آثار اجتماعی پلیدهای غذایی

بسم الله الرحمن الرحیم

تغذیه نامناسب همان طوری که بر روان آدمی تاثیر بدی به جا می گذارد، هم چنین عامل موثر در رفتارهای ضدهنجاری و ضد اجتماعی است. از این روست که در آموزه های وحیانی قرآن مورد توجه و عنایت خاصی قرار گرفته و در ساختار احکام به عنوان محرمات ساماندهی و منع شده است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آثار اجتماعی امور چون میخوارگی و شرابخواری توجه داده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

بهداشت اجتماعی، دغدغه قرآنی

یکی از مهم ترین دغدغه های قرانی نسبت به جامعه، بهداشت اجتماعی است؛ زیرا جامعه ای که برخوردار از بهداشت اجتماعی باشد می تواند در مسیر تعالی گام بردارد و سعادت جمعی را تامین کند. بهداشت اجتماعی هر چند منوط و مرتبط با بهداشت فردی است، ولی گاه رفتارهای فردی تاثیرات اجتماعی به جا نمی گذارد؛ اما همیشه رفتارهای اجتماعی تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم بر رفتارهای فردی دیگران به جا می گذارد. هم چنین در بسیاری از موارد ارتباط تنگاتنگی میان روان شناسی و جامعه شناسی برقرار می شود و حوزه بهداشت اجتماعی با بهداشت روانی مرتبط می شود. درک تاثیر مستقیم و غیر مستقیم امور می تواند برای درمان و نیز پیشگیری بسیار مفید و سازنده باشد.

از نظر قرآن، بهداشت، به معناى حفظ صحت(فرهنگ فارسى، ج‌۱، ص‌۶۱۱‌، «بهداشت».)، امری بسیار مهم و اساسی در ساختار و سبک زندگی اسلامی است.

هر کسی باید رفتارها و فعالیت هایی را در پیش گیرد که موجب بقای صحت و سلامت شخصی و جمعی باشد. در اصطلاح علمی به مجموعه فعالیتها و اقداماتى که براى بهبود و ارتقاى تندرستى و توانایى یک فرد یا جامعه انجام شود، بهداشت مى‌گویند که شامل همه دانشها و روشهایى است که به حفظ سلامت فرد و جامعه کمک کند.( ر.ک: کتاب بهداشت، زیر نظر جمعى از پزشکان، انتشارات وزارت بهدارى، معاونت امور بهداشتى، سال ۱۳۶۳ ش.) از نظر قرآن، مراعات بهداشت و پاکیزگى ظاهری و باطنی، باعث جلب محبت و دوستى خدا(بقره، آیه ۲۲۱؛ البرهان، ج‌۱، ص‌۴۶۴؛ المیزان، ج‌۲، ص‌۲۱۲) و بستر و زمینه‌اى براى دست‌یابى به رستگارى ابدی و فلاح اخروی است.(مائده، آیات ۹۰ و ۱۰۰) در این آیات خداوند از رجس برحذر می دارد؛ و شکی نیست که «رجس» در لغت به معناى قذر آمده است (لسان‌العرب، ج‌۵، ص‌۱۴۷، «رجس»؛ مفردات، ص‌۳۴۲، «رجس») و قَذَر نیز ضدّ نظافت است. (لسان‌العرب، ج‌۱۱، ص‌۷۳، «قذر») هم چنین در قرآن از مردم خواسته تا به جای خبیث دنبال طیبات بروند و از غذاهای طیب استفاده کنند؛ طیّب در اصل، چیزى است که حواس و نفس از آن لذّت مى‌برد. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۵۲۷، «طیب») و آن ضدّ خبیث است. (معجم مقاییس‌اللغه، ج‌۳، ص‌۴۳۵، «طیب») پس اگر انسان باید به این امور توجه داشته باشد، لازمه آن این خواهد که انسان به مساله بهداشت در همه امور از جمله بهداشت در تغذیه خویش توجه داشت باشد. بنابراین از نظر قرآن، لازم است با چنین نگاهی به بهداشت در مسایل فردی و جمعی نگریسته شود.

در اهمیت بهداشت باید گفت خدا در قرآن پاکیزگى و بهداشت را از ملاکهاى ارزش گذارى اشیا و چیزها دانسته است(مائده، آیه ۱۰۰)؛ چرا که از نظر خردمندان اشیاى پلید و غیر بهداشتى با اشیاى پاکیزه و بهداشتى مساوی نیست. این امری که خرد و عقل نیز آن را درک می کند و به آن توجه یافته است. بنابراین عقل و نقل بر آن اتفاق نظر دارد.(همان)

هم چنین از نظر قرآن، پاکیزه و سالم بودن وسازگارى با طبع انسان، شرط اساسى در بهرهورى از فراورده‌هاى زمین است(بقره، آیه ۱۶۸) در حالی که شیطان این دشمن آشکار دوست دارد که انسان به این نکته توجه نیافته و گرفتار غفلت شود و به جای آن که خلاف این رویه فطری را در پیش گیرد.(همان) بنابراین کسی که استفاده از امور طیب و پاک را حرام بداند در حقیقت به خدا افترا زده است؛ چنان که استفاده از امور پلید امری مطابق خواست و وسوسه شیطان است.(همان؛ اعراف، آیه ۳۲)

از نظر قرآن، مؤمنان، مؤظف به استفاده و هم چنین انفاق از دستاوردهاى پاکیزه و دلپسند بوده(همان، بقره، آیه ۲۶۷) و برای شناخت طیبات می تواند از قرآن و پیامبر(ص) بهره برد.(اعراف، آیه ۱۵۷)

ضرورت استفاده از طیبات و توجه به بهداشت تغذیه و تن و روان از آن رو بسیار مهم است که صحت و سلامت آدمی به عنوان یک امر مهم در تعالی و کمال آدمی مطرح است. از نظر عقل و نقل، رعایت نکردن پاکیزگى و بهداشت، ظلم و ضرر بر نفس است(بقره، آیه ۵۷؛ مائده، آیه ۱۰۰)

خدا در بیان فلسفه حلال و حرام خوردنی ها و پوشیدنی ها به این مهم توجه داشته و پاکیزه و سازگار بودن خوردنیها یا ناسازگاری آن با طبع انسان را ملاک حلال و حرام بودن آنها دانسته است.(مائده، آیات ۴ و ۱۶۸) بنابراین، حرمت خوردن هر چیز آلوده و کثیف و غیر بهداشتى(انعام، آیه ۱۴۸) به سبب ناسازگاری آن با به طبع تن و روان آدمی و آثار زیانبار آن است. از همین روست که قرآن هر چیز پاکیزه و سالم و سازگار با طبع را حلال و هر چیز کثیف و ناسازگار با طبع را حرام کرده(اعراف، آیه ۱۵۷) و بر بهره‌گیرى از خوراکیهاى پاکیزه، سالم و سازگار با طبع تاکید داشته (بقره، آیه ۱۷۲) و بر لزوم پرهیز از انفاق غذاهاى نامرغوب و غیرپاکیزه توجه داده (بقره، آیه ۲۶۷) و از مردار، خون و گوشت خوک، حیوانات ذبح شده به نام غیرخدا و دیگر از غذاهاى ناپاک و غیرسالم و مضرّ به سلامت و بهداشت بدن منع کرده است(بقره، آیه ۱۷۳؛ مائده، آیه ۳؛ انعام، آیه ۱۴۵)

البته مراعات بهداشت برای حفظ صحت و سلامت تن و روان در همه ابعاد زندگی انسان از فردی و اجتماعی باید مراعات شود. از این روست که افزون بر بهداشت تغذیه، بهداشت لباس(مدثر، آیه ۴) و بهداشت جنسی در آمیزش(بقره، آیه ۲۲۲) بر بهداشت محیط زیست(بقره، آیه ۱۲۵؛ حج، آیه ۲۹) و بهداشت حج و محیط های عبادی(همان) و بهداشت شهر (سباء، آیه ۱۵) لازم و ضروری است و مومنان باید هماره به عنوان یک واجب به آن نگاه کرده و از هر گونه پلیدی و رجس و ناپاکی ها در این امور اجتناب ورزند.(مائده، آیه ۹۰) از همین روست که در قرآن بر لزوم تحصیل طهارت و پاکیزگى و شستشو براى عبادت(مائده، آیه ۶) و لزوم تیمّم بر زمین پاکیزه و عارى از کثافت، براى اقامه نماز در امور عبادی(همان؛ نساء، آیه ۴۳) در کنار دیگر انواع و اقسام طهارت و بهداشت تاکید می شود؛ زیرا انسان باید همان طوری که خداوند پاک و پاکیزه آفریده خود را حفظ کرده و گرفتار آلودگی نشود. این بهداشت باید در همه امور و اشیاء باشد که با انسان و زندگی وی مرتبط است.

آثار اجتماعی پلیدی و ناپاکی

از نظر قرآن هر گونه استفاده از امور خبیث و ناپاک امری ناروا و خطرناک است؛ زیرا استفاده از اموری است که با طبع و طبعیت انسان ناسازگار بوده و آثار مخربی بر تن و روان آدمی به جا می گذارد. پس فلسفه و هدف از تحریم این امور حفظ بهداشت تن و روان آدمی است.

با نگاهی به آثار مخرب و زیانباری که عقل و نقل برای استفاده انسان از امور خبیث و ناپاک بیان کرده به خوبی و روشنی می توان دریافت که چرا خدا در قرآن بر اهمیت استفاده از طیبات و پرهیز و اجتناب از خبیثات تاکید دارد. اصولا پلیدى، به معناى ناپاکى و چرک در اموری که قرآن آن ها به عناوینی چون «رِجْس»، «رِجْز»، «سوء»، «خبیث» و «نجس» معرفی کرده است، به مجموعه ای امور گفته می شود که نه تنها سودی به تن و روان آدمی نمی رساند، بلکه آثار زیانباری داشته و آسیب جدی به تن و روان و سلامت آن ها وارد می سازد.

چنان که گفته شد در فلسفه و هدف از تحریم های قرآن نسبت به امور پلید ، خدا در قرآن به خباثت و پلیدى اشیا و ناسازگاری آن ها با طبع و طبعیت انسان اشاره داشته و آن را زمینه‌ساز حرمت آن دانسته است.(اعراف، آیه ۱۵۷) پس پلید بودن اشیا، دلیل وجوب اجتناب از آنها است.(مائده، آیه ۹۰؛ مدثر، آیه ۵)

از نظر قرآن، امور پلید از خوراکی ها و پوشیدنی ها و نوشیدنی و سرگرمی ها چون خون، خوک، مردار، خمر ، قمار و مانند آن ها موجب زیان و ضرر به تن و روان آدمی است و موجب ایجاد دشمنی و کینه میان مردم می شود.(مائده، آیات ۹۰ و ۹۱؛ انعام، آیه ۱۴۵ و آیات دیگر)

خداوند می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون. إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَهَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاهِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؛ کسانى که ایمان آورده اید، جز این نیست که شراب و قمار و سنگ هاى نصب شده براى قربانى ها که بدانها تبرک مى جویید، و تیرهاى قمار که گوشت دام ها را با آنها تقسیم مى کنند، همه پلیدى هایى هستند که گرایش به آنها برخاسته از وسوسه هاى شیطان است، پس از آنها بپرهیزید، باشد که نیکبخت شوید. شیطان چیزى جز این نمى خواهد که به وسیله شراب و قمار میان شما دشمنى و نفرت بیفکند و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. اینک آیا از این کارها بازمى ایستید ؟(مائده، آیات ۹۰ و ۹۱)

پس یکی از مهم ترین آثار اجتماعی زیانبار استفاده از امور پلید و خبیث ، ایجاد دشمنی میان مردمان و ایجاد شقاق و عداوت در میان آنان است. کسانی که گرفتار استفاده از امور پلید چون خمر و میخوارگی هستند، به سبب آن که عقل آنان نهان و پنهان می شود و قدرت فعالیت خود را از دست می دهد، رفتاری غیر عقلانی را در رفتار اجتماعی در پیش می گیرند و به جای رفتارهای هنجاری گرفتار رفتارهای نابهنجار اجتماعی می شوند و دشمنی و عداوت و کدورت و کینه را میان خود و دیگران ایجاد کرده یا دامن می زنند.

هم چنین استفاده از قمار و چوب و اسباب و ابزارهای آن موجب می شود تا شخصی که در شرط بندی و قمار مال باخته باشد، کینه دیگران را به دل بگیرد. افزون بر این که مال خویش را از دست می دهد و سرمایه ای که موجب قوام خانه و جامعه است بر باد داده، و گرفتار ناتوان مالی می شود، هم چنین خود را مغبون می یابد و دشمنی دیگران را در دل می گیرد. از همین روست که در این آیات ازلام (چوبهاى مخصوص برد و باخت) مظهر پلیدى و ناپاکى معرفی شده و از وجوب اجتناب از آن ها سخن به میان آمده است.

علامه طباطبایی درباره ایقاع دشمنی و عداوت از سوی شیطان با ابزارهای پلید و رجس می نویسد: عداوت به معنای تجاوز ضد التیام است ، و اگر نسبت به قلب لحاظ شود و معنای آن دشمنی است؛ و بغضاء ضد محبت ، یعنی تنفر قلبی و کینه. خدامی فرماید: شیطان به وسیله شراب وقمار بین شما دشمنی و کینه می اندازد. این که خدا ایقاع عداوت و بغض را از آثار شراب و قماردانسته ، به این جهت است که این اثر در آن دو ظاهرتر است؛ چون معلوم است که نوشیدن شراب باعث تحریک سلسله اعصاب شده و عقل را تخدیر وعواطف عصبی را به هیجان در می آورد و عقل را زایل می نماید و شهوات حیوانی را به تحریک وا می دارد و در نتیجه باعث ارتکاب فجور در مال و عرض و ناموس و نفوس می گردد و حتی باعث هتک مقدسات دینی وشکستن حدوداجتماعی می شود؛

اما قمار سعی و کوششی را که شخص در مدتهای طویل در راه جمع مال و به دست آوردن وجهه و آبرو به کار برده ، در کمترین مدت از بین می برد. البته این درصورتی است که در قمار شکست بخورد و اگر هم پیروز شود، همین مال حرام که آن را بدون زحمت کسب کرده باعث انحرافات دیگر او می گردد و برنده قمار آن را در راه صحیح خرج نمی کند. هم چنین با این سبک کسب درآمد، شخص عادت به تنبلی و ولخرجی می نماید و انسان را اهل لهوو فجور می سازد. چنین کسی که عادت به مال باد آورده بکند، همواره در صدد کسب مال از راههای نامشروع بر می آید؛ حال اگر شخص قمارباز در قمار مغلوب شود و هستی خود راببازد، همین بی پولی و زیاندیدگی، او را به کینه توزی نسبت به حریف واداشته و درنتیجه یک عمر رابه حسرت یا خشم وعصبانیت می گذراند. باید توجه داشت که این دو امر عداوت و بغض نسبت به دیگران، موجب جلوگیری از یاد خدا می گردند. این در حالی است که یاد خدا، روح حیات در کالبد عبودیت و بندگی است و همینطور تنها هدف از دعوت الهی می باشد و ذکر در مقابل نسیان و فراموشی قرار دارد، پس عدم ذکر خدا به غفلت و فراموشی و خارج شدن از طریق عبودیت می انجامد؛

و اینکه نماز را به صورت جداگانه ذکر نمود، علی رغم اینکه نماز هم از مصادیق ذکر خداست به جهت آن است که نماز فرد اکمل از ذکر خدا است و خدای تعالی اهتمام بیشتری به نماز دارد؛ چون به فرموده رسول اکرم (ص ) نماز ستون دین است.

خدا در آخر بعد از ذکر این همه مفاسد شراب و قمار به نحو استفهام توبیخی می فرماید: که آیا دست بر نمی دارید؟ این جمله دلالت دارد بر این که مسلمانان آن زمان ها دست بردار شراب و قمار نبوده و نهی الهی را جدی نگرفته بودند، اما خداوند با این کلام درواقع می فرماید: هیچ امیدی نیست به اینکه زمانی نفع این اعمال از گناهش بیشتر شود و در نتیجه مباح شوند. بنابراین، نباید امید به این داشته باشند که روزی برسد که این ها مباح شود، به دلیل این که نفع آن بیش تر از ضرر آن ها شده است.(تفسیر المیزان، با دخل و تصرف، ذیل آیه ۹۱ سوره مائده)

به هر حال، برخی از امور پلید و رجس مانند شراب و قمار، از اموری است که موجبات تباهی رفتار اجتماعی انسان شده و به جای محبت عداوت و بغض را موجب می شود. پس لازم است تا از این امور اجتناب شود. البته با همه تاکیدهای قرآن بر تاثیرات زیانبار این امور در رفتار اجتماعی انسان، باز بسیاری از مردم به بهانه های واهی چون نفع آن در رفع برخی از بیماری ها و درمان آن، بر آن هستند تا از شراب بهره گیرند و کم تر به مفاسد آن توجه پیدا می کنند. از این روست که خداوند به صراحت با استفهام تقریرى، مى‏گوید: « فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؛ آیا شما خوددارى خواهید کرد؟» یعنى پس از این همه تأکید باز جاى بهانه جویى یا شک و تردید در مورد ترک این دو گناه بزرگ باقى مانده است؟! و لذا مى‏بینیم که طبق تصریح مفسران عامه حتى برخی از اصحاب پیامبر(ص) که تعبیرات آیات گذشته را به خاطر علاقه‏اى که به شراب داشت وافى نمى‏دانست، پس از نزول این آیه، گفت که این تعبیر کافى و قانع‏کننده است و دیگر لب به شراب نخواهد زد.(نگاه کنید: تفسیر نمونه ذیل آیه ۹۱)

در تفسیر نور آمده است: با آن که طبق آمارى که ارائه مى‏شود، بسیارى از قتل‏ها، جرائم، تصادفات، طلاق‏ها، امراض روانى، کلیوى و… ناشى از شراب است، امّا قرآن در این آیه بیان فلسفه‏ى تحریم، روى دو نکته تأکید دارد: یکى ضرر اجتماعى یعنى کینه و عداوت، و دیگرى ضرر معنوى یعنى غفلت از نماز و یاد خدا. این آیه برجسته‏ترین اثر شراب و قمار را بازداشتن از یاد خدا و نماز دانسته است، اکنون جاى این سؤال است که اگر کارهاى عادّى مثل تجارت، ورزش، تحصیل و مطالعه و امثال آن نیز ما را سرگرم کرده و از یاد خدا و نماز بازدارد، آیا مانند شراب و قمار است؟ آرى، هرچه ما را از خدا غافل کند، مانند شراب و قمار ناپسند است، گرچه اسلام به خاطر لطف و آسان گرفتن، آن را حرام نکرده باشد.

از نظر قرآن، هر کس که عامل کینه و عداوت در میان مردم شود، مانند شیطان است. هم چنین تحریکات شیطان دائمى است و محدود به زمان و مکانی نیست؛ پس جامعه‏اى که در آن عداوت باشد، شیطانى است.

البته باید توجه داشت که بیان فلسفه‏ و هدف احکام، یکى از عوامل تأثیر کلام در دیگران است. از این روست که باید به این مهم در همه امور توجه داشت و برای رسیدن به جامعه قانون مدار به فلسفه احکام و قوانین توجه داد. بنابراین، با تمام عواملى که باعث ایجاد کینه و دشمنى مى‏شود، باید مبارزه کرد و نباید مانند برخى از مسلمانان در صدر اسلام که على رغم تحریم شراب و قمار، باز بدان مشغول بودند و بهانه جویی می کردند، مورد توبیخ خداوند قرار گرفتند، مورد سرزنش قرار گیریم.

از نظر اسلام پلیدی غذایی که با حرام خواری ارتباط تنگاتنگی دارد، آثار و تبعاتی دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. فقدان برکت: « إِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمی وَ إِنْ نَمَى لَا یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ ؛ مال حرام رشد نمی کند و زیاد نمی شود و اگر هم رشد کند ، برکت نخواهد داشت. » (کافی ، ج ۵ ، ص ۱۲۵)
  2. سنگدلی و قساوت قلب: امام حسین پیش از ظهر عاشورا در کربلا صحبت‌های زیادی کرد، ولی هیچ کدام اثر نمی ‌کرد. در آخر حضرت فرمودند: « فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ ؛ چون شکم‌های شما از حرام پرشده است ، حرف‌های من در شما اثر نمی گذارد.»( بحار الانوار ، ج ۴۵، ص ۸)
  3. فرزندان ناخلف: « کَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُ فِی الذُّرِّیَّهِ ؛ مال حرام در فرزندان آشکار می شود و روی آن‌ها اثر می ‌گذارد.»( کافی ، ج ۵ ، ص ۱۲۴)
  4. بی تاثیری عبادت: پیامبر(ص) فرمودند: « الْعِبَادَهُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ علَى الْمَاء ؛ کسی که مال حرام می خورد و عبادت هم می کند، مثل کسی است که روی آب ، ساختمان می سازد. »( عده الداعی، ص ۳۰۲ ) امام صادق (ع) نیز فرمودند: « تَرْکُ لُقْمَهِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ صَلَاهِ أَلْفَیْ رَکْعَهٍ تَطَوُّعاً ؛ ترک لقمه‌ی حرام، نزد خدا بهتر از خواندن هزار رکعت نماز مستحبی است.»(همان، ص ۱۴۰)
  5. محرومیت از حلال : در حدیث آمده است: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ یَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَکَ حِجَابَ السِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ؛ خداوند عزیز و با عظمت خلایق را آفرید و روزی آن‌ها را نیز به صورت حلال برای آنها قرار داد. پس اگر کسی چیزی از حرام مصرف کند به همان میزان از حلال محروم می‌شود و در قیامت نیز مورد ملامت خداوند قرار خواهد گرفت.»( کافی ، ج ۵ ، ص ۸۰)
  6. فقر: پیامبر فرمود:« مَنْ کَسَبَ مَالًا مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ أَفْقَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ؛ کسانی که نان حلال را رها می ‌کنند و به دنبال حرام می ‌گردند ، به خیال این که از راه حرام درآمد پیدا کنند ، خدا به فقر مبتلایشان می‌کند.»( أمالی ، طوسی ، ص ۱۸۲)

هم چنین باید توجه داشت که اگر نوشیدنی و مانند آن موجب بدبختی اجتماعی می شود، هم چنین رجس و پلیدی رفتارهای هم جنس گرایانه در جامعه موجب تزلزل ساختار خانواده و در نهایت فروپاشی اجتماع سالم می شود و به سبب همین امور است که حرام و اجتناب از آن واجب دانسته شده است. زنا و مانند آن امور نیز به سبب همین بازتاب منفی اجتماعی است که از نظر اسلام و قرآن منع شده است.(نور، آیه ۲۶ و آیات دیگر)

از نظر قرآن ریشه رفتارهای پلید و رجس و ناپاک اموری چون بی ایمانی (انعام، آیه ۱۲۵)، بی عقلی و بی خردی(یونس، آیه ۱۰۰)، شرک(اعراف، آیات ۶۵ و ۷۰ و ۷۱) و شیطان(انفال، آیه ۱۱) است و کسانی که گرفتار این امور هستند گرفتار پلیدی و نابهنجاری های رفتاری فردی و اجتماعی می شوند.