آثار توکل بر خدا از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

توکل از مراتب «ثقه» به خدا است که عالی ترین مرتبه و درجه آن، تفویض امور به طور کامل به خدا است. کسی که به خدا توکل می کند، دیگر به کسی جز خدا اعتماد ندارد؛ زیرا خود و دیگران را فقیر و عاجز و ناتوان می یابد و تنها خدا را غنی بالذات می داند. پس همان طوری که عبودیت را در توحید خالص برای خدا قرار می دهد، هم چنین استعانت را فقط از او می جوید و می خواهد و به خود و دیگری اعتمادی ندارد. این گونه است که با نردبانی استوار به سوی مقاصد عالی حرکت می کند و هر چه خدا برایش اراده و مشیت می کند، به دست می آورد تا جایی که اگر حکم قضا و قدر الهی بر دیگران تنگ شود، فضای برای متوکل چنان گشوده است که دیگر حزن و خوفی در او راه نمی یابد و به نهایت درجه اطمینان و آرامش می رسد.

حقیقت توکل از نظر قرآن

واژه توکل از ریشه «وکل» است. وکل در لغت عربی به معنای عجز، جبان و بلیه آمده است. پس کسی که توکل می کند، می داند که ناتوان و ترس و بلا گریبانش را گرفته است و نمی تواند بر اساس دارایی خویش چیزی را به دست آورد یا کاری را انجام دهد. از همین روست که دنبال چیزی می رود که بدان تکیه و اعتماد کرده و مقاصد خویش را به دست آورد و از خوف به امان، و از بلیه به نعمت و از عجز به قوت و قدرت برسد.

پس واژه «وکل» که به معانی پیش گفته ، از افعال لازم است؛ و اگر بخواهد متعدی شود نیازمند حروف «الی و علی» است. این گونه است که معنای «وکل الی» و «وکل علیه» به معنای تکیه و اعتماد به دیگری است که با واگذاری و تفویض کار و امر به نهایت وثاقت می رسد. (لسان‌العرب، ج ۱۵، ص ۳۸۸، «وکل»؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۸۸۲ ، «وکل»؛ المصباح، ج ۱ ـ ۲، ص ۶۷۰ ، «وکل»)

در حقیقت شخصی که خود را گرفتار بلایا و جبن و عجز می یابد، با تکیه و اعتماد به دیگری، خود را از آنها دور می سازد و به نیرو و توانایی یعنی قوت و قدرت می رسد و مقاصد خویش را این گونه برآورده می سازد.

البته توکل به دیگری خود بیانگر نهایت «ثقه» و اطمینان به دیگری است. چنان که بیانگر این است که می توان با تکیه بر دیگری خود را از شرور و صفات بد و زشت در امان نگه داشت. در این صورت می بایست از نظر توکل کننده، وکیل کسی باشد که از قوت و نیروی بسیاری برخوردار است که می تواند همه مشکلات او را که ذاتی یا عارضی است، بر طرف نماید.

توکل با تسلیم امور به دیگری آغاز می شود و متوکل با تکیه بر وکیل خویش، دیگر کاری به کار ندارد. از همین روست که توکل امری فراتر از استعانت و معاونت خواهی است؛ زیرا در توکل، شخص امور را تسلیم وکیل کرده و با اعتماد کامل به او، امور خویش را واگذار کرده و تفویض نموده است.

متوکّل بر آن است تا امورش به خودش واگذار نشود؛ زیرا از ناتوانی و عجز خویش آگاه است؛ از همین روست که از خدا می خواهد: اللهُمَّ فَلاَ تَکِلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً ؛ خدایا هرگز حتی بر چشم هم زدنی، مرا به خودم رها مکن! (تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج ۲ ، ص ۷۴ ؛ تفسیر نورالثقلین، شیخ حویزی ، ج۳ ، ص ۴۵۱ ؛ بحارالانوار، ج۱۶، ص ۲۱۷ ، ح ۶ ؛ میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، ج ۴ ، ص ۳۲۳۲)

از نظر قرآن، در هستی هیچ موجودی نیست که بتوان به آن «توکل» کامل داشت؛ زیرا تنها کسی که به عنوان «ثقه» می توان به او اعتماد کرد، همان خدای تعالی است که «غنی حمید» است؛ چرا که دیگران همه فقیر به سوی او هستند و در دایره مشیت و اراده او عمل می کنند و هیچ گونه اراده و اختیاری جز تحت اراده الهی و مشیت او ندارند؛ زیرا انسان ها که دارای مشیت و اراده هستند، خود ایشان نیز محدود به مشیت و اراده الهی هستند و تنها در چارچوب آن می توانند عمل کنند: وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ؛ مشیت نمی کنید مگر آن چه را خدا پروردگار جهانیان مشیت می کند.(تکویر، آیه ۲۹؛ انسان، آیه ۳۰) در این صورت دیگر جای فرشتگان و دیگران معلوم است؛ زیرا آنها هیچ گونه اراده و حق انتخاب آزادی ندارند، بلکه تسلیم محض خدا هستند: لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ؛ فرشتگان خدا را در چیزی که مامور کرده ، عصیان نمی کنند و به هر چیزی که مامور هستند، عمل می کنند.(تحریم، آیه ۶؛ نحل، آیه ۵۰)

بنابراین، انسان دارای فقر هویتی و ذاتی فقط می تواند به خدای غنی حمید توکل کند(فاطر، آیه ۱۵؛ هود، آیه ۸۸؛ ابراهیم، آیه ۱۱؛ یوسف، آیه ۶۷) از همین روست که حضرت امام محمد تقی الجواد(ع) می فرماید: الثِّقَهُ بِاللّه ِ ثَمَنٌ لِکُلِّ غالٍ وَسـُلَّمٌ اِلى کُلِّ عـالٍ؛ وثاقت و اطمینان به خدا بهای هر چیز گرانبها و نردبان هر عالی و بلندی است.(بحارالانوار، ج ۷۸؛ ص ۳۶۴)

از نظر قرآن، توکل در هر چیزی و هر کاری بر خدا خوب و پسندیده است؛ چنان که وقتی انسان تصمیم به انجام کاری گرفت و بخواهد آن را انجام دهد، بداند که تامین کننده همه مقتضیات و بردارنده همه موانع فقط خداست، پس باید به او توکل کند تا بتواند کاری را انجام دهد؛ چنان که خدا می فرماید: فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛ پس اگر عزم عمل داشتی پس توکل برخدا کن! چرا که خدا توکل کنندگان را دوست می دارد.(آل عمران، آیه ۱۵۹)

از آن جایی که شیاطین از جمله ابلیس در کمین آدمی است، انسان نمی داند چگونه می تواند از شرور او در امان ماند؛ زیرا نمی داند او از کجا و چگونه حمله می کند. بر این اساس، لازم است تا به خدا پناه برد و با استعاذه به خدا از شرور شیاطین، به حقیقت ثقه بر خدا و توکل بر او دست یافت؛ زیرا استعاذه به خدا خود مصداقی از ثقه و توکل بر خداست(نحل، آیات ۹۸ و۹۹)؛ زیرا از جمله «إنّه لیس له…على ربّهم یتوکّلون» که تعلیل براى «فاستعذ باللّه» است، استفاده می شود که استعاذه از مصادیق توکل است؛ زیرا در آیبه به جاى اینکه استعاذه به صورت تعلیل ذکر شود، توکّل ذکر شده؛ پس از این جا معلوم مى‌شود که استعاذه نوعى از توکّل است. (المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۴)

البته از آیات قرآنی فهمیده می شود که توکل منافاتی با استفاده انسان متوکل از اسباب طبیعی ندارد؛ زیرا تاثیر اسباب زمانی است که مشیت و اراده الهی به تحقق امری باشد؛ و اگر همه اسباب فراهم شود، ولی خدا نخواهد هیچ چیزی تحقق نمی یابد؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ؛ و اگر خدا به تو زیانى برساند کسى جز او برطرف کننده آن نیست؛ و اگر خیرى به تو برساند. پس او بر هر چیزى تواناست. و اوست که بر بندگان خویش چیره است و اوست‏ حکیم آگاه. (انعام، آیات ۱۷ و ۱۸) و در جایی دیگر نیز می فرماید: وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ؛ و اگر خدا به تو زیانى برساند آن را برطرف‏کننده‏ اى جز او نیست و اگر براى تو خیرى بخواهد بخشش او را ردکننده‏ اى نیست آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى ‏رساند و او آمرزنده مهربان است. (یونس، آیه ۱۰۷)

بر این اساس، باید گفت که تاثیر اسبابی که انسان برای رسیدن به چیزی یا انجام کاری به کار می برد، زمانی است که مشیت الهی به آن تعلق گرفته باشد؛ پس همان طوری که سحر زمانی می تواند تاثیر گذار باشد که اذن الهی به آن تعلق گرفته باشد(بقره، آیه ۱۰۲)، هم چنین آتش زمانی می سوزاند که خدا بخواهد و اگر نخواهد آتش سرد و گلستان می شود(انبیاء، آیه ۶۹)، هم چنین عزم انسان به کاری زمانی خواهد بود که خدا بخواهد و مشیت کند. بر همین اساس، گفته شده «با توکل زانوی اشتر ببند»؛ یعنی توکل داشته باش، ولی در همان حال از اسباب استفاده کن و زانوی شتر را ببند تا نگریزد.

در آیات قرآنی بارها به اجتماع توکل و اسباب اشاره شده تا به این نکته توجه دهد که حقیقت توکل هیچ منافاتی با بهره گیری از اسباب طبیعی و عادی ندارد؛ از همین روست که به پیامبرش فرمان می دهد «عزم عمل» را با «توکل» داشته باشد(آل عمران، آیه ۱۵۹) یا برای فتح کشوری یا جایی «جهاد با توکل»(مائده، آیه ۲۳) را در هم آمیزند.

به سخنی دیگر، در این آیات و آیات دیگر، فرمان بهره مندی از توکّل به خدا با مشورت، عزم، تصمیم‌گیرى، ورود از دروازه‌هاى مختلف، جهاد و کمک به مؤمنان(انفال، آیات ۶۲ تا ۶۴) تأکید شده ؛ زیرا استفاده از اسباب و تلاش هیچ منافاتی با توکّل ندارد.

خدا در جایی دیگر به صراحت از این عدم تنافی اشاره کرده و می فرماید: وَقَالَ یَا بَنِیَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَهٍ وَمَا أُغْنِی عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ ؛ و گفت: اى پسران من همه از یک دروازه به شهر در نیایید، بلکه از دروازه ‏هاى مختلف وارد شوید؛ و من با این سفارش چیزى از قضاى خدا را از شما دور نمى‏ توانم داشت. حکم و فرمان جز براى خدا نیست. بر او توکل کردم و توکل‏کنندگان باید بر او توکل کنند. (یوسف، آیه ۶۷)

پس اگر چشم زخم یا سحر یا چیزی دیگر چون شناسایی از سوی دشمنان وجود دارد که با ورود از دروازه های گوناگون به عنوان یک سبب طبیعی قابل حل است، ولی این با توکل بر خدا هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا وقتی قضای الهی به چیزی تعلق گیرد، اسباب هیچ تاثیری نخواهد داشت؛ از همین روست که امام جواد می فرماید: اذا نَزَلَ القَضَاءُ ضَاقَ الفَضَاءُ؛ هر گاه قضای الهی نازل شود، فضا تنگ می شود و کاری از دست انسان بر نمی آید.(بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۶۴)

از نظر قرآن، توکل بر خدا بیانگر حقایقی در وجود انسان است؛ به این معنا که توکل نشانه ایمان حقیقی(انفال، آیات ۲ و ۴)، قبول مشیت، تقدیر و قضا و قدر الهی(توبه، آیه ۵۱؛ اعراف، آیه ۸۹)، نشانه اسلام وتسلیم(یونس، آیه ۸۴) است؛ زیرا این افراد هستند که به خدا در امور خویش توکل می کنند و تنها به او اعتماد و وثاقت دارند.

آثار توکل بر خدا

در آیات قرآنی قرآنی آثار بر توکل بر خدا بیان شده تا انگیزه بر توکل در مومنان افزایش یابد و این گونه در هر کاری که وارد می شوند افزون بر استفاده از اسباب به این نکته توجه داشته باشند که مرجع همه امور خداست(هود، آیه ۱۲۳) و اگر مشیت و اراده و قضا و قدر الهی نباشد، هیچ چیزی به سامان نمی رسد، و هیچ کاری حتی با بهترین اسباب به نتیجه دست نمی یابد(انعام، آیات ۱۷ و ۱۸؛ یونس، آیه ۱۰۷)؛ چنان که حتی اگر انسان بهترین اسباب و وسایل را به کار گیرد که شامل توسل به اهل بیت(ع) است، باز هم ممکن است به نتیجه نرسد؛ زیرا چنان که امام سجاد(ع) می فرماید: یَا مَنْ‏ لَا تُبَدِّلُ‏ حِکْمَتَهُ‏ الْوَسَائِلُ؛ ای خدایی که حکمتش را وسائل تبدیل نمی کند.(صحیفه سجادیه، دعای ۱۳)

به هر حال، از نظر قرآن، انسان می بایست در هر کاری و هرچیزی تنها به خدا توکل داشته باشد که او غنی حمید و عزیز حکیم است. با این کار از آثار توکل بهره مند می شود که شامل موارد زیر است:

  1. اطمینان در اوج خشیت: خشیت به معنای ترس عالمانه و واقعی است که با خوف فرق دارد؛ عالمان خشیت دارند، زیرا ترس ایشان از خدا از روی شناخت عظمت جلالی خدا است.(فاطر، آیه ۲۷) خدا در قرآن بیان می کند که مومنان با آن که می دانند دشمن با قوت و قدرت در کمین است و ممکن است به ایشان آسیب جدی برساند، ولی با توکل بر خدا و فراهم آوری اسباب(انفال، آیه ۶۰)، به مقابله می روند و در اوج خشیت به سبب وثاقت به خدا و توکل به او، به اطمینان و آرامش می رسند.(آل عمران، آیات ۱۷۲ و ۱۷۳)
  2. تحقق ایمان حقیقی و افزایش آن: از نظر قرآن، تحقق ایمان حقیقی در قالب توکل به نمایش گذاشته می شود و اهل توکل همان مومنان حقیقی هستند(انفال، آیات ۲ و ۴) چنان که از نظر قرآن، مومنان در شرایط سخت و آگاهی و علم نسبت به نیرو و توان دشمن، به مقابله با آن می پردازند با توکل بر خدا ایمان خویش را افزایش می دهند.(آل عمران، آیات ۱۷۲ و ۱۷۳)
  3. استعانت به خدا: از نظر قرآن، توکل بر خدا موجب می شود که انسان تنها به خدا اعتماد داشته و او را به عنوان معاون خویش بشناسد و از او یاری و اعانت بجوید. (اعراف، آیات ۸۸ و ۸۹؛ یونس، آیات ۸۴ تا ۸۶)
  4. استقامت و پایداری: مومنان با توکل بر خدا از مواضع خویش عقب نشینی نمی کنند، بلکه با استقامت به پایداری می پردازند و اهداف الهی را پیش می برند.( آل عمران، آیات ۱۷۲ و ۱۷۳؛ یونس، آیه ۷۱؛ احزاب، آیات ۱ و ۳) در حقیقت مومنان با توکل بر خدا به شجاعتی دست می یابند که آنان را بر مواضع خویش استوار و پایدار می سازد و از آن عقب نشینی نمی کنند.(شعراء، آیات ۶۱ و ۶۲)
  5. امدادهای الهی: از نظر قرآن، بهره مندی از امدادها و حمایت های خاص الهی در رهن توکل مومنان بر خدا است،(آل عمران، آیه ۱۶۰؛ مائده، آیه ۱۱؛ انفال، آیات ۶۲ و ۶۴؛ ابراهیم، آیات ۱۲ و۱۳) پس اگر مکر دشمنان از همه سو عرصه را تنگ سازد، در این زمان تنها توکل بر خدا است که راه های غیب را می گشاید و مومنان را از معرکه نجات می دهد و زشتی ها و بدی ها را از ایشان دور می سازد.(غافر، آیات ۴۴ و ۴۵) البته از نظر قرآن، توکل در اوج آن یعنی در قالب تفویض است که بسیاری از مشکلات را بر می دارد و حتی مکر دشمنان را به خودشان باز می گرداند.(همان)
  6. نیکی دنیا و آخرت: بهره مندی از نیکی ها و حسنات دنیوی و اخروی در رهن توکل انسان بر خدا همراه با استفاده از اسباب و تلاش است.(نحل، آیات ۴۱ و ۴۲)
  7. رضوان الله: بهره مندی از رضوان الهی و رضایت او در رهن ، توکل بر خدا است.(آل عمران، آیات ۱۷۳ و ۱۷۴)
  8. نعمت الهی: از نظر قرآن از دیگر آثار توکل بر خدا می توان به بهره مندی از نعمت های خاص الهی اشاره کرد که خدا برای متوکلین در نظر گرفته است. (همان) هم چنین از این آیات به دست می آید که تبدیل نقمت به نعمت نیز در گرو و رهن توکل بر خداست.(همان)
  9. محبت الهی: اگر انسان بخواهند محبوب خدا شود، می بایست به توکل به عنوان یکی از اسباب کسب محبت الهی اهتمام ورزد؛ زیرا خدا متوکلان را دوست می دارد.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  10. فضل الهی: از نظر قرآن، متوکلان بر خدا از فضل الهی برخوردار می شوند و خدا به فضل خویش به آنان چیزهایی می دهد که از جمله تبدیل نقمت به نعمت و افزایش آن است.( آل عمران، آیات ۱۷۳ و ۱۷۴؛ توبه، آیه ۵۹)
  11. پیروزی: از نظر قرآن متوکلان با جهاد و توکل بر خدا پیروز میدان خواهند بود و بر دشمنان خویش غلبه می کنند و چیره می شوند.(آل عمران، آیات ۱۲۲ و ۱۲۳؛ انفال، ایات ۴۸ و ۴۹)
  12. یاری و نصرت الهی: از نظر قرآن، نصرت الهی در گرو و رهن نصرت مومنان در جهاد و توکل بر خدا است.(آل عمران، آیه ۱۶۰)
  13. تقویت روحیه: انسانی بدون روحیه نمی تواند در مشکلات و بلایا صبور باشد و استقامت ورزد، اما با توکل بر خدا و اعتماد بر اوست که می تواند روحیه خویش را تقویت کند و در کارها موفق و از مشکلات رهایی یابد.(آل عمران، آیه ۱۲۲)
  14. نیایش : انسان به نیایش و دعا به عنوان یکی از ابزارهای کارآمد برای رسیدن به مقاصد عالی نیاز دارد. زمانی حالت نیایش و دعا در انسان ایجاد می شود که به خدا وثاقت داشته و بر او توکل نماید و امور خویش را در قالب دعا و عمل به او واگذار کند.(اعراف، آیه ۸۹؛ یونس، آیات ۸۵ و۸۶)
  15. دفع مکر: انسان هماره از سوی دشمنان آشکار و نهان تهدید می شود. بی گمان مکر دشمنان شناخته و ناشناخته به گونه ای است که اگر توکل بر خدا نباشد انسان نمی تواند از آن در امان باشد. از نظر قرآن برای دفع مکر دشمنان توکل بهترین راهکار است.(انفال، آیات ۶۱ و ۶۲؛ هود، آیات ۵۵ و ۵۶)
  16. دفع آسیب: از آن جایی که در جهاد علیه دشمنان و هجوم آنان آسیب ها و صدمات متوجه مومنان می شود، آنان می توانند با توکل بر خدا به دفع بدی ها و آسیب های آنان بپردازند و از آن در امان مانند.(آل عمران، آیات ۱۷۲ و ۱۷۳)
  17. صبر : دشمنان هماره در صدد اذیت و آزار مومنان هستند و از هیچ گونه تلاش و کوششی در این راه دست بر نمی دارند. از نظر قرآن، استقامت در برابر دشمن و صبر بر اذیت او تنها در رهن توکل بر خداست.(ابراهیم، آیه ۱۲؛ نحل، آیات ۴۱ و ۴۲؛ مزمل، آیات ۹ و ۱۰)
  18. پذیرش تقدیر الهی: چنان که بارها گفته شد، هر چیزی اتفاق می افتد که مشیت و اراده الهی و تقدیر و قضای او باشد. بر این اساس، اهل توکل با توکل خویش نشان می دهند که تقدیرهای الهی را پذیرفته و قبول دارند. پس جزع و فزع نمی کنند بلکه بر آن صبر می کنند.(توبه، آیه ۵۱)
  19. کفایت امور: انسان با توکل بر خدا، به نوعی آرامش می رسد که ریشه در وثاقت بر خدا دارد. از همین روست که خدا را کافی می داند و بر اساس «حسبی الله و کفی بالله» زندگی خویش را مدیریت می کند و هرگز جزع و فزع و خوف و حزنی ندارند.(آل عمران، آیه ۱۷۳؛ نساء، آیه ۸۱؛ توبه، آیه ۱۲۹ و آیات دیگر)
  20. مصونیت از شیطان: برای در امان ماندن از شیطان و سلطه و ضررهایش بهترین کار آن است که انسان به خدا توکل کند و با وثاقت و استعاذه و استعانت به خدا از شرور شیطانی در امان ماند. این یکی از مهم ترین آثاری است که قرآن برای توکل مومنان بر خدا بیان کرده است.(حجر، آیه ۶۵؛ نحل، آیات ۹۸ و ۹۹؛ اسراء، آیه ۶۵؛ مجادله، آیه ۱۰)