آثار توجه به علم خدا در زندگی بشر

samamosیکی از صفات هفت گانه ذاتی و اصلی که برای خداوند گفته می شود، علم است. علم خداوندی همانند حیات، قدرت، اراده، سمع، بصر و کلام از صفات ذاتی و اصلی خداوندی است. همه صفات دیگر الهی از این صفات نشات گرفته و انتزاع می شوند. از این روست که مساله علم الهی به تفصیل در قرآن تبیین و تحلیل شده است؛ زیرا تاثیرات شگرفی در هستی به جا می گذارد.

آگاهی و توجه آدمی به صفت علم الهی با تمام ویژگی های آن یکی از عوامل کلیدی در سرنوشت بشر می باشد؛ زیرا این توجه و آگاهی است که بینش و نگرش تازه و جدیدی برای آدمی پدید می آورد و انسان در تحلیل مناسبت میان خود و خدا و نیز موقعیت سنجی آن ، رفتار و کرداری دیگری را در پیش می گیرد. اگر بشر بپذیرد که خداوند دارای علم و آگاهی مطلق و کامل به هر چیزی است و باور داشته باشد که " و هو بکل شی علیم" چنان که آیه ۲۹ سوره بقره بر آن تاکید دارد، در آن صورت تحول و دگرگونی شگرف در رفتار و کردار آدمی بروز می کند که بسیار متفاوت و متضاد با زمانی که چنین علم ودانشی برای انسان وجود نداشته و یا توجه و التفاتی به این مهم نکرده باشد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با خوانش آموزه های وحیانی قرآن ، تحلیل و تبیین قرآن را از توجه و التفات آدمی به علم خداوند نسبت به همه چیز به دست دهد و تاثیرات و نقش این توجه را در زندگی بشر به نمایش بگذارد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

علم حضوری خداوند

علم خداوند به هستی همانند علم شهودی انسان به خود است. بنابراین همه هستی برای خداوند همان اندازه روشن و واضح است که انسان نسبت به وجود خود علم و دانش دارد و هستی خود را می داند و می شناسد؛ بلکه می بایست گفت که علم حضوری خداوند به هستی از علم حضوری آدمی به خود و وجود خود بیش تر و بهتر و کامل تر است؛ زیرا علم الاهی علم احاطی است در حالی که انسان به خود و وجودش چنین احاطه ای ندارد.

علم حضوری خداوند به هستی تنها علم به کلیات نیست بلکه علم به جزئیات امور و مسایل نیز می باشد. خاستگاه و ریشه چنین علمی را می بایست در نوع نسبت میان موجودات و خداوند جست؛ زیرا نسبت میان موجودات و خداوند نسبت ربط تمام است. به سخن دیگر ، همه موجودات شانی از شئونات الهی هستند و اگر بخواهیم نسبت آن ها را با خداوند بیان کنیم می توان گفت که همانند نسبت اعضا و جوارح شخص به خود شخص می باشد. بر این اساس هیچ چیزی بیرونی از ذات الهی به یک معنا نمی باشد و همه هستی شانی از شئونات وی می باشد.

چنین وضعیتی موجب می شود که هر چه در هستی بگذرد به علم احاطی خویش از آن آگاه باشد و هیچ امری بیرون از مشیت و اراده وی اتفاق نیافتد. چنین تسلط و چیرگی بر هستی می تواند به خداوند هر گونه تصرفی را نیز ببخشد ، چه این تصرفات در امور جزیی و خرد باشد وچه در امور کلی و کلان اتفاق افتد.

البته انسان ها نیز از چنین علم شهودی و حضوری در مقیاس کوچک تر و خردتر بهره مند می باشند. خداوند در آیه ۵۳ سوره فصلت به این نکته توجه می دهد که همه موجودات هستی نسبت به پروردگار هستی ، از علم شهودی و حضوری برخوردار می باشند. علامه طباطبایی در این باره توضیح می دهد که معنای شهید در این جا به معنای مشهود است، به این معنا که پروردگاری هستی برای همه موجودات مشهود به علم شهودی است.(المیزان، ج ۱۷ ، ص ۴۰۴)

خداوند در آیه ۱۷۲ سوره اعراف تبیین می کند که علم انسان در قیامت به ربوبیت و پروردگاری خداوند نیز از نوع علم شهودی و حضوری می باشد.(همان ، ج ۱۸ ،ص ۳۰۸) چنین علم شهودی و حضوری برای انسان هایی که به سوی دوزخ می روند پدید می آید، زیرا در هنگام مرگ پرده ها کنار می رود و برای آن کشف الغطا صورت می گیرد و ایشان به علم شهودی و یقینی دوزخ را می بییند.(تکاثر ، آیات ۵ تا ۷)

بسیاری از مردم نسبت به خود و برخی از حقایق آن از علم شهودی برخوردار می باشند، با این همه کم هستند کسانی که نسبت به تمامی حقایق هستی از چنین توانایی برخوردار باشند و از علم شهودی سود برند. خداوند در آیه ۷۵ سوره انعام از علم شهودی حضرت ابراهیم (ع) نسبت به ملکوت آسمان ها و زمین سخن می گوید و در آیه ۲۶۰ سوره بقره از درخواست آن حضرت (ع) برای آشنایی با کیفیت زنده کردن مردگان در رستاخیز سخن به میان می آورد که آن حضرت(ع) برای اطمینان و آرامش دل خواهان علم شهودی و حضوری نسبت به این واقعیت می شود.

در روایات است که علم شهودی حضرت یوسف (ع) به برهان پروردگار همان عامل بازدارنده وی از ارتکاب زنا و گناه بود که در آیات ۲۱ و ۲۴ سوره یوسف به آن اشاره شده است ، چنان که علم شهودی آن حضرت به حاکمیت یافتن خود در مصر از مواردی است که خداوند در آیات ۱۰۰ و ۱۰۱ سوره یوسف آن را گزارش می کند.

قرآن گزارش می کند که علم حضرت پیامبر(ص) نسبت به وجود خداوند (نجم آیه ۱۱) و آیات بزرگ الهی در سفر معراج (نجم آیات ۱۱ و ۱۸) و هم چنین نسبت به جبرئیل (نجم آیات ۵ و ۷ و ۱۱ و ۱۳ و نیز تکویر آیات ۱۹ و ۲۰ و ۲۳) و نسبت به برخی از حقایق هستی(اسراء آیه ۶۰) از نوع علم شهودی بوده است، چنان که علم وی به ورود مسلمانان به مسجد الحرام و فتح مکه (اسراء آیه ۱ و فتح آیه ۲۷) از جمله مصادیق علم شهودی است که برای برخی پیش می آید.

از نظر قرآن، علم شهودی به خداوند که برای برخی پدید می آید از جمله راههای استوار و باثباتی است که شناخت کاملی را برای بنده نسبت به خداوند به وجود می آورد. (فصلت آیه ۵۳) بنابراین چنین اشخاصی می بایست سپاسگزار نعمت خاص خداوند باشند که به ایشان چنین امکانی را داده است.

به هر حال علم الهی به همه هستی از مصادیق علم حضوری و شهودی است و علم حصولی و اکستابی که آگاهی ذهنی و تصویرسازی در ذهن بر اساس دریافت های خارجی است، برای خداوند معنا و مفهومی ندارد. از این رو نمی توان علم الهی را به دو بخش علم حصولی و حضوری دسته بندی کرد؛ زیرا علم الهی به خود و هستی علم حضوری و شهودی است.

آثار توجه انسان به علم خداوند در زندگی وی

اگر بر این باور باشیم که علم الهی به همه هستی از کلی و جزیی از قسم علم حضوری و شهودی است ، نگرش و رفتار آدمی نسبت به بسیاری از مسایل در زندگی تغییر اساسی و بنیادین می کند.

خداوند در آیه ۸۰ سوره تغابن گستردگی و شمول علم خداوند نسبت به تمامی موجودات و نیز حرکات و سکنات آنان را مورد تاکید قرار می دهد و توجه یابی به این مطلب و نکته را سزاوار و شایسته تدبر و تذکر می داند؛ زیرا اگر کسی به این مطلب توجه یابد و در زندگی خود به کار گیرد و هر گز فراموش نکند، رفتاری را در پیش می گیرد که موجب رضایت و خشنودی الهی است.

شخصی که می داند خداوند همه امور زندگی وی را می شناسد و می داند ، رفتار خویش را بر اساس آن تنظیم می کند. این گونه است که از فقر و نداری خود نمی هراسد و به قسمت حکیمانه الهی دل خوش می دارد و رضایت و خشنودی الهی را می پذیرد. بنابراین به آرامشی خاص دست می یابد و حزن و اندوهی برای از دست رفته ها و ترسی برای آینده ندارد.

خداوند در آیات ۷۶ و ۷۷ سوره بقره و نیز آیات ۷۷ و ۷۸ سوره توبه با اشاره به بینش و نگرش منافقان تبیین می کند که چگونه عدم توجه ایشان به علم و آگاهی شهودی خداوند نسبت به آنان موجب می شود تا ایشان پیمان شکنی کرده و به عقود و عهود خود پای بند نباشند. این در حالی است که اگر به علم خداوند به نیات و عملکرد خویش و بازخواست الهی در دنیا و آخرت ایمان می داشتند و توجه پیدا می کردند، از بسیاری از رفتارهای زشت و پلید ضد تقوایی چون پیمان شکنی پرهیز می کردند.

بارها دیده شده است که شخصی در برابر کودکی خردسال به کارهای زشت و نابه هنجار اقدام نمی کند و از کودکی خردسال حیا و شرم می کند؛ زیرا کودک را ناظر و شاهد کارهای خویش می یابد. اگر انسان توجه یابد که خداوند فراتر از کودک نه تنها به کارها بلکه نیات و باطن ایشان علم شهودی دارد بی گمان از ارتکاب بسیاری از کارهای زشت خودداری می کرد. این جاست که توجه یابی انسان به علم شهودی خداوند تاثیر شگرفی در زندگی بشر به جا می گذارد که در این بخش به نمونه هایی از آن توجه داده می شود.

به عنوان نمونه خداوند در آیه ۲۶ سوره محمد توجه انسان به علم و نظارت الهی را مانع رابطه پنهانی وی با دشمنان دین بر می شمارد و در آیه ۱۸۰ سوره آل عمران همین توجه یابی را باعث پرهیز از بخل می داند؛ زیرا کسی که خداوند ناظر و شاهد همه رفتارها می داند می کوشد تا رابطه ای نهانی با دشمن بر قرار نکند و کسی که می داند که خداوند نسبت به زندگی وی علم و آگاهی تمام دارد و قادر به هر چیزی است و مالک مطلق همه کائنات و خزائن هستی است دیگر بخلی نمی کند؛ زیرا می داند که خداوند به وضعیت وی آگاه است و اوست که روزی و قسمت وی را می دهد و احسان را عاملی برای افزایش روزی قرار داده است. در این صورت است که چنین شخصی نه تنها بخل نمی ورزد بلکه اهل احسان و ایثار می شود و از مال و ثروت خویش به دیگران به ویژه نیازمندان و پرسشگران کمک می کند.

توجه به علم و شنوایی خداوند نسبت به همه کس و همه چیز، مانع سوء استفاده برخی از رخصت های خداوند به مظلومان می گردد ؛ زیرا برخی با توجه به رخصتی که خداوند برای مظلومان داده است تا بدگویی کنند و رفتارهای زشت ستمگران را رسوا کنند، سوء استفاده می کنند تا به دیگران بدگویی کنند. اما اگر کسی باور داشته باشد که خداوند شنوا و داناست و هیچ چیز بیرون از دایره علم شهودی الهی نیست، هرگز اقدام به سوء استفاده از این رخصت نمی کند و نسبت به دیگران بدگویی روا نمی دارد.(نساء آیه ۱۴۸)

بارها دیده شده است که وصیت نامه ها تغییر می کند و از سوی برخی تصرفات نادرست و ناروا در آن ها به وجود می آید، این عمل از سوی کسانی صورت می گیرد که متوجه علم شهودی خداوند نسبت به رفتار و کردارهای خویش نیستند؛ زیرا اگر کسی به علم شهودی الهی توجه و التفات یابد هرگز حاضر نمی شود تا در وصیت نامه ها تغییر و تبدیل روا دارد.(بقره آیات ۱۸۰ و ۱۸۱)

خداوند در آیه ۹۴ سوره نساء توجه انسان به علم و آگاهی خداوند را مانعی جدی می داند که اجازه نمی دهد تا شخصی تهمت زند و به اشخاص نسبت های ناروا دهد بی آن که تحقیقی در باره آن کرده باشد . چنان که توجه انسان به احاطه علمی خداوند بر انسان موجب می شود تا دست از خیانت بشوید و از آن اجتناب کند.(نساء آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ و نیز غافر آیه ۱۹)

توجه به علم همه جانبه خداوند به رازهای دل انسان ، بازدارنده وی از ستم کاری و ظلم (فاطر آیات ۳۷ و ۳۸ و نیز غافر آیات ۱۸ و ۱۹) و گناه و عصیان (نساء آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ و توبه آیه ۱۰۵ و نور آیات ۱۹ و ۲۹ و ۵۳ و ۶۳ و ۶۴) می باشد.

اگر کسی متوجه این نکته شود که خداوند به همه اعمال ریز و درشت و درون و بیرون وی آگاهی و علم شهودی دارد و ناظر رفتارها و کردارهای اوست ، هرگز در دام خودستایی (نجم آیه ۳۲) سرمستی (انفال آیه ۴۷) و دیگر رفتارهای زشت نمی افتد؛ چنان که چنین توجهی موجب می شود تا از جنگ و جهاد به بهانه های واهی و باطل نگریزد(آل عمران آیه ۱۵۳) و در پی هواهای نفسانی نرود و مطیع آن نشود(نساء آیه ۱۳۵)

به سخن دیگر ، علم و توجه آدمی به علم شهودی الهی نسبت به خود و اعمال و رفتار وی موجب می شود که از زشتی ها اجتناب و پرهیز کند و به کارهای نیک و خوب گرایش یابد. از این روست که انسان برای رهایی از شر شیطان و آسیب های او به خداوند پناه و استعاذه می برد(اعراف آیه ۲۰۰) و از کارهای زشت و بد استغفار می کند(غافر آیه ۷) و به کارهای نیک و احسان می پردازد.(بقره آیه ۱۵۸ و نساء آیات ۱۲۷ و ۱۲۸)

توجه انسان به علم و آگاهی شهودی خداوند مقتضی اطاعت از خداوند(نور آیه ۵۳ و حجرات ایه ۱) و زمینه ساز امید و اتکای به او(یوسف آیه ۸۳) و تشویق به احسان و انفاق (بقره آیات ۲۱۵ و ۲۶۱ و ۲۶۷ و ۲۶۸ و ۲۷۰ و آیات بسیار دیگر) و تشویق به نیکی و اعمال خیر و صالح (بقره آیات ۱۵۸ و ۱۹۷ و ۲۱۵ و آیات دیگر ) می شود.

اصولا ریشه تقوا را می بایست در اعتقاد و توجه آدمی به علم شهودی و همه جانبه خداوند به همه اعمال و رفتار آدمی جست، زیرا در این حالت است که آدمی می کوشد تا از هر آن چه زشت و پلید است دوری ورزد و به خود اجازه ندهد تا اقدام به کارهای زشت نماید. در حقیقت علم آدمی و توجه وی به علم شهودی موجب می شود تا خود را محدود سازد و سپری برای خود بسازد تا زشتی ها به وی و درونش نفوذ نکند.(بقره آیات ۲۳۱ و۲۳۳ و ۲۳۷ و آیات بسیار دیگر)

از دیگر آثاری که برای چنین توجه و آگاهی انسان به دانش و علم شهودی خداوند در آیات قرآنی اشاره شده می توان به توبه انسان از اعمال و رفتار زشت (نساء آیه ۱۷) توکل و اعتمادیابی به خداوند در کارها(هود آیه ۱۲۳ و اعراف آیه ۸۹ و انفال آیه ۶۱) جهاد در راه خدا (بقره آیه ۲۴۴ و نساء آیه ۱۰۴) رعایت حقوق دیگران از زنان ، مستضعفان و یتیمان (نساء آیه ۱۲۷) رعایت عدالت (نساء آیات ۱۲۷ و ۱۳۵ و مائده آیه ۸) اجتناب و پرهیز از ریاکاری و سرمستی (انفال آیه ۴۷) شکر و سپاس نسبت به خداوند و نعمت هایش (نساء آیه ۱۴۷) و صبر در برابر ناگواری ها و سختی ها(یوسف آیه ۸۳) و عفت و حیا نسبت به کارهای زشت (نور آیه ۳۰) و وفای به عهد و پیمان و اجتناب از نقض آن ها(مائده آیه ۷ و نحل آیه ۹۱) و قیام خالصانه و رعایت عدالت در راه خداوند (مائده آیه ۸) توجه داد.

با نگاهی به این آثار می توان دریافت که تا چه اندازه توجه و التفات آدمی نسبت به علم شهودی خداوند به همه امور آدمی و هستی می تواند، در رفتارهای وی تاثیر شگرف به جا گذارد. اصولا ترک و اجتناب ازبسیاری از زشتی ها و پلیدی های و رفتارهای نا به هنجار از سوی آدمی به سبب توجه یابی وی به علم شهودی خداونداست؛ زیرا کسی که باور دارد که در محضر خداوند است ، هرگز در محضر خداوند گناه نخواهد کرد. این امری طبیعی است که انسان در برابر ناظر محترم و در محضر وی کار زشتی را مرتکب نمی شود. حال این ناظر محترم خداوندی باشد که آگاه به سر و اخفی آدمی افزون بر آشکار و نهان اوست ، در این صورت هرگز به کارهای زشت نه تنها اقدام نمی کند بلکه هر فکر پلیدی را از خود دور می سازد و نیت خویش را خالص و صادق می سازد.

اصولا ایمان مومنان به علم همه جانبه خداوند است که تحمل مصیبت ها را برای آنان آسان می گرداند و پایداری و شکیبایی در برابر مشکلات را در این پدید می آورد و افزایش می دهد.(تغابن آیه ۱۱) از این روست که ایشان همواره در آرامش روحی به سر می برند و مصیبت و گرفتاری ایشان را تکانی نمی دهد تا چه رسد که از پا در آورد. در برابر کسانی که به خداوند این گونه باور ندارند و یا متوجه علم شهودی الهی نیستند همواره در تشویش و اضطراب و نگرانی به سر می برند و دلهره همه وجودشان را در بر می گیرد و آرامش و آسایش را ایشان سلب می کند.

کسانی به علم شهودی خداوند نسبت به همه چیز حتی اندیشه ها (مائده آیه ۱۱۶) باور و توجه دارند، رفتارها و کارهای خویش را به گونه ای سامان می دهند که رضایت و خشنودی الهی در آن باشد تا در قیامت هنگام حسابرسی با مشکلی مواجه نشوند و در رستاخیز خوار و ذلیل نشوند.(بقره آیات ۲۸۳ و ۲۸۴ و توبه آیه ۹۴ و بسیاری از آیات دیگر)

این ها گوشه هایی از آثار و کارکردهای توجه و التفات یابی انسان به علم شهودی خداوند می باشد که در زندگی دنیوی و اخروی بشر خودنمایی می کند. با نگاهی به آموزه ها و آیات دیگر قرآنی می توان مصادیق بسیار دیگری برای این نقش و کارکرد توجه یابی انسان یافت که بیرون از حوصله این مقاله است. باشد تا با توجه و التفات به علم شهودی الهی و این که همواره در محضر خداوند هستیم، از کارهای زشت و پلید اجتناب کرده و به کارهای نیک و خیر رو آوریم.