آثار استقامت و پایداری بر اصول

سرباز

بسم الله الرحمن الرحیم
دست یابی به حقیقت و رسیدن به آن با عبور از واقعیت های تلخ حاکم بر جهان، تنها در سایه صبر ، حلم ، استقامت و پایداری شدنی است؛ زیرا با صبر ظفر به دست می آید و پیروزمند کسی است که بر مشکلات صبر داشته و با شکیبایی و بردباری بر اصول اساسی پافشاری داشته و برای رسیدن به مقصود حقیقی دست از تلاش نشسته است. آموزه های قرآنی بر نقش استقامت برای رسیدن به مقاصد تاکید دارد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا تاثیرات استقامت بر اصول و پافشاری بر آن را بر اساس آموزه های قرآنی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
استقامت در راه هدف
استقامت از واژه «قوَم» پایداری، استمرار بر ایستادگی و قرار داشتن در راه راست بدون منحرف شدن است.( اساس‌البلاغه، ص‌۵۳۸؛ لغت نامه دهخدا، مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه قوم)
هر انسانی اهدافی را در زندگی در نظر دارد و بر آن است تا به آن ها دست یابد. البته تفاوت هایی میان اهداف از نظر اهمیت است. به نظر می رسد دست یابی به اهداف متعالی و بلند، به طور طبیعی سخت تر و دشوارتر از اهداف کم اهمیت تر است. از این رو، نیازمند فراهم آوری مقتضیات و برداشتن و رفع موانع بیش تر و سخت تری نیز خواهد بود. هر چه اهداف متعالی تر باشد، تلاش و کوشش انسان و نیز استقامت و استمرار بر ایستادگی و پرهیز از انحراف در راه راست رسیدن به هدف، بیش تر و سخت تر خواهد بود.
اهداف متعالی فرد و جامعه هر چند متفاوت است، ولی در بسیاری از جهات به هم نزدیک و حتی همپوشانی دارد. مهم ترین اهداف هر فرد انسانی، دست یابی به کمال و رهایی از نواقصی است که او را ناتوان ساخته است. از این روست که متاله و خدایی شدن برای رسیدن به مقام مظهریت در ربوبیت به عنوان غایت اهداف عبادت و تقوای الهی برای انسان مطرح می شود تا این گونه از فقر هویتی به غنایی برسد که با تقرب و اتصال به غنای مطلق حمید به دست می آید.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱؛ آل عمران، آیه ۷۹؛ فاطر، آیه ۱۵)
اهداف جامعه نیز دست یابی به عدالتی است که همگی بتوانند در سایه و محور آن، از آسایش و آرامش برخوردار باشند و زمینه و بستری برای بهره مندی از فضایی فراهم آید که هر فردی بتواند نواقص خود را برطرف کند و در مسیر شدن های کمالی و انقلاب به سوی کمال فرصت هایی برابری با دیگران داشته باشد.(اعراف، آیه ۱۲۵؛ شعراء، آیه ۵۰) از همین روست که عدالت قسطی از نظر خدا به عنوان فلسفه بعثت پیامبران و ارسال رسولان و انزال کتب آسمانی مطرح شده است.(حدید، آیه ۲۵) در این میان اقتصاد به عنوان ستون اصلی جامعه نقش اساسی و کلیدی دارد (نساء، آیه ۵)؛ زیرا می تواند فرصت های برابری را برای همگان جهت تامین نیازهای ابتدایی و طبیعی بشر فراهم آورد و فرصتی را به همگان بخشد تا درفضایی آرام ، به عبادت بیش تر و با کیفیت تر مشغول شوند و از دغدغه های ابتدایی زندگی رهایی یافته و دغدغه های دیگری چون بندگی و کمال یابی و آخرت طلبی داشته باشند.
به هر حال، انسان اگر بخواهد به اهداف خویش برسد باید مقتضیات آن را فراهم آورده و موانع را بر طرف کند. از این روست که در آیات قرآنی، استقامت و پایداری برای دست یابی به هدف مطلوب دانسته شده است. البته هر چه این اهداف متعالی تر و بلندتر باشد، به همان میزان، استقامت مطلوبیت بیش تری می یابد. (کهف، آیه ۶۰)
استقامت در سایه اصول و اسباب
بی گمان زمانی استقامت و پایداری معنا و مفهوم می یابد که انسان آرمانی را به عنوان حقیقت مد نظر قرار داشته باشد و برای رسیدن به آن تلاش کند. بنابراین، حقیقتی به عنوان آرمان در استقامت تضمین شده است؛ زیرا بدون آن حقیقت، استقامت معنایی ندارد. انسان زمانی استقامت و پایداری می ورزد که یک حقیقتی را به عنوان مطلوب در نظر گرفته باشد. این مطلوب که امری حقیقی است، به دلیل آن که در اختیار نیست، جزو واقعیت هایی او به شمار نمی آید، بلکه چیزی دیگری غیر از آن حقیقت، واقعیت زندگی او را تشکیل می دهد.
به سخن دیگر، واقعیتی که در زندگی اوست، غیر از حقیقتی است که مطلوب اوست. باید توجه داشت، هر واقعیتی حقیقت نیست، چنان که هر حقیقتی واقعیت نیست؛ زیرا ممکن است واقعیت، امری باطل ضد حق باشد که مطلوب انسان نیست. به عنوان نمونه، استکبار و ظلم در جهان و بی حجابی و هنجارشکنی در جامعه، واقعیت هایی انکاپذیری است؛ ولی هرگز از مصادیق حق نیست؛ از سوی دیگر عدالت و هنجارها و ارزش ها، از حقایق است، ولی در جوامع یک واقعیت نیست و تحقق خارجی ندارد. تلاش هر انسان و جامعه ای این است که حقایق را تحقق و واقعیت بخشد. بنابراین، یک اصطلاح در میان مردم پدید آمده که از آن به حقیقت گرایی یاد می شود. به این معنا که انسان گرایش به حقیقت داشته و خواهان تحقق آن به عنوان یک واقعیت است.
البته انسان نمی تواند واقعیت های باطل را نادیده گیرد که بر جان و جامعه و جهان حاکمیت یافته است. واقعیت های باطلی چون حاکمیت استکبار و ظلم و بی عدالتی که انسان آن را خلاف حق و حقانیت می داند و می کوشد با مبارزه آن را تغییر دهد. پس تغییر چنین واقعیت هایی به عنوان اهداف انسانی مطرح است. نادیده گرفتن این واقعیت های تلخ موجب می شود تا  انسان نتواند برنامه ای برای تغییر داشته باشد. از این رو، اصطلاح دیگری مطرح شده که آن واقع بینی است. واقع بینی به معنای دیدن واقعیت های تلخ و شیرین است که برخی از آن باطل و برخی حق است. انسان وقتی واقع بین باشد، در خیالات و اوهام قرار نمی گیرد و در می یابد داشته های حق او چیست و این که چه چیزهایی به عنوان واقعیت های تلخ وجود دارد که باید تغییر یابد. این گونه است شخص و جامعه برنامه ریزی درستی با شناخت از واقعیت ها داشته و برای تحقق حقایق و واقعیت بخشی آن ها تلاش می کند. پس انسان و جامعه خردمند و دانا، آن است که واقع بین و حقیقت گرا باشد. مطلوب او تحقق و واقعیت بخشی به حقایقی باشد که واقعیت خارجی و تحقق ندارد، ولی این زمانی رخ می دهد که میزان کمی و کیفی واقعیت ها را از خوب و بد و حق و باطل بشناسد و ارزیابی درستی از واقعیت ها داشته باشد؛ آن گاه است که می تواند حرکتی را پی ریزی نماید که حقایق را در تحقق بخشد.
این جاست که مساله اصول خود را تحمیل می کند. اصول، ریشه هایی است که حقیقت را می سازد به طوری که فقدان هریک از اصول به معنای عدم تحقق و واقعیت یابی حقیقت خواهد بود. این که گفته می شود برای دست یابی به حقیقت و تحقق و واقعیت بخشی به آن لازم است تا اصول شناخته و بر آن پافشاری شود بر اساس این قاعده است.
البته دست یابی و تحقق یابی حقایق نیازمند شناخت واقعیت ها و واقع بینی است تا هم ظرفیت ها در قالب مقتضیات تحقق حقیقت شناخته و به کار گرفته شود و هم تهدیدها و موانع واقعیت یابی حقیقت دانسته و برطرف شود. این جاست که مساله شناخت اسباب تحقق و واقعیت یابی حقیقت مطرح می شود.
پس لازم است تا برای واقعیت یابی حقیقتی که مطلوب است، انسان حقیقت گرای واقع بین باشد و اصول و اسباب آن را بشناسند و به کار گیرد. برآیند این سخن استقامت ورزی بر اصول حقیقت برای واقعیت بخشی به آن و فراهم آوری اسباب و برطرف کردن موانع است.
عوامل استقامت در راه خدا
از نظر قرآن، راه خدا همان راه حقی است که باید در جهان و جامعه و جان تحقق و واقعیت یابد؛ زیرا انسان از طریق صراط مستقیم است که می تواند به کمالی فردی و جمعی دست یابد و اجتماعی را ایجاد نماید که عدالت قسطی بر آن حاکم بوده و فرصت های برابری را به همگان می دهد.
بی گمان با توجه به موانع بسیاری در راه مستقیم است که به عنوان واقعیت های تلخ مطرح است. این موانع اجازه نمی دهد تا حقایق به عنوان واقعیت ها در جامعه و جان تحقق یابد. در درون انسانی موانعی چون هواهای نفسانی از شهوت و غضب وجود دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت. انسان حقیقت گرای واقع بین، این واقعیت های تلخ و باطل را می بیند و قدرت و ظرفیت آن را می سنجد ؛ چنان که واقعیت های حقی چون قوه عاقله و الهام های الهی را نیز در درون خود می یابد که می تواند او را یاری رساند (شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
هم چنین انسان حقیقت گرای واقع بین، موانع بیرونی چون ابلیس و شیاطین جنی وسوسه گر را می بیند که از ظرفیت هایی چون دیده نشدن، شناخته نشدن، تبلیس، تدلیس، تشبیه باطل به حق و شبهه سازی و مانند آن ها برخوردارند؛ هم چنان که یاری امدادهای غیب و آشکار الهی را می یابد که در قالب راهنمایی پیامبران و دین اسلام مطابق و موافق فطرت سالم و سلیم از بیرون در خدمت اوست.(روم، آیه ۳۰ و آیات دیگر)
پس اگر جان و جامعه ای بخواهد در مسیر حق و عدالت حرکت کند، فرصت هایی را در اختیار دارد که باید آن ها را بشناسد و به آن توجه و اعتماد و استناد کند. خداوند به صراحت در قرآن مهم ترین عواملی را بیان نموده که می تواند استقامت در آدمی تقویت کند. این عوامل عبارتند از:
۱. ایمان: بی گمان ایمان مهم ترین عامل در استقامت است؛ زیرا اگر انسان حق را شناخت و گرایش به آن داشت، به عنوان یک مطلوب حقیقی تلاش می کند تا به آن دست یابد. خداوند در آیه ۱۳۹ سوره آل عمران، ایمان و مومن بودن به حق را مهم ترین لازم برای استقامت دانسته است؛ زیرا کسی که ایمان به حق و حقیقت نداشته باشد، تلاشی برای آن نمی کند. کسی که واقعیت گرای را به جای حقیقت گرایی قرار داده، هرگز تلاشی برای تحقق و واقعیت بخشی به حقیقت انجام نمی دهد ، چه رسد که برای تحقق آن استقامت و پایداری ورزد. اصولا کسانی که بی حجابی و نابهنجاری و ظلم و فقر را به عنوان امری خلاف حق نمی شناسند و گرایشی به تحقق حجاب و عدالت و فقرزدایی ندارند، به طور طبیعی به این واقعیت تلخ گرایش داشته و آن را می پذیرند  وتلاشی برای مبارزه با آن انجام نمی دهند. ظلم مستکبران را به عنوان واقعیت کدخدای جهان می پذیرند و تنها تلاشی که انجام می دهند، همکاری و هماهنگی با او برای تاثیرگذاری کم تر آن است؛ در حالی که اگر واقعیت گرایی و عمل گرایی را کنار می گذاشتند و حقیقت گرای واقع بین بودند، با شناخت از فرصت و ظرفیت های خود و موانعی که دشمن استکباری ایجاد می کند به این واقعیت به مبارزه پرداخته و برای تحقق حقیقت عدالت جهانی و رفع ظلم مستکبران و ظالمان تلاش می کردند؛
۲. امیدواری : مهم ترین عامل در استقامت پس از ایمان، امیدی است که انسان ها به تغییر دارند. اگر کسی اصل تغییر را نپذیرد هیچ تلاشی برای تغییر واقعیت های تلخ به حقایق شیرین نخواهد داشت. هر چند تغییر هماره یک ارزش نیست، ولی پذیرش این امر که تغییر در جهان امری ثابت است می تواند امیدی را در دل ها ایجاد کند که این واقعیت های تلخ به علل و عواملی تغییر کند. امید به تغییردر راستای واقعیت بخشی به حقایق مهم ترین عامل در استقامت و تلاشی پایدار و مستمر است تا واقعیت های تلخ را حذف و تغییر داده و حقایق شیرین را جایگزین سازند. البته کسی که به خداوند ایمان دارد، به طور طبیعی به اموری چون مالکیت، ربوبیت، علم ، حکمت و مانند آن ها نیز ایمان دارد. این امور به مومن این حقیقت را می بخشد که خداوند عالم و حکیم در راستای حکمت و پروردگاری خویش ، بر آن است تا حقایق بر جهان حاکم شوند و در نهایت این حق است که بر جهان حاکم خواهد شد به شرطی که انسان ها بخواهند و برای آن تلاش کنند. بر اساس آیه ۲۵ سوره حدید تلاش همگانی بشر می تواند عدالت قسطی را ایجاد کند و در این راه صالحان و رهبران صالح با استقامت خویش بر آن هستند تا این گونه شود و غایت جوامع بشری بر اساس فلسفه تاریخ قرآن به این سمت حرکت می کند.(نور، آیه ۵۵؛ انبیاء، آیه ۱۰۵و آیات دیگر) خداوند در آیات قرآنی این وعده را داده که نصرت به دین حق و حق گرایی و عدالت خواهی و مانند آن ها، موجب یاری خداوند نسبت به اهل استقامت شده و پاداش چنین رفتاری چیزی جز پیروزی نیست.(نساء، آیه ۱۰۴؛ مائده، آیه ۵۶)
۳. توکل: توکل به معنای ولایت پذیری نسبت به خدا، نوعی واگذاری و تفویض امور به خداوند است. بنابراین ، انسان هر تلاشی را انجام می دهد بر این باور است که اگر مشیت الهی به وقوع آن تعلق گرفته باشد، تحقق خواهد یافت. از آن جایی که مشیت الهی به تحقق حقایق است ، انسان می تواند امیدوار باشد که خداوند حقایق را به دست او تحقق خواهد بخشید. این گونه است که انسان در شرایط سخت و دشوار و واقعیت های تلخ حاکم می تواند با توکل بر خدا، با استقامت آن را تغییر دهد و حقایق را جایگزین واقعیت باطل کند.(آل عمران، آیات ۱۲۲ و ۱۷۲ و ۱۷۳؛ یونس، آیه ۷۱)
۴. امدادهای غیبی: باور به این که خداوند بر اساس سنت ولایت و نصرت، مومنان را یاری می رساند به شرط آن که آنان نیز به یاری خداوند برخیزند،(محمد، آیه ۷) مهم ترین عامل در استقامت و پایداری انسان در ایجاد تغییر اصلاحی و تحقق بخشی به حقایقی است که واقعیت های باطل اینک جایگزین آن شده است. بی گمان باور و اعتقاد به امداد الهى سبب پایدارى مؤمنان بر ایمان و عقیده خویش شده و آنان را در مسیر حق استوار و پایدار می کند.(ابراهیم، آیه ۲۷؛ نحل، آیه ۱۰۲) خداوند گاه برای امدادرسانی به مومنان از روش هایی گوناگونی بهره می برد که به نظر ساده ولی بسیار کارساز است. برخی از امدادهای در قالب حوادث طبیعی چون باران، توفان خاک و شن ، اندک نمایی دشمن و ناتوانی دشمن انجام می گیرد(انفال، آیات ۱۱ و ۴۳) و گاه دیگر با امدادهای غیر طبیعی همانند وحی و نزول فرشتگان یاری رسان انجام می شود.(نحل، آیه ۱۰۲؛ انفال ، آیه ۱۲)
۵. یادآوری سنت های الهی در تاریخ: از دیگر عوامل موثر در استقامت می توان به یادآوری و تذکریابی نسبت به سنت های الهی حاکم بر جامعه و تاریخ اشاره کرد. بر همین اساس بیان خسارت‌هاى وارد شده بر دشمنان، سبب تقویت روحیّه مقاومت مجاهدان در رویارویى با‌ دشمنان می شود (نساء، آیه ۱۰۴) ؛ همان طوری که یادآورى مقاومت امّت‌هاى پیشین در برابر مصیبت‌ها، به منظور ایجاد روحیّه پایدارى در برابر سختى‌ها (بقره، آیه ۲۱۴؛ آل عمران، آیه ۱۴۶) عامل مهمی در پایداری و استقامت مومنان است. در حقیقت این یادآوری ها یادآوری سنت های الهی نیز است که حاکم بر جامعه بشری است. بر اساس این سنت های الهی، دنیا جایی برای ابتلاء و امتحان و آزمون است تا هر کسی ایمان خویش را نشان دهد و کفر خود را بنمایاند. کسی که در خدمت خدا و راه اوست ، در این آزمون ها به یکی از دو نیکی پیروزی و شهادت می رسد و از آثار آنها بهره مند می شود.(توبه، آیه ۵۲)
۶. شب زنده داری و تهجد شبانه: زندگی کارگاه آدم سازی است؛ چنان که عبادت ها و تکالیف الهی نیز انسان را می سازد. در آیات قرانی برخی از اعمال عبادی ویژگی و آثار خاصی دارند که از جمله آن ها تهجد شبانه است. از نظر قرآن تهجد شبانه و شب‌زنده‌دارى، از عوامل مؤثّر در ایجاد روحیّه و پایدارى در برابر مشکلات است و انسان باید از این کارگاه عبادی برای استقامت بهره گیرد.(مزمل، آیات ۱ تا ۱۰)
۷. نیایش و دعا: توکل به خداوند و ایجاد رابطه و نسبت میان خود و خدا مهم ترین عامل استقامت و افزایش روحیه است. در این میان نیایش و دعا می تواند بسیار کارساز و مفید باشد. خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که نیایش، عامل تقویت روحیّه مقاومت در برابر دشمنان است و باید به این سلاح خود را مهجز کرد.(بقره، آیه ۲۵۰؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۷)
۸. آیات قرآنی: آیات قرآنی و بهره مندی از آن از مهم ترین عوامل ایجاد و تقویت استقامت در مومنان است که باید از آن بهره مند شد.(نحل، آیه ۱۰۲)
آن چه بیان شد تنها برخی از مهم ترین عوامل ایجادی و تقویت استقامت در انسان مومن است که باید به آن اهتمام ورزید.
موانع استقامت
همان طوری که شناخت مقتضیات استقامت لازم است باید واقع بین بود و موانع استقامت و پایداری را نیز شناخت تا با چشمانی باز و واقع بینانه به جنگ دشمن حق و عدالت رفت و با پیروزی بر واقعیت های تلخ و باطل و تغییر آن ها، حقیقت را جایگزین کرد. از جمله مهم ترین موانع بر سر راه استقامت می توان به این موارد اشاره کرد:
۱. شیطان: ابلیس و شیاطین جنی و انسی مهم ترین دشمنان انسان و مانع جدی در سر راه استقامت ورزی مومنان است. شیطان با وسوسه گری می کوشد تا انسان خود را برای تحقق بخشی حقایق ناتوان بیابد. از این روست که با بزرگ نمایی واقعیت های تلخ بیان می کند که ریشه های آن  استوار و غیر قابل تغییر و کندن است؛ در حالی که واقعیت های باطل ریشه ای نداشته و قراری ندارد و می توان به سادگی با عقل و حکمت و درایت آن را از جا کند و فرو انداخت. شیطان دو کار می کند : الف: ظرفیت و توانایی انسان را اندک نشان می دهد؛ ب: توان و ظرفیت دشمن را برجسته می سازد تا این گونه بذر ناامیدی را در دل ها بکارد.(آل عمران، آیه ۱۵۵)
۲. تاثیرپذیری از دشمن: دشمن با جنگ نرم و جنگ روانی تلاش می کند تا روحیه استقامت و مقاومت و پایداری را در میان اهل حق و ایمان از میان برد و آنان را خرد نماید. کسانی که تحت تاثیر دشمنان قرار می گیرند روحیه خود را از دست می دهند و زمینه شکست را در جرگه مومنان موجب می شوند. اینان خواسته و ناخواسته به عنوان نفوذی های دشمن عمل می کنند و قدرت و قوت مومنان را تضعیف می نمایند. از این روست که خداوند در آیات قرآنی به این مانع جدی در سر راه مومنان و استقامت و پایداری آنان  اشاره کرده و نسبت به تاثیرپذیری از دشمنان هشدار می دهد. خداوند در آیه ۱۲۲ سوره آل عمران تأثیرپذیرى مجاهدان از تحریکات خیانت‌آمیز دشمن، مانع پایدارى آنان دانسته است؛
۳. دنیاطلبی و مادیگرایی: دنیاطلبى و دلدادگى به مادّیات، از عوامل سستى در مبارزه و رویارویى با دشمن است که در آیات قرآنی از جمله آیه ۱۵۲ سوره آل عمران به آن توجه داده شده است. با نگاهی به شکست هایی که بر امت اسلام تحمیل شده می توان به این مانع جدی به عنوان یک مانع اساسی توجه یافت. بنابراین، نباید دنیاطلبی و مادیگرایی امت مسلمان را نادیده گرفت. همین دنیاگرایی و مادیگرایی موجب شده تا به سبب تحریم و کمبود برخی از نیازهای آسایشی و رفاهی برخی خود را از مقاومت کنار بکشند و از جبهه پایداری و مقاومت به جبهه شیطان و استکبار بروند و در خدمت آنان باشند.
۴. ترس و خشیت از دشمن: هم چنین بزدلی و ترس از دشمن به جای ترس از خدا موجب می شود تا برخی دست از استقامت بردارند و به جای مقاومت به صلح ذلت بار و دیپلماسی التماسی رو آورند و عزت مردم و ملت را مخدوش سازند.(بقره، آیه ۱۵۰ و آیات دیگر)
آثار استقامت و پایداری
اگر امت اسلام بر اصول ارزشی و حقایقی الهی توجه و اهتمام ورزد و واقعیت های تلخ را نپذیرد و علیه آن اقدام کند تا به تغییر آن دست یابد، باید منتظر آثار دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی آن باشد. از نظر قرآن استقامت و پایداری بر اصول ارزشی و حقایق تاثیراتی دارد که برخی از آن ها عبارتند از:
۱. آرامش: مهم ترین آثاری که بر استقامت بار می شود، دست یابی به آرامش و امنیت درونی و بیرونی است؛ زیرا خداوند به مومنان اهل استقامت یاری می رساند و دل هایشان را آرام و مطمئن می سازد.(فصلت، آیه ۳۰؛ احقاف، آیه ۱۳)
۲. امداد الهی: استقامت در راه دین سبب برخوردارى از یارى خداوند در دنیا و آخرت است.(فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱)
۳. پیروزی : استقامت و پایدارى، عامل پیروزى بر دشمنان است. پس تنها با پایداری و استقامت است که می توان امید به پیروزی داشت و گرنه باید خواری و ذلت سلطه دشمنان را پذیرا بود.(بقره، آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸ و ۱۵۲)
۴. بشارت و مژده: دریافت بشارت‌هاى فرشتگان الهى از سوى مؤمنان پایدار در راه عقیده از جمله آثاری است که خداوند در قرآن بیان کرده است.(فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱)
۵. رستگاری: فلاح و رستگاری دنیوی و اخروی از پیامدهای استقامت و پایداری است. خداوند در آیه ۴۵ سوره انفال رستگارى را از آثار پایدارى در برابر دشمنان دانسته است.
۶. محبت خدا: پایدارى در راه خدا، منشأ جلب محبّت و دوستى خداوند است.(آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸؛ صف، آیه ۴)
۷. دست یابی به مقام محسنان: پایداری و استقامت از مصادیق احسان بوده و مومن مستقیم و دارای استقامت به مقام محسنان دست می یابد.( آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸)
۸. نزول فرشتگان : نزول فرشتگان و ملائکه بر موحّدان براى آرامش بخشى، پیامد استقامت آنان در راه عقیده خود است که در آیات قرآنی از جمله آیه ۳۰ سوره فصلت بیان شده است.