آثار بی تقوایی در دنیا و آخرت

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از موضوعات بسیار مهم و اساسی در آموزه های وحیانی قرآن، تقوای الهی است که در حقیقت همه ابعاد زندگی بشر را تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم خود قرار می دهد؛ زیرا تقوای الهی به یک معنای عمل به مجموعه قوانین و سنت ها و رسومی است که الهامات فطری الهی و وحی تشریعی الهی به انسان آموخته و انسان از طریق عقل و نقل می تواند آن را کشف کند. به سخن دیگر، تقوای الهی چیزی جز سبک مبتنی بر آموزه های وحیانی الهی نیست که فلسفه و سبک زندگی انسان را می سازد. از همین روست که در آیات قرآن، بی تقوایی به عنوان سبک زندگی که انسان را از انسانیت دور می سازد مطرح شده و خدا با بیان آثار و پیامدهای زیانبار آن سعی کرده تا مردم را از بی تقوایی باز دارد.

بی گمان دانستن آثار بی تقوایی و آثار و پیامدهای زیانبار آن در زندگی فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی می تواند انسان را از بی تقوایی دور و به سوی تقوای الهی سوق دهد. از همین رو، نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا با بیان مهم ترین آثار بی تقوایی انسان را به سوی تقوا سوق داده و از بی تقوایی پرهیز دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خاستگاه تقوای الهی

تقوا از ریشه وقایه، محافظت خود از هر چیزی است که خطراتی را موجب می شود. بنابراین، پرهیزکاری در قالب انجام برخی از کارها و ترک برخی دیگر از کارها، همان معنای تقوایی است که خدا در قرآن پس از بیان احکام خمسه از واجبات، محرمات، مستحبات، مندوبات و مباحات، آن را هدف از فلسفه و سبک زندگی وحیانی دانسته است. بر این اساس، اگر کسی بی تقوایی داشته باشد، در حقیقت از فلسفه و سبک زندگی وحیانی بیرون رفته و می بایست پیامدها و تبعات زیانبار و خطرناک آن را بپذیرد؛ زیرا با بی تقوایی خویش، حفاظ را از خود برداشته و در معرض خطراتی است که خدا آن را به عنوان تهدید برای بشر بیان کرده است. از نظر قرآن، هر کسی مسئول انتخاب آزادی است که دارد. پس می بایست پاسخگو انتخاب بی تقوایی خویش باشد که آثار آن در دنیا و آخرت به اشکال گوناگون خودنمایی می کند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان موظف است تا خود و خانواده را در مرحله نخست بر اساس قوانین الهی حفظ کرده و برای آنان محافظی از تقوای الهی ایجاد کند(تحریم، آیه ۶) و سپس در ساختار امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی، تقوای الهی را در جامعه بسط و گسترش دهد و از امکانات برای آن بهره گیرد.(توبه، آیه ۷۱؛ آل عمران، آیات ۱۰۴ و۱۱۴؛ حج، آیه ۴۱؛ بقره، آیه ۲۴۱)

خاستگاه تقوای الهی ایمانی است(توبه، آیه ۱۱۹؛ احزاب، آیه ۷۰) که در دل انسان با معرفت نسبت به خدا و نسبت خود با خدا شکل می گیرد و انسان به این اعتقاد و باور یقینی می رسد که خدای خالق در مقام ربوبیت به پرورش انسان در راستای اهداف خلق برای انسان دستورها و برنامه هایی دارد که عمل به آن می تواند او را به کمالات و نیز سعادت ابدی برساند. بنابراین، ارتباط تنگاتنگی میان ایمان و تقوا است و هر چه درجه ایمان قوی تر شود، درجه و سطح تقوای الهی انسان نیز افزایش می یابد.(مائده، آیه ۹۳)

برخی از مهم ترین آثاری که خدا در قرآن به عنوان آثار بی تقوایی بیان کرده شامل موارد زیر است:

  1. دوزخ: از نظر قرآن بزرگ ترین خطری که انسان بی تقوا را تهدید می کند، دوزخ و عذاب های گوناگون ابدی آن است که انسان می بایست از آن خود را حفظ و نگه دارد و با عمل به آموزه های شریعت اسلام در حفاظی قرارگیرد که او را از دوزخ محافظت می کند.(بقره، آیه ۲۴؛ آل عمران، آیه ۱۳۱) خدا به انسان هشدار می دهد که صحنه قیامت بسیار هولناک است و احوال و اهوال آن روز چنان سخت و دشوار است که در توصیف نمی آید؛ زیرا در آن جا بر خلاف دنیا ضابطه ای چون داد و ستد، یا رابطه ای چون خویشاوندی نیست که انسان با آن خود را از دوزخ برهاند، بلکه آن چه می تواند انسان را از آن روز در امان نگه دارد، چیزی جز تقوای الهی نیست.(بقره، آیات ۴۸ و ۱۲۳ و ۲۰۳ و ۲۲۳ و ۲۸۱) از نظر قرآن، خیرالزاد و بهترین ره توشه آخرت همان تقوای الهی است که با عمل به وحی و الهام یعنی هدایت فطری و تشریعی به دست می آید.(بقره، آیه ۱۹۷)
  2. غوی: از آثار بی تقوایی گرفتار شدن شخص به «غاویه» است. غاوی به حیوانی گفته می شود که به هوی و هوس علف سبز فریب خورده و گرفتار اغراء شده و از گله و رمه جدا افتاده و به سوی پرتگاه سقوط حرکت می کند. بنابراین، از محافظت گله و رمه خارج شده و در معرض خطر سقوط و مرگ یا کمین دشمنان قرار گرفته است. از نظر قرآن، کسی که بی تقوایی می کند، اجازه می دهد تا شیاطین در حال طواف پیرامونش، فرصتی بیابند و او را بی کم و کاستی امداد و یاری رسانند تا از محیط امن و امنیت خارج شده و در محیط هلاکت و نابودی قرار گیرد.(اعراف، آیات ۲۰۱ و ۲۰۲) در حالی که اگر تقوای الهی را مراعات می کرد و از بایدها و نبایدهای الهی اطاعت می نمود، وقتی با تماس دشمنان شیطانی مواجه می شد، با یاد خدا از خطر آنان رهایی می یافت و با بصیرت از کمینگاه خطر و پرتگاه سقوط دور می ماند.(همان)
  3. شرک: انسان بی تقوا گرفتار انواع و اقسام شرک می شود و از توحید خارج می گردد؛ زیرا پذیرش تقوا و عمل بدان به معنای پذیرش خطوط قرمز در هر کاری است و شخص بی تقوا دوست ندارد تا در محدودیت قرار گیرد و متاثر از بایدها و نبایدها کارها و زندگی اش را سامان دهد؛ بنابراین، چنین شخصی در معرض عبور از خط قرمز توحید و گرایش به انواع و اقسام شرک و انحراف و کژی به سوی آن است.(یونس، آیه ۳۱؛ صافات، آیات ۱۲۴ و۱۲۵) خدا در این آیات بیان می کند که شخص ممکن است خدا را در خالقیت بپذیرد و او را الله بداند، بلکه حتی فراتر از آن، خدا را رب العالمین دانسته و تدبیر امور عالم از مرگ و زندگی و مالکیت شنوایی و بینایی و امور دیگر را به دست خدا می داند، اما با این حال، بی تقوایی پیشه کرده و بر اساس بایدها و نبایدهای وحیانی سبک زندگی خویش را سامان نمی دهد. خطر این سبک زندگی بیرون از دایره تقوایی الهی موجب می شود تا ایمان توحیدی دور شده و به شرک کشیده شود.
  4. تکذیب پیامبران: از نظر قرآن، در ذات هر آفریده ای نرم افزار هدایتی تعبیه شده که او را به سوی کمال بایسته و شایسته اش رهنمون می کند.(طه، آیه ۵۰) بنابراین، انسان نیز در فطرت خویش چنین نرم افزار هدایتی دارد که نه تنها بد و خوب را به او نشان می دهد، بلکه گرایش به خوب و گریزش از بد را نیز در او بر می انگیزد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) اما اگر کسی بی تقوایی پیشه کند و از این هدایت باطنی و فطری و تکوینی الهی و الهامات خدایی بهره نگیرد و تقوای فطری نداشته باشد، از هدایت پاداشی محروم شده و از اسلام و هدایت های وحیانی و تشریع باز می ماند و به تکذیب وحی و پیامبران می پردازد و سخنان الهی آنان را نمی پذیرد.(شعراء، آیات ۱۰۵ و۱۰۶؛ ۱۴۱ و ۱۴۲؛ ۱۶۰ و۱۶۱)
  5. اختلاف دینی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همه پیامبران به اسلام دعوت کرده اند، هر چند که بر اساس مقتضیات زمان و مکان و شرایط عصر و دوره خویش، شرایع و مناهج آنان فرق داشته است(آل عمران، آیات ۱۹ و۸۴ و۸۵؛ مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳)؛ ولی در کلیات یکی است و هیچ فرقی در آن نیست.(بقره، آیه ۲۱۳) با این همه برخی عالمانه و عامدانه به سبب هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی به جای آن که وحدت اسلامی را حفظ کنند، دنبال اهداف گروهی و حزبی می روند و بر طبل تفرقه میان شرایع می کوبند تا وحدت اسلامی میان اهل توحید را از میان برند. ریشه همه این اختلاف انگیزی در میان اهل اسلام از همه شرایع چیزی جز بی تقوایی اختلاف انگیزان نیست که اهدافی چون یهودی و مسیحی و مانند آن بودن خویش افتخار کرده و فرحناک به همان هستند و این گونه وحدت اسلامی میان اهل توحید را از میان می برند.(مومنون، آیات ۵۲ و ۵۳؛ آل عمران، آیه ۶۴؛ بقره، آیه ۲۱۳)
  6. فسق: فسق به معنای باد کردن و ور آمدن پوست از گوشت خرما است که هم طمع و مزه خرما از دست می رود و هم مسئولیت حفاظت پوست از گوشت. در حقیقت کسی که رفتار زشتی را علنی و آشکار انجام می دهد، زشتی های باطن وی آشکار شده و از حمایت اجتماعی نیز محروم می شود. از همین روست که خدا به افرادی که بی تقوایی پیشه می کنند هشدار می دهد که با این کار خویش در شرایط فاسقین قرار می گیرد که از هدایت خاص الهی و نیز حمایت های امت مسلمانان و مومن محروم می شوید و در جامعه به مثابه تافته ای جدا بافته از آنان در می آید که مورد عنایت مردم نیستند. از همین روست که خدا در قرآن از مردم می خواهد تا دستورهای الهی را با گوش جان بشنود و پذیرا شوند تا از سقوط به درکات فاسقین در امان مانند.(مائده، آیه ۱۰۸)
  7. انحراف جنسی: هدایت فطری انسان را در مسیر هدایت فطری قرار می دهد که کمالات را برای او تامین و اهداف خلقت و فلسفه آن را تضمین می کند. اما کسی که بر خلاف هدایت فطری عمل می کند به انواع و اقسام انحرافات از جمله انحرافات جنسی کشیده می شود که بر خلاف حکمت و فلسفه وجودی خود و نیز کارهایی است که  انجام می دهد. از همین روست که این افراد بی تقوا، به جای نکاح به زنا رو می آورند بلکه به جای زناشویی با هم جنس به لواط و مانند آن گرایش می یابند که بر خلاف فطرت انسانی است.(هود، آیه ۷۸؛ شعراء، آیات ۱۶۱ و ۱۶۵)
  8. غفلت از مکر خدا: خدا «خیرالماکرین» است و کسی در مکر به مرتبه خدا نرسد؛ به این معنا که شخص از جایی که احساس امنیت می کند، از همان جا ضربه می خورد و از جایی که احساس سود و افزایش سرمایه می کند، گرفتار خسران و زیان در سرمایه می شود. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسانی که بی تقوایی پیشه می کنند، خدا آنان را به مکر خویش می گیرد و از همان جایی که احساس می کند در امنیت هستند خدا به آنان چنان ضربه ای می زند که نتوانند از جا خویش برخیزند. بنابراین، بی تقواییان نمی بایست احساس کند که خدا با آنان کاری ندارد؛ زیرا بر اساس سنت و قانون استدراج و امهال خدا افراد را به حال خویش رها می کند تا جایی که احساس امنیت کند و آن گاه است که او را به سختی می گیرد و تباه و نابود می سازد.(اعراف، آیات ۹۶ و ۹۹)
  9. عدم پذیرش اعمال صالح: از نظر قرآن، پذیرش اعمال نیک و صالح در گرو، ایمان و اخلاص و تقوای الهی است و کسی که بی تقویی می کند، اعمال صالح او پذیرفته نیست؛ بلکه از نظر قرآن، اگر این امور شرط در صحت عمل است، قبولی آن به این است که شخص متقی باشد و تقوای ملکه و مقوم ذاتی و هویتی او گردد. پس اگر کسی بی تقوایی می کند، نه تنها عمل نیک و صالح او، صحیح نیست، بلکه اصلا قبول نمی شود.(مائده، آیه ۲۷) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هدف از تقوای الهی تقرب به خدا است که در قالب اعمال اجتماعی و عبادی چون عفو و گذشت(بقره، آیه ۲۳۷)، عدالت قسطی(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)، نماز ، روزه، قربانی کردن و مانند آنها تحقق می یابد؛ با این همه آن چه به خدا می رسد عمل صالح و یا گوشت قربانی و خون و این ها نیست، بلکه همان تقوایی که انسان نشان می دهد و با همه وجودش بیان می کند که مطیع امر و نهی خدا است.(حج، آیه ۳۷)
  10. پیمان شکنی: از آثار بی تقوایی این است که نمی توان به قول و قرار بلکه معاهدات آنان اعتماد کرد؛ زیرا هیچ عاملی وجود ندارد که آنان را بر سر پیمان نگه دارد و بدان وفا کنند. بنابراین، نمی توان به عهدی که بی تقوا می بندد، اعتماد کرد، زیرا به سادگی نقض عهد می کنند.(انفال، آیه ۵۶) از همین روست که در روایات آمده است که کسی که اهل ایمان و تقوا نیست، اعتماد نکنید؛ و به آنان قراردادی نبدید و به همسری نگیرید؛ زیرا به سادگی پیمان شکنی می کنند؛ زیرا به هیچ اصول اخلاقی – الهی پای بند نیستند.