آثار دخالت سوگند در معاملات

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان در زندگی دنیوی نیاز به معاملات گوناگون دارد؛ زیرا انسان در دنیا ناچار است تا زندگی اجتماعی داشته و داد و ستد کند تا نیازهای خویش را برآورده سازد. از نظر قرآن، همین نیازهای مادی دنیوی که در قالب معاملات بر طرف می شود، انسان را وادار می سازد تا کارهایی را انجام دهد که از جمله آنها ادخال سوگند در معامله است.

خدا به مومنان هشدار می دهد حتی اگر سوگند آنان راست باشد، در معاملات خویش سوگند را دخالت ندهند؛ زیرا این عمل، تبعات زیانباری دارد که از جمله آنها سست شدن ایمان خود و بستن راه خدا بر دیگران است.

دخالت سوگند در معاملات مصداق دین فروشی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، در هر معامله عناصری چون عدالت به ویژه قسطی، صداقت، امانت و وفا به عهد و عقد می بایست مد نظر قرار گیرد؛ زیرا فقدان هر یک از این عناصر موجب می شود تا انسان از مسیر تقوای الهی خارج شود و به فسق و فجور سوق داده شده و سعادت دنیوی و اخروی خویش را تباه سازد.

بر اساس آیه ۹۴ سوره نحل، انسان اگر معامله ای انجام می دهد، وقتی این چهارگانه را مراعات کند، دیگر نیازی نیست تا با قسم و سوگند بخواهد حرف خویش را به کرسی بنشاند؛ زیرا این سوگندها موجب می شود، گام های استوار به سستی و لرزش گراید و موجبات دوری مردم از راه خدا گردد و این گونه به خود و دیگران آسیب برسانید و برای خویش عذاب عظیم اخروی را به جان بخرید. بنابراین، انسان عاقل مومن می بایست از دخالت سوگند در معاملات خودداری کند.

به نظر می رسد که انسان نمی بایست هیچ گونه قسم و سوگندی را در معاملات خویش به کار گیرد. پس اگر سوگند راست جایز نیست و چنین تبعات و پیامدهایی دارد؛ سوگند دروغ بسیار خطرناک است؛ زیرا کسی که خدا را در سوگندهای خویش برای انجام معاملات و خرید و فروش دخالت می دهد، در حقیقت نه تنها راه مستقیم مردم را بسته و آنان را از حرکت در این راه باز داشته است، بلکه برای دست یابی به متاع اندک دنیوی، دین فروشی کرده است؛ زیرا دین فروشی تنها به این نیست که عالمان دینی بر اساس آن امرار معاش کنند و زندگی خویش را با آن تامین نمایند و برای رضایت مردم به بدعت در دین بپردازند و چیزهایی که جزو دین نیست به عنوان دین به خورد مردم بدهند و ثروتی بیاندوزند، بلکه از مصادیق دین فروشی این است که انسان با سوگند راست و دروغش بخواهد کالایی را بفروشد یا معامله ای انجام دهد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دین به عنوان «عهد الله» مسئولیتی است که بر عهده انسان گذاشته شده و انسان می بایست متعهد به عهد با خدا باشد. انسان در الست عهد بسته که جز خدا را به خدایی نگیرد و پروردگارش قرار ندهد و بر صراط مستقیم هدایت های فطری و تشریعی عمل کند. پس اگر انسان چنین عهدی با خدا بسته است. او مسئول است تا آن را انجام دهد و بی وفایی و بدعهدی نکند؛ چرا که فطرت الهی انسان، وفا به عقود و عهود را حق دانسته و بدان گرایش داشته و از خیانت نسبت برحذر داشته و از این دومی گریزش دارد؛ پس هر گاه انسان فطرت محور، چنین شناخت و گرایشی دارد، انسان می بایست به این عهد الهی وفا کند.

وفا به عهد الهی که همان دین فطری است، مقتضای این معنا است که انسان برای کسب درآمد آن را در معرض خطر قرار ندهد و با دین فروشی معامله ای را انجام ندهد و مالی را کسب نکند. از همین روست که خدا پس از آن که می فرماید: لاتتخذوا ایمانکم دخلا بینکم(نحل، آیه ۹۴) نسبت به دین فروشی هشدار می دهد و می فرماید: لا تشتروا بعهدالله ثمنا قلیلا انّ ما عندالله هو خیر لکم ان کنتم تعلمون ما عندکم ینفد و ما عندالله باق؛ پیمان و عهد الهی را به بهایی اندک نفروشید؛ زیرا آن چه نزد خداست برای شما بهتر است اگر بدانید؛ یعنی ارزش وفای به عهد الهی قابل مقایسه با آن درآمدی نیست که از طریق دین فروشی و دخالت خدا در معامله از طریق سوگند به دست می آورید؛ چرا که آن چه از ثروت و مال از طریق سوگند و دین فروشی به دست می آورید ، فانی می شود. پس اگر پاداش اخروی می خواهید هماره صبر و شکیبایی ورزید و در سه گانه اطاعت و مصبیت و معصیت خدا را در نظر بگیرید. (نحل، آیات ۹۵ تا ۹۶)

باید توجه داشت که کتابت «انّما» در رسم الخط قرآن عثمان طه غلط است؛ چنان که موارد مشابه در بسیاری از آیات دیگر مانند «انما غنتم» وجود دارد که به غلط آن نگارش را استمرار بخشیده و برخی کورکورانه به تبعیت غلطی، آن را ادامه می دهند، و با همان رسم الخط غلط می نویسند؛ زیرا پیشینانی غلط نگاشته اند؛ حال اگر پیشینان متوجه نبودند، ما نیز می بایست همان راه را برویم. در هر دو مورد رسم الخط درست، «انّ ما» است؛ زیرا «ما» در این عبارت های قرآنی، موصوله است نه مای کافّه؛ یعنی به راستی آن چه نزد خداست، آن برای شما خیر است.

به هرحال، از نظر قرآن، دخالت بخشی سوگند در معاملات، دین فروشی است. این دین فروشی از سوی کسانی که دین را اختیار کردند و تلاش داشتند تا بر اساس فلسفه و سبک زندگی دینی عمل ، مانند آن است که پس از تثبیت دین و استوارسازی در آن، گام های استوار خویش را سست کنند؛ زیرا دخالت دادن سوگند در معاملات، برای این انجام می شود تا شخص متاعی را به دست آورد و معامله ای را انجام دهد. پس اگر انسانی خدا و دین را در معامله وارد کند و بخواهد از آن طریق درآمدی کسب کند، در حقیقت دین را به دنیا فروخته است. چنین رفتاری یکی از عوامل مهم در ایجاد سستی در دین مردم می شود ، به گونه ای که مردم را از راه خدا باز می دارند؛ زیرا دیگران می بینند که شخص برای انجام معامله ای به دین و سوگند به خدا متوسل می شود.

شکی نیست که از نظر قرآن، کسی که دین را وسیله کسب درآمدی دنیوی خویش قرار می دهد، به سبب آن که موجب بازداشت مردم از دین حق می شود، خشم الهی و عذاب عظیم او را به جان خریده است.(نحل، آیه ۹۴)

رهایی از سوگند با کفاره

البته خدا بر مردمان سخت گیری نمی کند؛ زیرا برخی از مردم عادت دارند که سوگندهای لغو و بی هدف بخورند و در حقیقت سوگند لقلقه زبان آنان است. از همین روست که خدا آنان را نسبت به این سوگندهایی که لقلقه زبان است و به قصد دخالت در معامله نمی گوید، مواخذه و مجازات نمی کند.(مائده، آیه ۸۹) اما نسبت به سوگندهایی که از روی عمد خورده می شود و شخص با این سوگندها بر آن است تا معامله ای را انجام دهد، خوش ندارد و از آن برحذر می دارد.

خدا به مردمان هشدار می دهد که نسبت به قلوب آنان آگاهی تمام دارد و می داند به چه هدفی سوگند می خورید، آیا لقلقه زبان و لغو و بیهوده است، یا برای اهداف دنیوی است؟ پس اگر لغو باشد، کاری ندارد، ولی اگر برای اهداف دنیوی باشد، باید پاسخگو باشد.(بقره، آیه ۲۲۵)

از نظر قرآن، اگر انسانی به هر دلیلی سوگند بخورد، خدای غفور و علیم و حکیم راهکارهایی را به انسان نشان می دهد تا بتوانند سوگند خویش را بشکنند و از تعهد آن شانه خالی کنند. از جمله این راه ها همین کفاره دادن است.(تحریم، آیه ۲؛ مائده، آیه ۸۹) شخص می بایست به عنوان سوگند ده مسکین را اطعام کند یا لباسی بپوشاند یا بهره ای را آزاد کنند. اگر درآمدی نداشته باشد می تواند سه روز را روزه بگیرد.(مائده، آیه ۸۹)

در حقیقت، خدا با این راهکارها بر آن است تا مردم به عرصه سوگند وارد نشوند و فرهنگ پرهیز از سوگند در آنان نهادینه شود؛ زیرا سوگند خوردن به هر شکلی و عنوان و بهانه ای می تواند به شخص یا دین خود و دیگران آسیب برساند.

از نظر قرآن، شخصی که اهل ایمان است و برای انجام معاملات دنیا و کسب درآمد مادی و ثروت، سوگند را دخالت می دهد، همانند زنی است که پنبه ای را بافته، سپس آن را پس از استحکام و استوارسازی وا می تاباند.(نحل، آیه ۹۲) این همان چیزی است که خدا در آیه ۹۴ به عنوان « فتزل قدم بعد ثبوت؛ لغزش قدم پس از ثبوت و استواریش» تعبیر کرده است.