آثار استغفار در زندگی دنیوی

توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

استغفار که همراهی دل با زبان در بیان کلمه مقدس «استغفروا الله ربی و اتوب الیه» است، آثار بسیاری زیادی در زندگی دنیوی انسان دارد که بی توجهی به آن می تواند مشکلات و مصیبت های انسان را افزایش دهد؛ در حالی که با استغفار نه تنها بلا و مصیبت موجود رفع و برداشته می شود، بلکه موجب دفع مصیبت احتمالی بلکه فراتر از آن موجب جلب نعمت ها به سوی انسان و اجتماع می شود. از همین روست که عارفان و عالمان اسلامی بر اساس فرهنگ قرآنی می گویند تمام عمر استغفار کنی سزاوار است؛ زیرا بهترین و کامل ترین ذکری است که انسان را در موقعیت برتر و بهتر قرار می دهد و زندگی را متحول می سازد.

توسل به معصومان برای استغفار

در اهمیت و ارزش استغفار در زندگی انسان همین بس که در آیات قرآنی خواسته شده است تا مومنان با توسل به معصومان(ع) از آنان بخواهند تا برایشان استغفار کنند و این گونه از آثار دنیوی و اخروی استغفار بهره مند شوند. در حقیقت نوعی شفاعت جویی به معصومان است تا ایشان برای انسان دعا کنند و دستگیر آنان در پیشگاه خدا باشند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، استغفار معصومان(ع) برای کافر و مشرک جایز نیست، بلکه حرام است. از همین روست که خدا حضرت ابراهیم (ع) را در یک مساله سزاوار اسوه بودن ندانسته که همین مساله استغفار برای عمویش آزر است(ممتحنه، آیه ۴)؛ زیرا ایشان وعده ای داده بود و از سوی دیگر به تعبیر قرآن بسیار دلسوز و بردبار بود.(توبه، آیه ۱۱۴)

البته این استغفار برای کافران و مشرکان تاثیری نخواهد داشت حتی اگر هفتاد بار معصومان با همه قرب و منزلت در پیشگاه الهی، برای آنان استغفار کنند؛ زیرا شرط پذیرش شفاعت معصومان(ع) در قالب استغفار آن است که شفاعت کننده شایسته شفاعت باشد که در این موارد شایسته نیستند.(توبه، آیه ۸۰؛ منافقون، آیه ۶)

اما استغفار برای مومنان نه تنها از سوی خدا پذیرفته می شود، بلکه خدا پیامبر(ص) را مامور می کند تا برای مومنان استغفار کند: فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ؛ پس به برکت رحمت الهى با آنان نرمخو و پرمهر شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى ‏شدند؛ پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه!(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ و نیز : نور، آیه ۶۲)

بر اساس جایگاه معصومان و شفاعت ایشان است که برادران یوسف(ع) برای رهایی از تبعات و پیامدهای گناه خویش به دامن حضرت یعقوب پیامبر(ع) آویزان شده و به ایشان متوسل می شوند تا برایشان استغفار کند و ایشان می پذیرد که چنین کاری را برایشان انجام دهد.(یوسف، آیات ۹۷ و ۹۸)

از این آیات و آیات دیگر قرآن به دست می آید که مومنان نمی بایست استفغار معصومان(ع) را در سطح استغفار خویش تقلیل و کاهش دهند؛ زیرا آنان از وجاهتی در نزد پروردگارشان برخوردار هستند که شفاعت ایشان را در قالب استغفار برای مومنان می پذیرد. بنابراین می بایست برای رهایی از مشکلات و مصیبت ها به دامن معصومان آویخت و به ایشان توسل کرد تا با شفاعت در قالب استغفار آنان را از پیامدهای گناهان و خطاها در امان نگه دارند و آمرزش ایشان را بخواهند. خدا خود به صراحت درباره تفاوت و فرق میان استغفار غیر معصوم(ع) و معصوم(ع) می فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا ؛ و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهى از او اطاعت کنند و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند پیش تو مى ‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش می کرد، قطعا خدا را توبه‏ پذیر مهربان مى‏ یافتند. (نساء، آیه ۶۴)

پس از نظر قرآن، وقتی معصوم(ع) برای مومنان استغفار می کند، خدا به قطع و یقین آن را می پذیرد. از همین روست که می گوید برای استغفار به معصومان(ع) متوسل شوید تا این گونه خود را بهره مند از توبه الهی و غفرانش قرار دهید.(همان)

هم چنین در بیان ارزش و اهمیت استغفار می بایست به این نکته توجه داد که فرشتگان خود را برای اهل زمین موظف می یابند تا استغفار کنند و آنان به یقین برای مومنان استغفار می کنند: تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِکَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ چیزى نمانده که آسمانها از فرازشان بشکافند و حال آنکه فرشتگان به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‏ گویند و براى کسانى که در زمین هستند آمرزش مى ‏طلبند. آگاه باش در حقیقت ‏خداست که آمرزنده مهربان است. (شوری، آیه ۵)

پس از نظر قرآن گناهان زمینیان موجب می شود که آسمان ها بشکافد و به هم ریزد، ولی شفاعت فرشتگان برای اهل زمین در قالب استغفار است که آنان را حفظ می کند؛ البته از آیات قرآنی به دست می آید که دو عامل برای جلوگیری از غضب و خشم الهی است که اگر این دو عامل نبود، عذاب الهی ساکنان زمین را نابود می کرد: وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ؛ ولى تا تو در میان آنان هستى خدا بر آن نیست که ایشان را عذاب کند؛ و تا آنان طلب آمرزش مى کنند خدا عذاب ‏کننده ایشان نخواهد بود. (انفال، آیه ۳۳)

پس از نظر قرآن، بر اساس دو عامل است که مردم از عذاب الهی درامان باشند: ۱. استغفاری که مومنان می کنند؛ ۲. وجود معصوم(ع)؛ زیرا معصومان نفس پیامبر(ص) هستند و همان طوری که وجود پیامبر(ص) مانع عذاب است، هم چنین وجود نفس ایشان یعنی امام زمان(ع) موجب می شود تا عذاب از زمین برداشته شود. از همین روست که گفته می شود: لولا الحجه لساخت الأرض بأهلها؛ اگر حجت در روی زمین نباشد، زمین، مردم را به کام خود فرو می‌‌کشد. (طبرسی، احتجاج، ج ۲، ص ۴۸ و مجلسی، بحار الانوار، ج ۶۰، ص ۲۱۳)

در روایتی دیگر آمده است: وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَرْفَعُ الْعَذَابَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ إِذَا کَانَ فِیهَا نَبِیٌّ أَوْ إِمَامٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ؛ و آن برای این است که خدا عذاب را از روی اهل زمین بر می دارد هنگامی که در میان آنان پیامبر یا امامی باشد؛ زیرا خدا می فرماید: این چنین نیست که خدا آنان را عذاب کند در حالی که تو در میان آنان هستی.

پس اگر به معصیت کاران مهلت داده می شود و فوراً عقاب نمی شود به برکت وجود حجّت است یعنی اگر خداوند در عقوبت اهل معاصی تعجیل نمی کند به سبب وجود حجّت است.

در دعای بعد از زیارت امام رضا علیه السلام نیز آمده است : إِلَهِی لَوْ عَلِمَتِ الْأَرْضُ بِذُنُوبِی لَسَاخَتْ بِی وَ السَّمَاوَاتُ لَاخْتَطَفَتْنِی وَ الْبِحَارُ لَأَغْرَقَتْنِی وَ الْجِبَالُ لَدَهْدَهَتْنِی وَ الْمَفَاوِزُ لَابْتَلَعَتْنِی؛ اگر آسمان بداند چه گناهی کردم مرا می رباید . اگر کوهها بدانند مرا درهم می کوبند . اگر زمین بداند مرا در خود فرو می برد اگر دریاها بدانند مرا در خود فرو می برند و غرق می کنند؛ ولی این چنین نمی شود؛ یعنی اگر عنایت و رحمت خدای متعال که بوسیله امام و حجت نازل می شود نبود قاعده و عقل اقتتضا می کرد که اگر کسی گناهی کرد فوراً مجازات و کیفر شود. سیستم و قوانین حاکم بر جهان تخلف از امر خدا را بر نمی تابد و اگر بخاطر وجود نبی و امام نبود ، سیستم حاکم بر جهان و قوانین تکوینی عالم او را فی الفور مجازات می کردند.

از همین روست که معصومان (ع) به عنوان « أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» معرفی می شوند که امنیت را برای ساکنان زمین به ارمغان آورده اند، هم چنان که وجود آنان برکات را موجب می شود: بِهِمْ یَرْزُقُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِهِمْ یَعْمَرُ بِلَادَهُ وَ بِهِمْ یُنْزِلُ الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهِمْ تُخْرَجُ بَرَکَاتُ الْأَرْضِ؛ به سبب شما خدا به بندگانش روزی می دهد و به سب شما است که شهرها را آبادان می سازد و به سبب شما است که قطرات باران از آسمان نازل می شود وبه سبب شما است که برکات زمین از آن بیرون می آید.(علل الشرایع، صدوق، ج ۱ ، ص ۱۲۳ و ۱۲۴)

آثار استغفار در زندگی مادی دنیوی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، یکی از مهم ترین عوامل دفع بلایا و مصیبت ها استغفار مومنان و مردمان است؛ چنان که آیه به صراحت به این نکته توجه می دهد: وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ.(انفال، آیه ۳۳) بنابراین می بایست هماره در شبانه روز استغفار را در دستور کار قرار داد و دست کم هفتاد بار استغفار به پیشگاه خدا داشت؛ زیرا انسان ها هماره خواسته و ناخواسته کارهایی را انجام می دهند که تبعات و پیامدهای منفی دارد. از همین روست که خدا حتی به پیامبر(ص) فرمان می دهد که استغفار کند تا از پیامدهای کارها در امان بماند(غافر، آیه ۵۵؛ فتح، آیات ۱ و ۲)؛ زیرا مراد از استغفار از «ذنب» به معنای گناه نیست، بلکه مراد دنباله و پیامدهای عمل است؛ زیرا واژه ذنب در عربی به معنای دم و دنباله است.

به هر حال، انسان ها می بایست هماره در حال استغفار باشند تا از پیامدهای خطا و گناه و یا ذنوب در امان باشید. اگر استغفار انجام نشود ممکن است پیامدهای کارهای پیشین به سبب سنت الهی دامن گیر شخص یا اجتماع شود.(کهف، آیه ۵۵)

از نظر قرآن، بهترین زمان استغفار سحرگاهان است؛ چنان که خدا می فرماید: وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحَارِ؛ استغفار کنندگان در سحرگاهان.(آل عمران، آیه ۱۷) و نیز می فرماید: وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ؛ و در سحرگاهان از خدا طلب آمرزش می کردند.(ذاریات، آیه ۱۸)

در آیات قرآنی برای استغفار آثار و برکاتی بیان کرده اند که بسیاری از آن ها با زندگی دنیوی و بهبود وضعیت مادی انسان است. از جمله این موارد می توان به این مصادیق اشاره کرد:

  1. مصونیت از عذاب عمومی الهی: یکی از آثار بسیار مهم و اساسی استغفار آن است که امت اسلام از بلایا و عذاب ها و مصیبت های عمومی در امان قرار می گیرند.(انفال، آیه ۳۳؛ کهف، آیه ۵۵) از نظر قرآن، سنت الهی این است که انواع عذاب ها با اهداف کیفر یا ابتلا نازل می شود. برای دفع و رفع بلایا و مصیبت ها و عبور موفق از چالش ها لازم است تا انسان با استغفار خود را در منطقه امن قرار دهد و امت را نیز نجات دهد. در این موارد لازم است تا استغفار جمعی انجام شود و مردمان با هم در این امر وارد شوند. از همین روست که با جمع به این نکته در آیات قرآنی بیان شده است.(همان) برای دفع بیماری های واگیری چون کرونا لازم است تا مومنان با هم دست به دامن اولیای الهی شوند و ضمن این که خود استغفار می کنند با توسل به اهل بیت(ع) و به ویژه امام زمان(عج) که مسئولیت امت را به عهده دارد و در مقام ولایت است، از ایشان بخواهند تا برای امت استغفار کنند.(همان)
  2. قدرت: اگر امت و اجتماعی بخواهد به قوت و قدرت برسد و با توان خویش هر کاری که می خواهد انجام دهد یا ترک کند، می بایست به استغفار به عنوان یک عامل مهم در تحقق این امر توجه و اهتمام ورزد.(هود، آیه ۵۲)
  3. ثروت: کسی که دچار فقر یا کمبود دارایی و ثروت است، می تواند با استغفار به ویژه توسل جویی با اهل بیت(ع) و شفاعت آنان از طریق اهل بیت(ع) و معصومان به ثروت برسد و از برکات الهی بهره مند شود.(همان؛ نوح، آیات ۱۰ و ۱۱)
  4. فرزند: کسی که فرزندی ندارد و دوست دارد که فرزنددار شود، می توان با همین شیوه پیش گفته مورد عنایت خدا قرار گیرد و به فضل الهی فرزند دار شود.(همان)
  5. امکانات مادی: از نظر قرآن، بهره مندی بیش تر از امکانات مادی دنیوی در گرو و رهن کارهایی است که از جمله آن ها استغفار است.(همان؛ هود، آیه ۳)
  6. جلب منفعت: از نظر قرآن همان طوری که استغفار موجب دفع و رفع بلا و مصیبت ها می شود، عامل جلب منفعت و برکات است که نمونه آن ها در مصادیق پیشین بیان شده است.(هود، آیات ۳ و ۳۰؛ نوح، آیات ۱۰ و ۱۱)
  7. رحمت خاص الهی: از نظر قرآن، همگان از رحمانیت و رحمت عام الهی برخوردار هستند، ولی اگر کسی بخواهد از رحمت خاص الهی یعنی مقام رحیم بهره مند شود، می بایست کارهایی را انجام دهد که از جمله آنها استغفار است.(بقره، آیه ۱۹۹؛ نساء، آیات ۶۴ و ۱۰۶ و ۱۱۰؛ مائده، آیه ۷۴)