنه از منظر قرآن داشته باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم اصطلاحی قرض الحسنه

قرض در لغت به معناى جدا کردن جزء از کل، بخشی از چیزی و بریدن است که واژه «مقراض» به معنای قیچی در برخی از مناطق ایران از جمله شمال هنوز کاربرد دارد.

این واژه قرض در کاربردهای اقتصادی، به معنای جداد کردن و اعطاى بخشى از مال است، به صورتى که قرض دهنده آن را بتواند در زمان مقرر به نام اجل و مهلت باز پس گیرد.(نگاه کنید: الصحاح، ج ۳، ص ۱۱۰۲ «قرض»؛ تاج العروس، ج ۱۰، ص ۱۳۷، «قرض».)

قرض در اصطلاح فقه، تملیک مال به دیگرى با ضمانت است به اینکه بر عهده او باز گرداندن مال باشد، اعمّ از اینکه عین یا مثل و یا قیمت آن باشد .( تحریرالوسیله، ح ۱، ص ۵۹۹)

در آموزه های قرآنی، واژه قرض با صفت «حسن» در آیه ۲۰ سوره مزمل با جمله » وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا » به کار رفته است و ترکیب « قرضاً حسناً » که از آن در عرف مسلمانان به قرض الحسنه تعبیر مى شود، به معناى انفاق است.( التبیان، ج ۹، ص ۵۲۹؛ مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۶۰۷ و ج ۹ – ۱۰، ص ۳۵۸)

به نظر برخى از مفسران قرآن، مراد از قرض حسن، قرض دادن مالی به انسانهاى محتاج به صورت حقیقى است.(زبده البیان، اردبیلی، ص ۵۷۲.) که اصطلاح فقهى نیز به همین معنا است.

البته در فقه اسلامی واژه دیگری چون «دَین» به فتح دال نیز در مسایل مالی به کار گرفته می شود که به معنای تعهدات مالی است که بر گردن گرفته می شود. رابطه «دَیْن» با قرض الحسنه، رابطه عموم و خصوص است؛ زیرا دَیْن مالى است کلّى که در ذمّه فرد ثابت مى شود، چه به وسیله اقتراض باشد و یا قرار گرفتن مبیع در بیع سَلَم یا ثَمَن در نسیه یا اجرت در اجاره یا صداق در نکاح و غیر آن؛ در حالی که قرض، ثابت شدن مال کلّى در ذمّه فقط به صورت اقتراض است.( تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۵۹۵)

آن چه در این جا درباره قرض الحسنه سخن به میان می آید همان مفهوم فقهی است؛ یعنی مقصود از آن قرض دادن مالی به انسانهاى محتاج به صورت حقیقى است. برای استنباط آثار قرض الحسنه لازم است افزون بر خود «قرضاً حسناً» از واژه هاى «دَیْن»، «ذوعسره»، و «معروف» و مانند آن ها استفاده می شود؛ زیرا مراد تفسیر قرآن به قرآن است که محدود به الفاظ خاص نیست، بلکه مفاهیم مربوط به آن مورد توجه قرار می گیرد.

اهمیت قرض الحسنه در زندگی

از نظر قرآن، قرض الحسنه به نسبت به دیگر انفاقات مالی از اهمیت بیش تری برخوردار است؛ زیرا صدقات مالی حتی اگر به نسبت به محروم انجام شود، ممکن است در جایی خودش باشد یا نباشد؛ اما قرض را کسی می گیرد که نیازمند مالی است و برای مقاصد خاصی به گرفتن قرض اقدام می کند.

از آن جایی که قرض کننده در نیاز به سراغ قرض دهنده می آید، می توان او را فراتر از سائل عادی تلقی کرد که درخواستی را می کند که لازم است درخواست نیز وی در حد توان انجام شود؛ زیرا از نظر قرآن، برای سائلان و محرومان، حقی در هر مالی در اختیار قرار داده شده است؛ زیرا از نظر قرآن، همه اموال در اختیار انسان، مالی امانی است و انسان مالک حقیقی آن نیست، بلکه مالک اعتباری است که به شکل امانی نیز در اختیار اوست؛ چرا که مالک حقیقی هر مالی خدا است که به انسان داده می شود(نور، آیه ۳۳)؛ بنابراین محرومان و سائلان، به شکل مشاعی، در هر مالی شریک هستند و تا حق ایشان تادیه نشود، مال خالص نمی شود.(معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ ذاریات، آیه ۱۹)

از نظر قرآن، صدقاتی که شخص به دیگرانی غیر از سائل و محروم می دهد، صدقات عامی است که موجب رهایی انسان از گرفتاری های زندگی حتی فقر می شود، بنابراین، بهتراست که برای رهایی فقر، فقیر از مال در اختیار خویش، صدقه دهد تا برکت در زندگی او ایجاد شود و از فقر رهایی یابد؛ خدا به صراحت فرمان می دهد که برای رهایی از تنگدستی و رسیدن به گشایش در روزی از هر چه دارید، انفاق کنید؛ زیرا خدا می فرماید: لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ الله لَا یُکَلِّفُ اللَه نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَیَجْعَلُ الله بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا ؛ بر توانگر است که از دارایى خود هزینه کند و هر که روزى او تنگ باشد باید از آنچه خدا به او داده صدقه دهد و انفاق کند. خدا هیچ کس را جز به اندازه آنچه به او داده است تکلیف نمى‌‏کند. خدا به زودى پس از دشوارى آسانى فراهم مى ‏کند. (طلاق، آیه ۷)

از نظر قرآن، صدقه دادن و انفاق کردن عام، باید مداوم باشد تا تاثیر خودش را بگذارد، در حالی که درباره قرض الحسنه می گوید، پاسخ مثبت دادن به قرض گیرنده، حتی یک بار کفایت می کند؛ از این روست که در قرآن، قرض با فعل ماضی «اقرضوا»(حدید، آیه ۱۸؛ مزمل، آیه ۲۰) یا مضارع «یقرض»(بقره، آیه ۲۴۵ ) مطرح می شود که در تحقق آن انجام یک بار عمل کفایت می کند، در حالی که صدقه با اسم فاعل «مصدقین و مصدقات»(حدید، آیه ۱۸) یا «متصدقین و متصدقات»(احزاب، آیه ۳۵؛ یوسف، آیه ۸۸) به کار می رود که باید فعل چنان تکرار شود تا صفت، ملکه یا مقوم ذاتی شخص در آید. بنابراین، با یک یا چند بار صدقه دادن نمی توان گفت که شخص دارای صفت صدقه دهنده می شود.

هم چنین از نظر قرآن، قرض دادن به شخص در حقیقت قرض دادن به خدا است؛ یعنی همان طوری که شخص در صدقات، انفاق مالی می کند، خدا آن را می گیرد(توبه، آیه ۱۰۴)، در قرض الحسنه نیز این مال را خدا می گیرد، و دست شخص قرض گیرنده در حقیقت دست خدا است: وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا؛ و به خدا قرض نیکو بدهید.(مزمل، آیه ۲۰) بنابراین، در چنین اموالی از جهات گوناگون برکات است و ربای واقعی که همان رشد در ابعاد گوناگون از جمله رشد مالی است، در چنین امری است.(بقره، آیات ۲۷۱ و ۲۷۶)

بر اساس روایات، قرض دادن بهتر از صدقه دادن است؛ زیرا پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم می فرماید: اَلصَّدَقَهُ بِعَشرَهٍ وَ القَرضُ بِثَمانِیَهَ عَشرَ وَ صِلَهُ الاِخوانِ بِعِشرینَ وَ صِلَهُ الرَّحِمِ بِاَربَعَهٍ وَ عِشرینَ؛ صدقه دادن، ده حسنه، قرض دادن، هجده حسنه، رابطه با برادران مسلمان، بیست حسنه و صله رحم، بیست و چهار حسنه دارد.(کافى، الاسلامیه، ج۴، ص۱۰)

از نظر قرآن، قرض الحسنه به نسبت به دیگر صدقات و انفاقات مالی، از نظر ارزشی از جایگاه بیش تر و اهمیت بالاتری است؛ از این روست که خدا می فرماید: إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ ؛ در حقیقت مردان و زنان صدقه‏ دهنده و آنان که به خدا وامى نیکو داده‏ اند ایشان را پاداش دو چندان گردد و اجرى نیکو خواهند داشت. (حدید، آیه ۱۸)

البته در برخی از آیات از جمله ۲۶۱ سوره بقره از مضاعف شدن انفاق نیز سخن به میان آمده است، که به نظر می رسد این تضاعف نسبت به قرض الحسنه کم تر است؛ چنان که از روایات پیامبر(ص) فهمیده می شود؛ بنابراین، فرق میان صدقات و انفاقات مالی با قرض الحسنه در میزان تضاعف است و هم چنین لزوم تکرار در صدقه و انفاق یا عدم لزوم تکرار در قرض الحسنه است.

از نظر قرآن، همان طوری که انواع انفاقات و صدقات مالی از اهمیت برخوردار بوده و خدا در کنار نماز آن را مطرح می کند تا معلوم شود ارزش مسایل اقتصادی همانند اهمیت مسایل صرف عبادی است(بقره، آیه ۳)؛ هم چنین برای اهمیت قرض الحسنه آن را در کنار دیگر عبادت از جمله نماز و زکات مطرح می کند تا این نوع قرض اهمیت خود را در میان مومنان به دست آورد.(مزمل، آیه ۲۰)

باید توجه داشت که در قرض الحسنه اصل مال دوباره به قرض دهنده باز می گردد، در حالی که در صدقات و انفاقات چنین بازگشتی مطرح نیست؛ ولی با آن که اصل مال به صاحب آن باز می گردد و نمی بایست این اندازه مورد اهمیت باشد، اما از نظر قرآن و روایات، قرض الحسنه از انفاقات دیگر که بازگشتی در اصل سرمایه به ظاهر نیست، بسیار با اهمیت تر و ارزشی تر است؛ از این روست که از اضعاف مضاعف قرض الحسنه حتی نسبت به صدقات و انفاقات سخن به میان آمده است.

از نظر قرآن، قرض الحسنه از مصادیق شکرگزاری نسبت به خدا و نشانه ای از حلم و بردباری انسان است که مال را در اختیار دیگران قرار می دهد.(تغابن، آیه ۱۷) کسی که قرض الحسنه می دهد مظهر اسمای شکور و حلیم است.(همان)

آثار دنیوی و اجتماعی قرض الحسنه

از آن چه بیان شد می توان دریافت که قرض الحسنه نقش بسیار مهمی در زندگی مادی و معنوی انسان در دنیا دارد؛ زیرا قرض الحسنه پیش از آن که به دیگری سودی برساند که همان قرض گیرنده است، به خود قرض دهنده سود و برکت می رساند و از نظر مادی و معنوی شخص را از پاداش های متعدد و متنوع آن بهره مند می سازد.

در آیات و روایات آثار بسیاری برای قرض الحسنه بیان شده است که برخی از مهم ترین آنها در زندگی دنیوی عبارتند از :

  1. برکات بی شمار: از نظر قرآن پاداش قرض الحسنه نامحدود و غیر قابل شمارش است(بقره، آیه ۲۴۵)؛ زیرا «مضاعفه» مصدر «یضاعف» به دو چندان کردن و بالاتر از آن گفته مى شود. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۰۸، «ضعف») و صفت «کثیره» در «اضعافاً کثیره» به معناى غیر قابل شمارش است.(مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۶۰۷ – ۶۰۸) بنابراین، شخصی که مبلغی را قرض می دهد و پس از پایان اجل آن را پس می گیرد، نه تنها اصل سرمایه خود را دارد، بلکه از برکات مادی و معنوی غیر قابل شمارش آن نیز بهره می گیرد، به طوری که از نظر کمیت مقداری غیر قابل شمارش و از نظر کمیت زمانی، نامحدود است.
  2. پاداش کریمانه: از نظر قرآن، قرض الحسنه موجب می شود تا شخص از پاداش کریمانه ای برخوردار شود و در محیط اجتماعی مورد عنایت مردم قرار گیرد؛ زیرا کرامتی که می کند او را در جرگه کریمان قرار می دهد و از کرامت اجتماعی سود می برد. از این روست که در آیات قرآنی، پاداش کریم به او نسبت داده می شود تا نشان دهد در همه حالات از جمله اجتماع دنیوی، شخص قرض دهنده، کریم خواهد زیست و از هر گونه اهانت به دور خواهد ماند.(حدید، آیات۱۱ و ۱۸)
  3. نورانیت: انسانی که قرض الحسنه می دهد، از نورانیتی برخوردار می شود که تجلیگاه اصلی آن روز قیامت است؛ زیرا از نظر قرآن هر کسی نوری که دارد از همین دنیا کسب کرده و با خود به قیامت می برد؛ پس اگر قرض دهنده دارای نوری در قیامت است، این نور را در دنیا کسب کرده و اکنون دارا است.(حدید، آیات۱۱ تا ۱۳)
  4. رهایی از بدی ها: انسان اگر گرفتار بدی و سیئات است، می تواند با قرض الحسنه خود را از آثار آن در همین دنیا رها کند و مشکلات و تبعات بدی ها در زندگی اش نمود نیابد.(مائده، آیه ۱۲)
  5. رهایی از عسرت: از نظر قرآن، صدقه دادن در هر شکلی موجب رهایی انسان از عسرت و تنگدستی است؛ بنابراین، کسی که به نیازمند و محتاج به میزان توانش قرض الحسنه می دهد، خود را نیز از عسرت می رهاند؛ البته اگر شخص قرض دهنده، قرض گیرنده را در عسرت پس دادن قرض یافت، بهتر است که به او مهلت دهد و اگر حتی آن مبلغ را بگذرد و صدقه قرار دهد، خداوند نیز به او عنایت کرده و کریمانه با او برخورد کرده و او را از مشکلات و عسرت می رهاند.(بقره، آیه ۲۸۰) در روایتى امام صادق(علیه السلام) در تفسیر «ان کنتم تعلمون» فرمود: اگر مى دانید که بدهکار معسر و تنگدست است، آن را بر او صدقه دهید. (تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۹۵، ح ۱۱۸۲) از همین رو گفته شده که عفو در قرض الحسنه، در صورت عدم تمکین مالى شخص قرض گیرنده استحباب دارد.(بقره، آیه ۲۸۰) پس از نظر قرآن، مهلت دادن به قرض گیرنده و بدهکار تنگدست تا هنگام پرداخت بدهى خویش به سهولت امری واجب و عفو و صدقه قراردادن قرض امری مستحب از نظر قرآن است.(همان) اصولا از نظر امام صادق علیه السلام مالی برای همین امور است؛ ایشان می فرماید: لَا خَیْرَ فِیمَنْ لَا یُحِبُّ جَمْعَ الْمَالِ مِنْ حَلَالٍ فَیَکُفَّ بِهِ وَجْهَهُ وَ یَقْضِیَ بِهِ دَیْنَه‏؛ خیرى در آن کس نیست که دوست ندارد از راه حلال مالى بدست آورد که آبرویش را حفظ و قرضش را با آن ادا نماید.( من لا یحضره الفقیه ج‏۳، ص ۱۶۶ ، ح۳۶۱۵) البته خدا قرض گیرنده را یاری می کند تا قرض خویش را بپردازد؛ زیرا پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم می فرماید : إِنَّ اللّه‏َ تَعالى مَعَ الدّائِنِ حَتّى یَقْضىَ دَیْنَهُ مالَمْ یَکُنْ دَیْنُهُ فیما یَکْرَهُ اللّه‏ُ؛ خداوند یار قرض‏دار است تا قرض خود را بپردازد به‏ شرط آن‏که قرض وى بر خلاف رضاى خدا نباشد.(نهج الفصاحه ص۳۰۳، ح ۷۳۳ ؛ شبیه این حدیث در بحارالانوار، بیروت، ج۱۰۰ ، ص۱۴۳ ، ح۱۴ ) امام صادق علیه السلام درباره بخشش و عفو از قرض گیرنده می فرماید: لاِنْ اُقْرِضَ قَرْضا اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اَصِلَ بِمِثْلِهِ؛ مالى را قرض بدهم، بیشتر دوست دارم تا آن را ببخشم.(بحارالانور، بیروت، ج ۱۰۰، ص ۱۳۹، ح ۵) امام على علیه السلام درباره تاثیر قرض الحسنه در زندگی می فرماید: وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فى حالِ غِناکَ لِیَجْعَلَ قَضاءَهُ لَکَ فى یَوْمِ عُسْرَتِکَ؛ غنیمت بدان کسى را که در زمان توانگریت از تو قرض بخواهد تا در روز تنگدستى ات بپردازد.(نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۳۹۸ ، از نامه ۳۱) به هر حال انسانی گاهی خود نیاز به قرض پیدا می کند، اگر قرض دهید، دیگران نیز به شما قرض می دهند و این گونه زندگی بر انسان آسان می شود؛ البته انسان بیش تر در روز قیامت در تنگنای بیشتری است که آن روز خدا دست ایشان را می گیرد.
  6. اجابت دعا: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برخی از افراد مستجاب دعوت هستند و خدا دعای آنان را اجابت می کند. از نظر آموزه های اسلامی غیر مضطر که مستجاب الدعوه است(نمل، آیه ۶۲)، کسی که به معسر مهلت دهد، او نیز مستجاب الدعوه خواهد بود. پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم می فرماید: مَنْ أَرادَ ان تُسْتَجابُ دَعْوَتُهُ وَأَنْ تُکْشَفَ کُرْبَتُهُ فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ؛ هر کس مى خواهد دعایش مستجاب و اندوهش برطرف شود، به تنگدست مهلت دهد.(نهج الفصاحه ص۷۵۹ ، ح۲۹۶۱ )
  7. جلب محبت: از نظر قرآن، قرض دادن موجب می شود که انسان از پاداش های متعدد و متنوعی بهره مند شود که از جمله آن ها جلب محبت است. اگر کسی بخواهد محبت مردم نصیب او بشود و در اجتماع محبوب قرار گیرد، می تواند از قرض الحسنه برای این مهم بهره گیرد؛ زیرا امام صادق علیه السلام می فرماید: ثَلاثٌ تـُورِثُ المَحَبَّه: الـدَیـنُ وَ التَّـواضُعُ وَ البَذلُ؛ سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن و فـروتنـى و بخشـش.(تحف العقول ص ۳۱۶)
  8. بهره مندی آثار زکات در دنیا: کسی که بخواهد از آثار زکات برخوردار شود که از جمله آن ها رشد و برکت در مال و زندگی است، می بایست به قرض گیرنده مهلت دهد؛ زیرا رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:: مَنْ اَقْرَضَ مُؤْمِنا قَرْضا یَنْتَظِرُبِهِ مَیْسُورَهُ کانَ مالُهُ فِى زَکاهٍ وَ کانَ هُوَ فِى صَلاهٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ حَتّى یُؤَدِّیَهُ اِلَیْهِ؛ هر کس به مؤمنى قرض بدهد و منتظر بماند تا قرض گیرنده گشایش (در کارش) یابد، آن مال ثواب زکات خواهد داشت و قرض دهنده مورد درود فرشتگان باشد تا آنکه قرض گیرنده قرضش را ادا نماید.( بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۱۳۹) بریده اسلمی نیز می گوید: سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ: مَنْ اَنْظَرَ مُعْسِرا فَلَهُ کَلَّ یَوْمٍ صَدَقَهٌ قَبْلَ اَنْ یَحِلَّ الدَّیْنُ فَاِذا حَلَّ الدَّیْنُ فَاَنْظَرَهُ بَعْدَ ذلِـکَ فَلَهُ کُلَّ یَوْمٍ مِثْلَیْهِ صَدَقَهٌ؛ از پیامبر خدا صلی الله علیه و آلهشنیدم که مى فرمود: کسى که به تنگدست مهلت دهد، قبل از رسیدن موعد پرداخت در مقابل هر روز، به اندازه آن مال براى او صدقه محسوب مى شود؛ و وقتى که موعد پرداخت رسید، در مقابل هر روز مهلت، دو برابر آن براى صدقه بحساب مى آید.( الترغیب و الترهیب، ج ۲، ص ۴۴ )