آثار ایمان به معاد در سبک زندگی

مرگ

بسم الله الرحمن الرحیم

سبک زندگی هر کسی متاثر از فلسفه زندگی اوست؛ زیرا نگرش هر کسی به هستی است که تعیین کننده اهداف زندگی است و شخص را برای تحقق اهداف معین و مشخص به استفاده از روش ها، شیوه ها و ابزارهای خاص نیاز دارد؛ از این رو، سبک زندگی هر شخصی با توجه به اهداف، متفاوت ازدیگری خواهد بود.

از نظر قرآن، سه نوع اساسی سبک زندگی را می توان بر اساس سه فلسفه اساسی نفی آخرت یا اثبات آخرت می توان شناسایی کرد. البته از نظر قرآن هر چند که چهار شکل ۱. اثبات دنیا و اثبات آخرت؛ ۲. نفی دنیا و نفی آخرت؛ ۳. اثبات دنیا و نفی آخرت؛ ۴. نفی دنیا و اثبات آخرت را می توان تصور کرد؛ اما اکثریت مردم به دو دسته تقسیم می شوند که قایل به فرض ها اول و سوم هستند؛ البته اندکی قایل به فرض دوم هستند که همان گروه سوفسطاییان هستند؛ اما هیچ کسی قایل به فرض چهارم نیستند؛ چرا که قایل به اثبات آخرت هرگز دنیا را نفی نمی کند؛ بلکه آن را مقدمه ای برای آخرت می داند.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، کسانی که به فرضیه سوم اعتقاد دارند، همان کافرانی هستند که تنها هستی را همین دنیا و عالم محسوس و مشهود دانسته و منکر هر گونه غیب و نامحسوسی هستند. از همین روست که سبک زندگی خویش را به گونه ای تعریف و سامان می دهند که تامین کننده خوشی ها و لذات دنیوی باشد. البته قرآن بیان می کند که قائلین به این فرضیه نمی توانند آن را به شکل نظریه به اثبات برسانند، بلکه تنها مدعی استبعاد و بعید شمردن آن بوده (ق، آیه ۳۰) و زندگی پس از مرگ را شگفت انگیز و تعجب آور می دانند.(رعد، آیه ۵)

هم چنین قرآن بیان می کند که اینان بی هیچ دلیل و استدلالی به انکار آخرت و معاد از آن را می پردازند تا بتواند به فجور بپردازند و بی بندباری داشته باشند.(قیامت، آیات ۱ تا ۵) بنابراین، فلسفه هر کسی از پذیرش و انکار آخرت و معاد تاثیر مستقیمی بر سبک زندگی شخص می گذارد؛ زیرا کسی که قیامت و معادی را باور ندارند، پاسخگوی رفتار و گفتار و کردار خویش نخواهد بود و اگر توان و قدرت داشته باشد قوانین را کنار می نهد و دور می زند و بر خلاف آن عمل می کند؛ زیرا ترسی از مجازات و بازخواست ندارد؛ اما کسی که به قیامت باور دارد، سبک زندگی قانون محوری را انتخاب می کند که تامین کننده آخرت او باشد.

از نظر قرآن، مهم ترین فلسفه و هدفی که خدا برای آخرت قرار داده، بازخواست و کیفر و پاداش نسبت به اعمالی است که در دنیا مرتکب شده است. پس حرکت تکاملی انسان در دنیا به سمت آخرتی است که در آن جا انسان نتایج اعمال خوب و بد و زشیت و زیبای خویش را می بیند.

دلایل و نشان های امکان معاد

از نظر قرآن، آخرت و معاد امری ثابت و غیر قابل انکار است؛ زیرا بخشی از هستی است که مخلوق الهی است. از همین رو، معاد نه تنها حق است(انعام، آیات ۲۹ و ۳۰؛ کهف، آیات ۲۱ و ۹۸؛ واقعه، آیه ۹۵)، بلکه امری قطعی و حتمی است که الان واقع شده است(انعام، آیه ۱۳۴؛ ذاریات، آیات ۵ و ۶؛ مرسلات، آیه ۷) و انسان چون گرفتار زمان است، از درک وقوع آن خبری ندارد.(واقعه، آیه ۱)

از نظر قرآن، معاد امری عجیب یا بعید نیست؛ زیرا نمونه ها و شواهدی در همین دنیا است که خود بیانگر امکان بلکه وقوع قیامت و معاد است. از جمله آن ها می توان به رستاخیز زمین در بهار و پس از باران ها اشاره کرد که خروج و نشور گیاهان را به دنبال دارد.(ق، آیه ۱۱؛ فاطر، آیه ۹)

انسان ها نمی بایست در امکان بلکه وقوع معاد تشکیک علمی و یا تردید عملی داشته باشند؛ زیرا حاکمیت الهی بر هستی این امکان را برای تحقق معاد فراهم می آورد. به سخن دیگر، حاکمیّت خدا بر همه چیز، دلیل و نشانه قدرت او بر بازگرداندن آدمیان به سوى خود در قیامت و آخرت است.(انعام، آیه ۶۲)

از نظر قرآن اگر کسی به صفاتی در خدا از جمله مالکیت خدا بر موجودات(مومنون، آیات ۸۲ تا ۸۹؛ جاثیه، آیه ۲۷)، قدرت مطلق خدا(هود، آیه ۴؛ حج، آیات ۶ و ۷)، علم خدا بر اجزای متلاشی شده (ق، آیات ۲ تا ۴)، عزّت و غلبه الهى(بقره، آیه ۲۶۰)، عدالت خدا در پاداش دادن به خوبان و کیفر دادن به بدکاران(یونس، آیه ۴؛ سجده، آیات ۱۴ تا ۱۸؛ ص، آیات ۲۷ و ۲۸)، رحمت الهى، مقتضى رسیدن انسان به کمال خود و بهره‌مندى از حیات جاوید، پس از مرگ(روم، آیه ۵۰)، پروردگاری و ربوبیت خداوند بر موجودات جهت رساندن هر موجودی به کمال(انعام، آیه ۱۶۴؛ مومنون، آیات ۸۲ تا ۸۷) و هدفداری و حقانیت خلقت بر اساس اصول حکمت الهی آگاهی داشته باشد، به سادگی می تواند معاد را اثبات کند و دلایلی برای تحقق بلکه وقوع فعلی آن ارایه دهد.

پس شک کافران و مشرکان در این حقیقت حتمی و قطعی، سخنی بی برهان و استدلال است.(ق، آیات ۱۱ تا ۱۵) ریشه چنین فلسفه زندگی در کافران و مشرکان را باید جهل به دو مفهوم نادانی و بی خردی آنان جست و جو کرد.(نخل، آیه ۳۸؛ جاثیه، آیه ۲۶)

البته علل و عواملی موجب می شود تا انسان در دام فلسفه پوچ گرایی انکار آخرت گرفتار شود. از جمله این امور می توان به عدم تفکر در هدفداری آفرینش(روم، آیات ۷ و ۸)، جرم و تبهکاری(نمل، آیات ۶۷ تا ۶۹)، گناه و فجور و بی بندباری و هرج و مرج گرایی(قیامت، آیات ۱ تا ۵)، روحیه تجاوزگری(مطففین، آیات ۱۱ و ۱۲)، روحیه آزادی خواهی مطلق و ولنگاری(قیامت، آیات ۱ تا ۵) و مانند آن ها اشاره کرد.

به طور طبیعی کسانی که گرفتار چنین فلسفه زندگی هستند، در سبک زندگی خویش گرفتار اموری چون پوچ گرایی و پوچ اندیشی نسبت به زندگی و اهداف آن(دخان، آیات ۳۵ تا ۳۹)، حزن و اندوه و حسرت(صافات، آیات ۱۵ تا ۲۰)، ذلت و خواری(همان)، بی بندو باری و هنجارشکنی و قانون ستیزی(قیامت، آیات ۱ تا ۵) و سرگردانی و حیرت در زندگی (دخان، آیات ۳۵ تا ۳۹ ) و مانند آن ها می شوند.

آثار پذیرش و ایمان به معاد

اما کسانی که در فلسفه زندگی به آخرت و معاد ایمان و باور دارند، سبک زندگی آنان به گونه ای است که آثار آن در همین زندگی دنیوی نیز دیده می شود. از جمله آثار ایمان به معاد در زندگی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اخلاص: ایمان به معاد، پشتوانه رعایت قسط و اخلاص در دین است. کسانی که به معاد ایمان داشته باشند، در مسیر عدالت قسطی گام بر می دارند و حق و حقوق دیگران را تضییع نمی کنند؛ زیرا باور به قیامت آنان را به پای بندی خالصانه و مخلصانه به این اصول ملزم و متعهد می سازد.(اعراف، آیه ۲۹)
  2. استقامت و پایداری بر حق: باور و ایمان به معاد موجب می شود تا شخص نسبت به حق استقامت ورزد و از اصول آن کوتاه نیاید، حتی اگر تحت شکنجه های فرعونی و عذاب های سخت دنیوی قرار گیرد.(اعراف، آیات ۱۲۰ تا ۱۲۶؛ شعراء، آیات ۴۶ تا ۵۰)
  3. انفاق : ایمان به معاد، برانگیزاننده آدمى به انفاق و کمک های مالی به دیگران و نیازمندان است.(بقره، آیه ۲۴۵)
  4. تزکیه نفس: تزکیه و اصلاح خویشتن، برخاسته از ایمان به معاد است. کسانی به خودسازی می پردازند که به معاد ایمان داشته باشند و بخواهند مسیر کمالی را بپیمایند.(فاطر، آیه ۱۸)
  5. توکل: کسانی که به معاد ایمان دارند، اهل توکل به خدا بوده و در کارهای خویش به خود توکل می جویند.(هود، آیه ۱۲۳؛ ممتحنه، آیه ۴)
  6. خشوع: عقیده به معاد، سبب خشوع و فروتنى انسان، در پیشگاه خدا می شود.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶)
  7. ذکر نعمت: ایمان به معاد، سبب یاد نعمتهاى الهى، هنگام تسخیر امکانات و برخوردارى از نعمتها است.(زخرف، آیات ۱۳ و ۱۴)
  8. رعایت عدالت قسطی: چنان که گفته شد ایمان به معاد، پشتوانه رعایت قسط و عدالت در جامعه از سوی مومنان است.(اعراف، آیه ۲۹)
  9. شکر و سپاس: ایمان به معاد و بازگشت انسانها به سوى خدا، برانگیزاننده آنان به شکر نعمتهاى او و مانع ناسپاسى انسان در برابر خدا می شود.(عنکبوت، آیه ۱۷؛ لقمان، آیه ۱۴؛ زمر، آیه ۷؛ عادیات، آیات ۶ تا ۹)
  10. صبر و شکیبایی: ایمان به معاد، زمینه‌ساز صبر و شکیبایى انسان در سختیها و ناملایمات می شود.(بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶ ؛ غافر، آیه ۷۷)
  11. عبادت و بندگی خدا: ایمان به معاد، زمینه‌ساز عبادت خدا می شود.(هود، آیه ۱۲۳؛ عنکبوت، آیه ۱۷)
  12. مانع افترا به خدا: توجّه به معاد، مانع افترا بستن به خدا است.(یونس، آیات ۶۹ و ۷۰)
  13. مانع تجاوز و سرکشی: ایمان به معاد، مانع تجاوز و سرکشى در زمین از سوی انسان می شود.(یونس، آیه ۲۳)
  14. مانع شرک: ایمان به معاد، مانع شرک انسان نسبت به خدا است.(انعام، آیه ۱۶۴؛ قصص، آیه ۸۸)
  15. وابستگی به مال: ایمان به معاد، زمینه از بین رفتن وابستگى به مال است.(عادیات، آیات ۶ تا ۹)
  16. مانع کفر: شناخت معاد و ایمان به آن، بازدارنده انسان از کفرورزى است.(بقره، آیه ۲۸؛ هود، آیات ۳ و ۴؛ زمر، آیه ۷)
  17. مانع کم فروشی: ایمان به معاد، مانع کم‌فروشى افراد در معاملات می شود؛ زیرا از مصادیق بی عدالتی و ظلم در حق دیگران است.(مطففین، آیات ۱ تا ۵)
  18. وصول به متقین: وصول به مقام متّقین و بهره مندی از آثار و برکات آن از آثار ایمان به معاد است.(بقره، آیه ۱۷۷)
  19. وصول مقام صدق: وصول به مقام صدق از آثار ایمان به معاد است که در آموزه های وحیانی قرآن بیان شده است.(همان)

با نگاهی به این آموزه ها و معارف وحیانی قرآن می توان دریافت کسانی که فلسفه هستی شناسی آنان باور و ایمان به معاد و رستاخیز است، به طور طبیعی سبک زندگی خویش را به گونه ای سامان می دهند تا بتوانند تامین کننده آخرت خویش باشند. این گونه است که قانون مداری و قانون محوری به ویژه در چارچوب شریعت اسلام برایشان بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا آن را صراط مستقیم می دانند که ایشان را به اهداف مورد نیاز در آخرت می رساند؛ زیرا خدا در آیات بسیاری بیان کرده که این تنها راهی است که انسان می تواند تقوای الهی را بدان کسب کند(بقره، آیه ۲۱) و با کسب تقوای الهی قیامت و آخرت را تضمین می کند؛ چرا که ملاک سنجش در آخرت تقوای الهی است(حجرات، آیه ۱۳) و انسان تنها ره توشه ای که باید با خود به آخرت برد، همان تقوای الهی است؛ چنان که خدا می فرماید: وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ؛ براى خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگارى است و اى خردمندان از من پروا کنید.(بقره، آیه ۱۹۷)

از نظر قرآن، کسانی که فلسفه زندگی خویش را بر اساس معادباوری قرار داده اند، درخواست هایی که دارند در ارتباط با حسنات دنیا و آخرت است؛ در حالی که کافرین سبک زندگی و درخواست های خویش را محدود به دنیا و نیکی های آن می کند که بسیار زودگذر است: فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلَاقٍ وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ أُولَئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِمَّا کَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛ از مردم کسى است که مى‏ گوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا کن و حال آنکه براى او در آخرت نصیبى نیست؛ و برخى از آنان مى‏ گویند پروردگارا در این دنیا به ما نیکى و در آخرت نیز نیکى عطا کن و ما را از عذاب آتش دور نگه دار؛ آنانند که از دستاوردشان بهره‏ اى خواهند داشت و خدا زودشمار است.(بقره، آیات ۲۰۰ تا ۲۰۲)

پس اهل آخرت حسنات دنیا را نیز درخواست می کنند، هر چند که خدا همه حسنات دنیا را به آنان نمی دهد، و تنها بخشی را به ایشان می دهد تا در اندیشه آخرت باشند، ولی آخرت تنها برای آنان است و کافران هیچ بهره ای از آخرت نخواهند برد.

به هر حال، فلسفه زندگی هر کسی در سبک زندگی و شیوه ها و روش ها و ابزارهایی زندگی او تاثیر مستقیم دارد؛ از این رو گفته می شود که بگو چگونه می اندیشی تا بگوییم چگونه زندگی می کنی. البته برخی از مردم بر خلاف اندیشه خویش ، عمل می کنند؛ چنان که امروز به ظاهر مردم جهان اسلام، مسلمان هستند، ولی سبک زندگی آنان غربی است؛ زیرا نوعی تضاد و تقابل در علم و عمل آنان مشاهده می شود؛ ولی از آن جایی که معیار سنجش عمل است باید گفت: این مردم غربی هستند نه مسلمان؛ زیرا آن چه انسان عمل می کند همان باور و ایمان او را تشکیل می دهد. از همین روست خدا می فرماید: قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ ؛ بگو هر کسی بر اساس شاکله و شخصیت خویش عمل می کند(اسراء، آیه ۸۴). پس از کوزه همان برون تراود که در اوست. آن چه اینان فکر می کنند و باور دارند به اراده و عزم عملی در می آورند و انجام می دهند. پس ایشان ایمان واقعی به خدا و قیامت ندارند که همانند کافران به قیامت عمل می کنند.