آثار تعظیم شعائر فاطمه الزهراء(س)

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

عظمت به کبر و بزرگی گفته می شود که در استواری چیزی به پای آن نرسد، و در بلندای عزت در دست هیچ کسی نیآید، و در هیبت چنان است که هیچ چشمی جرأت نگاه بدان ندارد. پس وقتی از تعظیم سخن می گویم به این معناست که چیزی را در دور دستی نشاندن که بیرون از دسترس افکار و اندیشه ها باشد؛ چه رسد که انسانی بخواهد خود را بدان نزدیک نماید و تقرب جوید. از همین روست که تعظیم شعائر الهی با «تحریم و حرمت» آمیخته و شخص به خود جرأت آن را نمی دهد که حرمت شکنی کند و از خطوط قرمز بگذرد و دایره حرمت در آید.

تعظیم شعائر از جمله تعظیم شعائر فاطمی، نوعی تجلیل، بزرگداشت، اهمیت بخشی، درشت نمایی و بزرگ نمایی از حضرت فاطمه زهراء(س) است که در مقام «ام ابیها» نشسته، و جلالت، کرامت، شرافت و عصمت الهی هم سنگ پیامبری است که در «قاب قوسین أو ادنی» در آمده است.

شعائر فاطمی(ص) بازتاب حدود الهی

واژه شعائر از جمع «شعیره» از ریشه «شعر» به مو گفته می شود که آغازین ابزار حسی است که انسان بدان حقایق پیرامون را می شناسد و با آن ارتباط بر قرار می کند. از همین رو، وقتی گفته می شود که فلانی شعور ندارد، به این معنا است که چنین شخصی فاقد کم ترین ابزار حسی برای شناخت پیرامون است؛ بنابراین نمی بایست از او توقع و انتظار داشت تا مسایل مهم و سنگینی را درک و فهم نماید و به آن پاسخ مناسب و درخوری بدهد. خدا کافران و منافقان را در چنین سطحی از ناتوان در فهم و ادراک قرار می دهد و آنان را «بی شعور» و «فاقد الشعور و عدیم الشعور» معرفی می کند.(بقره، آیات ۶ تا ۱۲)

بنابراین، انسان با شعور کسی است که از احساس برخوردار است و می تواند نسبت به پیرامون خویش شناخت پیدا کند. انسان با شعور با استفاده از علامت و نشانه هایی که موی بدن آن را احساس می کند دارای اطلاعات ابتدایی می شود؛ چرا که موی بدن و احساسی که از آن طریق به قلب و فوأد انتقال می یابد، منشاء و خاستگاه ابتدایی هر شناختی است.

در فرهنگ عربی به طور مجاز، به هر علامت و نشانه ای که نوعی اطلاعات ابتدایی و آغازین را به انسان انتقال می دهد و سرچشمه و منشاء دانش و شناخت می شود، «شعار» می گویند. بر همین اساس، نشانه ها و علامت هایی که در حج به کار گرفته می شود، شعار الحج یا شعائر الحج گفته می شود ؛ چنان که به نشان و آرم کشورها نیز «شعار المملکه» گفته می شود.(نگاه کنید: الکشاف، زمخشری، ج ۱، ص ۶۰۱ ؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۵۶، «شعر»؛ المیزان، علامه طباطبایی، ج ۵، ص ۱۶۲)

در فرهنگ قرآنی، وقتی سخن از «شعائر الله» به میان می آید، همان علامت ها و نشانه هایی است که خدا برای مرز بندی و خطوط گذاری در قالب حلال و حرام بیان کرده و با امر و نهی الهی تبیین شده است.( مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۲۳۷)

بر این اساس وقتی سخن از «شعائر فاطمی» به میان می آید مراد نشانه ها و علامت هایی است که بدان شخصیت سیده نساء العالمین حضرت فاطمه الزهراء بنت محمد رسول الله(ص) شناخته و معرفی می شود. این شناخت و معرفت است که موجب محبت یا نفرت می شود؛ وقتی انسان چیزی را خوشایند و مطلوب یافت، به آن گرایش و محبت می ورزد و نسبت به ناخوشایندها گریزش و نفرت می یابد. اصولا همین معرفت انسان نسبت به خدا و پیامبران است که محبت آنان را در دل زنده می کند و انسان را به اطاعت از آنان می کشاند.

البته بر اساس از روایات آن حضرت(س) را نمی توان شناخت؛ چنان که در تبیین نام فاطمه(س) آمده که ایشان را به این نام نامیدند؛ چون مردم نمی توانند او را بشناسند؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید: انمَا سُمِّیتْ فَاطِمَهَ لِأَنَّ الْخلْقَ فطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛ همانا فاطمه، فاطمه نامیده شد؛ چراکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند.( بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ق، ج ۴۳، ص ۶۵)

هم چنین امام صادق(ع) می فرماید: أَنَّهُ قَالَ فی (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَهِ الْقَدْرِ): اللَّیلَهُ فَاطِمَهُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَک لَیلَهَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَهَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛ منظور از «لیله» در سوره قدر، فاطمه و منظور از قدر، الله است، پس هر کسی فاطمه را شناخت، آن گونه که سزاوار شناختن است، به درستی که شب قدر را درک کرده است و غیر از این نیست که فاطمه، فاطمه نامیده شد، به خاطر اینکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند.( بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ق، ج ۴۳، ص ۶۵)

با این همه لازم است تا ما به حد توان و استطاعت خویش نسبت به ایشان معرفت یابیم تا محبت و نیز اطاعت ولایی نسبت به ایشان در ما ایجاد شود؛ به سخن دیگر همه ما موظفیم تا جایی که در توان ماست، نسبت به حضرت فاطمه معرفت پیدا کنیم.

البته این اطاعت برآیند معرفت تنها برای انسان نیست، بلکه برای همه مخلوقات است؛ چنان که امام باقر (ع) می فرمایند: «وَ لَقَدْ کانَتْ (صلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهَا) طَاعَتُهَا مَفْرُوضَهً عَلَی جَمِیعِ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْجنِّ، وَ الْإِنسِ، وَ الطیرِ، وَ الْبَهَائِمِ، وَ الْأَنْبِیاءِ، وَ الْمَلَائِکه؛ اطاعت از حضرت فاطمه(ع) بر تمامی آفریدگان خدا، از جن و آدمیان، پرندگان و وحوش، پیامبران و فرشتگان، واجب است. (دلائل الإمامه، محمد بن جریر طبری، بعثت، قم، ۱۴۱۳ق، ص ۱۰۶)

هم چنین لازم است تا نسبت به ایشان به یک معرفت نسبی برسیم؛ زیرا اگر بخواهیم ایشان را اسوه حسنه خویش قرار دهیم ناچار به شناخت ایشان هستیم حتی اگر به اوج قله عظمت ایشان و چکاد عظیم وی نرسیم؛ امام زمان(عج) می فرمایند: «اِنَّ لِی فِی ابْنَهِ رَسولِ اللَّه أُسوَهً حَسَنَهً؛در دختر رسول خدا (ص) برای من سرمشق و الگویی نیکوست. »( بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۰)

امام حسن عسکری (ع) نیز می فرماید: نَحنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنَا فَاطِمَهُ حُجَّهُ اللَّهِ عَلَینَا؛ ما (ائمه معصومین) حجت خداوند بر مخلوقات هستیم و جده ما فاطمه زهرا(ع) حجت خداوند بر ماست.( طیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۸ش، ج ۱۳، ص ۲۲۵)

پس برای کسب معرفت و اطاعت از ایشان باید تلاش کنیم و از منابع معتبر برای تعظیم شعائر فاطمی(ع) بهره گیریم؛ یعنی با شناخت از ایشان و اسوه حسنه قرار دادن وی به تعظیم حقیقی و عملی بپردازیم و حرمت و کرامت و شرافت ایشان را نگه داریم.

از نظر آموزه های اسلامی، جایگاه رفیع پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در نزد خدا چنان است که نبوت پیامبران در گرو و رهن معرفت ایشان و اطاعت و اقرار به آنان است. بر همین اساس، امام صادق(ع) می فرماید: مَا تَکَامَلَتِ النُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ حَتّی أَقَرَّ بِفَضْلِهَا وَ مَعْرِفَتِهَا [مَحَبَّتِهَا]؛ نبوت هیچ پیامبری به کمال نرسید تا اینکه به فضل و معرفت یا محبت حضرت زهرا(علیهاالسلام) اقرار کرد.( مجمع النورین، مرندی، ص۴۰ به نقل از مدینه المعاجز؛ أسرار فاطمیه، شیخ محمد فاضل مسعودی، ص۳۶؛ فاطمه الزهرا بهجه قلب مصطفی، رحمانی همدانی، ص۸۶ به نقل از مدینه المعاجز).

هم چنین رسول الله(ص) در باره جایگاه رفیع و بلند حضرت فاطمه(س) می فرماید: مَا تَکَامَلَتِ‏ النُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ فِی الْأَظِلَّهِ حَتَّى عُرِضَتْ عَلَیْهِ وَلَایَتِی وَ وَلَایَهُ أَهْلِ بَیْتِی وَ مَثُلُوا لَهُ فَأَقَرُّوا بِطَاعَتِهِمْ وَ وَلَایَتِهِمْ؛ نبوت هیچ پیامبرى در عالم اظله تکمیل نشد مگر اینکه ولایت من و ولایت اهل بیتم بر او عرضه شد و تمثال آنها براى آن پیامبر مجسم شد و پیامبران، اقرار به اطاعت و ولایت اهل بیت نمودند. (بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، ص۹۳؛ غرر الأخبار و درر الآثار، دیلمی، ص۳۰۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۲۶، ص۲۸۱ به نقل از بصائر الدرجات).

هم چنین در روایتی دیگر پیامبر(ص) می فرماید: إنّ اللّهَ -لَهُ الْحَمْدُ- عَرَضَ حُبَّ عَلَىٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ ذُرِّیَّتِهَا عَلَى الْبَرِیَّهِ فَمَنْ بَادَرَ مِنْهُمْ بِالْإِجَابَهِ جَعَلَ مِنْهُمْ وَ الرُّسُل وَ مَنْ أَجَابَ بَعْد ذَلِکَ جُعِلَ مِنْهُمْ الشِّیعَهَ وَ إِنَّ اللَّهَ جَمَعَهُمْ فى الْجَنَّهِ»؛ رسول خدا فرمود: همانا خداى تعالى که جمیع محامد مختصّ اوست، دوستى على و فاطمه و فرزندان ایشان را بر خلق عرضه کرد. هر کس که نسبت به آن محبت سبقت گرفت و زود پذیرفت، آنها را از اهل بیت و پیغمبران مقرّر فرمود و کسى که بعد از ایشان اجابت نمود، از شیعیان گشت و به درستى که خداى تعالى همۀ آنها را در بهشت جمع خواهد کرد.( مناقب مرتضوى،محمد صالح حسینی ترمذی، ۱۰۲)

این بدان معناست که حقیقت تعظیم شعائر الهی از جمله شعائر فاطمی(س) را کسی به جا می آورد که نسبت به آن حضرت(س) و جایگاه رفیع ایشان معرفت و شناخت داشته باشد. این گونه است که حق فاطمه(س) را ادا می کند و هرگز تلاش نمی کند جز رضایت او گامی بردارد و بر خلاف محبت و اطاعت از ایشان رفتار کند.

به سخن دیگر، تعظیم شعائر فاطمی(س)، به این معنا است که در تجلیل و گرامیداشت آن حضرت(س) نمی بایست کوتاهی کرد و او را همسان زنان دیگر قرار داد و همان مراسمی که برای دیگر زنان و مردان گرفته می شود، برای ایشان به جا آورد، بلکه می بایست با توجه به جایگاه بلند و رفیع آن حضرت(س) در پیشگاه خدا و رسول الله و امامان معصوم(س) در گرامیداشت و تجلیل شخصیت ایشان کوشید و ابعاد بلند و مقامات رفیع ایشان را بازشناساند و با نشانه ها و علامت های شیوا و رسا به گوش جهانیان رسانید؛ زیرا کسی که به تعظیم شعائر الله از جمله شعائر فاطمی (س) اقدام می کند در حقیقت خطوط قرمز الهی را می شناسد و با حرمت نگه داری آن تلاش می کند تا ضمن شناخت حقیقت فاطمی و شخصیت عظیم آن بزرگوار، سخن یا رفتار یا علامت و نشانه ای را به کار نبرد که چهره الهی آن حضرت(س) را مخدوش می سازد؛ چرا که تعظیم جز با تجلیل وتکریم همراه با حرمت نگه داری از شخصیت آن حضرت(س) تحقق نمی یابد؛ زیرا بر اساس روایات بسیار معتبر و متواتر، حضرت فاطمه (س) در جایگاهی بس بزرگ نشسته است که بیرون از تصور انسان و خطورات قلبی اوست؛ زیرا پیامبر(ص) در عظمت فاطمی و نسبت او به خدا سبحان می فرماید: ؛ فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَی اللَّهَ ؛ فاطمه پاره تن من است، هرکه او را اذیت کند، مرا اذیت کرده و کسی که مرا اذیت کند، خداوند را اذیت کرده است. (کشف الغطاء، شیخ جعفر، ج ۱، ص ۱۲۸؛ هم چنین نگاه کنید درباره شبیه این حدیث: بحار الانوار، ج ۲۹، ص ۳۲؛ خزاز رازی، علی بن محمد، کفایه الاثر فی النصّ علی الأئمه الإثنی عشر، ،‏ ص ۳۶ – ۳۷، بیدار، قم، ۱۴۰۱ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج ۱، ص ۲۹۴، مؤسسه آل البیت علیه السلام ، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ق؛ شیخ طوسى، تلخیص الشافی، با مقدمه و تحقیق: بحر العلوم‏، حسین، ج ۳، ص ۱۲۲، انتشارات المحبین، قم، چاپ اول، ۱۳۸۲ش؛ میلانى، سید على، الإمامه فی أهم الکتب الکلامیه و عقیده الشیعه الإمامیه، ص ۶۷، الشریف الرضی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.)

البته در بیش تر احادیث، اذیت و آزاررسانی به فاطمه(ص) همسنگ آزاررسانی به پیامبر(ص) دانسته شده است؛ ولی از آن جایی که خدا در قرآن می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا ؛ بى‏ گمان کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى ‏رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خفت ‏آور آماده ساخته است.(احزاب، آیه ۵۷) می توان به این نتیجه قطعی رسید که با اذیت و آزاررسانی به حضرت فاطمه(س)، چون پیامبر(ص) اذیت می شود، در حقیقت خدا را اذیت کرده اند. چنین شخصی به یک معنا نه تنها ملعون ، بلکه کافر است؛ چنان که ابن حجر عسقلانی در فتح الباری می نویسد که چنین آزار رسان به فاطمه(س)، به حکم روایت صحیح، کافر است.(فتح الباری ، ج۷ ص ۸۲ ؛ فتح الباری، ج‏۹، ص‏۲۷۰؛ هم چنین: فیض القدیر، ج‏۴ ص ۵۵۴)

پس بر اساس آن چه بیان شد، کسی که به اذیت و آزار فاطمه(س) به هر شکلی در سخن و رفتار بپردازد و عظمت فاطمی (س) را نشناسد و تعظیم ایشان در شعائر نکند، در حقیقت حرمت خدا و رسول الله(ص) را نگه نداشته و از خطوط قرمز الهی عبور کرده که نه تنها گرفتار لعنت، بلکه عذاب اخروی و ابدی دوزخ خواهد شد. این همه ، چیزی جز بیان عصمت مطلق فاطمه(س) نیست؛ زیرا عصمت ایشان در سطحی است که قول و فعل او مطابق قول و فعل الهی است؛ چنان که پیامبر(ص) این گونه است.(نجم، آیات ۳ و ۴؛ انفال، آیه ۱۷) به این معنا که وقتی سخن می گوید جز به وحی سخن نمی گوید و اگر کاری را انجام می دهد جز به حکم الله نیست.

آثار و برکات تعظیم شعائر فاطمی

چنان که گفته شد، تعظیم شعائر فاطمی و تجلیل و گرامیداشت ایشان با نشانه ها و علائم که بیانگر چنین تجلیل و تکریم و تعظیمی باشد، همان تعظیم شعائر الهی است که خدا در آیات قرآنی بر تعظیم آن تاکید داشته و می فرماید: ذَلِکَ وَمَنْ یُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ؛ آن که و هر کس حرمات الهی را تعظیم دارد، پس آن برایش در نزد پروردگارش بهتر است.(حج، آیه ۳۰)

به سخن دیگر، تعظیم حرمت های فاطمی و نگه داشت حریم حرمتش در قول و فعل، «خیر» است که آثار خیر بر آن مترتب می شود و شخص در دنیا و آخرت از آن بهره مند خواهد شد. پس از نظر قرآن، تعظیم شعائر فاطمی(س) مایه خیر و خوشبختى اهل ایمان است؛ چرا که آنان خیر دنیا و آخرت را این گونه نصیب خویش می کنند؛ به ویژه آن که از نظر پیامبر(ص) کسی که رضایت فاطمه(س) را به دست آورد، رضایت رسول الله و خدا را به دست می آورد و از شفاعت آنان بهره مند می شود؛ چنان که پیامبر(ص) می فرماید: انّما فاطمهُ بضعهُ منّی، یُرضینی مَا أرضَاهَا وَ یُسخطنی مَا أسخَطها؛ به راستی فاطمه جگر پاره من است، هر که او را راضی کند مرا راضی کرده و هر که او را خشمگین سازد مرا خشمگین کرده است.(بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۴؛ الامامه و السیاسه، أبو محمد عبدالله بن مسلم ابن قتیبه الدّینوری، قم، ایران، منشورات الرضی، الطبعه الاخیره، ۱۳۸۸ق، ص۱۳ و۱۴؛ همان، تحقیق: خلیل المنصور، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق-۱۹۹۷م، ج۱، ص۱۷؛ و تاریخ الامم و الملوک، محمد بن جریر طبری، بیروت، فی حوادث سنه ۱۳ هجری قمری، ج۲، ص۶۱۹)

تاکید بر حرمت نگه داری به این دلیل است که حتی واجباتی که در قالب اوامر الهی بیان شده، ترک عمل آن به نوعی، حریم شکنی و حرمت شکنی است؛ و تارک عمل واجب در حقیقت حرمت قوانین الهی را نگه نداشته است؛ چنان که اگر حرامی را مرتکب شود، و آن را حلال بداند، در حقیقت با این تحلیل حرام، حرمت شعائر الهی را نگه نداشته و خطوط قرمز و حدود الهی را شکسته است؛ چنان که خدا به مومنان فرمان می دهد و می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللهِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید شعائر الهی را حلال نشمرید.(مائده، آیه ۲)

از نظر قرآن، حرمت شعائر الهی از جمله تعظیم شعائر فاطمی(س) موجب تقوای الهی می شود که از جمله آثار آن کسب علوم الهی و یقین سه گانه(بقره، آیه ۲۸۲) است؛ کسی که به تعظیم شعائر می پردازد نشان می دهد که حدود الهی را می شناسد و آن را تعظیم داشته و حرمت نگه می دارد و از آن عبور نمی کند؛ چنان که خدا به صراحت در این باره می فرماید: ذَلِکَ وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ؛ آن که وهر کس تعظیم شعائر الهی کند، پس به راستی که آن از تقوی قلوب است.(حج ، آیه ۳۲)